اینجا ایستگاه پنج ذوالفقاری آبادان است؛ مردم، ماشین حمل پیکر سردار را چون نگینی دربرگرفتهاند. پیکر سردار از آمبولانس به روی جایگاه مخصوص پیکر شهدا قرار میگیرد، صدای شیون و ناله زنها بلند میشود. زنی که سربند سفیدی بر پیشانی بسته با صدای بغضآلود به سردار خوشآمد میگوید. گویی سالهای طولانی است او را میشناسد: ماشاالله به قد و قامتت سردار. خوش آمدی سردار. صفا آوردی سردار. شهادت مبارکت باشه.
خدام حرم امام رضا(ع) اطراف پیکر ایستادهاند. پیش از آغاز حرکت به سمت گلزار شهدا، صلوات خاصه پخش میشود. زن بلند میگوید: زیارت امام رضا(ع) مبارکت سردار و ناله یا امام رضا بلند میشود.
ماشین حمل پیکر، شروع به حرکت میکند و صدای مردی از میکروفن بلند میشود؛ «تنگسیری قهرمان، غیور مرد ایران، مرد شهید میدان ...» جمعیت آرام حرکت میکند. مردم دم میگیرند؛ «عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز. تنگسیری دلاور با شهداست امروز.»
زنی میگوید آبادان هر شب تجمع است، اما دیشب که تجمع با مراسم وداع با پیکر شهید سردار تنگسیری همراه بود، جمعیت زیادی آمده بود.
از عراق، جمعیتی در بین تشییعکنندگان آمدهاند. پرچم کشور عراق در بین سایر پرچمها و علمها دیده میشود. شعارها یکی در میان فارسی و عربی است. مردم با همه شعارها همراهی میکنند.
زنی میگوید: سردار از وقتی فرمانده نیروی دریایی سپاه شدند، با اقتدار کامل، در مقابل دشمن ایستادند. قشنگترین اسمی که میشود بر ایشان گذاشت، ارباب تنگهها است. آرزوی ما همیشه این بود که با اقتدار بر تنگه هرمز مسلط باشیم. سردار این آرزو را برای ما برآورده کرد.
شهادت حق سردار بود، اما کاش بیشتر او را میشناختیم. دوستش داریم و آمدهایم که شفاعتمان کند.
یکی دیگری از تشییعکنندگان گفت: شهید تنگسیری، برای ما مایه عزت و افتخار است. آمدهایم با این قدمها در مسیر شهید قرار بگیریم. سردار، یک قهرمان بودند. افتخار ما است که ایشان آبادانی هستند و به شهرشان بازگشتند. خوش آمدند. دوستی دیگر که این صحبت را میشنود میگوید: امروز پیکر سردار هدیهای است که از سفر کرب و بلا برای ما آمده است و این برای ما آبادانیها افتخار است.
بانویی دیگر میگوید: شهید تنگسیری، خیلی کار کرد و در این جنگ، با بستن تنگه هرمز، کار بزرگی کرد. تنگه هرمز نباید به روی دشمنان ما باز شود. نباید صحبتی از مذاکره شود.تا پیروزی باید جنگید. ما رهبرمان را از دست دادیم، فرماندههان خود را از دست دادیم، ولی ایستادهایم و کف خیابانها میمانیم.
ما تا آخرین قطره خون پای انقلاب اسلامی ایستادهایم.
یکی دیگر از همراهان کاروان تشییع شهید که با فرزند خردسالش در این مراسم حضور یافته بود، درباره او میگوید: راستش من بعد از شهادت سردار تنگسیری بود که ایشان را شناختم. متاسفانه ما عزیزان و بهترینهای کشورمان را بعد از مرگ میشناسیم. این خیلی بد است. همسرم شهید تنگسیری را میشناخت و با شنیدن خبر شهادت او خیلی اذیت شد. چون از نزدیک شهید تنگسیری را دیده بود. برایم از شجاعت و مردمی بودن ایشان گفت و اینها را با گریه برایم تعریف کرد. همسرم کارگر گمرک است، برایم تعریف کرد روزی که دریابان تنگسیری، به اینجا آمده بود، برخی افراد سعی داشتند کارگرها را از سردار دور کنند که شهید تنگسیری مانع شدند و گفتند کار این بچهها، از کار ما باارزشتر است. اگر دقت کرده باشید، انسانهایی که کارهای بزرگی میکنند، میگویند ما هیچ کاری نکردیم، دلشان بزرگ است و آقا هستند. کاش قدرشان را بدانیم.
بانویی دیگر درباره شهید گفت: همسر من پاسدار است و شهید تنگسیری، فرمانده ایشان بود. او، شایستگی مقام شهادت را دارند.
چطور میشود از شهید تنگسیری گفت؟ مردم نمیدانند در دریا چه خبر است؟ همسران ما به دریا میروند و شاید در ماه، پنج روز یا ده روز در خانه باشند، اما سردار تنگسیری شاید بعد از یک ماه یا چهل روز میتوانستند به خانه بروند. زندگیشان روی دریا بود.
با قوت و قدرت راهشان را ادامه میدهیم و فرزندانی ترتیب میکنیم که مثل شهید تنگسیری باشند.
يكی دیگر از تشییعکنندگان شهید تنگسیری نیز گفت: وظیفه ماست که امروز اینجا باشیم. امروز مهمترین وظیفه ما همین است. هر کاری کنیم، نمیتوانیم زحمات ایشان را جبران کنیم. ایشان خدمات زیادی انجام دادند که شاید از بیشتر آن بیاطلاع باشیم.
بانویی دیگر نیز گفت: شهید تنگسیری اهل یکی از روستاهای آبادان هستند و این وصیتشان بود که در آبادان خاکسپاری شوند. به ایشان امپراطور دریا میگفتند. دریا را وجب به وجب میشناخت. شبانهروز زحمت کشید. چهرهاش، یک مرد خدایی را به ما نشان میدهد. میگفت به خاطر مردم حاضرم جانم را فدا کنم و اینکه مردم این گونه در مراسم تشییع سردار آمدهاند، محبتی است که خدا به دل آنها انداخته است.
دختر جوانی که به همراه خانواده در این مراسم حاضر شده بود، گفت: اولا شهدا خیلی برای ما باارزش هستند، اما ایشان یک افتخار ملی و جهانی برای ما محسوب میشوند. شهید تنگسیری آبروی جهانی ما هستند. امروز در جهان ایشان شناخته شده هستند. معروف است که ایشان سلطان و امپراطور دریا بودند. ایشان افتخارات دیگری هم داشتند، اما در این جنگ، با بستن تنگه هرمز، نامشان ماندگار شد. دوست دارم به ایشان بگویم ممنونم که آبروی ما را پیش امام زمان(عج) خریدید.
زن و مردی با پرچم کشور عراق، پابه پای تشییعکنندگان سردار، به سمت گلزار میروند، زن آیه لاتحسبوا الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا را خواند و گفت: از بصره به مراسم امروز آمدیم تا به خواهران و برادرانمان در جمهوری اسلامی ایران تسلیت عرض کنیم و در هر رنج و حادثهای در کنار آنها باشیم.
ما با مال و فرزندانمان ملت بزرگ ایران را ایران را یاری میکنیم و همراه آنها در برابر دشمن میایستیم. الموت لاسرائیل. الموت لامریکا.
شهید تنگسیری از فرماندههان نیرویی دریایی بود که در بندرعباس شهید شد. ما خبرهای این جنگ را دنبال میکنیم و ان شاالله ملت ایران و اسلام پیروز است.
بانویی دیگر از خیل کاروان تشییعکنندگان نیز گفت: این حضور ما امروز، یک جهاد است. این تنها کاری است که میتوانیم بکنیم. آمدهایم بگوییم قدردانیم. ما به وجود ایشان افتخار میکنیم و امیدواریم که بتوانیم مانند ایشان برای کشور قدم برداریم.
برخی از کودکان و نوجوانان آبادانی با لباس مدرسه در مراسم تشییع سردار شرکت کرده بودند، یکی از آنها گفت: من از اسرائیل نمیترسم. ما نمیگذاریم دشمن وارد ایران عزیز و قشنگ ما بشود. یکی از دیگر از شرکتکنندگان هم با اشاره به جمعیت انبوه حاضر در مراسم تشییع سردار تنگسیری گفت: کسی که از جانش مایه میگذارد و محو در اسلام میشود یقیناً خدا نیز این گونه برایش جبران میکند و خون او باعث سرنگونی دشمن میشود. اینها ذبح عظیم هستند و خون آنها آثار فراوانی دارد.
سردار تنگسیری با غیرت و اقتدار، زحمات زیادی در نیروی دریایی ما کشیدند و مقابل دشمن ما ایستادند. همین سردار وقتی به دختران ما میرسیدند مهربانانه برخورد میکردند.
حالا جمعیت به گلزار شهدا رسیده است. بخش زیادی از تشییعکنندگان از خرمشهر در مراسم حضور پیدا کرده بودند. یکی از اهالی خرمشهر درباره سردار گفت: سالهاست که سردار در دریا زحمت میکشند و زمانی که ما در خانه و در کنار خانواده با امنیت به سر میبردیم، شهید تنگسیری و یارانشان در فکر تأمین امنیت کشور بودند
یکی دیگر از آنها نیز گفت: شجاعت سردار تنگسیری زبانزد بود. با کنترلی که روی تنگه هرمز اعمال کردند به امپراطور دریا معروف شدند و پیش از آن هم از اقدامات موثری در زمینه فناوری ناوها داشتند.
آخرین کسی که با او هم صحبت شدیم، بانویی از ماهشهر بود که سالهای زیادی سردار را میشناخت و با ایشان نسبت داشت. او گفت: ایشان مایه اعتبار و عزت ما بودند و با اقتدار اجازه ندادند اجنبی وارد آب و خاک کشور شود. سردار، شخصیت مردمی، پای کار، با خدا و با اخلاص و مهربانی داشتند و شهادت رزق ایشان از سوی خدا بود.
زندگی سادهای داشت. مردم دوست بود. به روستازاده بودن خود افتخار میکرد. دختران را با هر تیپ و ظاهری دختر خود میدانست و با مهربانی با آنها رفتار میکرد.
اگر فرصت بود، همه مردمی که در تشییع دریابانشان آمده بودند و آرام آرام اشک میریختند، حرف برای گفتن داشتند؛ درباره مردی که با دریا انس داشت و صلابت و اقتدار و سخاوت و روشنی دریا به او سرایت کرده بود. مردم آبادان امروز دریایی تشییع کردند؛ دریایی از ایمان و اقتدار و روشنی و مهر.
مردی در بلندگو اعلام میکند، خانمها جلوتر نیایند. میخواهم برگردم که دختر جوانی میپرسد سردار دفن شد؟ میگوید تاکنون این قدر گلزار شهدا را شلوغ ندیدهام. شهید تنگسیری اولین کسی بود که وقتی شهید شد با خودم گفتم ای کاش من به جای او بودم. فیلمی از ایشان منتشر شده است که با توسل به نام حضرت فاطمه زهرا(س) تنگه را میبندند. این فیلم را دوست دارم. دوستان زیادی داردم که خیلی در چنین فضاهایی نیستند اما سردار تنگسیری را دوست دارند.
قرآن تلاوت میشود. سرود جمهوری اسلامی نواخته میشود. مردی پشت میکروفن با صدایی گرفته با سردار شهید سخن میگوید: «فرمانده دلاورم، برخیز که نخلهای اروند تو را میجویند. برخیز که موجهای اروند، با تو نجوا دارند. برخیز که مردم گستره خلیج فارس عطر تو را میبویند. برخیز که تنگه هرمز نماد صلابت و غیرت، تو را صدا میزدند. یاد نبردهای دریاییات بخیر. یاد عبور جانانهات از اروند خروشان بخیر. یاد دلاوریهای تو در شکست حصر آبادان و مقاومت آبادان بخیر. یاد حماسههایت در بدر و خیبر و کربلای 4 و 5 و بیت المقدس و فتح المبین و طریق القدس و والفجر 8 بخیر. یاد اشکهایت در فراق شهیدان بخیر.»
هوا رو به گرمی میرود. نماز بر پیکر شهید دریابان تنگسیری اقامه میشود و شهید در مزارش آرام میگیرد، اما همه میدانیم اینجا برای سردار، آخرین نقطه و آخرین منزل نخواهد بود؛ حالا شهید تنگسیری ستارهای است که در مسیرها و راههای ناهموار پیش رو، بر ما نورافشانی خواهد کرد. از امروز به بعد ما بیش از اینها با سردار کار داریم.
انتهای پیام