به قلم حجتالاسلام والمسلمین بهمن اکبری، رایزن سابق فرهنگی ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان
پیروزی ایران در جنگ چهل روزه و پذیرش شروط بنیادین آن کشور برای آتشبس دوهفتهای و آغاز مذاکرات سیاسی در اسلامآباد، فرصتی است استثنایی و تاریخی برای ایران بزرگ اسلامی. پیروزی که به تسلیم بیقیدوشرط ترامپ انجامید.
«رون فیلیپکوفسکی» دادستان سابق فدرال آمریکا در توصیف آن نوشت:
نه تنها تغییری در نظام ایران ایجاد نمیشود، بلکه ما تمام تحریمهای دهههای گذشته علیه آنها را لغو میکنیم، آنها توانایی موشکی و پهپادی خود را حفظ میکنند، بر تنگه مسلط هستند و میتوانند عوارض دریافت کنند و اورانیوم غنیشدهشان را نگه میدارند.
و توئیتر اسرائیلی نوشت:
جنگ تمام شد
نه سرنگونی رژیم
نه توقف برنامه هستهای
نه اورانیوم
در مجموع، ما از جنگ بدتر از زمانی که واردش شدیم خارج شدیم. نتانیاهو در همه جبههها شکست خورده است.
«آدام کینزینگر» نماینده سابق کنگره و سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا نوشت: خدای من! اگر کنترل تنگه را به ایران واگذار و با جبران خسارت موافقت کردیم، اين بزرگترين تحقير در تاريخ آمريکا خواهد بود.
از این رو؛
این یادداشت بر آن است تا با تحلیل ابعاد مختلف این پیروزی، به بررسی بهترین استراتژیهای ممکن در حوزه همکاریهای اقتصادی و امنیتی همسایگان، با تأکید ویژه بر کشورهای حوزه خلیج فارس، بپردازد. همچنین، پتانسیلهای گردشگری، بهویژه توریسم جنگی و گردشگری مبتنی بر آثار باستانی، مورد کنکاش قرار گرفته و در نهایت، استراتژی «میله تعادل جهانی» به عنوان رویکردی برای ایفای نقش کلیدی ایران در نظم نوین جهانی، مورد بحث و بررسی علمی قرار میگیرد.
سرآغاز:
تحولات اخیر و پایان موفقیتآمیز چهل روز مقاومت ایران، همراه با پذیرش شروط کلیدی این کشور توسط طرف مقابل برای آغاز مذاکرات در اسلامآباد، نقطه عطفی است در سیاست خارجی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران. این دستاورد، نه تنها نتیجه اقتدار میدانی، بلکه حاصل تدبیر سیاسی و پشتوانه مردمی است. اکنون، ایران در موقعیتی قرار گرفته که میتواند از این «فرصت طلایی تاریخی» برای بازتعریف جایگاه خود در منطقه و جهان بهرهمند شود. این یادداشت با رویکردی علمی و آکادمیک، به تبیین فرصتهای پیشرو و استراتژیهای پیشنهادی میپردازد.
نخست. پیمان استراتژیک منطقهای و همکاریهای اقتصادی - امنیتی:
پذیرش شروط ایران، نشاندهنده تغییر موازنه قدرت در منطقه است. این امر، بهترین بستر را برای ایجاد پیمانهای استراتژیک با کشورهای همسایه، به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، فراهم میآورد.
* ۱. ابعاد اقتصادی:
* توسعه همکاریهای انرژی: با توجه به کنترل ایران بر تنگه هرمز و اهمیت آن در امنیت انرژی جهانی، ایجاد سازوکارهای مشترک برای تضمین ثبات عرضه و قیمت نفت و گاز میتواند منافع متقابلی را برای ایران و کشورهای منطقه به همراه داشته باشد.
* ایجاد کریدورهای حمل و نقل: توسعه مسیرهای ترانزیتی و حمل و نقل مشترک، میتواند به کاهش هزینهها و افزایش مبادلات تجاری در منطقه منجر شود.
* سرمایهگذاری مشترک: تشویق سرمایهگذاری متقابل در پروژههای زیرساختی، صنعتی و فناوری، زمینه را برای رشد اقتصادی پایدار در منطقه فراهم میآورد.
* ۲. ابعاد امنیتی:
* تضمین امنیت تنگه هرمز: ایجاد یک سازوکار امنیتی مشترک برای تضمین امنیت تنگه هرمز، با محوریت ایران، میتواند نگرانیهای امنیتی منطقهای را کاهش دهد.
* مقابله با تهدیدات مشترک: همکاری در زمینه مبارزه با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و جرایم سازمانیافته، یک اولویت مشترک برای تمامی کشورهای منطقه است.
* ایجاد اعتماد متقابل: برگزاری نشستهای منظم امنیتی و تبادل اطلاعات، میتواند به کاهش تنشها و ایجاد اعتماد متقابل میان بازیگران منطقهای کمک کند.
دوم. پتانسیلهای گردشگری؛ اولویت راهبردی:
پیروزی ایران، فرصتی بینظیر برای توسعه صنعت گردشگری، بهویژه در دو حوزه کلیدی، فراهم آورده است:
* ۱. توریسم جنگی:
* مستندسازی و معرفی: نمایش ابعاد مقاومت، فداکاریها و دستاوردهای دفاعی ایران، میتواند جاذبهای منحصر به فرد برای گردشگران خارجی علاقهمند به تاریخ معاصر و مقاومت باشد.
* ایجاد زیرساخت: توسعه موزهها، یادمانها و تورهای مرتبط با مناطق عملیاتی دفاع مقدس، ضمن حفظ میراث دفاعی، میتواند منبع درآمدزایی قابل توجهی باشد.
* ۲. توریسم آثار باستانی:
* میراث غنی ایران: ایران با هزاران سال تاریخ و تمدن، دارای آثار باستانی بیشماری است که میتواند مقاصد جذابی برای گردشگران بینالمللی باشد.
* تلفیق با جاذبههای دیگر: ترکیب بازدید از آثار باستانی با تجربیات فرهنگی، طبیعی و حتی گردشگری درمانی، میتواند بسته کاملی را برای گردشگران فراهم کند.
* تبلیغات هدفمند: استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک و رسانهای برای معرفی جاذبههای تاریخی و فرهنگی ایران به جامعه جهانی، امری است ضروری.
سوم. استراتژی "میله تعادل جهانی"؛ ایران به مثابه قطب چهارم:
تبدیل شدن ایران به "قطب چهارم جهان" (در کنار سایر قطبهای اصلی)، مستلزم پیادهسازی استراتژی «میله تعادل جهانی» است. این استراتژی بر پایه نقشآفرینی فعال و هوشمندانه ایران در ایجاد توازن میان قدرتهای جهانی و منطقهای استوار است.
* ۱. اصول استراتژی میله تعادل جهانی:
* توازنبخشی فعال: ایران باید با اتخاذ مواضع دیپلماتیک مستقل و مبتنی بر منافع ملی، از تبدیل شدن منطقه به عرصه رقابت صرف قدرتهای بزرگ جلوگیری کرده و نقش میانجی و توازنبخش را ایفا کند.
* توسعه همکاریهای چندجانبه: گسترش روابط با قدرتهای نوظهور و در حال توسعه، به موازات حفظ روابط با قدرتهای سنتی، میتواند به افزایش وزن ژئوپلیتیکی ایران کمک کند.
* دیپلماسی فعال در مجامع بینالمللی: حضور مؤثر و ارائه راهکارهای سازنده در سازمانهای بینالمللی، به ویژه سازمان ملل متحد و سازمان همکاری اسلامی، برای پیشبرد اهداف ایران ضروری است.
* تأکید بر چندجانبهگرایی و حقوق بینالملل: ترویج نظم جهانی مبتنی بر چندجانبهگرایی و پایبندی به اصول حقوق بینالملل، میتواند به تثبیت جایگاه ایران به عنوان یک بازیگر مسئول و متعهد کمک کند.
* ۲. ظرفیتهای ایران برای ایفای نقش تعادلبخش:
* موقعیت ژئواستراتژیک: قرارگیری ایران در چهارراه مسیرهای ترانزیتی و انرژی جهان، به آن وزن ژئوپلیتیکی ویژهای میبخشد.
* توانمندیهای دفاعی: توانمندیهای بازدارنده ایران، عاملی کلیدی در حفظ ثبات منطقهای و جلوگیری از تنشهای غیرضروری است.
* نفوذ منطقهای: روابط و نفوذ ایران در میان برخی بازیگران منطقهای، میتواند به عنوان ابزاری برای میانجیگری و حل و فصل اختلافات مورد استفاده قرار گیرد.
در پایان باید گفت؛ پیروزی اخیر ایران، دریچهای نوین را به سوی آیندهای روشنتر گشوده است. پیادهسازی استراتژیهای مدون در حوزه همکاریهای اقتصادی و امنیتی منطقهای، با محوریت کشورهای حوزه خلیج فارس، توسعه هدفمند گردشگری، و اتخاذ رویکرد «میله تعادل جهانی» در عرصه بینالملل، میتواند ایران را به جایگاه شایسته خود به عنوان یک قدرت منطقهای و بازیگر مؤثر در نظم نوین جهانی ارتقا دهد. این «فرصت طلایی تاریخی»، نیازمند برنامهریزی دقیق، اراده قاطع و اجرای هوشمندانه استراتژیهای مبتنی بر منافع ملی و منطقهای است.
انتهای پیام