کد خبر: 4345755
تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۵
کارشناسان حقوق کودک در نشست تخصصی:

کودکان، نخستین و بی‌پناه‌ترین قربانیان جنگ هستند

فعالان و کارشناسان حوزه کودک با اشاره به تلفات سنگین کودکان در درگیری‌های اخیر، بر لزوم حمایت ویژه از کودکان در شرایط بحرانی و نقش جامعه مدنی در پیشبرد گفتمان صلح تأکید کردند.

شنبهبه گزارش خبرنگار ایکنا؛ نشست علمی «کودکان؛ قربانیان جنگ» به مناسبت چهلمین روز جان‌باختن کودکان مدرسه میناب شنبه ۲۲ فروردین ماه با حضور مژگان احمدیه، عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک، علی اصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر مطالعات کودکی و رضا تسلیمی‌طهرانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات و دبیر علمی نشست به صورت مجازی و در فضای اسکای‌روم برگزار شد.
 
مژگان احمدیه، عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان در این نشست گفت: در مورد کودکان سرزمین، باید توجه ویژ‌ه‌ای داشته باشیم و بتوانیم برنامه‌های متعددی را در راستای تحصیل کودکان، تأثیرات جنگ بر کودکان و چگونگی مواجهه با این موضوع آغاز کرده و بیندیشیم، گفت‌و‌گو کرده و مسیری را آغاز کنیم، در واقع مسیر ما، به سوی زندگی و امید است.
 
وی افزود: با مردم عزیز ایران همدردی می‌کنم، به ویژه برای از دست دادن تعداد زیادی از هموطنانمان و کودکان بی‌گناهی که در این تجاوز آشکار و وحشیانه آمریکا و اسرائیل جنایتکار، جان خود را از دست داده‌اند. این تهاجم را محکوم می‌کنم و باور دارم که دفاع قهرمانانه از سوی رزمندگان ایران در قبال این تهاجم انجام شده است.
 
وی ضمن تأکید بر صلح و به عنوان یک فعال حوزه کودکی که طالب جنگ نیست، ابراز امیدواری کرد؛ بتوانیم با هم از این روز‌های سخت عبور کرده و به صلح، آرامش و امنیت دست یابیم.
 
نقش کودک در آینده توسعه جوامع و سرزمین
 
احمدیه در ادامه سخنان خود گفت: بحث من در راستای تعریف کودکی و زندگی؛ نقش کودک در آینده توسعه جوامع و سرزمین، اثرات جنگ بر کودکان و مورد آخر، انتظارات ما و جامعه مدنی ایران از حاکمیت و نهاد‌های فعال مرتبط با کودکی در ارتباط با وضعیت جنگی و بحرانی است و امیدوارم با این چهار محور بتوانم آنچه را که مسئولیت ایجاد می‌کند، با مخاطبان به اشتراک بگذارم.
 
وی با اشاره به موضوع کودکی گفت: موضوع مهمی که به عنوان یک فعال حوزه کودک و تربیت مطرح می‌کنم، این است که کودکی را دور‌ه‌ای با اثرات ماندگار در تمام عمر می‌دانم؛ دور‌ه‌ای که می‌تواند سرشار از الهام، سرچشمه انگیزه و میل به حرکت یا سنگی پیش پا باشد. این توصیف بسیار عمیق و قابل تأمل است، چراکه کودکی انسان، به عنوان موجودی اندیشه‌ورز، دور‌ه‌ای طولانی‌تر نسبت به دیگر موجودات زنده دارد تا به رشد و بلوغ فکری کامل برسد.
 
احمدیه ادامه داد: با اینکه حدود 80 درصد از رشد مغز انسان در سه سال اول زندگی رخ می‌دهد، تکامل نهایی آن تا حدود سن 20 سالگی تداوم می‌یابد. به همین دلیل، قدرت تجزیه و تحلیل، تصمیم‌گیری و ابعاد شناختی، ادراکی و هیجانی، همگی در این دوره شکل می‌گیرند. براساس دانش بشری، به‌ویژه در حوزه مغز و اعصاب، در اکثر نقاط جهان سن کودکی تا هجده‌سالگی تعریف شده است.
 
وی با اشاره به اسناد بین‌المللی گفت: همانطور که آگاه هستید، در پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک و بسیاری از کشورها، از جمله جمهوری اسلامی ایران، این سن به عنوان دوره کودکی پذیرفته شده و کنوانسیون حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کودکان بر این اساس استوار است. بنابراین، هر جا از کودک نام می‌بریم، بازه سنی تا 18 سال را مدنظر داریم. بر همین اساس معتقدیم که در شرایط سخت و مقابله‌های خشونت‌بار، کودکان در این سن نباید در معرض مجازات‌هایی مانند اعدام قرار گیرند و باید مورد مراقبت و حمایت ویژه باشند.
 
احمدیه با اشاره به ارزش زندگی گفت: زندگی، هدیه‌ای ارزشمند بوده و یکبار به هر انسان اهدا می‌شود و در این چرخه پیوسته مرگ و زندگی، آرامش است که می‌تواند امکان کسب یک تجربه زیست شگفت‌انگیز و لذت‌بخش را، که سرشار از اندیشه، تجربه و دانش است، برای ما فراهم کند.
 
وی افزود: جنگ و نابودی، زندگی را رقم نمی‌زند. زندگی موهبتی است که به ما اهدا شده و طالب آن هستیم که زندگی کنیم، تجربه کنیم و با شگفتی‌ها و ریزه‌کاری‌هایی که در سراسر حیات با آن‌ها مواجه می‌شویم، این مسیر را به پیش ببریم و میراثی ارزشمند بر جای بگذاریم.
 
کودکان؛ نخستین قربانیان جنگ
 
احمدیه با اشاره به قربانیان جنگ گفت: واقعیت این است که کودکان نخستین قربانیان جنگ هستند. در چهل روز گذشته، به ویژه شاهد بودیم که چگونه کودکانمان را از دست دادیم. بی‌تردید همه ما، به ویژه پدران و مادرانی که فرزند از دست داده‌اند یا فرزندی در آغوش دارند، این درد را عمیقاً احساس می‌کنیم. کودکان، سرمایه زندگی انسانی ما هستند و ارزشی بی‌همتا دارند. مواجهه با چنین جنایتی، بار سنگینی بر تاریخ می‌گذارد و ردپایی به صورت زخمی عمیق بر قلب ما باقی خواهد ماند.
 
وی با اشاره به حمله به مدرسه میناب و شهادت دانش‌آموزان گفت: کودکان، قربانیان فاجعه‌ای هستند که دو جنایتکار به بار آورده‌اند. با توجه به گزارش‌های تأیید شده، هدف این حمله یک مدرسه بوده و حتی نقاشی‌های کودکان بر دیوار‌ها مشهود است. با این حال، این جنایت رخ داده است. اکنون این پرسش مطرح است که شجاعت سربازان آمریکایی و اسرائیلی در هدف قرار دادن ۱۶۸ کودک بی‌گناه و بی‌پناه چه معنایی دارد؟ این اقدام، نابودی آینده یک سرزمین و آسیب به سرمایه‌های آن است. کودکان، سرمایه‌های فردی خانواده‌ها و سرمایه‌های جمعی ملت‌ها هستند و توسعه سرزمین‌ها توسط آنها رقم خواهد خورد. بنابراین، تعرض به جان و هستی کودکان، تعرض به آینده یک سرزمین است.
 
احمدیه ادامه داد: این قربانیان کوچک و بی‌پناه، در شرایطی آسیب‌پذیرتر قرار دارند. کودکان در جنگ، بدون هیچ دفاع و راه فراری، در معرض تهاجم قرار می‌گیرند و هستی معصومانه آنها به نیستی تبدیل می‌شود. با توجه به جثه کوچک و ناتوانی، آنها در صف مقدم آسیب‌های جنگ قرار می‌گیرند.
 
پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک
 
وی با اشاره به پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک گفت: براساس پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک، در خصوص حضور کودکان در مخاصمات مسلحانه تأکید شده است که کودکان نباید در درگیری‌ها حضور داشته باشند، به هیچ وجه نباید از آنها استفاده شود و دولت‌ها موظف به مراقبت و حمایت از کودکانی هستند که تحت تأثیر شرایط جنگی قرار می‌گیرند. کودکان علاوه بر آسیب مستقیم، با از دست دادن والدین، آوارگی، از دست دادن امنیت و مکان زندگی، تخریب مراکز بهداشتی و آموزشی و سایر پیامد‌های جنگ، به شدت متأثر می‌شوند. اثرات جنگ بر کودکان به مراتب عمیق‌تر و ماندگارتر از بزرگسالان است. بنابراین، مقاومت در برابر جنگ برای حفظ کودکی و تضمین گذار سالم به بزرگسالی، از وظایف اصلی حاکمیت و جامعه مدنی است.
 
وی افزود: جامعه مدنی با مشارکت در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری می‌تواند مسیر صلح‌آفرینی را پیش ببرد. از جمله اثرات جنگ بر کودکان، علاوه بر کشتار و آسیب مستقیم، شنیدن اخبار جنگ و زندگی در فضای ترس و اضطراب مداوم است. براساس گزارش‌ها، وضعیت کودکان در روز‌های جنگ بسیار آسیب‌زا بوده است؛ ترس و اضطراب مداوم، اختلال شدید، احساس ناامنی، استرس مزمن، جدایی از خانواده (به ویژه در خانواده‌های نظامیان)، افزایش اختلافات والدین، بیکاری، فشار‌های روانی ناشی از مشکلات معیشتی، اختلاف بین خواهر و برادران، کاهش توجه عاطفی والدین، تعطیلی مدارس، به هم خوردن روال عادی زندگی (خواب، تغذیه، درس)، قطع دسترسی به اینترنت و آموزش مجازی، مهاجرت اجباری و ده‌ها اثر دیگر که زندگی کودکان را تحت تأثیر قرار می‌دهد.
 
وی ادامه داد: حتی در مواردی شاهد بوده‌ایم که کودکان دچار مشکلات بینایی یا اضطراب‌های شدید ناشی از جنگ شده‌اند و نمی‌توانند از فضای ترس خارج شوند. با وجود تأکید کنوانسیون حقوق کودک بر منع استفاده از کودکان در مخاصمات مسلحانه، آمریکا این کنوانسیون را نپذیرفته و تعهدی در این زمینه ندارد.
 
وی با اشاره به آمار تلفات گفت: طبق آمار وزارت بهداشت، ۲۲۱ کودک زیر هجده سال، ۱۸ کودک زیر پنج سال به شهادت رسیده و ۷۰ کودک زیر دو سال مصدوم شده‌اند. همچنین ۵۵ دانش‌آموز (یک پسر و دو کودک پیش‌دبستانی) به شهادت رسیده و ۱۹۰ دانش‌آموز مجروح شده‌اند. این آمار‌ها فقط مربوط به کودکانی است که مستقیم آسیب دیده‌اند و شامل کودکانی که والدین خود را از دست داده‌اند، نمی‌شود. علاوه بر این، ۸۵۷ مرکز آموزشی که به کودکان خدمات ارائه می‌دادند، تخریب شده است. ۳۲ سالن ورزشی، اردو‌های دانش‌آموزی و کانون‌های فرهنگی نیز ویران شده‌اند. همه این تخریب‌ها بر زندگی کودکانی که باقی مانده‌اند، تأثیرات عظیم روحی و روانی بر جای گذاشته است. این‌ها جدا از تخریب محیط زیست است که اثرات آن در آینده بسیار رنجبارتر خواهد بود. کودکان، بی‌پناه‌ترین قربانیان این خشونت‌ها هستند.
 
انتظارات جامعه مدنی از حاکمیت
 
احمدیه در جمع‌بندی و بیان انتظارات جامعه مدنی از حاکمیت گفت: به عنوان یک فعال حقوق کودک، یک مادر، یک شهروند و یک هموطن ایرانی، انتظارات ما از حاکمیت به این شرح است؛ اول، پایبندی به کنوانسیون‌های بین‌المللی مورد توافق در زمینه حمایت از کودکان و تضمین اجرای آن. دوم، تدوین سیاست‌گذاری اجتماعی مؤثر برای حمایت از کودکان در زمینه مسکن، آموزش، بهداشت و اوقات فراغت، به منظور پرورش نسلی توانمند که آینده این سرزمین را بسازد. سوم، بهره‌گیری از خرد جمعی و مشارکت فعال جامعه مدنی در تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها. جامعه مدنی ایران با دارا بودن دانایی، پیش‌بینی و آینده‌نگری، می‌تواند با تعامل و اراده جمعی، در مسیر صلح‌آفرینی و ایجاد صلح اجتماعی گام بردارد. چهارم، ایجاد زمینه و گسترش فرهنگ صلح در حوزه عمومی از طریق اندیشه‌ورزی و گفت‌و‌گو برای ایجاد زبان مشترک.
 
صلح نیازمند اندیشه‌ورزی و مشارکت همگانی
 
وی تأکید کرد: صلح را نمی‌توان فقط آرزو کرد؛ صلح نیازمند اندیشه‌ورزی و مشارکت همگانی در جنبش همبستگی و صلح‌طلبی است. همه حرکت‌های بزرگ با گام‌های کوچک آغاز می‌شوند. فعالان جامعه مدنی خواستار مشارکت فعال در این مسیر هستیم. حاکمیت باید از ظرفیت جامعه مدنی برای دستیابی به اهداف والای توسعه و سرافرازی ایران بهره ببرد.
 
علی‌اصغر سیدآبادی، نویسنده و پژوهشگر مطالعات کودکی در ادامه نشست گفت: در سن 15 سالگی و با دستکاری شناسنامه در جنگ شرکت کردم. معمولاً به افرادی که در این سن در جنگ حضور می‌یابند، «کودک سرباز» گفته می‌شود. فیلمی با همین عنوان را از شبکه‌های تلویزیونی دیده‌ام، اما هرگز خود را در قالب یک کودک سرباز ندانستم و با انتخاب خودم آن مسیر را پیمودم و امروز از این انتخاب پشیمان نیستم؛ چراکه تجربه‌ای را برایم رقم زد که در شرایط عادی هرگز به دست نمی‌آوردم. با این حال، این موضوع توجیه‌کننده آن نیست که امروز از حضور کودکان در صحنه‌های پرخطر دفاع کنم.
 
وی افزود: آیا حضور یا تشویق کودکان زیر 18 سال در صحنه‌های خطرناک جنگ اخلاقی است؟ به نظر من، چنین اقدامی غیراخلاقی است. البته گاهی این حضور انتخابی است؛ یعنی کودک با وجود سن کم، خود انتخاب می‌کند که در جنگ شرکت کند که طبیعتاً متأثر از فضای پیرامون است. با وجود تأثیرپذیری از فضای آن زمان، با اراده خود در جنگ حضور یافتم و این یک شکل از حضور کودکان در صحنه‌های پرخطر است. شکل دیگر، حضور ناخواسته است؛ مانند کودکانی که در جریان اعتراضات دی ماه قرار گرفتند، بدون آنکه قصد مشارکت داشته باشند. نمونه آن، حادثه تلخ مدرسه‌ای در میناب است که دانش‌آموزان با رفتن به مدرسه، هرگز تصور نمی‌کردند در معرض حمله موشکی قرار گیرند و متأسفانه جان خود را از دست بدهند. اگر خانواده‌ها احتمال چنین رویدادی را می‌دادند، قطعاً مانع رفتن کودکان به مدرسه می‌شدند.
 
سیدآبادی با اشاره به تأثیرات جنگ بر کودکان گفت: تأثیرات جنگ بر کودکان را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد؛ اول، تأثیرات مستقیم: مانند کودکانی که خانه یا والدین خود را از دست می‌دهند یا مورد آسیب مستقیم قرار می‌گیرند. دوم، تأثیرات جانبی: مانند کودکانی که اگرچه مستقیماً آسیب نمی‌بینند، اما در معرض پیامد‌های جنگ قرار می‌گیرند؛ مثلاً کودکی که هر شب با صدای انفجار می‌خوابد و با آن بیدار می‌شود، قطعاً زندگی‌اش با کودکی که در شرایط عادی رشد می‌کند، متفاوت خواهد بود.
 
وی افزود: در حوادثی مانند اعتراضات دی ماه نیز شاهد بودیم که شمار زیادی از نوجوانان جان خود را از دست دادند. در چنین مواردی، به نظر من وظیفه حاکمیت و نیرو‌های امنیتی پرهیز از خشونت علیه کودکان است. برخورد با کودکان و نوجوانان در صحنه‌های اعتراضی یا در دادگاه‌ها باید متفاوت از بزرگسالان باشد. مطالعات نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری و توانایی تحلیل کودکان و نوجوانان با بزرگسالان متفاوت است و به همین دلیل، معمولاً دادگاه‌های ویژه اطفال تشکیل می‌شود.
 
وی با اشاره به جنگ‌های بین‌المللی گفت: در جنگ‌های بین‌المللی نیز انتظار می‌رود کشور‌های متخاصم، طبق کنوانسیون‌های بین‌المللی، از هدف قرار دادن غیرنظامیان به‌ویژه کودکان پرهیز کنند. متأسفانه در جنگ اخیر و در جریان تجاوز به ایران، شاهد بودیم که برخی کشور‌ها با ادعای مداخله بشردوستانه، اقدام به حمله کردند. هرگونه مداخله از این دست، بدون مصوبه شورای امنیت، غیرقانونی و تجاوز آشکار است. چگونه کشوری که رهبران آن به عنوان جنایتکار جنگی محکوم شده‌اند، می‌تواند ادعای مداخله بشردوستانه داشته باشد؟
 
سیدآبادی با اشاره به حادثه مدرسه میناب گفت: در مورد حادثه مدرسه میناب، این یک فاجعه بزرگ انسانی بود که متأسفانه در میان اخبار سیاسی گم شد. ابتدا این حادثه از سوی رسانه‌های بیگانه انکار شد، سپس تلاش شد تا با توجیهاتی مانند «خطای انسانی» یا «تلفات جانبی» از کنار آن گذشت. به کار بردن عبارت «تلفات جانبی» برای کودکانی که هیچ انتخابی در حضور در جنگ نداشته‌اند، توهین‌آمیز و غیرانسانی است. این فاجعه معیار خوبی برای سنجش مواضع سیاسی بسیاری از افراد بود. کسانی که شب و روز از بیگانگان چاپلوسی می‌کنند، در قبال این حادثه سکوت کردند و به نظر من، این سکوت نشان‌دهنده از دست دادن صلاحیت اخلاقی برای فعالیت سیاسی است.
 
وی افزود: گرچه این فاجعه از سوی برخی رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی توجیه شد و در رسانه‌های داخلی نیز به اندازه کافی به آن پرداخته نشد، اما جامعه مدنی جهانی نسبت به آن واکنش نشان داد. به عنوان مثال، در یک اقدام نمادین، ۱۶۸ جفت کفش کودکانه به شکل قلب در مقابل کلیسایی در آمریکا قرار داده شد و برای خانواده‌های قربانیان دعا خوانده شد. امیدوارم این حادثه هولناک همیشه در خاطرمان بماند و به عنوان یکی از پیامد‌های تلخ جنگ، هرگز فراموش نشود.
 
حق بقا؛ پایه‌ای‌ترین حق هر انسان
 
شهرام اقبال‌زاده، جامعه‌شناس و نویسنده کودک در ادامه گفت: با تحولات جهانی و تدوین قوانین اساسی و اسنادی مانند اعلامیه جهانی حقوق بشر، مفهوم «حقوق» شکل گرفت و در ادامه، حقوق کودک نیز به‌طور خاص مورد توجه قرار گرفت. از جمله مهم‌ترین این حقوق، «حق بقا» است که پایه‌ای‌ترین حق هر انسان، به‌ویژه کودکان، محسوب می‌شود.
 
وی در ادامه، بحث حقوق کودک را در سه سطح تحلیل و اظهار کرد: در سطح هستی‌شناختی، حق بنیادین هر انسان، حفظ جان و حیات است. هرگونه خشونت اعم از عاطفی، کلامی یا فیزیکی، نقض این حق محسوب می‌شود. گاهی تهدیدها متوجه موجودیت یک ملت می‌شود، مانند اظهارات ترامپ درباره حذف ایران از روی نقشه جهان و بعد هم درباره تمدن چند هزار ساله ایران.
 
این کارشناس در ادامه به سطح بین‌المللی اشاره کرد و افزود: پدیده‌هایی مانند امپریالیسم و صهیونیسم، با توسل به زور و بهانه‌های مختلف، به سرزمین‌های دیگر تجاوز کرده و حقوق ساکنان آن، از جمله کودکان را نقض می‌کنند. نمونه بارز آن، اشغال فلسطین و کشتار مردم غیرنظامی است. 
 
اقبال‌زاده با بیان اینکه تحلیل دقیق پدیده‌هایی مانند امپریالیسم پس از انقلاب با چالش مواجه شد، گفت: متأسفانه پس از انقلاب، به‌دلیل برخی سیاست‌های بومی‌سازی و جایگزینی مفاهیم علمی با اصطلاحات ایدئولوژیک، تحلیل دقیق این پدیده‌ها دشوار شد. امپریالیسم به‌عنوان یک مفهوم تاریخی-اقتصادی، با گسترش سرمایه‌داری و نیاز به مواد اولیه و بازارهای جدید، به سرزمین‌گشایی و سلطه بر دیگر کشورها منجر شد. در این میان، صهیونیسم نیز به‌عنوان بخشی از این پدیده، با استناد به تفسیرهای خاص مذهبی، دست به اشغال فلسطین و پاکسازی قومی زد.
 
این فعال حقوق کودک با اشاره به کودکان به عنوان بی‌گناه‌ترین قربانیان درگیری‌ها گفت: کودکان نه‌تنها از حقوق اولیه خود محروم می‌شوند، بلکه گاه به ابزاری برای اهداف سیاسی تبدیل می‌شوند. آنچه در نهایت اهمیت دارد، حفظ حق حیات و صلح برای همه انسان‌ها، به‌ویژه کودکان، فارغ از هرگونه گرایش مذهبی، قومی یا ایدئولوژیک است. جنگ‌های پیوسته در خاورمیانه، تنها به بازتولید خشونت و نقض سیستماتیک حقوق بشر منجر می‌شود.
انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha