به گزارش ایکنا از قم، ناهید مجیدی، روانشناس خانواده در بیست و دومین نشست از سلسله نشستهای «در میدان» که به همت جهاددانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: کودکان در شناخت بُعد مکان مشکل دارند؛ یعنی کودک متوجه نمیشود که انفجار در چه فاصلهای رخ داده است و بحرانها را بسیار نزدیکتر از آنچه هستند، احساس میکند. حتی اگر حادثهای در کشور دیگری رخ دهد، از آنجا که کودک درک دقیقی از بُعد مکان ندارد، متوجه نمیشود که آن مکان از او دور است و گمان میکند نزدیک محل حادثه قرار دارد؛ در نتیجه احساس امنیت نمیکند و دچار اضطراب میشود.
این روانشناس ادامه داد: علت دیگر آسیبپذیری کودک این است که توان و ظرفیت روانی کمتری نسبت به بزرگسالان دارد، که این امر به دلیل تجربه و کارایی کمتری است. بزرگسالان در مواجهه با هر تجربهای احساس کارایی بیشتری میکنند؛ کارایی بیشتر یعنی توانایی تصمیمگیری در برابر مسائل، نحوه عملکرد و چگونگی نشان دادن واکنش. در این میان، برخورد والدین نیز بسیار مهم است، زیرا برخورد افراطی، فرصت عملکرد مستقل را از کودکان میگیرد و موجب میشود کودک احساس کارایی کمتری داشته باشد.
وی با بیان اینکه کودکان وابستگی عاطفی بیشتری به والدین دارند و در بحران جنگ، ترس از دست دادن والدین در آنها شدت میگیرد و اضطراب زیادی ایجاد میکند، گفت: این امر توانایی کودک را در مواجهه با بحران کمتر میسازد؛ از سوی دیگر، کودکان آرزوها و خیالپردازیهای زیادی برای آینده دارند و در مقایسه با بزرگسالان، دنیا را ارزنده و مطلوب میبینند؛ بنابراین وقتی با بحران مواجه میشوند، از دست دادن آن دنیای مطلوب را بهشدت احساس میکنند.
این روانشناس افزود: کودکان صبر کمتری نسبت به بزرگسالان دارند، زیرا با ناملایمات کمتری مواجه شدهاند. همچنین، کودکان توانایی کمتری در توضیح هیجانات خود دارند و همین باعث میشود نتوانند هیجاناتشان را بهدرستی ابراز کنند.
مجیدی با بیان اینکه در روانشناسی، اصطلاحی به نام «گویه درمانی» وجود دارد، تصریح کرد: یعنی وقتی درباره مسائل و هیجانات خود صحبت میکنیم، تا حدودی به تخلیه هیجانی کمک میشود. وقتی ابراز هیجان صورت نگیرد، این هیجانات در درون فرد جمع میشود.
وی با اشاره به اینکه نوجوانان با یکسری تکالیف عمده رشدی مواجه هستند، بیان کرد: یعنی در این دوره از زندگی که یک دوره رشدی محسوب میشود، با فعالیتهای مهمی مانند کنکور، شغل، ازدواج و امثال اینها روبهرو هستند که برای آنها نگرانی ایجاد میکند. بالاترین میزان اضطراب در دوره نوجوانی دیده میشود و با بحران موجود، این اضطراب چند برابر میشود.
این روانشناس اضافه کرد: در این دوره، رشد بلوغ جسمانی، عصبی و همچنین تغییرات هورمونی نیز اتفاق میافتد. نوجوان نیز مانند کودک، آرزوهای زیادی دارد و مایل است به آنها برسد؛ بنابراین هر بحرانی که احساس کند او را از رسیدن به این آرزوها دور میکند، بهشدت او را برآشفته میسازد.
این روانشناس با بیان اینکه میان استرس و تغییرات، رابطهای مستقیم وجود دارد، بیان کرد: با تغییر روال زندگی، نظم زندگی نیز به هم میخورد و این امر باعث افزایش استرس میشود.
مجیدی با تأکید بر اهمیت تغذیه گفت: مسئله دیگر این است که باید به تغذیه توجه کرد. قرار گرفتن در معرض استرس زیاد باعث تضعیف سیستم ایمنی بدن میشود. بدن از دو طریق تضعیف میشود؛ یکی از طریق استرس و دیگری از طریق بیاشتهایی ناشی از استرس، که هر دو موجب ضعف سیستم ایمنی میشوند. به همین دلیل، حفظ زمان تغذیه و غذا خوردن اهمیت زیادی دارد و به کودک و نوجوان احساس امنیت و کارکرد مثبت میدهد.
این روانشناس با بیان اینکه کودکان و نوجوانان باید پس از بحران، تحرک جسمانی کافی نسبت به قبل از بحران داشته باشند، تصریح کرد: زیرا ارتباط مستقیمی میان خلق، اضطراب و فعالیت جسمانی وجود دارد. آنها نسبت به بزرگسالان باید تحرک بیشتری داشته باشند؛ برای مثال، پیادهروی خانوادگی یا ورزش در خانه میتواند جایگزین باشگاهی شود که پیشتر میرفتند.
مجیدی گفت: کار دیگر این است که اطلاعات ورودی را کم کنیم و اخبار را برای کودکان بازگو نکنیم. همچنین باید صحبتهای تلفنی درباره اخبار جنگ را مدیریت کنیم، زیرا شنیدن این اخبار نگرانیهای زیادی در کودکان ایجاد میکند.
گوی ادامه داد: نکته مهم این است که هنگام غذا خوردن، تلویزیون خاموش باشد و اخبار پخش نشود؛ زیرا وقتی اخبار جنگ و بحران را میشنویم، دچار اضطراب میشویم و ترشح اسید معده افزایش مییابد و این امر میتواند به مشکلات گوارشی منجر شود.
این روانشناس با اشاره به مشکلات گوارشی تصریح کرد: وقتی هنگام غذا خوردن، اسید معده بیش از حد ترشح شود، سوءهاضمه ایجاد میشود؛ بنابراین غذا خوردن باید در فضایی آرام صورت گیرد تا دچار مشکلات گوارشی و سوءهاضمه نشویم.
مجیدی گفت: به کودکان دعا و توکل را آموزش دهیم و خود نیز برای فرزندانمان الگوی توکل باشیم، زیرا مهمتر از گفتار و آموزش، رفتار ماست که اثرگذار است و به الگو تبدیل میشود. همچنین کودکان را به نقاشی تشویق کنیم، زیرا نقاشی به تخلیه هیجانی آنها کمک میکند، بهویژه پس از یک دوره خاص مانند شنیدن صدای جنگندهها و انفجار.
وی با تأکید بر عملکرد و تأثیر نقاشی افزود: هنگامی که کودک در اثر صداهای جنگ و انفجار اضطراب بیشتری دارد، میتوان از نقاشی کمک گرفت؛ زیرا کودک هنگام نقاشی کشیدن، آن اتفاقات را برونریزی میکند و این امر به آرامش او کمک میکند.
این روانشناس با اشاره به گذراندن زمان کیفی با کودکان بیان کرد: همچنین لازم است با کودکان زمان کیفی داشته باشیم و فعالیت مورد نظر را نیز در هنگام گذراندن اوقات با والدین، به پیشنهاد کودک انتخاب کنیم.
مجیدی در ادامه با ارائه راهکارهای توجه گردانی گفت: از دیگر روشهای مفید، توجهگردانی است. استفاده از خمیر بازی، ابزارهای ساختنی و دیگر فعالیتها باعث میشود ذهن کودک از استرس منحرف شود و احساس آرامش بیشتری کند.
وی افزود: همچنین باید رفتار متناسب با سن کودک داشته باشیم و استفاده از گوشی را کنترل کنیم. در زمان برگزاری کلاس آنلاین، گوشی باید در اختیار کودک قرار گیرد، اما توصیه میشود از لپتاپ استفاده شود و اگر لپتاپ در دسترس نبود، استفاده از گوشی والدین کافی است و نیاز به داشتن گوشی شخصی برای شرکت در کلاسهای آنلاین نیست.
این روانشناس با بیان اینکه حفظ ارتباط دوستانه تأثیر مثبتی در سلامت روان کودکان و نوجوانان دارد، اظهار کرد: ارتباطات دوستانه کودکان و نوجوانان باید حفظ و ملاقات با دوستان با برنامهریزی والدین فراهم شود. این موارد هم در مورد کودکان و هم در مورد نوجوانان باید رعایت شود.
مجیدی با اشاره به خلق تحریک پذیر گفت: مورد مهم دیگر برای حفظ سلامت روان کودکان و نوجوانان، حل تعارضات خانوادگی، بهویژه تعارضات بین همسران است؛ زیرا تفاوتها و تنشهای موجود میتواند باعث بروز خلق تحریکپذیر شود؛ خلق تحریکپذیر یعنی اینکه فرد با هر عملی تحریک میشود و زود از کوره در میرود. کودکان در مشاجرات، ده برابر بیشتر از بزرگسالان تحت تأثیر قرار میگیرند و آسیب روانی بیشتری از مشکلات میبینند.
این روانشناس با بیان اینکه گفتوگو متناسب با سن کودک و نوجوان نیز بسیار اهمیت دارد، تصریح کرد: گفتگو با کودک و نوجوان درباره بحران و مشکلات ناشی از آن، یکی از روشهای بسیار خوب است؛ زیرا صحبت درباره مشکل، منجر به تخلیه هیجان در مورد همان موضوع میشود.
مجیدی تأکید کرد: موضوع مهم دیگر، نشان دادن درک و همدلی است که نقش مهمی در کاهش عواطف منفی دارد. اعتباربخشی به هیجان نیز به این معناست که اتفاقی را که افتاده، نرمال در نظر بگیریم؛ زیرا نرمالسازی هیجان خود باعث کاهش هیجان و ترس در کودک و نوجوان میشود. در این میان، باید درباره توانمندیهای کشورمان نیز صحبت کنیم.
وی با اشاره به بهسازی هیجان بیان کرد: هیجان، موضوعی غیرطبیعی یا غیرهنجاری نیست، بلکه امری طبیعی و دارای کارکردهای مثبت است. برای مثال، هیجان ترس باعث احتیاط میشود و از آسیب دیدن جلوگیری میکند.
این روانشناس افزود: کودکها و نوجوانهایی که از قبل دچار برخی اختلالات مانند کندن پوست، مو و ناخن و مواردی از اختلالات دیگر بودهاند، در این شرایط ممکن است دوباره دچار عود شوند و باید به روانشناس کودک مراجعه کنند، زیرا این موضوع یک مسئله تخصصی است.
مجیدی با اشاره به پرخوری هیجانی گفت: همچنین در این دوره ممکن است پرخوری هیجانی اتفاق بیفتد. اضطراب و استرس میتواند باعث پرخوری و ریزهخواری شود، بهویژه در مورد شیرینیجات؛ در این موارد باید به کودک توضیح داده شود و او را به استفاده از روشهای سودمند، مانند تنفس دیافراگمی و شمارش معکوس، بسته به سن کودک، تشویق کرد.
این روانشناس با بیان اینکه یکی از تکنیکهای ریلکسیشن، تکنیک ماکارونی است، گفت: ماکارونی رشتهای که پیش از پخت، صاف و محکم است، میتواند به بدن حالت انقباض بدهد؛ کودک تا سه میشمارد و سپس مانند ماکارونی پخته، منبسط میشود و با یادگیری این تکنیک به انبساط جسمی میرسد.
مجیدی در ادامه گفت:سیستم عصبی خودمختار نیز دو بخش دارد؛ سمپاتیک و پاراسمپاتیک. در زمان آرامش، سیستم پاراسمپاتیک فعال است و در زمان تنش و اضطراب، سیستم سمپاتیک فعال میشود که با افزایش ضربان قلب و گشاد شدن مردمک چشم همراه است. انجام تمرینات تنفسی و ریلکسیشن باعث میشود سیستم سمپاتیک غیرفعال شود و سیستم پاراسمپاتیک دوباره فعال شود.
وی با اشاره به اینکه نگرانی کارگشا و غیرکارگشا را باید به نوجوانان آموزش دهیم؛ اظهار کرد: در نگرانی کارگشا، فرد برای حل مسئله و بهبود وضعیت خود تلاش میکند، در حالی که در نگرانی غیرکارگشا چنین نیست. در این زمینه، اصطلاح «تحلیل کارکرد رفتار» نیز وجود دارد؛ یعنی باید نتایج کار را تحلیل و بررسی کنیم و به مشکلاتی که بعد از بحران بهوجود میآیند، مانند افت تحصیلی و آسیبهای دیگر، توجه داشته باشیم. در چنین شرایطی لازم است نگرانی کارگشا داشته باشیم و از کودکان سؤال بپرسیم.
مجیدی افزود: همچنین باید تکنیک تمایز فکر از واقعیت را خودمان به کار ببریم و به فرزندانمان نیز آموزش دهیم. ذهن دو جنبه هیجانی و منطقی دارد. جنبه هیجانی، فکرهایی را ایجاد میکند که به دلیل غلبه هیجان شکل گرفتهاند؛ برای مثال، ترس از دست دادن عزیزان ممکن است به دلیل غلبه اضطراب جنگ باشد. در مقابل، جنبه منطقی ذهن بر پایه منطق و شواهد عمل میکند.
وی در پایان با ارائه راهکارهای مختلف تصریح کرد: از دیگر اقدامات مهم، ارائه راهکارهایی برای ارتقای اعتمادبهنفس پیش از بروز بحران است؛ از جمله فراگیری مهارتها، دادن فرصت عملکرد مستقلانه، بهویژه در مواردی که کودک یا نوجوان در کار موردنظر موفق میشود. این امر باعث ارتقای احساس شایستگی و اعتمادبهنفس و در نتیجه کاهش اضطراب هنگام مواجهه با چالشها میشود. همچنین تأیید عملکرد، گفتار یا رفتار مناسب کودک و نوجوان، و آموزش تصویرسازی ذهنی فضای آرام، میتواند به آرامش روان و سلامت کودکان و نوجوانان کمک کند.