به قلم محمد جمیری پژوهشگر گروه مطالعات انقلاب، تقدیم به شهید علی لاریجانی

انقلاب اسلامی در فضایی ظهور یافت که دو گفتمان مارکسیسم و لیبرالیسم، جهان انسانی را به انسداد گفتمانی کشانده بودند. مبارزان و اندیشمندان یا باید در ضدیت با معنویت و الهیات می جنگیدند و یا باید در فضایی از بی اعتنایی به مفاهیم آسمانی و ماورایی به اظهار تفکر و اندیشه می پرداختند از این رو مبارزانی که با اندیشه مارکسیستی هم کشته میشدند، بیهیچ افقی در فراسوی جهان تنها دل خوش به این بودند که شاید کسانی نامی از آنان یاد کنند.
خاصه اینکه در کشوری مانند ایران که مردمانش دل در گروه مکتب و مذهب دارند، کشته شدنهای غیر مکتبی بیهوده تلقی میشود و بالتبع بی اثر. در میانه این دو قطبی کسالت بار زمینی، انقلاب اسلامی، راه سومی را با تأسی از گفتمان معناگرای الهی ارائه نمود.
در ساحت این گفتمان همه چیز حتی کشته شدنها حول مفهوم متعالی توحید میچرخد. در مکتب توحید همه چیز از ولایت شروع میشود با جهاد و قیام ادامه مییابد و در صورت کشته شدن هم نه تنها راه و مرام کشته شده فراموش نخواهد شد بلکه زندهتر و بالندهتر به پیش خواهد رفت.
اساسا در مکتب اسلام، کشته شدن مبارزان و مجاهدان به معنای پایان راه نیست بلکه اتفاقا آغاز مسیری است که هدایت گری میکند. این کشتهها شهید نامیده میشوند و شهیدان شاهد بر امتند. شهید آن است که آگاهانه جان خود را برای خدا و در راه آزادی انسانها از قید و بند شیطانهای زمان تقدیم میکند. جان میدهد تا راه نشان دهد. ستاره میشود تا ظلمت را بشکافد. چنین کسی نه تنها از یادها نخواهد رفت بلکه فراتر از زمان و مکان بر سر زبان ها که نه، در اعماق جان ها خواهد ماند.
شهید پرچمدار میشود تا هدایت کند، میافتد تا پله شود برای اتصال با آسمان. حقیقت این است که در مکتب اسلام، شهید، زنده ترینها در پیشگاه خداوند متعال است که یقینا نزد آفریدگار عالم روزی میخورد و بر اخلاف خود بر شادی حال خویش خنده میزند. شهید از کالبد زمینی خود آزاد میشود تا آزادگی را هدیه کند.

برجستهترین این آزادگان، سالار شهیدان اباعبد الله الحسین(ع) است. نام و یاد آن آزاده همیشه تاریخ نه تنها هیچ گاه به فراموشی سپرده نشد بلکه هماره روشنایی بخش و آمید آفرین بود. در مکتب خمینی(ره) هم که استمرار مکتب عاشوراست شهادت و شهید جایگاهی ارزنده دارد.
جامعهای که در آن شهادت کم رنگ و یا بیرنگ باشد، جامعه ای مرده و راکد است و در سیر تاریخ به سرمنزل مقصود نمیرسد. هر چند آن جامعه قاریان و راویان و متفکران و مخترعان و هنرمندان چندی داشته باشد. شهید جامعه را هم، با خود به بالا میکشاند به تعالی سوق می دهد و درهای معنویت و ملکوت را به سوی آنها باز میکند.
توسل به شهیدان کربلایی، بنیانهای محکمی از توحید را برای جویندگان آن رقم زده و درهای منوری از معنویت را به سالکان طریق معرفت فراهم ساخته و بنیان های محکمی از ظلم را سرنگون ساخته است.
نمیشود در راه مبارزه برای کسب استقلال حرکت کرد اما با تفکر مارکسیستی و لیبرالی و یا مادی قدم برداشت که در صورت زنده ماندن نتیجه میشود استحاله در نظام سلطه و در صورت کشته شدن هم چیزی جر مرگ بیهوده به دست نیامده است. استقلال جامعه اسلامی تنها و تنها با خون شهید راه توحید معنا می یابد.
یکی از مزیت های انقلاب اسلامی از همان روز عاشورای سال ۱۳۴۲ این بوده که همواره در باغ شهادت برای مشتاقان آن باز بوده است. به صحنههای مختلف تاریخ این نهضت بنگریم. در طول نهضت اسلامی گروههای مختلفی به مبارزه میپرداختند. از همه آنها نیز افرادی کشته میشدند اما هیچ کدام مانند شهیدان راه خمینی(ره) بر جامعه اثرگذار نبودند.
به جرات میتوان ادعا کرد انقلاب اسلامی بدون شهادت بهترینها پیروز نمیشود و بدون شهادت بهترینها نیز استمرار نخواهد یافت. عالمان شهیدی که مزد قلمشان شد تقدیم خونشان به خدای عز و جل. دفاع مقدس گلستان شهادت بود و جاماندگان از کاروان شهیدان با اندوهی در قلب می سرودند
در باغ شهادت را نبندید زما بیچارگان زان سو نخندید.
پس از این دوران اما همچنان در باغ شهادت باز ماند و هر که را شوق شهادت در سر بود به آرزوی دیرین خود رسید. این شهیدان گاه گاهی ایران عزیزمان را به لحاظ معنوی و معرفتی متحول میسازند. انگار هر زمان که رخت غفلت بر تن جامعه مینشیند خداوند شهیدی را بر می انگیزاند تا خونی تازه در رگ های جامعه جاری کند.
به خاطر دارم که در کودتای جهانی ۱۴۰۱ آنچه که خط پایانی بر این کودتا بود، مراسم کشوری وداع با شهیدان گمنام دوران دفاع مقدس بود که در تمام شهرها و روستاهای ایران چرخیدند و مردم را به صورت عجیبی بر گرد خود فراهم آوردند.
تهاجم اخیر آمریکایی و صهیونی به خاک پاک ایران هرچند از جهات مختلفی خسارت آفریده، اما بار دیگری فضا را آمیخته با معنویتی از خون پاک شهیدان کرده و مردم ما را برگرد مفهوم متعالی شهادت متحد نموده و معنویتی عمیق بر جان های ما تزریق کرده و خط سرخ شهادت را بار دیگر رمز پیروزی ما دانسته و به ما یادآور میشود که ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد.
آری مرگ بیداری نمیآورد. خون، آن هم خون شهید بیداری میآورد. شوق ایجاد میکند. شور میآفریند. انگیزه میسازد. مرگ برای همه هست اما شهادت نصیب خاصان و برگزیدگان میشود. فوت رهبر عزیزمان هرگز چنین خروشی ایجاد نمیکرد. خون آقا، زلزله آفریده است. این خون آثار نحس کودتای دی ماه را شسته است. آزادگان جهان را به خط کرده، برای مبارزه با استکبار جهانی در میان ملل منطقه انگیزه ساخته است.
هرچند حضور دنیوی حضرت آقا وجود ندارد اما سلطه معنوی آن زعیم عالی مقام به گونهای است که امت همچنان خود را تحت مدیریت آن شهید الهی می دانند و کشور را بدون حضور ظاهری و دنیوی او حفظ کرده اند.
ملت شهادت طلب ایران از مرگ هراسی ندارند. این ملت بقای خود را در شهادت خود میداند. از تشییع پیکر شهیدان خسته نمیشوند. بلکه شور و شوقشان مضاعف میگردد. حقیقت این است که در شرایط سخت و ناملایمات تحمیلی به خصوص آنجا که جای جان دادن و کشته شدن است هیچ چیز مردم ما را آرام نمیکند الا ذکر زیبا و تسکین بخش یا حسین!
نام زیبای قافله سالار شهیدان و شعار دشمن شکن «هیهات من الذله» برای این مردم آرام بخش و شورآفرین و انگیزه ساز است. این اشکها نه از سر ترس و استیصال بلکه ابزاری برای قیام و انقلاب است. هر شهیدی مسیر انقلاب را فرسنگ ها به جلو میبرد.
درست مثل سالهای دفاع مقدس هشت ساله، خون تازهای به رگ های انقلاب وارد شده و مردم توجه تازه ای به انقلاب پیدا کرده اند. ملالی از بدرقه شهیدان ندارند. در ایثارگری و فداکاری کم نمی آورند، از مبارزه با استکبار استقبال میکنند و هزارها درس دیگر…
این ملت ملت امام حسین(ع) است و ملت امام حسین(ع) شکست نمی خورد…
انتهای پیام