کد خبر: 4343529
تاریخ انتشار : ۱۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۹

تاریخ دروغ و شایعه تکرار می‌شود

در مدائن، شایعه‌ای کوچک قلب لشکر امام حسن (ع) را لرزاند و وفاداری‌ها را فرو ریخت؛ امروز، همان شبح دروغ، پشت صفحه‌های توئیتر و پیام‌های لحظه‌ای پنهان شده و نشان می‌دهد تاریخ، نه با شمشیر، بلکه با کلمات دوباره در میدان ما تکرار می‌شود.

تاریخ دروغ و شایعه تکرار می‌شود
خورشید ساباط مدائن با شدت می‌تابید و گرد و غبار بیابان، میان خیمه‌های لشکر امام حسن (ع) می‌رقصید. لشکر امام دو نیم شده بود. نیمی از نیروها، به فرماندهی عبیدالله بن عباس، پیشقراول شده و راهی مرزهای شام بودند تا نبرد را آغاز کنند. نیمه دیگر، همراه امام حسن (ع)، در ساباط باقی مانده بودند، در قلب عراق، آماده هر اتفاقی. اما چیزی در حال شکل گرفتن بود که هیچ شمشیری توان مقابله با آن را نداشت.
 
مغیره بن شعبه و عامر بن عبدالله، سال‌ها در عراق حکومت کرده و میدان را به خوبی می‌شناختند، مامور شدند. ظاهر مأموریت، مذاکره بود؛ اما حقیقت آن بود که آمده بودند دروغ بسازند و شایعه پخش کنند. وقتی وارد خیمه امام شدند، با لبخندی ظاهرا خیرخواهانه، از صلح سخن گفتند. امام، با نگاه نافذ و صریح خود، پاسخ داد: «صلح با معاویه جایز نیست.» اما آنان نیامده بودند حقیقت را بشنوند، آمده بودند که حقیقت را وارونه کنند.
 
وقتی از خیمه بیرون آمدند، دست به دعا برداشتند و ظاهرا برای سلامتی سبط پیامبر دعا کردند؛ در حالی که هر کلمه‌شان جز فریب و دروغ نبود. شایعه، چون آتش در باد، میان لشکر پیچید: «کار تمام شده… امام صلح کرده… ما بی‌خبر مانده‌ایم…» حتی فرماندهان باتجربه نیز دچار تردید شدند.
 
در همین آشفتگی، عده‌ای از تندروها شتابزده عمل کردند؛ سجاده از زیر پای امام کشیده شد و به خیمه حمله بردند. امام، با آرامشی بی‌نظیر، از خیمه بیرون آمد تا خشم و هرج و مرج را آرام کند. اما لحظه‌ای ترسناک فرا رسید: خنجری زهرآلود به سوی او پرتاب شد. شلیک مرگبار ناکام ماند؛ اما ضربه روحی و روانی بر دل لشکر و امام سنگینی کرد. 
 
امام مجتبی (ع) که به مداوا و حفاظت نیاز داشت در اختفاء به مدائن رفت. این اختفاء، شروع یک جنگ پنهان بود. معاویه نامه‌های خائنینی را که وعده سر امام داده بودند منتشر کرد و این شایعات به ابزار اصلی برای شکستن انسجام لشکر تبدیل شد.
 
عبیدالله بن عباس، فرمانده پیشقراول، دچار شک شد. دلش لرزید و فکر کرد که امام کار را به صلح تمام کرده و او در بی‌خبری دست و پا می‌زند. نتیجه، خروج بیش از هشت هزار نفر از میدان و شکست روانی لشکر بود. حتی التماس‌ها و هشدارهای قیس بن سعد بی‌اثر ماند.
 
درس این اتفاق روشن است: دشمن همیشه شمشیر ندارد، اما کلماتش می‌تواند از هر شمشیر برنده‌تر باشد. شایعه و دروغ، حتی وفادارترین نیروها را می‌تواند از مسیر حق دور کند. امام حسن (ع) با وجود زخمی و در اختفاء بودن، اصول و حقیقت را ترک نکرد. اما اگر لشکر از همان ابتدا استوار می‌ماند، شاید نتیجه میدان کاملاً متفاوت بود.
 
همه چیز در مدائن و ساباط شبیه یک نمایش زنده بود. خیمه‌ها، سکوت‌ها، نگاه‌ها و زمزمه‌هایی که از زبان مغیره و عامر بیرون می‌آمد. هر حرکت و هر کلمه، تکه‌ای از زنجیره‌ای بود که هدفش فرو ریختن روحیه و اعتماد لشکر بود.
 
امام، با شجاعتی بی‌نظیر اصول را حفظ و ثابت کرد که حتی در سخت‌ترین شرایط، ایمان و استقامت می‌تواند راه را روشن نگه دارد. اما چیزی که این داستان را معاصر می‌کند، این است که امروز، همان جنگ شایعه، به شکل نوین و پیچیده‌تر بازگشته است.
 
در عصر شبکه‌های اجتماعی، خبری نادرست یا توئیتی دروغین می‌تواند قلب یک ملت، یک جریان سیاسی یا یک نیرو را بلرزاند، درست مانند آنچه مغیره و عامر در مدائن کردند. وقتی ترامپ یا هر چهره سیاسی دیگری، از پشت پرده با توئیت‌ها و پیام‌های کوتاه، جریان‌ها را هدایت می‌کند ما با همان حربه تاریخی روبه‌رو هستیم: شایعه و فشار روانی، بدون حضور شمشیر و نیزه، میدان را تصرف می‌کند.
 
درس تاریخی مدائن این است که شجاعت، صبر و پایبندی به اصول، تنها راه مقابله با این جنگ نرم است. اگر لشکر و مردم در همان زمان دچار شک و ترس نمی‌شدند، شاید هیچ نیازی به اختفاء و بیم جان امام نبود. امروز نیز اگر جامعه و نیروهای سیاسی در برابر جریان شایعه و اخبار غیرمعتبر تسلیم شوند، تاریخ می‌تواند دوباره تکرار شود.
 
در این لحظه‌های بحرانی، صحنه مدائن را تصور کنید: خیمه‌ها در باد، نگاه‌های مضطرب، زمزمه‌هایی که حقیقت را می‌بلعد. این همان تصویری است که امروز در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم؛ خبری نادرست، شایعه‌ای ساختگی و جمعیتی که بدون تحلیل دقیق به سمت تصمیمی خطرناک می‌رود. اما پیام اصلی داستان روشن است: پایبندی به حقیقت و تحلیل دقیق، نه تنها در میدان نبرد، بلکه در هر جریان اجتماعی و سیاسی، تضمین‌کننده بقای اصول و جریان‌های درست است. امام حسن (ع) ایستاد و نشان داد که حقیقت حتی در برابر امواج سهمگین دروغ و شایعه، شکست‌ناپذیر است.
 
این تجربه تاریخی، هشدار واضحی برای امروز است: شبکه‌های اجتماعی و جریان‌های اطلاع‌رسانی مدرن می‌تواند همان نقشی را بازی کنند که مغیره و عامر در مدائن داشتند. تنها کسانی که میان توهم و واقعیت تفاوت قائل شوند میدان را از دست نمی‌دهند و در نهایت، پیام نهایی روشن است: همان‌طور که اهل کوفه علی (ع را تنها گذاشتند، ممکن است نسل امروز نیز رهبران و جریان‌های درست را بدون تحلیل و دقت تنها بگذارند. بنابراین، باید ایستاد، پایبند به اصول بود و اجازه نداد شایعه و دروغ، میدان را ببلعد.
 
ساباط مدائن و جنگ شایعه، بازنمایی زمانه ماست. همان‌طور که امام حسن (ع) با شجاعت و صبر ایستاد، ما نیز باید در برابر امواج سهمگین اطلاعات غلط، تحلیل نادرست و شایعات، پایدار و مقاوم بمانیم. شجاعت، صبر و حقیقت، تنها راه مقابله با شایعه و دروغ است، چه در مدائن و چه در عصر امروز.

 

انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
خبرنگار:
مریم اصغرپور
captcha