
امیرعلی ابوالفتح، کارشناس مسائل آمریکا، در گفتوگو با ایکنا، درباره تلاش دونالد ترامپ برای القای شکاف در داخل ایران و برجسته کردن دو جریان تندرو و میانهرو در ایران گفت: جنگ روانی یا جنگ شناختی یا جنگ ادراکی، پیشمقدمه جنگ نظامی محسوب میشود. یعنی ابتدا افکار عمومی مورد هدف قرار میگیرد و بمباران میشود، باورها تحت تاثیر قرار میگیرند و تلاش میشود که ذهنها تغییر پیدا کند و در صورت لزوم، عملیات و جنگ نظامی در پی آن انجام میشود.
وی ادامه داد: این به این معنا نیست که چون ترامپ در حملات نظامی به اهداف خود نرسیده است، اکنون جنگ روایتها را آغاز کرد بلکه این جنگ روایتها پیش از جنگ تحمیلی سوم و جنگ 12 روزه آغاز شده بود. یکی از شاخصترین مصداقهای آن این است که چنین القا شده بود که ایران به شدت ضعیف و آسیبپذیر است یا اینکه ایران آماده پذیرش هر گونه شرایط تحمیلی از سوی آمریکاست. هنگامی که این گزارهها در ذهنیت مخاطبها قرار گرفت و تثبیت شد، عملیات نظامی برای اثبات این روایت، انجام گرفت یا به عبارت دیگر زمینه برای اقدام نظامی یا فشار حداکثری فراهم شد.
ابوالفتح افزود: اکنون که این اهداف اتفاق نیفتاده است، ترامپ ادعاهای عجیب و غریبی را مطرح میکند، از قبیل اینکه تمام توان نظامی ایران از بین رفته است، ایران، نیروی دریایی و زمینی ندارد، در ایران تغییر رژیم رخ داده است، حکومت جدید در ایران مشتاق توافق است، اگر توافق شود برای ایران خوشبختی میآوریم و حتی توئیت اخیرش که در ایران میانهرو و تندرو وجود دارد.
این کارشناس مسائل آمریکا با تأکید بر اینکه اینها ادعاهای ترامپ است، اظهار کرد: هنگامی که ترامپ آتشبس را اعلام کرد، نمیتوانست بگوید که من در جنگ نظامی علیه ایران به دیوار بسته خوردم و ایرانیها خیلی قدرتمند هستند. ترامپ پس از تمدید آتشبس 14 روزه، گفت در ایران اختلاف است و به ایران فرصت میدهم تا رهبران ایران به جمعبندی برسند! بالاخره باید این حرفها را بزند؛ درست است که در تهران احزاب و گروههای مختلف سیاسی وجود دارند اما اینکه ترامپ بخواهد به گروهی فرصت دهد که بتواند گروه دیگر را قانع کند که توافق را بپذیرند، خیلی با واقعیتها همخوانی ندارد.
وی ادامه داد: آنچه ترامپ از آن به عنوان توافق یا شروط 15گانه یاد میکند به احتمال قریب به یقین، هیچ کدام از مسئولان یا تصمیمسازان کشور آن را نمیپذیرند. ممکن است که در جزئیات اختلاف نظر باشد اما در کلیت داستان و آنچه ترامپ بر روی میز گذاشته است، بعید است که حتی میانهروترین، غربگراترین یا آمریکادوستترین چهرهها در سیستم تصمیمگیری ایران آن را مورد پذیرش قرار دهند.
ابوالفتح اظهار کرد: کسانی که در سلسله مراتب تصمیمگیری حضور ندارند یا روزنامهنگار، کنشگر سیاسی یا چهره سرشناس در خارج یا داخل نظام و یا اپوزیسیون هستند ممکن است، این شروط را بپذیرند اما کسانی که در فرایند تصمیمسازی شرکت میکنند، بعید است این شروط را قبول کنند، چون شروط بسیار عجیبی است و بعید است مورد تأیید قرار بگیرد.
وی درباره رویکردهای ایران در مقابل ادعاهای پیاپی ترامپ، گفت: باید افرادی که در حوزههای افکار عمومی، افکار سنجی و رسانه کار میکنند در این باره پاسخ قطعی بدهند اما نکته مهم، خروجی داستان است. بسیاری از رسانههای غربی این ادعاهای ترامپ را مورد تشکیک قرار دادند. خروجی تصمیمات نظام جمهوری اسلامی ایران حکایت از آن دارد «آن اندازه که ترامپ ادعا میکند در داخل اختلاف وجود دارد، اختلاف نیست».
این کارشناس مسائل آمریکا تأکید کرد: برخی ادعاهای ترامپ حکایت از وجود اختلاف در نظام جمهوری اسلامی دارد و او تلاش میکند این را القا کند که اختلاف وجود دارد اما تحلیل رسانههای غربی از برآیند اظهارات، واکنشها و موضعگیریهای اخیر مقامات ایرانی، نشان میدهد که اگر اختلافی هم باشد، آن اختلاف به اندازهای نیست که آمریکا بتواند از آن بهرهبرداری کند و یا شروط آمریکا را بپذیرند.
وی در پاسخی به سؤالی درباره میزان کارآمدی سیاست محاصره دریایی ایران توسط آمریکا، گفت: این را زمان مشخص میکند؛ آمریکا ایران را محاصره کرده و ایران جهان را محاصره کرده است. زمان مشخص میکند که کدام طرف زودتر خسته میشود، جا میزند و عقبنشینی میکند و به عبارت بهتر کدام طرف تابآوری بیشتری از خود نشان میدهد.
ابوالفتح افزود: آمریکاییها روی فروپاشی اقتصادی ایران حساب باز کردهاند که اگر ایران نفت نفروشد، اقتصاد آن منفجر میشود و مدت زمان کوتاهی نیز تابآوری ندارد؛ این برآورد آمریکاییهاست که دائم نیز بر آن اشاره میکنند اما از طرف دیگر نیز اقتصاد جهان نیز قدرت تابآوری ندارد هرچند میگویند به نفت و گاز منطقه خیلی وابسته نیست اما در حوزههای دیگر به شدت وابسته است؛ کود شیمیایی، هلیوم و سایر موادی که نیازمند آلومینیوم است و برای بازار داخلی آمریکا و متحدین خارج از منطقه آمریکا هم حائز اهمیت است. علاوه بر این، آمریکا نیز باید پاسخگوی متحدان خود در کشورهای حوزه خلیج فارس باشد که در بعضی حوزهها آسیبپذیری بالایی دارند.
وی با تأکید بر اینکه زمان مشخصکننده سطح تابآوری دو طرف است، تصریح کرد: اصطلاحا شرطبندی صورت گرفته است و دو نفر چشم به چشم هم خیره شدهاند اما اینکه کدام یک زودتر پلک میزند، مهم است؛ بعضی میگویند آمریکاییها زودتر عقب مینشینند و بعضی معتقدند ایران خسته میشود. هنوز مشخص نیست و فعلا برآورد دقیقی از آن ندارم.
انتهای پیام