کد خبر: 4367075
تاریخ انتشار : ۰۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۲
به‌مناسبت بزرگداشت شیخ شهاب‌الدین سهروردی

فیلسوفی که توجه ویژه‌ای به قرآن داشت + فیلم

بدون تردید سهرودی یکی از بزرگترین فیلسوفان مسلمان است که تأثیر بسیار زیادی بر فلسفه اسلامی و همچنین فیلسوفان بعد از خود گذاشته است. سهروردی بیش از هر متفکر ایرانی آیات قرآن را در آثار خودش به زبان فارسی و عربی آورده است اما مسئله‌ای که کمتر به آن توجه می شود شباهت افکار سهروردی با برخی از متفکران دوره تجدید حیات فرهنگی در غرب است.

شیخ سهروردی

به گزارش ایکنا از آذربایجان‌شرقی، شهاب‌الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شیخ شهاب‌الدین سهروردی، معروف به شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید، فیلسوف نامدار ایرانی اهل شهر سهرورد زنجان است. وی از بزرگ‌ترین فلاسفه تاریخ ایران است که حکمت خسروانی ایران باستان را احیا کرد. وی در اصول فقه ید طولایی داشته و شاعر هم بوده‌ است. او همچنین بنیانگذار فلسفه اشراقی است که در مقابل فلسفه ارسطویی(مشاء) عرض اندام کرده است. بی‌تردید سهرودی یکی از بزرگترین فیلسوفان مسلمان است که تأثیر بسیاری بر فلسفه اسلامی و همچنین فیلسوفان بعد از خود گذاشته است.

در باب تاثیرگذاری قرآن بر سهروردی گاهی از منظر مقدار و کمیت استفاده شیخ اشراق از واژگان و آیات قرآن در آثار او می‌توان سخن گفت. وقتی از این دید به آثار شیخ اشراق نگاه کنیم از احاطه فراوان او به معارف قرآن، شگفت‌زده می‌شویم به عنوان مثال وقتی به کتاب الواح العمادیه مراجعه کنیم می‌بینیم که با وجود آن که رساله مختصر ۷۷ صفحه‌ای است ۱۹۴ آیه مورد استفاده قرار گرفته است که تقریبا در هر صفحه دو ممیز شش دهم خواهد شد. در رساله آغاز و انجام خواجه نصیر طوسی که ۶۶ صفحه است هم ۲۲ آیه استفاده شده است.

بیشتر استفاده‌های شیخ اشراق از قرآن، انفسی است؛ تفسیر آفاقی مربوط به جهان طبیعت و هر چیزی بیرون از انسان و قصص تاریخی و ... است ولی تفسیر انفسی که برای اهل معرفت موضوعیت دارد مربوط به هر چیزی در درون انسان و جهان درون انسان است. اعم از  سنت‌هایی که بر اجتماع و قوانین طبیعت حاکم است. اين حكيم توانمند، پس از اتمام تحصيلات رو به عرفان و سلوک معنوی آورد و در جريان سفرهايش مدتی با جماعت صوفيه هم كلام شد و به مجاهدت نفس و رياضت مشغول شد. هنگامی كه سفرهای سهروردی گسترده‌تر شده بود به آناتولی رسيد و از آنجا به حلب سوريه رفت، در اين شهر با «ملک ظاهر»، پسر «صلاح‌الدين ايوبی»، آشنا شد، ملک ظاهر شيفته شيخ شده و مقدمش را گرامی داشت و از او خواست كه در آن‌جا بماند، سهروردی پذيرفت و درس و بحث خود را در مدرسه حلاويه آغاز و در همين مدرسه بود كه شاگرد و پيرو وفادارش «شمس الدين شهروزی»، به او پيوست.

شيخ هميشه در بيان مسائل، به خصوص احكام و مسائل مربوط به دين بی‌باک بود و همين صراحت بيان او بود كه سرانجام فقهای قشری عامه عليه او شوريدند، او را مرتد خوانده و سخنانش را خلاف اصول دين دانستند. كينه و عناد با شيخ به جايی رسيد كه «ملک ظاهر»، را تشويق به قتل او كردند، اما ملک ظاهر نمی‌پذيرفت و به خواست آنان توجهی نداشت تا اينكه فقها با ارسال شكوائيه به صلاح‌الدين ايوبی او را مجاب كردند كه فرمان قتل شيخ را صادر كند، سرانجام صلاح‌الدين ايوبی در نامه‌ای از پسرش خواست به دليل برخی ملاحظات سياسی شيخ را به قتل برساند. مشهور است كه او را به دار آويخته يا خفه كردند، جرم او معاندت با شرايع دينی بود و بدين ترتيب سهروردی نيز سرانجامی همچون سقراط يافت.

انتهای پیام
خبرنگار:
امرعلی گل محمدی
captcha