تحلیل حضور زنان ایرانی در تجمعات خیابانی، بدون رجوع به گنجینه فرهنگی دفاع مقدس ناقص است. آنچه امروز در خیابانها دیدیم، محصول تربیتیافتگان مکتب زینب(س) و فرزندان همان مادرانی هستند که روزی برای بدرقه رزمندگان به جماران میرفتند. 
به گزارش ایکنا از هرمزگان، مهدی ملاحی، کارشناس مسائل اجتماعی در یادداشتی با موضوع نقش زنان در دفاع مقدس آورده است: در هیاهوی تحلیلهای نظامی درباره جنگ رمضان، شاید یک تصویر بیش از همه برای ناظران تاریخی آشناست؛ حضور زنان ایرانی با پرچمهای سه رنگ در خیابانها در حالی که کودکانشان را در آغوش دارند.
این تصویر، یک نوستالژی صرف از دوران دفاع مقدس نیست، بلکه سند زندهای است که در آن، زنان ایرانی جنگ را نه از موضع انفعال، که از موضع مدیریت خانواده کنترل میکنند.
در سالهای حماسه و خون (۱۳۶۷-۱۳۵۹)، زنان پشت جبهه با همیاری و حفظ آرامش خانواده، روحیه رزمندگان را تقویت میکردند و در حال بازتولید امنیت روانی برای جامعه بودند و در جنگ رمضان، با رعایت همان الگو، خود را در قالب تجمعات خیابانی نشان دادند. حضور زنان ایرانی با حمل پرچم، عملیات روانی دشمن را خنثی کرد، چراکه دشمن روی فروپاشی آرامش خانوادهها حساب باز کرده بود، اما با تصویر زنانی مواجه شد که گریه را به شعار و ترس را به حضور تبدیل کرده بودند. این دقیقاً همان درسی است که از مادران شهدای هشت سال دفاع مقدس به ارث بردهاند.
یکی از انتقادات رایج به شرایط جنگ، تهدید آرامش خانواده و فروپاشی ارزشهاست. اما تاریخ دفاع مقدس نشان داد که زنان ایرانی توانستند خانواده را از یک نهاد مصرفکننده امنیت به یک نهاد تولیدکننده امنیت تبدیل کنند. در دهه 60، خانههای مردم به پایگاههای پشتیبانی جنگ تبدیل شد. امروز علاوه بر پشتیبانی، در خیابانها، همان الگو احیا شد. مادران و دختران، تجمعات خیابانی را به میدان میهندوستی تبدیل کردند. همراهی کودکان با مادران در این تجمعات، نشان داد که ارزش دفاع از وطن در حال تبدیل شدن به یک حافظه تاریخی نسلی شده است. زنان ایرانی ثابت کردند که میتوانند همزمان هم مادر، هم کنشگر اجتماعی، هم نگهبان ارزشهای خانوادگی و امنیت باشند. این میراث مادران در دوران دفاع مقدس است.
از منظر اقتصاد خانواده، شاید مهمترین شباهت میان دفاع مقدس و جنگ رمضان، احیای مفهوم اقتصاد مقاومتی در خانواده باشد. در دهه 60، زنان ایرانی در سکوت خبری، بزرگترین کلاسهای درس مدیریت جنگ را برگزار کردند. آنها با مدیریت کالابرگهای کالاهای اساسی، تبدیل خانهها به کارگاههای تولید مربا و لباس برای جبهه، و گسترش فرهنگ صرفهجویی و همیاری، ستون فقرات اقتصادی کشور بودند.
در شرایط شوک تورمی ناشی از تحریم و جنگ، این حافظه جمعی دوباره بیدار شد. حضور زنان در خیابانها، صرفاً سیاسی نبود؛ در دل این تجمعات، شبکههای همیاری در محلات شکل گرفت. زن امروز با همان منطق مادر دهه شصتی، از اسراف فاصله گرفت و با تدبیر سفره خانواده را در سختترین شرایط حفظ کرد.
تحلیل حضور زنان ایرانی در تجمعات خیابانی، بدون رجوع به گنجینه فرهنگی دفاع مقدس ناقص است. آنچه امروز در خیابانها دیدیم، محصول تربیتیافتگان مکتب زینب(س) و فرزندان همان مادرانی هستند که روزی برای بدرقه رزمندگان به جماران میرفتند.
زنان ایرانی در این جنگ نابرابر نشان دادند که مدیریت جنگ ابتدا در خانواده است. آنان با یک دست پرچم ایران را بالا بردند تا بگویند ما ایستادهایم و با دست دیگر، نبض اقتصاد و آرامش خانواده را گرفتند تا بگویند ما فرو نمیپاشیم. این همان عاملیت زنانهای است که تاریخ ایران مدیون آن است.
انتهای پیام