یک استاد دانشگاه و پژوهشگر مطالعات قرآنی الجزایر معتقد است پایداری ایران زیر بمباران و تجاوز آمریکایی صهیونیستی، قدرت واقعی «مشروعیت دینی و مردمی» را به رخ جهان کشید. 
در حالی که دشمن با تصور فروپاشی نظام در پی ترورها و تجاوز آمریکایی صهیونیستی، در خیابانهای تلآویو به پناهگاهها گریخت، ملت ایران با حضوری حماسی در خیابانها، پیامی متفاوت به جهانیان مخابره کرد. دکتر نورالدین ابولحیه، اندیشمند و استاد دانشگاه الجزایری، در گفتوگو با ایکنا با تحلیل ابعاد راهبردی تجاوز اخیر به ایران، از این رخداد به عنوان نقطهعطفی یاد میکند که توهمات غرب را در هم شکست. او معتقد است پایداری ایران در جنگ تحمیلی سوم، نه تنها نشانه قدرت نظامی، بلکه گواهی بر عمق مشروعیت مردمی و ریشههای مستحکم نظام جمهوری اسلامی است که با هیچ ضربهای از پا در نمیآید.»
نورالدین ابولحیه، اظهار کرد: با وجود ویرانیها و سکوت سازمانهای بینالمللی در محکومیت این اقدام، این رخداد در واقع یک پیروزی بزرگ و فرصتی مهم برای جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
نورالدین ابولحیه، استاد دانشگاه باتنه و دانشآموخته دانشگاه امیر عبدالقادر الجزایر و از شاگردان شیخ محمد غزالی، اندیشمند اسلامی بزرگ مصری است. وی دارای بیش از یکصد و چهل تألیف در زمینه علوم مختلف اسلامی، از فقه، حدیث، عقاید و علوم قرآنی و نیز مطالعات ایرانشناسی است و در زمینه ایرانشناسی، سلسله کتابهایی با عنوان «این ایران است و اینهم دکترین آن» در پنج جلد تألیف کرده و در زمینه علوم حدیث نیز دورهای بیست جلدی موضوعی در احادیث مشترک بین مذاهب اسلامی از آثار اوست. مهمترین اثر علمی که وی در دست تألیف دارد، تفسیر موضوعی قرآن مجید است که تا به حال بیست جلد آن انتشار یافته است.
وی با استناد به آیاتی از قرآن کریم از جمله «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ…»(104/ نساء) و «فَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»(139/ آل عمران) افزود: این نبرد میتواند انگیزهای برای مقابله با استکبار جهانی باشد و نباید صرفاً از زاویه رنج و قربانی بودن به آن نگریست. به گفته وی، همانگونه که برخی قیام امام حسین(ع) را صرفاً تراژدی میدانند، برخی دیگر آن را منبع قدرت و مقدمه پیروزی میبینند.
این نویسنده و استاد دانشگاه الجزایری افزود: بر این اساس، این تجاوز آمریکایی ـ صهیونیستی، یک فرصت تاریخی بزرگ نهتنها برای ایران، بلکه برای منطقه غرب آسیا، جهان اسلام و حتی برای کل بشریت است.
وی اظهار کرد: اولین پیروزی مرتبط با این تجاوز، آشکار شدن حقیقت آمریکا به عنوان شیطان بزرگ برای دنیا است، همانطور که امام خمینی(قدس سره) فرمودند، و همانطور که محور جهاد و مقاومت آن را شیطان بزرگ مینامد. برخی افراد وقتی شعار «مرگ بر آمریکا» سر داده میشد، میگفتند: «چرا مرگ بر آمریکا؟ شما اغراق میکنید. آمریکا خوب است و آمریکا به جوامع کمک میکند.» اما حالا همه میگویند «مرگ بر آمریکا»، حتی شاید در داخل ایران، کسانی که حسن نیت داشتند و خواستار مذاکره بودند، امام خامنهای(قدس سره) از آنها پذیرفتند و به آنها گفتند: «تا زمانی که میبینید این مذاکره میتواند به نتیجهای منجر شود، پس بیایید.» اما بعداً برایشان مشخص شد که این شیطان اهل گفتوگو یا مذاکره نیست و فقط میتوان با او به زبان مقابله واقعی صحبت کرد، مهم نیست که این مقابله چه هزینهای داشته باشد، زیرا گزینه جنگ بهتر از گزینه تسلیم است.
نورالدین ابولحیه توضیح داد که «این افشاگری تأثیر قابل توجهی دارد، اولاً در داخل ایران. آنها میگویند نسلهای جدید، پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دیگر شور انقلابی ندارند زیرا بیعدالتیها را از نزدیک ندیدهاند، جنگ تحمیلی را تجربه نکردهاند و بسیاری از چیزهای دیگر را ندیدهاند. بنابراین، شاید از مواضع انقلابی خود فاصله گرفتهاند. این جنگ به واقع ایران را به سال ۵۷ بازگرداند و انقلاب اسلامی ایران را احیا کرد. مردم ایران دوباره متولد شدهاند.»
وی افزود: به همین ترتیب، وقتی مردم ایران حمله به زیرساختهای غیرنظامی مانند مدارس و بیمارستانها را میبینند ـ از جمله جنایتی که علیه یک مدرسه دخترانه در میناب انجام شد - همین جنایت حتی بر اپوزیسیون ایرانی خارج از ایران را نیز تأثیر گذاشت. بنابراین، این موضوع بسیار مهم است و تمام جهان آن را به وضوح در مقابل چشمان خود دیدند.
دکتر ابولحیه همچنین تأکید کرد: ساختمانها را میتوان ساخت و آنچه ویران شده را میتوان بازسازی کرد، اما آبروی آمریکا هرگز بازسازی نخواهد شد. پس از این جنگ، آمریکا دیگر آمریکا نخواهد بود و اسرائیل دیگر اسرائیل نخواهد بود. تمام دنیا دید که این حمله در طول مذاکرات انجام شد. البته ایرانیها سالهاست که این را میدانند و مذاکراتی که انجام میدادند، شاید تحت نظارت مقام معظم رهبری، فرصتی برای آماده شدن بود تا مجاهدین در خطوط مقدم و دانشمندان ایرانی بتوانند سلاحها را به اندازه کافی توسعه دهند. آنها به این موضوع از این منظر نگاه کردند و کلام خداوند متعال «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ»(60/ انفال) چراغ راه خود قرار دادند تا زمان به دست آورند. در عین حال، فرصتی بود برای کسانی که ممکن است دیدگاه مثبتی نسبت به آمریکا داشته باشند تا ماهیت واقعی و دروغهای آن را بشناسند. بنابراین، این مسئله بسیار اهمیت داشت.
وی گفت: مسئله دوم، آشکار شدن حقیقت ایران برای جهان است و این نیز یک پیروزی است. آنها در این توهم بودند که ایران منحصراً به حضرت آیتالله خامنهای(ره) رهبر شهید انقلاب مرتبط است و اگر ایشان را ترور کنند، نظام فرو میریزد. اما روزی که آن جنایت هولناک را مرتکب شدند، غافلگیر شدند. از همه طرف و از همه پایگاهها مورد حمله قرار گرفتند و این شگفتانگیز است زیرا آنها رهبری ارشد را هدف قرار دادند، اما نظام باقی ماند. آنها فهمیدند که ایران یک نظام و مجموعهای از نهادهای بسیار قوی است که در جهان بینظیر است. حتی اگر آنها افراد مهم را بکشند، اما نظام ایران ریشهکن نمیشود.
وی ادامه داد: این نظام پابرجاست زیرا اولاً از مشروعیت دینی، قرآنی، ایمانی و اسلامی دارد و ثانیاً از مردم نشأت میگیرد. ما دیدیم که چگونه مردم ایران زیر بمباران به خیابانها آمدند. در حالی که صهیونیستها به پناهگاهها فرار کردند. آنها از نظام حمایت کردند و برای رهبر شهید خود(رضوان الله علیه) سوگواری کردند. این بسیار مهم است و آنها متوجه شدند که ایران نیرویی است که باید روی آن حساب کرد. آمریکا را میتوان سرنگون کرد و رژیم صهیونیستی را میتوان ریشهکن کرد، اما ایران را نمیتوان سرنگون کرد.
این محقق و نویسنده الجزایری اظهار کرد: ایران از زمان پیروزی خود تحت تحریمهای ظالمانه بوده و برای رهایی از آنها مذاکره کرده است. اکنون راه حل چیست؟ راه حل این است که برای رهایی از این تحریمها اسلحه به دست بگیریم و از فرصتهای موجود استفاده کنیم. تنگه هرمز فرصتی است که خداوند متعال در اختیار ایرانیان قرار داده است تا در آن سرمایهگذاری کنند، همانطور که سایر آبراههای بینالمللی مانند کانال سوئز و کانالهای دیگر از سوی کشورهای دیگر مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. بنابراین، فرصتی برای ایران بود تا موضع خود را در این زمینه تجدید نظر کند و در این تنگه که از نظر قانونی حق دارد از آن بهرهمند شود، سرمایهگذاری کند. انشاءالله، ایران پس از پایان جنگ، دیگر مثل قبل نخواهد بود و فصل نوینی را در جهان رقم خواهد زد.
وی در پایان تأکید کرد: ایران ممکن است پس از این مرحله در موقعیتی قرار گیرد که نقش و شروط خود را در معادلات منطقهای و بینالمللی با قدرت بیشتری مطرح کند.
انتهای پیام