
مردم تبریز امروز پنجشنبه ششم فروردینماه با دلهای غمناک و قامتی استوار، ۲۱ فرزند شهید خود را بدرقه کردند و عطر شهادت پرطراوت تر از همیشه در آسمان این شهر پیچید. تبریز امروز تمامقد به بلندای غیرت ایستاده است تا ۲۱ ستاره درخشان از منظومه «جنگ رمضان» را بر شانههای خود تا آغوش عرش بدرقه کند. شهری که صلابتش را از ارگ و شکوهش را از خون سرخ فرزندانش وام دارد، امروز ردای عزا و افتخار بر تن کرده است.
در این کاروان، مرزهای سن و صنف فروریخته، اینجا دیگر تنها سخن از جامعه نظامیان نیست. در میان پیکرهای معطر، معصومیت لبخند کودکی هفتساله در کنار جلال نظامیان این دیار نشسته است، پیوندی میان «دفتر و سنگر» که گواهی میدهد در راه عزت این خاک، طفل نوپا و مرد نظامی همسنگرند.
میدان شهدای تبریز، آن شاهد دیرین حماسهها که عمریست شاهد عینی رجعت پیکرهای مطهر بوده، امروز عظیمترین وداع تاریخ خود را به تماشا نشست. حضور گسترده از مردمان وفادار، با قلبهایی مالامال از عشق و گامهایی استوار آمدند تا این جانبرکفان عرصهی اقتدار را با شکوهی بیمانند، تا آستانهی ابدیت و آغوش آرامش الهی همراهی کنند.
در این میان، لطیفترین و در عین حال کوبندهترین جلوه غیرت را میتوان در دستان کوچک کودکانی دید که به عشق «حلمای ۱۸ ماهه» به میدان آمدهاند. آنها با عروسکهایی در آغوش، همنوا با لالایی ملائک، فریاد میزنند که حلمای کوچک تنها نیست.
کودکان تبریز امروز با زبان فرشتگان پیمان بستهاند، آنها با چشمانی لبریز از اشک میگویند: «حلما حالا خواهر همهی ماست.» این عروسکهای در دست، نه برای بازی، که نشانی از همدردی معصومانهای است که نشان میدهد ریشهی برادری و خواهری در این خاک، از همان گهواره گره خورده است.
مادر شهید «داود نامی»، حافظ کل قرآن در گفتوگو با خبرنگار ایکنا میگوید: ریشه اسلام با خون شهدا آبیاری شده است ما نمیگذاریم سنگر خالی بماند، تا جان در بدن داریم و خون در رگ دارم نمیگذارم سنگر پسرم خالی بماند.
مادر شهید سرباز وطن «مهدی دوستی اسکندر» نیز میگوید: پسر ۱۸ سالهام در پیرانشهر سرباز بود، به بچهام مرخصی دادند اما گفت من میمانم از وطن دفاع میکنم تا شما در امنیت و آسایش باشید.
او با صلابت و اقتدار میافزاید: دشمن فکر نکند چون فرزند من یا فرزند بقیه را شهید کردند ما از وطنمان دست میکشیم ما وجبی از این خاک را به دشمن نمیدهیم.
زهرا حسنی، یک دختر نوجوان عکس حلمای ۱۸ ماهه در دستش و در دست دیگر عروسک به نشانه پیوند خواهری را با خود حمل میکند، میافزاید: دشمن فکر نکند چون پدر و مادر حلما را شهید کردند او تنها میماند، یک آذربایجان پشت اوست.
او خطاب به حلما میگوید: حلما جان ما همه خواهر و برادر تو هستیم نمیگذاریم جای خالی پدر، مادر، خواهر و برادران را حس کنی.
او خاطرنشان میکند: دشمن صهیونی این را بداند که ما مردم میهن پرست همیشه پشت کشورمان هستیم و نمیگذاریم آدمی مثل ترامپ بیاید و برای کشور ما تصمیم بگیرد.
پدری میانسال که چفیه بر گردن دارد، میگوید: امروز آمدهایم که بگوییم دست خدا همیشه پشت سر این شهدا است. پیام ما به ظالمها، چه آمریکا باشد چه اسرائیل، این است که با این جنایات، فقط ملت ما را متحدتر میکنند. هر قطره خون این شهدا، مشت محکمی بر دهان آنها است. ما تا آخر پای آرمانهای انقلابمان ایستادهایم.
دختر جوانی که عکس شهیدان را در دست گرفته نیز میگوید: اینجا جمع شدهایم که بگوییم این شهدا تنها نیستند. دشمن فکر میکند که میتواند ملت ما را بترساند اما کور خوانده است. ما به آمریکا و اسرائیل میگوییم: ما انتقام تک به تک این خونها را از شما میگیریم و تا آن زمان، خواب بر ما حرام است.