
حضور گسترده مردم در میادین شهری و فضاهای عمومی در روزهای اخیر، جلوهای ملموس از همبستگی ملی و مشارکت اجتماعی در ایران رقم زده است. این حضور، نه تنها نشاندهنده علاقه مردم به حضور در صحنههای تاریخی و سیاسی است، بلکه تصویری تازه از انسجام اجتماعی و نقش مستقیم شهروندان در رویدادهای ملی ارائه میدهد. کارشناسان معتقدند این تجربه میتواند الهامبخش تولید آثار هنری و سینمایی باشد و پیوند میان واقعیت اجتماعی و روایتهای هنری را مستحکم کند. تفاوت این تجربه با دورههای گذشته، به ویژه دوران دفاع مقدس، در گستردگی و نوع مشارکت مردم است. در آن دوران، مرز میان خط مقدم و پشت جبهه مشخص بود و هر فرد نقش محدودی داشت، اما امروز این مرزها تقریبا از میان رفته و مردم در بخشهای مختلف حضور فعال دارند. این تغییر، همدلی و وحدت میان مردم با سلایق و پیشینههای مختلف را تقویت کرده و تجربهای تاریخی از مشارکت جمعی ایجاد کرده است.
همزمان با حضور مردم، نقش هنرمندان و چهرههای فرهنگی در بازتاب و هدایت این تجربه نیز اهمیت ویژهای دارد. تولید آثار سینمایی و نمایشی که از زندگی واقعی مردم الهام گرفته باشند، میتواند پیام حضور اجتماعی و انسجام ملی را به شکل مؤثر منتقل کند و برای نسلهای آینده، تجربهای ماندگار ثبت کند. ایکنا پیرامون این موضوع با قربانعلی طاهرفر، کارگردان سینما و تلویزیون گفتوگویی انجام داده که در ادامه با آن همراه میشویم.
ایکنا - با توجه به تجربه زیستی اخیر، حضور گسترده مردم در میادین شهری و فضاهای عمومی را چگونه تحلیل میکنید و این حضور چه تفاوتی با تجربههای گذشته مانند دوران دفاع مقدس دارد و چه پیامی برای جامعه ایرانی و افکار عمومی جهانی ارسال میکند؟
اگر بخواهم از تجربه شخصی خودم سخن بگویم، این روزها ترکیبی از تجربههای تلخ و شیرین را به همراه داشته است، اما شیرینترین بخش آن تصویری است که از ایران به جهان مخابره میشود. این تصویر بیش از هر چیز حاصل حضور مردم در صحنه است؛ حضوری که در میادین شهری، خیابانها و فضاهای عمومی به شکل ملموس دیده میشود و نوعی همبستگی کمنظیر و مشارکت مستقیم در متن رویدادهای تاریخی ایجاد کرده است. هر ایرانی امروز خود را بخشی از این تجربه تاریخی میبیند و حس میکند در زیست انقلابی تازهای حضور دارد که تا پیش از این به این شکل ملموس تجربه نشده بود.
در مقایسه با
دوران دفاع مقدس، تفاوت مهمی وجود دارد؛ در آن دوران، مردم میان خط مقدم و پشت جبهه تقسیم شده بودند و نقشها محدودتر بود، اما اکنون این مرزها تقریباً از میان رفتهاند و مردم در میدان حضور دارند و احساس میکنند بخشی از همان جبههای هستند که رزمندگان در آن حضور دارند. این حضور همزمان مردم در خطوط مختلف باعث شده اثر مشارکت اجتماعی ملموستر شود و هر فرد بتواند نتیجه حضور خود را عینیتر مشاهده کند. روحیه جمعی تقویت شده و همدلی میان مردم و رزمندگان در سراسر کشور افزایش یافته است. همچنین این حضور پیام مهمی برای افکار عمومی داخلی و جهانی دارد. مردم بهصورت ملموس مشاهده میکنند که حضورشان چه تأثیری در تقویت روحیه خط مقدم و در مقابله با تهدیدهای فرامنطقهای دارد و این باعث شده حضور اجتماعی حماسیتر و باحلاوتتر از گذشته احساس شود. از نگاه جهانی، تصویری تازه از جامعه ایرانی شکل گرفته است؛ تصویری از ملتی که در شرایط سخت انسجام خود را حفظ میکند و این پیام، اهمیت نقش مردم در ثبات اجتماعی و ملی را برجسته میسازد.
ایکنا - شما در صحبتهای خود به تجربه شخصی در میادین شهری اشاره کردید، این حضور برای شما چه ویژگیهایی داشت و چگونه حس همدلی و همراهی با دیگر اقشار جامعه و رزمندگان را تقویت کرد؟
حضور در میادین شهری یکی از شیرینترین تجربههای این ایام بود. تلاش میکردم در نقاطی حاضر شوم که از نظر جمعیتی کمتر مورد توجه بودند، زیرا احساس میکردم این حضور باید در همه جای شهر جریان داشته باشد و نشان دهد که مشارکت اجتماعی صرفاً محدود به یک گروه خاص نیست. مردم در این میادین با پرچم و شعارهای خود، نوعی همبستگی عمیق و واقعی را تجربه میکردند که تا پیش از این در چنین حجم گسترده و ملموسی ندیده بودم. یکی از ویژگیهای مهم این حضور، تبدیل پرچم به نماد مشارکت و ایستادگی در میدان بود. شاید تصور میشد مشارکت فعال تنها با ابزار نظامی معنا پیدا میکند، اما مردم با پرچم و ندای الله اکبر، همان نقش را ایفا میکردند. این تجربه باعث میشد انسان حس کند در برابر جبههای بزرگ و متحد ایستاده است و حضورش اثر مستقیم بر روحیه جمعی دارد. علاوه بر این، این حضور باعث ایجاد وحدت و همدلی گستردهای میان مردم با سلایق و پیشینههای مختلف شد. افراد با تعلق خاطر مشترک در کنار هم قرار گرفتند و حس همپیمانی تقویت شد، که این تجربه تاریخی میتواند مبنایی برای تحلیلهای فرهنگی و اجتماعی آینده قرار گیرد و به تقویت انسجام ملی کمک کند.
ایکنا - شما اشاره کردید که تجربه تلخ این روزها مرتبط با حوزه سینما و تلویزیون بوده است، لطفاً توضیح دهید که این چالشها چه بوده و چرا نیاز به برنامهریزی قبلی احساس میشد؟
واقعیت این است که در حوزه سینما و تلویزیون، برای چنین ایامی پیشبینی و برنامهریزی خاصی نداشتیم. جریان رسانهای دشمن بسیار گسترده و منظم بود و نیاز به نیروهای واکنش سریع فرهنگی و چریکی برای مقابله با جنگهای نامنظم فرهنگی احساس میشد. در این شرایط، قلم نویسنده، دوربین فیلمساز و خلاقیت هنرمندان، سلاح اصلی ما بود، اما بدون برنامهریزی و هماهنگی، اثرگذاری محدود میشد و بخشی از ظرفیتهای هنری از دست میرفت. این عدم برنامهریزی باعث شد ما در لحظات حساس نتوانیم به شکل مؤثر از توانمندیهای موجود در عرصه هنر و رسانه بهره ببریم. بسیاری از هنرمندان علاقهمند بودند در مقابله با پروپاگاندا و تحریفهای رسانهای دشمن نقشآفرینی کنند، اما نبود ساختار منظم و هماهنگی باعث شد بخش زیادی از این انرژی و استعداد، بهطور کامل به کار گرفته نشود. بنابراین تجربه تلخ این بود که ما در حوزه هنر، حتی با وجود حضور فعال مردم در میادین، نتوانستیم به سرعت و با کیفیت کافی پیام فرهنگی و رسانهای خود را منتقل کنیم. این مسئله نشان میدهد که آینده نیازمند ایجاد شبکههای واکنش سریع فرهنگی و مدیریت بهتر جریانهای هنری در چنین مقاطع حساس است تا ظرفیتها به نحو کامل مورد استفاده قرار گیرد.
ایکنا - با توجه به اهمیت نقش چهرههای فرهنگی و هنری، عملکرد این افراد در این ایام چگونه بود و آیا همراهی آنان به اندازه انتظار شما صورت گرفت؟
یکی از چالشهای بزرگ در این دوره، دوگانگی رفتاری برخی چهرههای فرهنگی و هنری بود. انتظار داشتیم که این افراد که محل تأثیر اجتماعی و فرهنگی محسوب میشوند، در چنین شرایط تاریخی همراهی و همبستگی خود را نشان دهند. متأسفانه این همراهی به شکلی که انتظار میرفت صورت نگرفت و بعضاً شاهد سردرگمی یا عدم مشارکت فعال بودیم. این مسئله به معنای بیاهمیت بودن تلاشهای مردم و هنرمندان نیست، بلکه نشان میدهد که نیاز به یک نقد درونگفتمانی جدی و شناسایی جریانهای مطمئن و همراه با آرمان وجود دارد.
جریانهایی که واقعاً همدل و همپیمان هستند باید شناسایی شوند تا در فردای روزهای حساس، سکان فرهنگ و هنر کشور به دست آنها سپرده شود و سرمایهگذاریهای گذشته به هدر نرود. از این منظر، باید گفت عملکرد برخی از چهرهها، نشانگر ضرورت بازنگری و آسیبشناسی در عرصه فرهنگی است. مدیریت و سیاستگذاری فرهنگی باید این تجربهها را در نظر گیرد تا در مقاطع آتی، سرمایههای اعتقادی و آرمانی کشور به دست افرادی سپرده شود که قابل اعتماد و پایبند به
ارزشهای ملی و دینی هستند.
ایکنا - به نظر شما این تجربه زیستی چه تأثیری بر تولید آثار نمایشی، فیلم و سریال دارد و چگونه میتوان از این حضور عظیم مردم الهام گرفت؟
همه ایدهها و طرحهای سینمایی در کف خیابانها جاری و ساری است. هر حرکت مردم، هر فریاد، هر تصویر از میادین شهری و کف خیابانها میتواند تبدیل به یک موقعیت داستانی یا نمایشی شود که تا پیش از این مشابه آن تجربه نشده بود. این اتفاق، یک گنجینه بینظیر برای هنرمندان است که میتوانند شخصیتها، کاراکترها و موقعیتهای داستانی تازه خلق کنند. تجربه حضور مردم در چنین مقیاس وسیع، امکان طراحی کاراکترها با زیستبومهای مختلف و پارادوکسهای متنوع را فراهم میکند. هنرمندان با مشاهده مستقیم این صحنهها، میتوانند ایدههای تازه را استخراج کنند و در آثار نمایشی بهکار گیرند. این حضور، الهامبخش خلق آثار عمیق، تأثیرگذار و باورپذیر خواهد بود و پیامد آن در جامعه ایرانی و حتی مخاطبان بینالمللی قابل مشاهده خواهد بود. همچنین این حضور باعث میشود که تولیدات سینمایی و تلویزیونی، مستقیماً با واقعیت اجتماعی و فرهنگی پیوند بخورد و نه تنها روایتگر، بلکه بازتابدهنده تجربه واقعی مردم باشد. آثار هنری متأثر از این تجربه، نقش مهمی در تثبیت روحیه جمعی و انتقال پیامهای انقلابی و ملی خواهند داشت و رسالت هنرمندان را در انتقال حقیقت تاریخی و اجتماعی ایفا میکند.
ایکنا - در تجربه خود اشاره کردید که پرچم و شعار مردم نقش مهمی در ایجاد همدلی داشت، این تجربه چگونه میتواند به عنوان یک الگو برای خلق آثار هنری و سینمایی استفاده شود؟
پرچم و شعارها در میادین، به نمادی از قدرت و ایستادگی تبدیل شدند و این نمادگرایی، امکان خلق موقعیتهای بصری و داستانی بینظیری را به هنرمندان میدهد. هر حرکت مردم، هر فریاد الله اکبر، و هر شکل از مشارکت اجتماعی میتواند تبدیل به یک صحنه دراماتیک برای سینما و تلویزیون شود. این تجربه به هنرمندان نشان میدهد که ابزارهای ساده اما معناگرا میتوانند اثرگذاری بسیار بالایی داشته باشند. علاوه بر این، وحدت و همدلی مردم، بستری برای نمایش تعاملات انسانی و اجتماعی فراهم میکند. فیلمسازان و نویسندگان میتوانند با الهام از این تجربه، شخصیتها و موقعیتهای داستانی خلق کنند که نمایانگر انسجام اجتماعی و روحیه جمعی باشد. این تجربه تاریخی، امکان خلق آثار غنی و ماندگار را برای نسلهای آینده فراهم میآورد. از منظر فرهنگی، این تجربه نشان میدهد که هنرمندان باید حضور فعال خود را با تحلیل عمیق اجتماعی همراه کنند تا آثار تولیدشده نه تنها سرگرمکننده، بلکه پیامآور ارزشهای ملی، انقلابی و دینی باشد. این نگاه باعث میشود که آثار نمایشی تبدیل به ابزار مؤثر در تثبیت هویت و انتقال پیامهای انقلابی شوند.
ایکنا - با توجه به شرایط فعلی و تهدیدهای فرامنطقهای، هنر و سینما چه نقشی در مقابله با جریانهای رسانهای دشمن دارند و چگونه میتوان واکنش سریع فرهنگی را سازماندهی کرد؟
هنر و سینما ابزارهای اصلی در مقابله با جریانهای رسانهای دشمن هستند، زیرا قلم، دوربین و خلاقیت هنرمندان میتواند پیام واقعی جامعه را منتقل کند و در برابر تحریفها و پروپاگاندا ایستادگی کند. در این شرایط، نیاز به شبکههای واکنش سریع فرهنگی احساس میشود که بتوانند به سرعت جریانهای فرهنگی و رسانهای را مدیریت کنند و پیام درست را به جامعه و جهان منتقل کنند. بدون این برنامهریزی و واکنش سریع، بخش زیادی از ظرفیتهای موجود در عرصه هنر و رسانه از دست میرود. بسیاری از هنرمندان علاقهمند هستند در مقابله با جریانهای تحریفکننده مشارکت کنند، اما نبود ساختار منظم باعث میشود انرژی و استعداد آنان بهطور کامل به کار گرفته نشود. ایجاد شبکههای هماهنگ و پلکانی برای مدیریت این توانمندیها ضروری است تا پیام فرهنگی کشور به شکل مؤثر منتقل شود. بهطور کلی، سازماندهی نیروهای واکنش سریع فرهنگی نه تنها به انتقال پیام درست کمک میکند، بلکه باعث میشود ظرفیتهای اعتقادی و آرمانی موجود در جامعه به نحو مؤثر به کار گرفته شود و اثرگذاری هنری و فرهنگی کشور در سطح ملی و بینالمللی افزایش یابد.
ایکنا - در پایان، با توجه به اهمیت روزهای پیشرو، چشمانداز شما از تولید آثار فرهنگی و هنری پس از این تجربه چه خواهد بود و چه توصیهای به هنرمندان و سینماگران دارید؟
چشمانداز من این است که پس از این تجربه تاریخی، تولید آثار فرهنگی و هنری باید با الهام از حضور واقعی مردم و زیست جمعی آنان شکل بگیرد. هنرمندان باید موقعیتها و شخصیتهای واقعی را رصد کنند و از دل این حضور عظیم ایدههای تازه و خلاقانه استخراج کنند تا آثار تولیدشده نه تنها باورپذیر، بلکه اثرگذار و ماندگار باشند. توصیه من به هنرمندان و سینماگران این است که آثار خود را با تحلیل دقیق اجتماعی و فرهنگی همراه کنند و از این تجربه به عنوان یک منبع بینظیر الهام بهره ببرند. هر صحنه، هر حرکت و هر شعار مردم در میادین، میتواند تبدیل به یک موقعیت نمایشی مهم شود که پیامهای ملی، انقلابی و دینی را به جهانیان منتقل کند. همچنین امیدوارم که این تجربه باعث شود هنر و سینما در کشور ما به جایگاه واقعی خود دست یابد و بتواند در مقابله با جریانهای تحریفکننده، نقش مؤثر و پایدار ایفا کند. این حضور تاریخی مردم، یک سرمایه بینظیر برای خلق آثار هنری و تثبیت روحیه ملی است که نباید از آن غفلت کرد.
انتهای پیام