حجتالاسلام والمسلمین محمدباقر سعیدیروشن، استاد گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در بخش اول یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داد، نوشت: «سستی نکنید و اندوه مدارید، شما برترید؛ «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (آل عمران/ 139)
تجاوز وحشیانه آمریکایی صهیونی و حوادث یک ماه گذشته، همچون شهادت رهبر حکیم انقلاب اسلامی، فرماندهان و شخصیتهای تراز اول کشور، کودکان معصوم تا شهادت پاسدار غیور دریا سردار تنگسیری، مصیبتهای سنگینی بود که میتوانست یک جامعه را به زانو نشاند اما با همه این فشارهای سنگین، امت امام چونان رستاخیزی به پاخواست و صحنه گردانی کرد و پشتیبان مجاهدان میدان شد. راز این مقاومت تفسیر دیگری جز ایمان و اعتقاد به خدا و حرکت در راه خدا ندارد.
آیه فوق از جمله آیات بسیار مهم سوره آل عمران در تبیین جهاد با کفار است که از این حرکت رمزگشایی میکند. سرفصل این فراز، آيه 137 است «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِي اْلأَرْضِ فَانْظُروا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ» قرآن در این آیه با بیان یک اصل کلی توحیدی به مسلمانان تأکید می کند که در ارزیابی حوادث بزرگ اجتماعی، مقطعی نیندیشند بلکه رخدادهای یک جامعه را در انگارهای وسیع و با نگاهی ژرف تحلیل کنند زیرا سنت پایدار الهی، نابودی حق ستیزان است. این آیات هر چند در بستر جنگ احد بیان شد، اما به واقع نوعی تحلیل کلی الهیاتی از رویارویی دو جبهه کفر و ایمان و درس برای همیشه تاریخ است.
سستی نورزيد «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اْلأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» اين آیات زمانی نازل شد که مسلمانان در جنگ اُحد شكست خورده برگشتند و روحیه آنان نیزشکسته بود. اين جا خداوند از آنها دلجویی کرد و فرمود محزون مباشيد، سستي در شما راه نیابد، داستان هنوز پایان نیافته است.
کفار قريش بعد از جنگ بدر با 70 كشته، و هفتاد اسير، سال سوم هجری، تصمیم گرفتند با پيامبر جنگ کنند. آنان با سه هزار سوار و دو هزار پياده و تجهيزات كافى از مكه خارج شدند، و براى پایداری در جنگ، بتهاى بزرگ و زنان خود را نيز با خود آوردند!
عباس عموى پيامبر هنوز اسلام نياورده ساکن مکه بود، اما با توجه به علاقه وافر خود به پیامبر خدا، خبر کاروان جنگی مکه را به پیامبر رساند. پيامبر اکرم(ص) پس از چند روز، موضوع را با اصحاب و مردم مدينه در میان گذاشت و دفاع در مقابل سپاه قریش را مطرح کرد. در چگونگی مقابله با کفار برخی حضور درمدینه را و گروهی بیرون از شهر را پیشنهاد دادند.
در آن جمعه پيامبر اکرم(ص) به خطبه نماز ايستاد، و پس از حمد و ثناى الهی، فرمود: اگر شما با جان و دل براى جهاد آماده باشيد و با چنين روحيهاى با دشمنان بجنگيد به يقين خداوند پيروزى را نصيبتان مىكند. حضرت در همان روز با هزار نفر از مهاجر و انصار رهسپار لشگرگاه شدند.
پيامبر خدا(ص) خود سپاه را فرماندهی کرد و سه پرچم برپا کرد، يكى را به مهاجران و دو پرچم را به انصار سپرد. هنوز به احد نرسيده بود كه ضمن بازديد لشكر، گروهى را ديد كه پیشتر نديده بود، پرسيد اينها كيستند؟ گفتند: عدهاى از يهودند كه با عبداللّٰه ابن ابى هم پيمان بودهاند و به يارى مسلمانان آمدهاند. پیامبر خدا(ص) تأملى كرد و فرمود: براى جنگ با مشركان، نتوان از مشركان يارى گرفت، مگر این که مسلمان شوند. يهود اين پيشنهاد را نپذیرفتند، و به مدينه بازگشتند.
به اين ترتيب سيصد نفر از سپاه اسلام كم شد! پيامبر اکرم(ص) با 700 نفر به پاى كوه احد رسيدند. بعد از اداى نماز صبح صفوف مسلمانان را آراست.
عبداللّٰه ابن جبير را با پنجاه تيرانداز ماهر، مامور کنترل دهانه كوه کرد و به آنان تاكيد كرد كه در هر شرایط جاى خود را ترک نکنند و پشت سپاه را حفظ كنند. از آن سو ابوسفيان، نیز خالد بن وليد را با دويست سرباز زبده، مراقب گردنه و كمين سپاه اسلام گذاشت! با شروع جنگ، مسلمانان با يك حمله لشگر قريش را درهم شكست و سربازان اسلام به تعقيب کفار پرداختند.»
انتهای پیام