خسرو کنعانی، رئیس سازمان جهاددانشگاهی آذربایجانشرقی در یادداشتی نوشت: در جهان امروز، جنگها تنها در میدان نبرد اتفاق نمیافتند؛ بلکه در «خانه»، «رسانه»، «اقتصاد»، «روابط اجتماعی» و حتی «ذهن مردم» نیز جریان دارند. به همین دلیل، مفهوم «شهروند مسئول» در ادبیات جدید بحران، یک نقش حاشیهای نیست، بلکه بهعنوان عوامل اصلی ثبات جامعه شناخته میشود. اگر در گذشته سربازان در خط مقدم بودند، امروز بخش مهمی از این خط مقدم در دل زندگی روزمره مردم قرار دارد. در چنین شرایطی، سؤال مهم این است: شهروند مسئول چه نقشی دارد و چرا رفتارهای او میتواند تعیینکننده باشد؟
در شرایط عادی، اشتباهات فردی معمولاً اثر محدودی دارد. اما در شرایط جنگی، هر رفتار کوچک میتواند اثر چندبرابری بر کل جامعه داشته باشد. برای نمونه خرید بیش از حد موادغذایی از سوی ۱۰ هزار نفر منجر به کمبود مصنوعی برای یک شهر میشود و انتشار یک شایعه در یک گروه 100 نفری باعث تبدیل به ترس اجتماعی و هجوم به پمپبنزینها میشود و همچنین عصبانیت یک فرد در صف نانوایی، تبدیل به درگیری و اختلال نظم شهری میشود. بنابراین در بحرانها، سیستمها حساستر و شکنندهتر میشوند و رفتار مردم میتواند روند کنترل بحران را تثبیت یا تخریب کند. همین واقعیت باعث میشود نقش شهروند مسئول در تحلیلهای امنیت اجتماعی بسیار برجسته شود.
در بسیاری از بحرانها، جامعه نه با «دشمن خارجی»، بلکه ابتدا با «رفتارهای هیجانی داخلی» دچار مشکل میشود. این رفتارها عمدتاً از روی نیت بد نیست بلکه از ترس، اضطراب یا عدم آگاهی شکل میگیرد و به همین دلیل «خیانت ناخواسته» نامیده میشود.
احتکار خانگی: یک رفتار به ظاهر ساده مثل خرید ده بسته بیشتر از نیاز در شرایط بحران اثراتی زیادی از جمله: برهم خوردن تعادل بازار، ایجاد کمبود مصنوعی، افزایش قیمتها، شکلگیری موج خرید هیجانی از سوی دیگران و افزایش فشار بر شبکه توزیع میگذارد و در نهایت، اقتصاد جامعه آسیب میبیند نه دشمن.
شایعهپراکنی: در جنگها، اطلاعات به اندازه مهمات ارزش دارد و بازنشر عجولانه یک خبر تأیید نشده میتواند مردم را دچار ترس ناگهانی کند، صفهای بیمورد ایجاد کند، اعتماد عمومی به رسانهها و مدیریت بحران را کاهش دهد، حواس نهادهای اجرایی را از کار اصلیشان پرت کند و شهروند مسئول خبر میگیرد، نه اینکه خبر تولید کند.
هیجانزدگی و رفتارهای غیرمنطقی: گاهی یک رفتار عصبی کوچک، مانند دعوا در صف نانوایی، تبدیل به یک موج بزرگ بیثباتی میشود. در بحران، مسئولیت شهروند این است که یک حلقه آرامش باشد، نه یک تقویتکننده آشفتگی.
در بحرانها، خانهها اولین مکانهایی هستند که اضطراب در آن نفوذ میکند. بنابراین خانوادهها اگر آرام باشند، اخبار را مدیریت کنند، درباره شرایط با کودکان به زبان ساده گفتوگو کنند، ترس را منتقل نکنند در واقع زیرساخت روانی جامعه را تثبیت میکنند. اما برعکس، اگر خانهها دچار آشفتگی شوند، محلهها و سپس جامعه نیز دچار آشفتگی میشود. بنابراین تابآوری اجتماعی از درون خانه شروع میشود.
اخلاق شهروندی یعنی رعایت مجموعهای از رفتارهای ساده اما حیاتی مثل: رعایت نوبت در صفها، احترام و همدلی با دیگران، پرهیز از خشونت کلامی و فیزیکی، کمک به افراد آسیبپذیر، همکاری با نیروهای امدادی و کاهش مصرف منابع کمیاب، این رفتارها در شرایط عادی «اخلاق خوب» هستند، اما در شرایط جنگی عنصر امنیت ملی محسوب میشوند.
فشار روانی جنگ باعث میشود: آستانه تحمل پایین بیاید، اختلافات کوچک بزرگ شوند، سوءتفاهمها تبدیل به تنش شوند. لذا شهروند مسئول سعی میکند: درگیریها را شروع نکند، تنشها را کاهش دهد، از بحثهای بیثمر دوری کند و در فضای مجازی از جدلهای احساسی فاصله بگیرد زیرا هر اختلاف کوچک میتواند به بینظمی بزرگ تبدیل شود و بینظمی، بهترین متحد دشمن است.
در جنگ و بحران، منابع محدود هستند؛ انرژی، دارو، غذا، سوخت، خدمات درمانی. مصرف مسئول یعنی: تنها به اندازه نیاز مصرف کنیم، از اسراف پرهیز کنیم، اجازه بدهیم منابع حیاتی به افراد نیازمندتر برسد و فشار بیهوده بر سیستم توزیع ایجاد نکنیم این رفتار ساده، قدرت بزرگی دارد. یک جامعه با مصرف مسئولانه، قابل شکست نیست.
در بحرانها، بخشی از امنیت را ارتش و نهادهای رسمی تأمین میکنند؛ اما بخش مهمتری را مردم تأمین میکنند. شهروند مسئول یعنی: آرام، آگاه و منظم، دقیق در مصرف خبر، منصف در مصرف کالا، مهربان با دیگران، خویشتندار در بحران، همدل، نه هیجانزده و بخشی از راهحل، نه بخشی از مسئله اگر هر فرد نقش خود را درست ایفا کند، جامعه حتی در سختترین شرایط نیز ایستادگی خواهد کرد. در نهایت پایداری ملی، از رفتار یکایک شهروندان آغاز میشود.
انتهای پیام