کد خبر: 4345413
تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۷
اختصاصی ایکنا

ساختن سکویی از پیروزی به سوی قله آگاهی و روشنگری

کارگردان سریال ماندگار «روزی روزگاری» در یادداشتی که به شکل اختصاصی در اختیار ایکنا قرار داد، با اشاره به شرایط امروز جامعه به ویژه بعد از آتش‌بس پس از ۴۰ روز «جنگ رمضان» بر این مهم تاکید کرده که امروز بیش از هر زمان نیاز داریم در کنار درایت و دقت از پیروزی خود سکویی ساختن سکویی به سوی قله آگاهی و روشنگری بسازیم.

به گزارش ایکنا؛ امرالله احمدجو؛ کارگردان شناخته شده و نویسنده خوش‌نام کشورمان در یادداشتی که به شکل اختصاصی در اختیار ایکنا قرار داده از آنچه لزوم درایت مردم و مسئولان بعد از نبرد 40 روزه «جنگ رمضان» و قرار گرفتن در شرایط آتش‌بس برای جلوگیری از سوء‌استفاده دشمن و وطن‌فروشان است بر لزوم اتحاد و همدلی ملت ایران تاکید کرده است.

ذکر این نکته لازم است که احمدجو برای فراگیری همراهی مخاطبان خود به دسته‌ای گسترده‌تر در فرازهایی از این یادداشت از همان زبان، تکیه کلام و لهجه قهرمانان سریال «روزی روزگاری» استفاده کرده است. 

متن این یادداشت به این شرح است:

به نام خداوند جان آفرین

سلام

۱- بنا به صلاحدید و تدبیر مسئولان محترم کشور با «دوهفته آتش بس» موافقت شده است.

 خداوند رحمانشان یاور و رهنما!

۲- بدیهی است اعتماد به هرگونه قول یا پایبندی ترامپ و به ویژه شریک او (یا بهتر است گفته شود افساردارش) نتن یابو، نشان غافلی و حتی ساده دلی است. یعنی که:

۳- احتمال بهانه جویی و نقض آتش‌بس از جانب آن‌ها امر نامنتظر نیست و مطلقا تعجب ندارد.

۴- فرضا که آتش‌بس دو هفته‌ای پابر جا بماند. هرچند خُرده موفقیتی است که باید شکرگزارش بود اما نه هدف نهایی و نه پایان کار است.

۵- اصل‌کاری‌ترین دشواری پیش‌رو، پیشبرد‌ درست و دلخواه مذاکرات، توافق نهایی و ضمانتِ از هر نظر استوار برای پایان یافتن جنگ و الزام‌آوری است که دست این دو دشمن اخلاق و قانون‌نشناس را برای دورخیز دوباره و تهاجم نو‌ آغاز کردن از مچ تا بیخ بازو ببندد با ریسمان اقتدار و نیز هم دهان یاوه سرایی، رجزخوانی و شاخ به شانه کشیدنشان را با پوزبند اختیار! یعنی اعتبار دادن و به رسمیت شناختن حاکمیت بلاشرط و بی چون و چرامان بر تنگه هرمز، تأمین رفت و آمد کشتی‌ها توسط دلاوران نیروی دریایی ما با مشارکت عمان در منافع حاصل از آن!

۶- بدیهی است و همسان روز روشن و از دور پیدا که حصول چنین توافقی با اصل و فرع‌های فراوان دیگرش حال حاضر سخت در سایهٔ ابهام است و چه بسا برای تفهیم و به کرسی نشاندن حرف حق‌مان، یخ و ترشیِ «از نو» دست به پیکار جانانه و نبرد بی امان شدن لازم شود.

۷- بنابر این علاوه هشیاری بیداری و آمادگی شیر تا پیرمان از برای گزینش درست‌ترین، کاراترین و نزدیک ترین راه به مقصد و مقصود  «حالا الان فعلند عجالتندش کاکو، سی جشن بیگیری و خوشی خوشحالی خیلی زودَن و سی سر از پانشناسی و ئی چیا !...».

جشن پیروزیِ حتمی و قطعی که آرزوی همه از دم‌مان است و به یاری خدا در راه اما نه که هنوز کل و جزء لوازمش فراهم و بیخ چنگ باشد و خیالمان راحت که کاری دیگر بر زمین نمانده است.

۸- پس باید است و بسیار لازم و ضروری در گفتار و رفتارمان چنانی افراط و تفریط پیشه نکنیم که پندار «کشتی آرزومان به ساحل امن و امان پیروزی رسید تمام شد رفت پی کارش!» رفته رفته پنداشت غالب و مسلط شود و خوشبینیِ چنان «گشن بیخ» و زودهنگام را پی و پایه گذار، که خدا نکرده هرگاه طی مذاکره یا پیش از آن حتی، طاس به سودمان نچرخید و دشمن نابخرد بازی مزورانه تازه ای آغاز کرد و نیازمند ایستادگی و جنگ مجدد شدیم، بَرِ تلخ این خوشبینیِ زاید و مزاحم، (هر اندازه هم زودگذر) مایه سرخوردگی و افسردگی شود، کارِ شروع دوباره مان را یک کم دشوار کند.

۹- شکر این پیروزی خجسته مان را می‌توانیم این‌گونه ادا کنیم که از آن سکویی بسازیم برای پرواز به سوی قله آگاهی و روشنگری هرچه بیشتر جمعی اجتماعی‌مان! یعنی «چه بود چه نبود؟» و «چه شد چه نشدِ؟» تا اینجای کار به طرز و طور همه جانبه توسط آگاهان و تحلیگران زبده‌ وارسی بررسی و اقسام فرض و حدس و گمان‌های منطقی و متکی به رخدادهای آتی و نشانه‌های در دست تبیین شوند و اضافه بر این، پیشنهادهای کارآمد و  سودمند برای سوگیری هیئت محترم مذاکره کننده و تعیین سمت و سوی مردم در جهت پشتیبانی از خواسته هایی که در مذاکره مطرح خواهند شد!

۱۰- پرهیز، پرهیز و پرهیزیدن مجدانه و مصرانه از شعارها و تبلیغات تکراری علی الخصوص توسط مبلغان عامی و بی تردید برخی‌شان سخت «عشق دوربین، عاشق میکرفن و خودشیفته و خودنما» با تجدیدنظر آگاهانه و توجه به این اصل ابتدایی روانشناسانه در هرگونه تبلیغ که: «تکرار آفت لذت است و تکرار مکررات بلای تأثیر!» و دیگر که «عادت به یکنواختی موجب لَختی روحی می‌شود و خاصه در تبلیغات ضد خود عمل می‌کند».

و آخرکه، شکر و هزار شکر انبان فرهنگ غنی و کهن ما در اندر بخش شعر و موسیقی پُرِ پُر و کله کوب کلام و نغمه‌های حماسی است، از نوع زورخانه‌ای بگیرید تا رنگارنگی محلی و قومی و سننی و رسمی و ...

نوپردازی و ابداعی ابتکاری پرشمار هنرمندان صاحب ذوقمان را هم علاوه کنید و بشتابیم برای پی افکندن آثاری شوق برانگیز که برگی زرین در دفتر تاریخ نگاری این جنبش عطیم بزرگ اجتماعی و همگانی و شرح و توضیح نحوه همدلی و مشت آهنین کوبیدن بر دهان دشمن متجاوز شود و الی الابد ماندگار و از جمله یادگارهای ارزشمند برای نسل‌های آینده‌مان که سرفرازی ایران و ایرانی را تداوم می بخشند، ان شاءالله!

و من الله توفیق

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
captcha