کد خبر: 4347549
تاریخ انتشار : ۳۱ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۹
یادداشت

شکست جنگ و مکر شناختی آمریکا بر علیه انسجام ملی ‌ایران

شکست جنگ و مکر شناختی آمریکا بر علیه انسجام ملی ‌ایران

به گزارش ایکنا، دامنه جنگ شناختی به سودآوری اقتصادی، عملیات انحرافی و گمراه کننده هم در سطح ملت‌ها و هم در سطح نظامات دفاعی کشورها امتداد پیدا کرده است. با همین دغدغه حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدرضا عاملی استاد گروه ارتباطات و مطالعات جهانی دانشگاه تهران و عضو فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران یادداشتی در این باره نوشته است که در ادامه می‌خوانیم.

مقدمه: انتقال از جنگ روانی سنتی به جنگ شناختی هوشمند

وَمَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ و [کافران از بنی اسرائیل درباره عیسی و آیینش] نیرنگ زدند، و خدا هم جزای نیرنگشان را داد؛ و خدا بهترین جزا دهنده نیرنگ زنندگان است ( آل عمران – 54)

مکر در اصل به معنای تدبیر است و لذا مکر شر و مکر خیر وجود دارد. یکی از نمودهای مکر شر دشمن، جنگ شناختی است که از انواع حلیه‌ها در یک نظام برنامه‌ریزی‌شده بهره می‌گیرد و می‌توان از آن تعبیر به مکر جدید شناختی نمود. در واقع جنگ شناختی ترکیبی از ظرفیت‌های جنگ روانی، دیپلماسی عمومی، نفوذ فرهنگی، جنگ سایبری و البته جنگ خودآگاه شناختی و ناخودآگاه شناختی و جنگ الگوریتمی است که با هدف تغییر در شناخت و رفتار جامعه هدف اعم از کارگزاران نظام حکمرانی، نظامیان و عموم مردم صورت می‌گیرد.

جنگ شناختی بدون عملیات سخت نظام و گاه قبل، در حین و بعد از جنگ نظامی برای فروپاشی نظام‌های سیاسی یا ضعیف شدن قدرت نظام‌های سیاسی کشورهای رقیب صورت می‌گیرد. جنگ‌شناختی به دلیل پیچیدگی و چندوجهی بودن، یک قلمرو چند رشته‌ای و به نوعی فرارشته‌ای است که با رشته‌های مدیریت، سیاستگذاری، علوم جامعه‌شناسی، روانشناسی‌شناختی، علوم مهندسی داده‌کاوی، علوم رایانه‌ای و کوانتوم، دانش‌های مرتبط با ریزفناوری‌ها، مهندسی‌های دفاعی و سایر رشته‌های مرتبط پیوند می‌خورد.

ظهور فناوری‌های جدید، شاکله جنگ‌های شناختی را الگوریتمی، نظام‌مند، جزئی‌تر، پرسرعت‌تر، شبکه‌ای، شخصی‌سازی شده، یکپارچه و قابل مدیریت‌تر و قابل کنترل‌تر کرده است. جنگ شناختی الگوریتمی با استفاده از کدنویسی‌های پیچیده از قدرت تخریب فیزیکی نیز برخوردار است که نمونه اخیر آن پیجرهای استفاده شده در جنگ رژیم اسرائیل و لبنان است.

نسبت بین جنگ شناختی و هوش مصنوعی و فناوری‌های کوانتومی، نسبت بین استفاده از روش‌های سنتی و روش‌های پیچیده مبتنی بر استفاده از میلیاردها پارامتر در بستر کدنویسی شده با قدرت عملکرد چند صد میلیارد ریزتراشه‌ در تشخیص، اقدام و اثرگذاری‌های فردی، جمعی و انتخاب شده است.

در این نوشتار در چهار قلمرو از جنگ و مکر شناختی رژیم آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران در 47 سال گذشته بحث می‌کنیم: 1) سطح اول شامل ابعاد ساختی و فناورانه می‌شود که تمایز ماهیتی بین فناورهای جدید و فناوری‌های قدیم بوجود می‌آورد و از ظرفیت فضای مجازی برای شکل‌دهی به «استعمار مجازی آمریکا» (عاملی، 1389) بهره می‌گیرد و حکمرانی اینترنت را محملی برای اعمال این سلطه فراگیر می‌کند، 2) سطح دوم: انتقال به دکترین جنگ کم هزینه، کم مخاطره و نتیجه بخش رژیم آمریکا علیه ایران و 3) سطح سوم: جنگ ترکیبی شناختی با رویکرد تخریب انسجام ملی و اعتماد به نظام جمهوری اسلامی و تغییر در دکترین جنگ و انتقال از جنگ سخت صرف و پرهزینه به جنگ نرم ترکیبی شناختی کم مخاطره و تأمین‌کننده اهداف که همان شکست حریف است و 4) نمونه‌هایی از توئیت‌های ترامپ بعنوان یک قمارتجاری منتهی به باخت بزرگ.

1) سطح اول: شناخت معماری جنگ شناختی مبتنی بر فناوری‌های هوش مصنوعی

معماری جنگ شناختی مبتنی بر قابلیت‌های هوش مصنوعی تکیه بر خصوصیاتی دارد که بهره‌وری و کارآمدی آن و قابلیت‌های ناشناخته آنرا برجسته و متمایز می‌کند. این معماری توانایی بالا در سرعت، دقت و هدفمندی‌های هوشمند را منعکس می‌کند:

1. ماهیت رقومی مبتنی بر ظرفیت دیجیتال در مقابل ماهیت شیئی که ظرفیت‌های مبتنی بر اقدامات تبلیغاتی شیئی را به همراه دارد.

2. ظرفیت موژولار و شبکه‌ای که ابتناء بر همان ظرفیت رقومی دارد و این امکان را فراهم می‌کند که ارتباطات گسترده یکی با همه و همه با هم و در نتیجه امکان ارتباطات پیوسته و فراگیر را مقدور ‌سازد.

3. قابلیت الگوریتمی و مهندسی‌پذیر که در واقع ماهیت‌های الگوریتمی مانند یک موجود زنده محیط را درک می‌کنند و قابلیت‌های فرآیندی، مرتبه‌ای و دامنه‌های عملی گسترده‌ای را فراهم می‌سازند.

4. سیستمی بودن و قابلیت یکپارچگی چرا که طبیعتاً جنگ شناختی کدنویسی شده می‌تواند یک نظام ارتباطی و اثرگذاری را فراهم کند که بدون دخالت انسانی متناسب با علائق و تمایلات و هیجانات فرد و افراد عمل کند.

5. توانش مدل‌پذیری در قالب مدل‌های زبانی بزرگی که می‌تواند میلیاردها پارامتر را بر مدیریت بنگاه‌ها و ایده‌های بزرگ و کوچک مدیریت کند. البته مصداق آن را در چت بات‌هایی مانند چت جی.پی.تی یا بارد گوگل یا دیپ استور چین و ... ذکر می‌کنند ولی مدل‌های زبانی بزرگ می‌توانند برای صنایع، مدیریت‌های شهری، جنگ‌های شناختی و حتی حکمرانی الکترونیک مورد توجه و بهره‌برداری قرار گیرند.

6. ظرفیت لایه‌پذیر که نظامات متنوع را در تعامل و مجرد از یکدیگر قرار می‌دهد و امکانات اثر‌گذاری بر تمامی تنوع‌های فرهنگی و اجتماعی را فراهم سازد.

در عرصه جدید جنگ شناختی مبتنی بر فناوری‌های دیجیتال، دیگر با ابزارهای خطی و اشیای تبلیغاتیِ منفعل روبه‌رو نیستیم، بلکه با موجودیتی زنده، شبکه‌ای و خودسازمان‌یاب سروکار داریم که سرعت و دقت را فراتر از مقیاس انسانی معنا می‌کند.

در این سطح از تحول، جنگ شناختی به‌تدریج به شکل یک محیط ادراکی درمی‌آید که در آن مرز میان تولید و مصرف معنا فرو می‌ریزد. هوش مصنوعی در این چارچوب، به یک لایه واسط تبدیل می‌شود که میان تجربه زیسته انسان و جهان بیرونی ایستاده و به‌طور نامرئی در حال تنظیم نسبت میان توجه، فراموشی و حساسیت ادراکی است. به این ترتیب، جنگ شناختی معاصر را می‌توان نوعی سیاستِ سازمان‌دهیِ امکان دیدن و ندیدن دانست.

2) سطح دوم: انتقال به دکترین جنگ کم هزینه، کم مخاطره و نتیجه‌بخش رژیم آمریکا علیه ایران

رژیم آمریکا ضمن اذعان به اهمیت جنگ شناختی، رویکردی ترکیبی از دفاع و حمله محدود و گسترده را در پیش گرفته است. این کشور سرمایه‌گذاری بالایی روی فناوری‌های نو و به طور خاص هوش مصنوعی و کوانتوم انجام داده است که هدف راهبردی آن پیشران بودن در این عرصه است. در مقام عمل هم این رژیم در جنگ‌های اخیر خود از ابزارهای شناختی بهره گرفته و هم در مقابله با جنگ شناختیِ رقبا سرمایه‌گذاری کرده است. در این زمینه، چند حوزه مهم را می‌توان برجسته نمود:

1. عملیات روانی و اطلاعاتی سنتی: یگان‌های تخصصی مانند گروه چهارم عملیات روانی ارتش آمریکا سال‌ها است که مأموریت اثرگذاری بر افکار عمومی در مناطق درگیری را بر عهده دارند. این یگان‌ها در جنگ عراق و افغانستان با پخش اعلامیه، برنامه‌های رادیویی/تلویزیونی و استفاده از پیام‌رسانی هدفمند، تلاش کردند عقاید و رفتار مردم محلی و حتی نیروهای دشمن را جهت‌دهی کنند. با گذار به عصر دیجیتال، این یگان‌ها نیز فعالیت خود را به فضای برخط گسترش دادند و امروزه بر عملیات در شبکه‌های اجتماعی و تولید محتوای دیجیتال تمرکز دارند. گزارش‌ها حاکی از آن است که فرماندهی سایبری وزارت جنگ رژیم آمریکا و سایر بخش‌ها، پروژه‌هایی را برای ایجاد حساب‌های کاربری و وب‌سایت‌های ظاهراً مستقل اما تحت حمایت رژیم را به‌منظور تقابل با تبلیغات داعش و القاعده به اجرا گذاشتند که نمونه‌ای از جنگ شناختی تهاجمی محسوب می‌شود.

2. رصد و مقابله با تبلیغات: یکی از ستون‌های رویکرد رژیم آمریکا، دفاع شناختی است. در سال ۲۰۱۶، وزارت خارجه این رژیم مرکز تعامل جهانی برای هماهنگی تلاش‌های ضدپروپاگاندای حریف را تأسیس کرد. مأموریت این مرکز، افشای اطلاعات نادرست منتشرشده از سوی کشورهایی چون روسیه، چین و گروه‌های افراطی و ارائه روایت‌های جایگزین صحیح به مخاطبان در سراسر جهان است. همچنین، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی رژیم آمریکا روی سامانه‌های هشداردهنده حملات شناختی کرده‌اند. برای مثال، به توسعه الگوریتم‌هایی مبادرت کرده‌اند که فعالیت ربات‌های شبکه‌های اجتماعی یا پویش‌های نفوذ جعلی را در مراحل اولیه تشخیص دهند. ارتش رژیم آمریکا با همکاری شرکت‌های فناوری در سیلیکون‌ولی، مشغول طراحی پیشخوان‌های نظارتی است که فضای مجازی را برای شناسایی روندهای غیرطبیعی اطلاعاتی پایش می‌کنند. نمونه دیگر، تمرکز اف.بی.آی و وزارت امنیت میهن بر مقابله با دخالت‌های انتخاباتی خارجی است که شامل همکاری نزدیک با سکوهای اجتماعی برای حذف حساب‌های جعلی مرتبط با دولت‌های خارجی می‌شود. تمام این موارد نشان از درک عمیق تهدید جنگ شناختی از سوی دستگاه امنیت ملی رژیم آمریکا دارد.

3. سرمایه‌گذاری در فناوری‌های پیشرفته: رژیم آمریکا برای حفظ برتری در عرصه نوظهور شناختی، بر روی فناوری‌های کلیدی سرمایه‌گذاری هنگفتی کرده است. هوش مصنوعی یکی از این اولویت‌ها است. پروژه‌هایی نظیر ماون در وزارت دفاع (استفاده از یادگیری ماشین برای تحلیل تصاویر پهپاد) اگرچه مستقیماً جنگ شناختی نبود، اما پایه تخصصی استفاده از هوش مصنوعی در حوزه‌های نظامی را تقویت کرد. مهم‌تر از آن، تأسیس مرکز مشترک هوش مصنوعی در سال ۲۰۱۸ نشان‌دهنده عزم پنتاگون برای بهره‌گیری از هوش مصنوعی در همه حوزه‌ها از جمله عملیات اطلاعاتی بود. همچنین آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی برنامه‌های تحقیقاتی متعددی در این زمینه مانند برنامه شبکه‌های روایتی داشته است؛ که حدود سال ۲۰۱۱ آغاز شد و هدف آن درک علمی از نحوه تأثیر داستان‌سرایی بر مغز و یافتن روش‌های بهینه اثرگذاری روایی بود. در حوزه رایانش کوانتومی، رژیم آمریکا «قانون ابتکار ملی کوانتومی» را در ۲۰۱۸ تصویب کرد و میلیاردها دلار به تحقیقات کوانتومی اختصاص داد تا از رقبا عقب نماند. یکی از اهداف اعلام‌شده در اسناد علمی آمریکا این است که «برتری کوانتومی» نباید نصیب دشمنان شود و توسعه هوش مصنوعی کوانتومی برای کاربردهای نظامی ـ امنیتی یک اولویت است.

3) سطح سوم: جنگ ترکیبی شناختی با رویکرد تخریب انسجام ملی و اعتماد به نظام جمهوری اسلامی

به طور خلاصه، جنگ شناختی رژیم آمریکا علیه ایران یک پازل پیچیده است که قطعات بسیاری دارد. هر رویداد یا اقدامی – از یک توییت تا یک فیلم هالیوودی و از یک تحریم تا یک پیام تبریک – بخشی از تصویر کلان تقابل نرم را تشکیل می‌دهد. جدول زیر جمع‌بندی دوره‌بندی زمانی این جنگ شناختی را به اختصار نمایش می‌دهد.

دوره زمانی مهم‌ترین اقدامات جنگ شناختی رژیم آمریکا علیه ایران طی 47 سال گذشته

۱۳۵۷–۱۳۶۸

(1۹۷۹–۱۹۸۹) - تبلیغات منفی گسترده: آغاز صدای آمریکا فارسی (۱۹۷۹) و پوشش بحران گروگان‌ها

- عملیات روانی در جنگ: تهدیدات نظامی (مانند عملیات طبس ۱۹۸۰) و حمایت پنهان از عراق در جنگ

- تحریم‌های اولیه: توقیف دارایی‌های ایران (۱۹۷۹) به عنوان اهرم فشار روانی و اقتصادی

- نفوذ فرهنگی محدود: شروع ممنوعیت‌ها در ایران، اما ورود مخفی فیلم‌ها و موسیقی‌های غربی

۱۳۶۹–۱۳۷۸

(۱۹۹۰–۲۰۰۰) - القای انزوا: نامگذاری ایران بعنوان حامی تروریسم و اعمال تحریم‌های هدفمند

- دیپلماسی عمومی محتاط: پیام‌های نوروزی مقامات آمریکایی (از ۱۹۹۵ به بعد) و تبادل ورزشی (کشتی ۱۹۹۸)

- گسترش رسانه‌ها: شروع برنامه تلویزیون صدای آمریکا 1۹۹۴ و تماس‌های مستقیم با مخاطبان ایرانی (1996)

- هشدار تهاجم فرهنگی: رهبر شهید انقلاب، طرح «شبیخون فرهنگی» غرب را مطرح کردند و ماهواره ممنوع شد.

۱۳۷۹–۱۳۸۸

(۲۰۰۱–۲۰۰۹) - محور شرارت: نامیدن ایران به عنوان محور شرارت و تهدید ضمنی به تغییر نظام سیاسی ایران و به تعبیر خودشان تغییر رژیم

- عملیات فریب هسته‌ای: اجرایعملیات مرلین و ارسال نقشه‌های جعلی بمب اتم به ایرن در 2000

- جنگ سایبری نوظهور: آغاز عملیات بازی‌های المپیک علیه تأسیسات هسته‌ای (از ۲۰۰۶) و انتشار استاکس‌نت

- رشد رسانه‌ای و وب: تأسیس رادیو فردا (2002)، گسترش صدای آمریکا به شبکه ۲۴ساعته (2007) و حضور اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در ایران

- دیپلماسی عمومی فعال‌تر: پیام‌های نوروزی اوباما (شروع ۲۰۰۹) با لحن آشتی‌جویانه، راه‌اندازی سفارت مجازی (2008)

۱۳۸۹–۱۳۹۶

(۲۰۱۰–۲۰۱۷) - فشار و مذاکره: تشدید تحریم‌ها تا حد فلج‌کننده (۲۰۱۲) همراه با تبلیغات گسترده؛ سپس دیپلماسی مستقیم منجر به برجام (2015)

- حمایت از اعتراضات: پشتیبانی رسانه‌ای ـ سایبری از جنبش سبز 1388 و کمک به ارتباط معترضین (توییتر ۲۰۰۹)

- جنگ نرم فرهنگی: فراگیرشدن ماهواره‌ها و برنامه‌های سرگرمی ضدنظام؛ پویش‌های برخط مثل آزادی‌های یواشکی

- نفوذ اطلاعاتی و امنیتی: ترور دانشمندان هسته‌ای (با نقش احتمالی موساد و اطلاعات رژیم آمریکا) برای ایجاد رعب؛ افشای اسناد ادعایی (لپ‌تاپ) درباره ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران

۱۳۹۷–۱۴۰۰

(۲۰۱۸–۲۰۲۱) - پویش فشار حداکثری: خروج ترامپ از برجام (۲۰۱۸) و اعمال شدیدترین تحریم‌ها همراه با پیام‌های علنی تشویق مردم به اعتراض

- جنگ روانی علنی: سخنرانی پمپئو «حمایت از صدای ایرانیان» (ژوئیه ۲۰۱۸) و توییت‌های فارسی مکرر مقامات آمریکایی

- حمله سایبری تلافی‌جویانه: پس از سرنگونی پهپاد آمریکایی، حمله سایبری آمریکا به سامانه موشکی ایران (2019)

- دیپلماسی عمومی ادامه‌دار: پیام‌های نوروزی ترامپ (با لحن ضد حاکمیت ایران)؛ راه‌اندازی حساب‌های فارسی کاخ سفید و وزارت خارجه (۲۰۱۹)

۱۴۰۰–1405

(۲۰۲۱–2026) - دوگانگی بایدن: تمایل به احیای برجام اما حفظ تحریم‌ها به عنوان اهرم؛ پیام‌های حمایتی از اعتراضات زن‌زندگی‌آزادی (۲۰۲۲) و تحریم عوامل سرکوب به عنوان ژست در کنار مردم بودن

- تقابل اطلاعاتی ادامه‌دار: تحریم نهادهای سایبری ایران (۲۰۲۳) به اتهام مداخله انتخاباتی؛ اتهام‌زنی‌های متقابل در حملات سایبری (مثل ادعای ایران‌منشأ بودن حمله باج‌افزاری به بیمارستان‌های آمریکا)

- افزایش تلاش فرهنگی ـ رسانه‌ای: پوشش گسترده جهانی چالش حجاب در ایران؛ حمایت از هنرمندان و ورزشکاران معترض ایرانی در خارج (مانند استقبال از تیم‌های مخالف اعزامی)

- تداوم ارتباط مستقیم: استفاده مقام‌های آمریکایی از سکوهای گفتگوی صوتی (کلاب‌هاوس) با ایرانیان؛ تاکید بایدن بر اینکه «دیپلماسی بهترین راه برخورد با برنامه هسته‌ای ایران است» همراه با خطاب قرار دادن ملت ایران در سخنرانی‌ها

- جنگ دوم (جنگ 12 روزه): بعنوان یک جنگ ترکیبی که با هدف جنگ نظامی از فضا و جنگ با ظرفیت‌های داخلی و تحمیل احساس شکست در میان مردم و مسئولین نظام همراه با ترورشخصیت‌های برجسته کشور به همراه دانشمندان حوزه علم و فناوری (خرداد 1404)

- حمایت و مدیریت مستقیم اغتشاشات: با سوء استفاده از اعتراضات و تحریک جامعه همراه با به آتش کشیدن قرآن کریم، آتش زدن مساجد، منابع ملی با روش‌های متداول داعش که منعکس‌کننده آموزش‌های مشترک اغتشاشگران در ایران، عراق و سوریه که برخاسته از آموزش ترس‌آفرینی موساد و روش‌های گوانتانامویی داشت (دی ماه 1404)

- جنگ سوم (جنگ رمضان): که منجر به شهادت کودکان مدرسه شجره طیبه میناب، رهبر بزرگ شیعیان جهان به عنوان رکن مقاومت در جهان اسلام و ترور جمع زیادی از فرماندهان نظامی و دانشمندان ایران شد. در این جنگ نیز در حجم گسترده و متنوعی از جنگ شناختی برای تقویت احساس شکست ایران در جنگ و در ادامه تقویت احساس ترس از قدرت نظامی رژیم آمریکا و رژیم اسرائیل استفاده شده است که همچنان ادامه دارد. (از 9 اسفند 1404 تا کنون (30 فروردین 1405))

4) نمونه‌هایی از توئیت‌های ترامپ بعنوان یک قمارتجاری منتهی به باخت بزرگ

روزنامه‌نگاران و تحلیلگران بسیاری، سلسله پیام‌های ترامپ در حساب کاربری وی، خواه در شبکه اجتماعی اکس (توئیتر سابق) یا در شبکه اجتماعی تروت سوشل تحت مالکیت وی را به شیوه‌ای مختلف بازتاب داده‌اند (وال استریت ژورنال، 2026 را به عنوان مثال ببینید). با صرف نظر کردن از دیدگاه‌های حاشیه‌ای مانند این ایده متداول که پیام‌های ترامپ در شبکه اجتماعی وی، به دلیل گسیختگی فاقد اعتبار است یا دلالت بر فروپاشی ذهنی و روانی وی دارد؛ این واقعیت محوریت می‌یابد که وی اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی خودش را به عنوان سکانی برای اجرای سناریوهای آنی، غیرقابل پیش‌بینی و غالباً متناقض می‌بیند. لذا پیام‌های او ابزاری برای اعمال فشار حداکثاری، فریب رسانه‌ای، تغییر فضا یا اصطلاحاً هواسردکنی سیاسی و حتی ارسال پیام‌های دوپهلو برای تأمین منافع شخصی و انتخاباتی است. پیام‌های ترامپ ابزاری برای شوک و تردیدآفرینی هستند. او با اتکا به الگوریتم‌های رسانه‌ای، سعی دارد روایتی از قدرت غیرقابل پیش‌بینی آمریکا بسازد.

سناریوی تکرارشونده در بحران‌های مختلف این است که وی از جملات مبهمی مانند «قرار است اتفاق خیلی بزرگی رخ دهد» یا «خواهید دید چه خواهد شد» برای ایجاد حس ابهام و تعلیق بهره گرفته است. در کنار این حربه، او از جملات اغراق‌آمیز تاریخی یا آخرالزمانی مانند «چیزی که جهان تا کنون ندیده است» یا «موارد مشابه کمی در تاریخ دارد» یا «پایان رسمی» برای ایجاد وحشت استفاده کرده است. بعد دیگر، مربوط به استفاده از عبارات تهدید‌آمیز به نابودی کلّی نظیر «پایان ایران»، «تخریب کامل»، «تمدن خواهد مرد» است. چهارمین مورد، استفاده از ابهام راهبردی بدون تعیین دقیق اقدام و با بیشترین اثر روانی است. همه این اقدامات در نهایت از مسیرِ روایتِ انسان‌دوستی و ترحم، به عقب‌نشینی و بی‌عملی منجر شده است. 

در فرایند تشدید لفاظی‌ها، پیام‌های ترامپ همواره با اشاره به احتمال وقوع یک رویداد فوق‌العاده سهمگین در آینده یا تهدید به تخریبی خارج از تصور انسان و مانند آن به عنوان یک بازدارنده بزرگ مطرح می‌شود. این رویه صرفاً راجع به موضوعات مرتبط با ایران رخ نداده است و در همه شئون فعالیت وی از جمله پویش انتخاباتی وی، حمله غیرقانونی به ونزوئلا، علیه کوبا، علیه غزه و بسیاری نقاط و ملل دیگر جهان مشهود است. مرور برخی از جنجال‌برانگیزترین پیام‌های او در قبال ایران، لایه‌های پنهان این رویکرد را آشکار می‌سازد.

یکی از اولین موارد معروف مرتبط با ایران، مربوط به واکنش وی به سخنرانی رئیس‌جمهور وقت ایران بود که به درستی گفته بود «جنگ با ایران مادر همه جنگ‌هاست» (رزسا، 2018). ترامپ در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۸ در صفحه شخصی خود در اکس نوشت: «هیچ‌گاه دیگر آمریکا را تهدید نکنید وگرنه عواقبی متحمل خواهید شد که تعداد کمی در طول تاریخ تاکنون متحمل شده‌اند... مواظب باشید!».

کارشناسان نظامی این لحن را «بسیار خطرناک» و به عنوان تهدیدی در استفاده احتمالی از بمباران اتمی ایران برآورد کردند (همان). از سوی دیگر، تحلیلگران اشاره کردند که این توئیت همزمان با تلاش ترامپ برای انحراف افکار عمومی از جنجال‌های اجلاس هلسینکی با پوتین منتشر شده است (سی.ان.ان.، 2018).

او در طی جنگ سوم (جنگ رمضان) به طور متواتر از سازوکار تهدید شدید و سپس، به اصطلاح ترحم و در نتیجه عقب‌نشینی از تهدید استفاده کرده است. تهدیدات او مطلقاً هیچ حد و مرز اخلاقی ندارد و گاه چنان با محدودیت‌های قانونی و حقوق بین‌الملل بیگانه است که پیام او مصداق عملی جنایت جنگی است. به عنوان مثال، وی در تاریخ 7 آوریل 2026 برای ترساندن یا وادار کردن ایران به ورود به مذاکره در شبکه اجتماعی تروت سوشل نوشت: «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد، و دیگر هرگز احیا نخواهد شد. من نمی‌خواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالاً خواهد افتاد» (رویترز، 2026).

در واقع او با این کار فرض می‌کند حداقل بخشی از بدنه سیاسی حریف که متمایل به تسلیم و سازش است، از چنین تهدیدی خواهد ترسید. متعاقب این تهدید، سِیلی از سخنرانی‌ها، پیام‌ها و مصاحبه‌های دولتمردان رژیم آمریکا، این ایده را دنبال کردند که ترامپ به مردم ایران «ترحم کرد». یکی از بیشرمانه‌ترین این موارد، سخنرانی رابرت اف کندی جونیور است که گفت پست ترامپ در مورد پایان دادن به «کل یک تمدن» «پیامی از عشق و شفقت به مردم ایران» (پیپل، 2026) بود.

در عین حال، مشخص است که ترامپ شخصاً اهمیت شبکه‌های اجتماعی در تأثیرگذاری بر افکار عمومی را به خوبی درک می‌کند. حجم بسیار بالای پست‌های او در این شبکه‌ها، اگر چه متناقض هستند، اما نشان از توجه جدی و گسترده به این ابزار از سوی او و تیمش دارد. مروری کوتاه بر خلاصه‌ای از پیام‌های ترامپ طی جنگ تحمیلی سوم، بیش از آنکه به عنوان امکانی برای درک مواضع او در نظر گرفته شود، بایستی به عنوان روش او برای استفاده از این ابزار را نشان دهد. او در 28 فوریه گفت: «ما در حال آغاز یک عملیات تعیین‌کننده هستیم. این خیلی سریع خواهد بود». سپس به ترتیب در 2 مارس «ما به‌راحتی پیروز خواهیم شد»؛ 3 مارس «ما جنگ را بردیم»؛ 7 مارس «ما ایران را شکست دادیم»؛ 9 مارس «باید به ایران حمله کنیم. جنگ تقریباً به‌طور کامل و خیلی زیبا در حال پایان است»؛ 12 مارس «ما پیروز شدیم، اما هنوز کاملاً پیروز نشده‌ایم»؛ 13 مارس «‌ما جنگ را بردیم»؛ 14 مارس «برای بازگشایی تنگه هرمز لطفاً به ما کمک کنید»؛ 15 مارس «اگر به ما کمک نکنید، قطعاً آن را به خاطر خواهم سپرد»؛ 16 مارس «در واقع، اصلاً به هیچ کمکی نیاز نداریم. فقط داشتم امتحان می‌کردم ببینم چه کسی به من گوش می‌دهد. اگر ناتو کمک نکند، اتفاق بسیار بدی برایشان خواهد افتاد»؛ 17 مارس «ما نه به کمک ناتو نیاز داریم و نه آن را می‌خواهیم»؛ 18 مارس «‌متحدان ما باید برای بازگشایی تنگه هرمز همکاری کنند»؛ 19 مارس «متحدان آمریکا باید خودشان را جمع‌وجور کنند،‌ جلو بیایند و به باز کردن تنگه هرمز کمک کنند»؛ 20 مارس «ناتو ترسو است. ممکن است کم‌کم این موضوع را جمع کنیم»؛ 21 مارس «ما از آن [تنگه هرمز] استفاده نمی‌کنیم، نیازی به باز کردنش نداریم»؛ 22 مارس «این آخرین بار است. به ایران ۴۸ ساعت فرصت می‌دهم. ایران تمام شده است»؛ 23 مارس «داریم زمان بیشتری به آن‌ها می‌دهیم»؛ 24 مارس «جنگ در حال نزدیک شدن به پایان است»؛ 25 مارس «ما هنوز در حال مذاکره هستیم»؛ 26 مارس «ایران برای صلح التماس می‌کند. آن‌ها به ما هدیه دادند. اقدام را به تأخیر می‌اندازیم. زمان بیشتری به آن‌ها می‌دهیم»؛ 27 مارس «من و آیت‌الله با هم تنگه هرمز را اداره خواهیم کرد»؛ 28 مارس «در ایران تغییر رژیم رخ داده است»؛ 29 مارس «مذاکرات با ایران به‌شدت خوب پیش می‌رود»؛ 30 مارس «کل تأسیسات نفتی و برقی ایران را بمباران و تخریب و جزیره خارک را اشغال می‌‌کنیم»؛ ۳۱ مارس «آماده‌ایم جنگ را بدون بازگشایی تنگه هرمز پایان دهیم» (برگرفته از مجموعه توئیت‌ها و پیام‌های دو شبکه اجتماعی اکس و تروت سوشل، 2026). اگر چه تا این حد تناقض‌گویی حیرت‌آور است، اما واقعیت این است که شبکه‌های اجتماعی اساساً ابزار اثرگذاری لحظه‌ای هستند.

در همین راستا، جان آساف، سناتور آمریکایی با اشاره به پیام‌های متناقض ترامپ گفت که شاهد دروغ‌گویی‌های روزانه و ساعتی ترامپ درباره جنگ با ایران هستیم. وی اشاره می‌کند که «ترامپ در دهمین روز جنگ گفت: «جنگ کاملاً تمام شده است». سپس در روز یازدهم گفت: «خیلی زود تمام می‌شود». روز دوازدهم گفت: «پیروز شدیم». روز بیست‌ویکم گفت: «به پیروزی خیلی نزدیک شده‌ایم». روز سی‌ودوم گفت: «به‌زودی آنجا را ترک می‌کنیم. روز چهلم گفت: «به پیروزی کامل و تمام‌عیار رسیدیم» و دیروز، یعنی روز چهل‌ونهم، ترامپ گفت که «ایران تنگه را باز کرده است»، درحالی‌که امروز صبح تنگه بسته بود و به نظر می‌رسد به یک کشتی باری حمله شده است» (تسنیم، 1405).

تاریخ همواره نشان می‌دهد (و در مورد ترامپ نشان داد) که این روش شانتاژ رسانه‌ای نتیجه معکوس دارد زیرا اکنون اعتماد جهانی به توئیت‌های ترامپ کاهش یافته است و در مقابل، دیپلماسی عمومی ایران نشان داد که در میدان جنگ شناختی، صلابت و اعتبار بر بلوف و بوق‌های رسانه‌ای پیروز است. به همین دلیل است که بسیاری از سیاستمداران و چهره‌های معروف آمریکایی چاره‌ای جز توسل به نظریه‌هایی مانند بیمار بودن یا از دست رفتن تسلط ترامپ بر افکار یا نداشتن برنامه مشخص در حمله به ایران ندارند.

بسیاری از آنها مطلقاً پیام‌های ترامپ را جدی نمی‌گیرند. از جمله، لئو پانتا، وزیر دفاع سابق آمریکا و مدیر سابق سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) به گاردین گفت که او «بیش از ترامپ، به سخنان صادر شده از سوی ایران اعتماد دارد» (گاردین، 2026). او گفت: «ترامپ با یک مسئله بسیار دشوار روبرو است: آیا او با تلاش برای باز کردن تنگه هرمز، جنگ را گسترش می‌دهد تا بتواند آن اهرم را از بین ببرد و شاید در نهایت بتواند با ایران مذاکره کند؟ یا اینکه او به سادگی کنار می‌کشد و اعلام پیروزی می‌کند، اگرچه همه به وضوح خواهند فهمید که او شکست خورده است» (همان).

جمع‌بندی: بی‌اعتمادی به خبر فاسق با محوریت دونالد ترامپ

دامنه جنگ شناختی به سودآوری اقتصادی، عملیات انحرافی و گمراه کننده هم در سطح ملت‌ها و هم در سطح نظامات دفاعی کشورها امتداد پیدا کرده است. لذا 1) هوشیاری ملی و تقویت سواد عمومی در حوزه حربه‌های جنگ شناختی، 2) هوشیاری در نظام دفاعی برای از دست ندادن آمادگی برای اقدامات نظامی و 3) تعمیق دانش مسئولین سیاسی کشور برای قرار نگرفتن در دام تکرار شده «روش مذاکراه خیانت» ضروریات سه‌گانه راهبردی این حوزه هستند. از سوی دیگر واکنش‌های سیاسی می‌تواند امتیازات مهم از جمله فشار اقتصادی بر اقتصاد جهان را جایگزین سازوکارهای قمارتجاری ترامپ کند.

در شرایطی که جهانِ کسب و کار دیگر به توئیت‌های ترامپ اعتماد نمی‌کند و متقابلاً توئیت‌های مسئولین جمهوری اسلامی ایران اعتبار دارد و از جمله توئیت جمعه 28 فروردین وزیر محترم امور خارجه موجب کاهش 13 تا 17 درصدی قیمت نفت و بالا رفتن ارزش سهام بورس آمریکا و جهان شد، بهره‌گیری هوشمندانه از این قابلیت نوظهور اهمیت مضاعف می‌یابد. کاهش ارزش سهام بیش از 12 تریلیون دلار بود که تحت تأثیر زرادخانه تنگه هرمز یک زلزله تجاری محسوب می‌شد و 47 درصد سهم این خسارت متعلق به ارزش سهام آمریکا بود.

پس کنش و واکنش در جنگ شناختی و جنگ توئیتری هم فرصت را می‌تواند تبدیل به تهدید کند و هم قادر است نقار بزرگی در همبستگی ملی ایجاد کند. طبیعی است در چنین شرایطی مردم باید امتداد تصمیمات ملی کشور باشند و تصمیمات ملی در حوزه جنگ نیز باید ناظر بر حساسیت‌ها و مطالبات اجتماعی باشد.

به لطف خدای متعال و با تدابیر رهبر حکیم و اندیشمند جمهوری اسلامی ایران و همت فرماندهان و کارگزاران دفاعی و نظامی کشور و با اعتماد به رئیس جمهور محترم، رئیس مجلس شورای اسلامی جناب آقای دکتر قالیباف که الحق با همه وجود و همه توان در شرایط جنگ در پهنه گسترده میدان جنگ راهبری اثر گذار داشتند و در صحنه مواجهه با اقدامات دیپلماتیک دشمن با بی‌اعتمادی به رژیم‌آمریکا و رژیم‌اسرائیل منافع ملی و منافع جبهه انقلاب را در منطقه دنبال کردند و همچنین حضور موثر رئیس قوه قضائیه و البته با حضور آگاهانه و مسئولانه مردم شریف ایران این جنگ پیروزمندانه در جبهه جنگ فیزیکی و جنگ شناختی منجر به پیروزی نهایی و بزرگ ملت شریف ایران شده است و خواهد شد.

آخرین نکته بنده این است که علیرغم هم تلاش‌های جنگ و مکر شناختی رژیم آمریکا و رژیم اسرائیل، به قضاوت اکونومیست، پیروز جنگ شناختی هم ایران بود که با تولید تصاویر و انیمیشن‌های طنر، رئیس جمهور آمریکا را رسوا کرد و ضعف و زبونی آنرا به رخ کشید و از یک اوج بازنشر در شبکه‌های اجتماعی برخوردار شد و عملا رسانه رسمی و توئیت‌های دروغین ترامپ به عرصه تولیدات مردمی رسانه‌های اجتماعی باخت. نماد شکست جنگ و مکر شناختی آمریکا بر علیه انسجام ملی ایران، حضور با انگیزه اقشار مخلتف و حضور خانوادگی همه ملت شریف ایران در بیش از 43 شب متوالی و حتی در مناسبت های مختلف در روز شب در نزدیک به ده هزار نقطه اجتماع در کل کشور اجتماعات روستائی و شهری است.

کتابنامه منابع

قرآن کریم

تسنیم. (30 فروردین 1405). سناتور آمریکایی: شاهد دروغ‌گویی‌های روزانه و ساعتی درباره جنگ با ایران هستیم. https://t.me/Tasnimnews/408820.

عاملی، س. ر. (1389). استعمار مجازی آمریکا. تهران: انتشارات امیر کبیر.

CNN Newsroom. (2018. July 23). Transcripts. CNN. https://transcripts.cnn.com/show/cnr/date/2018-07-23/segment/03.

Guardian. (2026, March 23). ‘Nobody else is responsible’: Trump to blame for Iran crisis, ex-CIA chief says. Guardian. https://www.theguardian.com/us-news/2026/mar/22/trump-iran-leon-panetta.

People. (2026, April 17). RFK Jr. Says Trump's Post About Ending 'a Whole Civilization' Was a 'Message of Love and Compassion to the Iranian People'. https://people.com/rfk-jr-comments-trumps-threat-end-iran-civilization-11952934.

Probasco, E. Jang, M. (2025). Military AI: Angel of our Better Nature or Tool of Control?, https://warontherocks.com/2025/05/military-ai-angel-of-our-better-nature-or-tool-of-control/ .

Reuters. (2026, April 7). Trump says 'a whole civilization will die tonight' if Iran does not make a deal. https://www.reuters.com/world/middle-east/trump-says-a-whole-civilization-will-die-tonight-if-iran-does-not-make-deal-2026-04-07/.

ROZSA, M. (2018, July 23). “Really dangerous”: Military analyst alarmed after Trump tweets all-caps threat to Iran. Salon. https://www.salon.com/2018/07/23/really-dangerous-military-analysts-alarmed-after-trump-tweets-all-caps-tweet-to-iran/.

Shapiro, J. N. (2025). Winning without Fighting: Resilience as National Security Imperative

Wall Street Journal. (2016, April 18). Behind Trump’s Public Bravado on the War, He Grapples With His Own Fears. WSJ. https://www.wsj.com/politics/national-security/trump-public-bravado-private-fear-59814dca.

انتهای پیام
خبرنگار:
حدیث منتظری
دبیر:
سلما آرام
captcha