آنچه در جنگ رمضان رخ داد اعمال قدرت نظامی (تجاوز نظامی) از سوی طرفی بود که گمان میکرد بستر مناسب برای اعمال قدرت نظامی را تمهید کرده است، ولی روند امور نشان داد که این گمانی باطل بوده است. 
محمد فتحعلیخانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده، نوشت: قدرت به طور کلی عامل تحقق و تحمیل اراده است. انواع قدرت را در سلسله مراتبی از سخت به نرم میتوان طبقهبندی نمود. نکته مهم در این طبقهبندی نسبت متقابل و متعاملی است که میان انواع قدرت وجود دارد. هر صاحب قدرتی در تأمین منافع خود از قدرت استفاده می کند.
صاحبان قدرت سخت در مواقع تهدیدهای بزرگ به ویژه تهدید وجودی به سختترین قدرت (قدرت نظامی) تکیه میکنند و میکوشند ضعفهای خود در ناحیه سایر انواع قدرت را با قدرت نظامی جبران کنند. همواره در اعمال قدرت نظامی شرائط حاصل از برآیند سایر قدرت ها مهم است.
بستر و محیط اعمال قدرت نظامی در ثمربخشی آن تأثیر حیاتی دارد. وقتی بستر و محیط اعمال قدرت نظامی مناسب نباشد پیروزیهای تاکتیکی نمیتواند به پیروزی استراتژیک بینجامد. حداقل اثربخشی توسل به زور و اسلحه در روابط بین الملل آسیبهای مادّی به رقیب است، ولی این آسیبها در صورتی میتواند به پیروزی استراتژیک منتهی شود که اقدام نظامی در بستر و محیط مناسب صورت پذیرفته باشد، یا دستکم در بهبود بستر و محیط به نفع توسل کننده به جنگ مؤثر افتد.
آنچه در جنگ رمضان رخ داد اعمال قدرت نظامی (تجاوز نظامی) از سوی طرفی بود که گمان میکرد بستر مناسب برای اعمال قدرت نظامی را تمهید کرده است، ولی روند امور نشان داد که این گمانی باطل بوده است.
تجاوز در این شرائط در واقع مصداق بیگدار به آب زدن است هر چند متجاوز چنین نپندارد. متجاوز تصور می کرد نتیجه قریب الوقوع این تهاجم نظامی پیروزی نظامی قاطع خواهد بود. اگر این تصور نادرست به صورت اتفاقی نتیجه می داد و طرف مقابل را شکست می داد، تنها تکلیف متجاوزِ پیروز توجیه تجاوزگری اش بعد از پیروزی بود که آن هم به حکم الحق لمن قلب کار دشواری نبود.
اما اکنون که حمله برقآسای متجاوز نتیجه مورد آرزوی او را نداده است، تکلیف دشوار او این است که پیروزی های تاکتیکی یا آسیب هایی را که به رقیب زده است به روش یا روش هایی مبدل به پیروزی استراتژیک کند.
این روشها در یک تقسیم کلی دو دسته اند:
برخی از آنها به هدف تغییر واقعی اوضاع و تبدیل بستر و محیط نامناسب به بستر و محیط مناسب اعمال میشوند.
برخی دیگر می کوشند روایتی از ماوقع عرضه کنند که موفقیت تاکتیکی را به صورت پیروزی استراتژیک جلوه دهند. روشهای نوع دوم البته مقدمهای برای تغییر واقعی هستند.
متجاوز اکنون میکوشد با اقداماتی نظیر محاصره دریایی بستر اقتصادی را به نفع خود تغییر دهد. او میخواهد در زمانی کوتاه تابآوری اقتصادی داخلی ایران را به زیرکشد. این زمان کوتاه زمانی است پیش از آنکه تاب آوری اقتصاد جهانی به پایان رسد. به این ترتیب ایران و جهان در مسابقه تابآوری اقتصادی کورس گذاشته اند، و ایران و آمریکا در تاب آوری زدایی با هم مسابقه گذاشتهاند.
در مسابقه اول رقابت میان مردم ایران و اقتصاد جهانی است. و در مسابقه دوم رقابت میان نیروی نظامی، رسانهای، دیپلماسی ایران و آمریکاست. سه قدرت و عامل تحمیل اراده از جانب ایران در برابر سه قدرت تحمیلگر اراده از جانب آمریکا در برابر هم صف آرائی کرده اند. اگر تاب آوری مردم در عرصه اقتصادی بالا باشد دست رزمندگان بر شلیک به دور و نزدیک نمیلرزد و اگر چنین شود زبان دیپلماتها لکنت نمیگیرد، و بلندگوی رسانه ها قادر به ابلاغ روایت پیروزی به گوش جهانیان خواهد بود. پس باید هرچه زودتر به فکر آمادهسازی افکار عمومی برای ورود به دوره ای از صبوری و صرفهجویی و پرهیز از اسراف بود.
با صرفهجویی و مصرف بهینه میتوان دست رزمندگان بر ماشه و نطق مذاکره کنندگان در مذاکرات را محکم کرد و امید پیروزی را بیشتر نمود. بستر اعمال قدرت دفاعی رزمندگان، اقتصاد مقاوم و تاب آوری است که با کمبودهای ناشی از محاصره اقتصادی و دریایی از پا در نمیآید و همچون خشت اول بنای قدرت اقتصادی می تواند تا ثریا مستقیم و استوار بالا رود.
انتهای پیام