
به قلم حجتالاسلام علی فضلی، مدیر گروه عرفان و معنویت پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
چه بسا جامعه در تمامی سطوح چه مردم و چه مدیران، با خطرها و حادثههای ناگوار فراگیر مانند جنگ مواجه میشود که دشواری آن را بر تن و جان، ذهن و روان خود احساس میکند و از تغییر پیش آمده و تحمیل شده، در رنج است تا حدی که در معرض فروپاشی و در هم شکستگی قرار میگیرد و به نوبه خود دچار آسیبهای اجتماعی، سیاسی، معنوی، فرهنگی و اقتصادی میشود. اینجاست که بحث تابآوری اجتماعی و چگونگی ارتقای آن مطرح میشود.
اما به واقع تابآوری اجتماعی در شرایط سخت چیست؟
تابآوری بر چند توانایی فردی، اجتماعی و سازمانی تکیه دارد؛ توانایی بر انعطاف و سازگاری با دشواریها، توانایی بر تبدیل و تحول موقعیتها، توانایی بر پیوند و همکاری اجتماعی، توانایی بر مقابله با تنشها، توانایی بر تصمیمگیری و حل مسائل، توانایی بر مدیریت چالشهای موجود، توانایی بر تداوم زندگی بحرانزده و آسیب دیده و توانایی بر بهبود و ترمیم زندگی ویران شده. پس تابآوری فقط تحمل سختی نیست، بلکه فراتر از آن است، افزون بر تحمل، توان عبور از بحرانها و بازسازی زندگی متعادل اجتماعی است.
با توجه به این، تابآوری اجتماعی در ساز و کار عرفان اسلامی چه معنا پیدا میکند؟ با چه راهکار و برنامههای تحقق پیدا میکند؟
در فرهنگ عرفانی تابآوری را میتوان ترکیبی از مقامات سهگانه صبر، استقامت و توکل یعنی شکیبایی، پایداری و واسپاری دانست که با این سه، ارادهها قوت گرفته، تواناییهای یاد شده با جهت توحیدی و سلوکی تحقق یافته، تحمل نیز در برابر دشواریها با قوه و منّۀ الهی صورت پذیرفته، عبور از آن دشواریها انجام گرفته، ترمیم آسیبهای وارده صورت میگیرد تا به جای درماندگی جمعی، امید فعال ایجاد گردد، اراده جمعی عرفانی شکل گیرد، مدیران به قوت به حل مسائل و معضلات بپردازند و مردم نیز با قوت حمایت همهجانبه کنند و دست همیاری خویش را بر روی شانه مدیران بگذارند. در حقیقت صبر در مقام مدیریت هیجان و انسجام، استقامت در مقام پایداری بر ارزشها و نیرومندسازی ارادهها و توکل در مقام خوشبینی راهبردی و امیدواری فعال است.
صبر به معنای نگهداشت نفس از بیتابیها و آشفتگیها در برابر تنگناها و تحمل رنج آن نگهداشت است، به نحوی که وقتی جامعه در ورطه بلایای طبیعی و بشری و بحرانهای فراگیر اجتماعی مانند سختیهای دوران جنگ افتاد، به تب و تاب نیافتد و آشفته نگردد و طغیان نکند و امنیت سیاسی – اجتماعی را به مخاطره نیاندازد و مردم نزد هم به گلایهمندی روی نیاروند و اضطراب و تنش و آشفتگی را بسان ویروسهای ذهنی در محیط جامعه پخش نکنند و از فروپاشی روانی جامعه پیشگیری کنند.
استقامت به معنای پایداری، ایستادگی، استحکامسازی اراده جهت ثبات قدم در راه درست است، به نحوی که در همه احوال و اعمال و در سراسر راه به خدا و اهداف متعالی توجه نمایند و از ثبات نیافتند و به پریشانی مبتلا نگردند. این راه و رسم یک ملت پایدار در بحرانها و دشواریهاست که با محوریت ایمان و اراده قوی به اهداف متعالی همبستگی خود را حفظ و تقویت کرده، با مقاومت در برابر تهاجم دشمنان میایستند و از ارزشهای والا و آرمانهای خدایی دست نمیکشند.
توکل به معنای سپردن امور به مالک جهان و اعتماد به وکالت و کفالت و کفایت اوست، به نحوی که در موقعیتهای تلخ، بدون آنکه دل آشوب و نگران گردند، به خدای سبحان مینگرند و او را مالک جهان دانسته، جریان امور جهان را به دست او میببینند. از این رو در عین بهرهبرداری از اسباب موجود در جامعه و سازماندهی مستحکم مدیریتها و ارادهها، به مسببالاسباب چنگ میزند و به وی اعتماد میکنند و امور را به او میسپارند که نه تنها اسباب شناخته شده به قدرت الهی مؤثر واقع شوند، اسباب ناشناخته نیز در راه قرار گیرند و برای پیشبرد اهداف عالی و الهی بروز کنند و تأثیر بگذارند. البته برای تتمیم توکل، از دعا نیز مدد میگیرند و در مقام استغاثه از خدای سبحان و امامان شریف طلب یاری میکنند. در حقیقت توکل، یأس اجتماعی را به امید فعال تبدیل میکند.
بر پایه این تابآوری عارفانه اجتماعی چند گام باید برداشت:
گام اول: تحلیل موقعیتهای تلخ میدان نبرد براساس الهیات عرفانی جنگ
گام دوم: ایجاد، حفظ و تقویت ارتباطات قلبی و معنوی در جامعه و سازمانها
گام سوم: فعالسازی شبکههای اجتماعی جهت انتقال دادههای همدلانه و امیدبخش
گام چهارم: تبیین هدفهای کوچک، میانه و عالی که اهداف متعالی حکم سوخت تابآوری را ایفا میکند
گام پنجم: آموزش و گسترش رفتار صبورانه جهت مدیریت هیجانها برای جلوگیری از واکنشهای انفجاری
گام ششم: تدوین شاخصههای ارزیابی برای سنجش میزان صبر جمعی، استقامت اجتماعی و توکل جامعه و رصد آنها جهت پیشگیری از آسیبها، رفع چالشها و تقویت عوامل رشد
گام هفتم: برافراشتن پرچم توحیدی برای تجمیع نیروهای متعهد فکری و عملیاتی برای عبور از بحرانها و ترمیم موقعیتها
گام هشتم: ترویج و تعمیق اتکال الهی در برنامهریزیها جهت دوری از هر گونه آشفتگی عاطفی، مالی، سیاسی و اجتماعی.
انتهای پیام