کد خبر: 4346188
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۷

تاریخ زیر آتش؛ ۱۳۲ اثر فرهنگی ایران آسیب دیدند

۱۳۲ اثر فرهنگی ایران در جنگ آسیب دیدند؛ حمله‌ای که نه به سنگ، که به حافظه تاریخی یک ملت بود. در این آتش‌افروزی، پاسداران فرهنگ برای نجات میراث تلاش کردند و نشان دادند، حافظه این سرزمین زیر آتش نیز زنده می‌ماند.

1وقتی موشک‌های رژیم آمریکایی صهیونی بر بام کاخ‌ها، مناره‌های مساجد تاریخی یا کتابخانه‌های کهن فرود می‌آیند، فقط سنگ و خشت نیست که فرو می‌ریزد؛ بلکه حافظه تاریخی، هویت و شناسنامه یک ملت هدف قرار می‌گیرد. 
 
براساس گزارش‌های مستند، در جریان جنگ رمضان، ۱۳۲ بنای تاریخی و فرهنگی در ۱۸ استان که قرن‌ها نماد هویت و هنر بودند، آسیب دیدند و استانی که بیشترین آسیب را متحمل شد، تهران با بیش از ۶۰ اثر بود. پس از آن اصفهان با ۲۳ اثر در رتبه دوم قرار دارد و گلستان و کردستان هر کدام با ۱۲ اثر در رتبه‌های بعدی هستند.
 
این اماکن، از آرامگاه شاعران بزرگ تا بازارهای سرپوشیده، فقط ساختمان و بنا نبودند؛ آنها تجسم عینی روایت یک فرهنگ بودند. آسیب به آنها می‌تواند پیوند نسل‌ها با گذشته را تضعیف کند و ملتی که حافظه تاریخی خود را از دست بدهد یا دچار ضعف ببیند، مانند درختی خواهد بود که ریشه‌هایش در حال آسیب است.
 
تخریب میراث فرهنگی در جنگ‌ها، در قوانین بین‌المللی به عنوان عملی قابل پیگرد شناخته شده است. این اقدام صرفاً یک «خسارت جانبی» تصادفی نیست، بلکه می‌توان آن را تاکتیکی برای تأثیرگذاری بر روحیه جمعی تفسیر کرد، همانطور که رئیس جمهور بی‌خرد آمریکا، نیز نابودی تمدن چند هزار ساله ایرانی را راه‌حل خروج از بحران خودساخته می‌دانست، در حالی که ایران بارها از سوی مغول‌تر از آمریکا و اسراییل مورد حمله قرار گرفته، اما باز هم ایستادگی کرده و سرزمینش را ساخته و آباد کرده است.
 
با این حال، پرسش اینجاست که چرا نهادهای بین‌المللی مدعی حفاظت از میراث بشری، گاه در قبال چنین آسیب‌هایی با سکوت یا اقدام ناکافی واکنش نشان می‌دهند یا اصلاً واکنش نشان نمی‌دهند؟ این سکوت می‌تواند به بی‌عملی تعبیر شود و نشان دهد که گاه ملاحظات سیاسی بر موازین حقوقی سایه می‌اندازد.
 
در میانه جنگ، کسانی هستند که سلاحشان عشق به هویت فرهنگی است. گزارش‌ها از تلاش‌های متخصصان میراث فرهنگی، کتابداران، باستان‌شناسان و شهروندان عادی حکایت می‌کند که برای نجات بخشی از گنجینه تاریخی کشور کوشیده‌اند. از انتقال اضطراری نسخه‌های خطی تا محافظت از سنگ‌نگاره‌ها، این اقدامات، شکلی از پاسداری فرهنگی است. این مقاومت فرهنگی نشان می‌دهد که مردم، حتی در سخت‌ترین شرایط، حاضر نیستند داستان خود را به دست فراموشی بسپارند. این تلاش‌ها، اگرچه گاه نمی‌تواند از آسیب کامل جلوگیری کند، اما شعله امید را زنده نگه می‌دارد و ثابت می‌کند که فرهنگ می‌تواند در برابر مصائب نیز ایستادگی کند. این پاسداران خاموش حافظه، وارثان سنتی دیرینه هستند که می‌دانند حفاظت از یک اثر تاریخی، در واقع پاسداری از بخشی از هویت جمعی است.
 
آسیب به میراث فرهنگی، فقط یک فاجعه معماری نیست؛ این یک حمله چندلایه به هویت و نقض موازین بین‌المللی است. در حالی که برخی سعی در محو نشانه‌های تاریخ دارند، پاسخ می‌تواند مستندسازی دقیق این رویدادها، پیگیری حقوقی در عرصه جهانی و مهم‌تر از همه، تداوم آن پاسداری فرهنگی خستگی‌ناپذیر باشد که قرن‌هاست تمدن ایرانی اسلامی را زنده نگه داشته است. سنگ‌های تاریخی ممکن است خرد شوند، اما حافظه جمعی ملتی که هویت خود را می‌شناسد، به سادگی از بین نمی‌رود. 
 
ما این تازیانه‌هایی را که بر جان ایرانمان فرود آمد، فراموش نمی‌کنیم و آن را در تاریخ ثبت می‌کنیم تا فرزندان ایران زمین، بدانند بر میهنشان چه رفته است. متجاوزان به فرهنگ و هویت ایرانی نیز بدانند و در گوش خود فروکنند که شاید تن فرهنگ و میراث فرهنگی زخمی شود، اما به پشتوانه ملت استوار و مقاوم، این زخم‌ها نیز بهبود می‌یابد و همواره ایرانی سرافراز و پیروز خواهیم داشت. 
انتهای پیام
خبرنگار:
سمیه قربانی
captcha