کد خبر: 4345557
تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۳
راحله کاردوانی بیان کرد

نقش بانوان در تثبیت گفتمان مقاومت؛ از پشتیبانی میدانی تا روایتگری حقیقت

یک پژوهشگر حوزه زن و خانواده با بیان اینکه زنان این سرزمین با حضوری حماسی و چندبعدی در میدان، نقشی محوری در پشتیبانی از جبهه مقاومت، مدیریت اضطراب اجتماعی و ترویج فرهنگ ایستادگی ایفا کردند، گفت: این نقش که ریشه در گفتمان «زن تراز انقلاب اسلامی» دارد، نه‌تنها در ایجاد امنیت روانی خانواده‌ها مؤثر بود، بلکه با روایتگری مبتنی بر حقیقت در فضای مجازی و واقعی، به تقویت همبستگی ملی و مقابله با جنگ روانی دشمن انجامید.

کاردوانیدر تاریخ معاصر ایران، گفتمان مقاومت و ایستادگی به‌عنوان یکی از ستون‌های هویت ملی و انقلابی، همواره نقشی حیاتی در پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی کشور ایفا کرده است. این گفتمان، فقط محدود به صحنه‌های نظامی نیست، بلکه در بطن جامعه و در قامت خانواده‌ها، به‌ویژه با نقش بی‌بدیل زنان، تداوم و عمق یافته است. در جنگ تحمیلی سوم، شاهد بیش از چهل روز ایستادگی غرورآفرین مردم ایران در برابر تهدیدات و فشار‌های دشمنان بودیم؛ ایستادگی‌ای که در آن، مادران و بانوان این سرزمین، نه‌تنها پشت جبهه‌های نبرد، که در قلب خانواده‌ها و متن جامعه، با روحیه‌ای مقاوم و امیدبخش، به فرزندان خود انگیزه و توان ادامه راه دادند. 
 
این نقش محوری زنان در ترویج و نهادینه‌سازی فرهنگ مقاومت، موضوعی است که ایکنا برای بررسی ابعاد مختلف آن، با راحله کاردوانی، پژوهشگر حوزه زن و خانواده به گفت‌و‌گو نشسته‌ است. در این گفت‌وگو، به واکاوی جایگاه زنان در تقویت گفتمان ایستادگی، تأثیر آن بر تحکیم بنیان خانواده و جامعه و همچنین نقش آنها در انتقال این ارزش‌ها به نسل‌های آینده پرداخته‌ایم.
 

ایکنا ـ پشتیبانی گسترده و بیش از ۴۰ روزه مردم از رزمندگان در میدان، نماد اتحاد ملی و عمق گفتمان مقاومت بود. نقش محوری و سازماندهی زنان در ایجاد و تداوم این پشتیبانی مردمی را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا می‌توان گفت این نقش، تجلی عینی «پشتیبانی در خط مقدم جبهه مقاومت» توسط زنان بوده و هست؟

در چهل سال گذشته، بیانات و رهنمود‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی همواره بر شکل‌گیری گفتمان «زن تراز انقلاب اسلامی» و «الگوی سوم زن مسلمان» متمرکز بوده است. این گفتمان ارزشمند، امروز در عرصه‌های گوناگون و به‌ویژه در مدیریت بحران‌های ملی، تجلی یافته است. نمونه اخیر این تجلی، نقش حساس و کنش متفاوت زنان در دوران «جنگ چهل روزه» و دیگر بحران‌ها از جمله دوران همه‌گیری کروناست. این کنش، بر پشتوانه‌ای چهل‌ ساله از بیانات و روش تربیتی رهبر انقلاب استوار است.
 
بررسی روند‌های گذشته نشان می‌دهد هرگاه کشور در موقعیت‌های دشواری، چون جنگ تحمیلی هشت‌ ساله، بحران کرونا یا دیگر چالش‌ها قرار گرفته، حضور حماسی و اثرگذار مردم به‌ویژه زنان، عاملی تعیین‌کننده در پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز آن شرایط بوده است.
 
نقش زنان در این بحران‌ها چندبعدی است؛ از «مدیریت فردی» و حفظ آرامش و جهت‌دهی به احساسات در مسیر درست، تا «مدیریت خانواده» که در هر بحرانی به‌طور مستقیم درگیر می‌شود. برای مثال، در جنگ اخیر، با حمله به مدارس و تغییر روند آموزش به فضای مجازی، بار سنگینی بر دوش خانواده‌ها و به‌ویژه مادران قرار گرفت. این مسئله، شباهت زیادی به نقش محوری زنان و خانواده در دوران قرنطینه‌های خانگی طی بحران کرونا داشت.
 
با این حال، یک تفاوت عمده میان این دو بحران قابل مشاهده است. در دوران کرونا، عموماً همدلی عمومی و دستورالعلی مشخصی وجود داشت که خانواده‌ها از آن تبعیت می‌کردند؛ اما در بحران اخیر، وجود اختلاف نظرها، حملات فکری و رسانه‌ای و شکاف‌های احتمالی، مدیریت این مرحله را برای زنان، به ویژه مادرانی که می‌کوشیدند همسران و فرزندان خود را در مسیر دفاع از استقلال و اتحاد کشور نگه دارند، با دشواری مضاعفی رو‌به‌رو کرد. مواردی از طرد شدن برخی زنان از سوی اطرافیان به دلیل تبعیت از خط ولایت، گواه این چالش بود.
 
این شرایط، بیش از پیش ضرورت تحقق و ترویج «الگوی زن مسلمان تراز انقلاب اسلامی» را نشان می‌دهد. شکل‌گیری این الگو، به زنان کمک می‌کند تا در میانه تردیدها، اختلاف‌نظر‌ها و حملات، بتوانند کنش صحیح، مستقل و اثرگذار خود را در صحنه‌های حساس ملی حفظ کنند و سهم بی‌بدیل خود را در پشتیبانی از کشور و مدیریت بحران‌ها ایفا کنند.
 
امروز، «زن تراز انقلاب اسلامی» براساس بیانات رهبر معظم انقلاب، زنی است که توانایی مدیریت عاطفی خود و خانواده را دارد، با تکیه بر سواد رسانه‌ای به دنبال کشف حقیقت است و می‌تواند آرامش‌بخش کانون خانواده و جامعه اطراف خود باشد. این الگو، قابلیت تبدیل شدن به مرکزی برای شبکه‌سازی ارتباطی و اجتماعی را نیز داراست.
 
در این میان، نقش ویژه زنان ایثارگری که داغ از دست دادن عزیزان خود را چشیده‌اند، اعم از همسران، مادران و دختران شهدای دفاع مقدس یا شهدای مظلومی که خونشان به ناحق توسط دشمنان کودک‌کش ریخته شد، کاملاً ممتاز و قابل تأمل است. برای این خانواده‌ها، فصل عظیمی از امتحان الهی آغاز شد و در این مسیر، بسیاری از این بانوان، با رجزخوانی‌ها و مقاومت حیرت‌انگیز خود، حماسه‌آفرینی کردند.
 
بدون تردید، چنین ایثار و پایداری شکوهمندی، تنها در سایه مکتب اهل بیت(ع)، زیر پرچم امام حسین(ع) و با بهره‌گیری از گفتمان رهبر انقلاب، که همواره با الهام از اسوه‌های بزرگی، چون حضرت زینب(س) و حضرت فاطمه(س) با مردم و زنان سخن گفته‌اند، ممکن می‌شود. اینان بودند که به بهترین شکل، پشتیبانی خط مقدم جبهه دفاع از میهن را بر عهده گرفتند.
 
به نظر می‌رسد امروز، روز تحقق عینی «الگوی سوم زن مسلمان» است؛ نظریه‌ای که رهبری فرزانه انقلاب در تقابل با الگوی شرقی و غربی، به زیبایی با عنوان «زن تراز انقلاب اسلامی» ارائه دادند. نماد بارز این الگو، همسران، دختران و مادران شهدا و نیز تمامی زنانی هستند که در دوران دفاع مقدس و بحران‌هایی، چون جنگ اخیر، آرامش، خواب و خوراک خود را برای حضور در عرصه‌های گوناگون، از جهاد میدانی و مردمی گرفته تا مدیریت خانواده، آموزش فرزندان و کنترل عاطفی هیجانات در سطح خانواده و جامعه، فدا کردند. امروز می‌توان گفت گروهی از زنان این سرزمین، حماسه‌ای عظیم آفریدند که ردپای آن در طول تاریخ، برای تمدن‌سازی نوین اسلامی، قابل پیگیری و ماندگار خواهد بود.
 

ایکنا ـ پیروزی در این رویارویی، یک سرمایه تاریخی و هویتی بی‌بدیل است. زنان به عنوان اصلی‌ترین مربیان و انتقال‌دهندگان فرهنگ ایستادگی، چگونه می‌توانند روایت این پیروزی (همراهی مردم و نیرو‌های مسلح) را به گونه‌ای تبدیل به یک «الگوی رفتاری ماندگار» کنند که در مواجهه با هر تهدید آینده، به صورت خودجوش در جامعه فعال شود؟

در جریان دفاع مقدس اخیر، اندوخته‌ای ارزشمند در مواجهه با بحران و تهدیدی جدی علیه استقلال کشور کسب کردیم. این رویداد، تجربه‌ای گران‌قدر است که می‌تواند در آینده مورد استفاده قرار گیرد. اما پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان این تجربه را به یک سرمایه هویتی پایدار تبدیل و آن را به نسل‌های بعد منتقل کرد؟ این مهم، نیازمند تدوین راهبرد‌ها و استراتژی‌های کلانی است تا یک تجربه به ظاهر کوتاه‌مدت و در عین حال عمیقاً بنیادین و مهم، به یک رفتار ماندگار و الگوی عملیاتی برای جامعه در مواجهه با بحران‌های آتی تبدیل شود.
 
به نظر می‌رسد می‌توان راهبرد‌هایی در این مسیر پیشنهاد داد. نخست آنکه باید الگو‌های مواجهه با بحران‌های سخت، مانند جنگ، را از حالت شعار خارج کرده و در قالب رفتار‌ها و کنش‌های روزمره نهادینه کنیم. جامعه‌ای که از چنین بحرانی عبور می‌کند، نسبت به قبل متفاوت می‌شود. امروز شاهد رشد فکری و شخصیتی بانوان، کودکان، نوجوانان و مردانی هستیم که پیش از این بحران به این شکل نبودند و این تحول، یک فرصت است.
 
برای تبدیل مفاهیم ارزشمند، اما هنوز شعارگونه به الگو‌های رفتاری پایدار، یکی از اقدامات مؤثر، ایجاد و تقویت شبکه‌های اجتماعی حول این مفاهیم است. در این زمینه، زنان می‌توانند محور اصلی این شبکه‌ها باشند. انتقال تجربیات این دوره به سایر بانوان، اعم از همکلاسی‌ها، شاگردان، دانش‌آموزان، دانشجویان یا اعضای فامیل، باید به‌صورت مستمر، غیرمستقیم و در بطن زندگی روزمره و از طریق همان زنان الگویی که در این حرکت عظیم اجتماعی نقش مؤثری ایفا کردند، صورت پذیرد. بخشی از تعریف «زن تراز» در تمدن‌سازی اسلامی این است که علاوه بر حوزه فردی و خانوادگی، بتواند در عرصه اجتماعی نیز تأثیراتی درازمدت و قابل‌تأمل ایجاد کند. یکی از مصادیق این تأثیرگذاری، نحوه تعامل و انتقال تجربیات این مادران و بانوان الگو به دیگران است.
 
برای حفظ این سرمایه هویتی و انتقال آن به نسل‌های آینده و سایر اقشار جامعه، باید در رفتار‌های روزمره خود نشان دهیم که افرادی متفاوت شده‌ایم؛ چه در کمک‌رسانی‌ها، چه در قبول مسئولیت‌های اجتماعی و به‌ویژه در عرصه «جهاد تبیین» که مورد تأکید ویژه رهبر معظم انقلاب است. ایشان بر تقویت بنیه فکری و قدرت تبیین و فن بیان تأکید داشته‌اند. هر یک از ما باید برای خود مسئولیتی قائل شویم تا در هر موقعیت، هرچند محدود و گذرا، وارد میدان جهاد تبیین شویم. این ضرورت به‌ویژه در برابر روایت‌سازی‌های مخربی که ممکن است حقایق را وارونه جلوه داده و پیروزی بزرگ ملت را به شکست یا تسلیم تفسیر کنند، دوچندان می‌شود. تنها با یک جهاد تبیین دسته‌جمعی است که می‌توان مانع از جایگزینی روایت‌های دروغین به جای حقیقت الهام‌بخش برای نسل آینده شد.
 
بانوان، در جایگاه‌های گوناگون خود به عنوان مادر، مربی، همسر یا استاد دانشگاه، در چارچوب الگوی «زن تراز انقلاب اسلامی» می‌توانند و باید راویان خاطرات، انتقال‌دهندگان رفتار‌های حماسی و حاملان حکمت‌های این دوران باشند.
 

ایکنا ـ در مدت ۴۰ روزه پشتیبانی عمومی، جامعه در شرایطی جنگی قرار داشت. زنان با ایفای نقش همزمان در خانه (ایجاد آرامش و اطمینان)، در جامعه (پشتیبانی مادی و معنوی) و در فضای مجازی (روایت‌گری و مقابله با جنگ روانی دشمن)، چگونه موفق به حفظ و تقویت «امنیت روانی-اجتماعی» جامعه شدند؟ این تجربه چه درس‌های کلیدی برای طراحی نقش زنان در «مدیریت بحران‌های امنیتی آینده» در اختیار ما می‌گذارد؟

زنان به‌طور معمول، نقش تنظیم‌کننده احساسات در خانواده را بر عهده دارند؛ هم در تعاملات کلی بین اعضای خانواده و هم در ارتباط فردبه‌فرد با آنها. در طول دوران دفاع مقدس اخیر، این نقش با مدیریت اخبار، ایجاد احساس امنیت و آرامش، مراقبت، پاسخ به نیاز‌های روزمره و ایجاد ثبات در فرآیند تعاملات و رفع نیاز‌های خانواده، نمودی بارز یافت. این مدیریت باعث شد اعضای خانواده احساس نکنند درگیر بحرانی چنان شدید هستند که پاسخ به نیازهایشان با چالش مواجه شده یا دچار فروپاشی شده است. به‌طور کلی، آن احساس امنیت واقعی و عینی در خانواده می‌تواند توسط مادران ایجاد و توسط پدران تداوم یابد تا تعاملی مفید شکل گیرد که همه از آن بهره‌مند شوند.
 
موضوع دوم، توجه به «اضطراب اجتماعی» است. به‌طور مثال، شاهد بوده‌ایم که در ایستگاه‌های اتوبوس، وسایل حمل‌ونقل عمومی یا حتی در میادین، برخی افراد دچار اضطراب قابل‌توجهی هستند. این اضطراب اجتماعی ناشی از پرسش‌هایی است که ذهن افراد را درگیر کرده: اوضاع معیشتی چگونه خواهد شد؟ آیا با کمبود‌ها یا قطعی‌های گسترده مواجه می‌شویم؟ آینده فرزندانمان چه می‌شود؟ آیا خطر جنگ داخلی وجود دارد؟ این نگرانی‌ها به‌ویژه با یادآوری سابقه حوادثی مانند ۱۷ دی و تنش‌های اجتماعی پیرامون آن و همچنین مواجهه با اخبار ضدونقیض و ناگوار تشدید شده است.
 
در چنین شرایطی، زنان می‌توانند با گفت‌وگوی چهره‌به‌چهره و نیز فعالیت‌های رسانه‌ای، که به دلیل ذات صلح‌طلب و امنیت‌بخش بانوان، توسط ایشان می‌تواند به‌خوبی انجام شود، نقش بسیار مؤثری در کاهش این اضطراب اجتماعی ایفا کنند. مهم‌ترین وجه این نقش، «تنظیم هیجان» در فضای مجازی و همچنین در فضای واقعی جامعه است. زنان می‌توانند کمک کنند تا هیجانات در شرایطی کنترل‌شده و باثبات، هم بروز سالم خود را داشته باشند و هم به شکلی تخلیه نشوند که اضطراب اجتماعی را افزایش دهند.
 
به‌ویژه در فضای مجازی، زمانی که زنان به انتقال روایت‌های واقعی می‌پردازند، دست به قلم می‌برند، رویداد‌ها را به‌خوبی مشاهده و سپس به‌درستی منتقل می‌کنند، هم احساس خود و هم احساسی را که از طریق تعامل و گفت‌و‌گو با دیگران دریافت می‌کنند، می‌توانند نقشی بسیار برجسته ایفا نمایند. این نقش باعث می‌شود با گذر زمان و عبور از بحران، روایت‌هایی مطابق با حقیقت، به شیوه‌ای روان و مبتنی بر احساسی درست منتقل شود. زنان در این روایت‌گری مبتنی بر حقیقت و مشاهده دقیق، می‌توانند کمک بزرگی کنند تا ماجرای دفاع مقدس با روایتی درست در آینده شنیده و درک شود.
انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha