سیدعلی داودالموسوی، فعال فرهنگی طی یادداشتی که در اختیار ایکنای قم قرار داده، نوشت: آتشی که تنور خانهای را روشن میکرد و در امتداد هُرم آن، کانون خانواده را نیز گرما میبخشید. گرمایی از جنس عشق، محبت، علاقه، سازگاری و... آتشی که در تمام جنگهای تاریخ، در پشت جبهه، اشتعالی محرک در موتور مبارزه در خط مقدم میشد.
آتش مقاومتی که شیرزنان ایرانی در دورههای مختلف تاریخ ایران در برابر دشمنان خارجی شعلهور کردهاند. در جریان پیروزی انقلاب اسلامی، هشت سال جنگ تحمیلی، جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان...
شعلهای که در زمان جنگ از خانواده مراقبت میکند، نهتنها اجاق مسئولیتهای همیشگی خانه را گرم نگاه میدارد، بلکه آثار اضطراب، نگرانی، ترس و... را نیز میسوزاند و محیط خانه را گرم و روشن میکند.
گاه این آتش شعلهور شده تا خط مقدم مبارزه نیز جلو میآید و سپر فاطمی ولی خدا میشود و حلقهای بر کمر مولایش و گاه در جلوی چشم طاغوت زمان در کنار سر بریده امام زمانش، رجز زینبی میخواند. شاید شرمنده قلم شوم اگر از برخی بانوان قهرمان سرزمینم نام نبرم (و کلیدواژهای برای مطالعه بیشتر ندهم) که فاطمی و زینبی به میدان زدند.
با افتخار مینویسم نام:
آمنه وهاب زاده، تنها زن ایرانی تک تیر انداز
خدیجه میرشکار، اولین بانوی اسیر
فاطمه ناهیدی، اولین بانوی آزاده
سیده مریم امجد، تنها زن خدمه توپ ۱۰۶میلیمتری
فاطمه سادات نواب صفوی، تنها بانوی حاضر در عملیات بیتالمقدس
_تا به امروز که مادران شهیدان رستمی را میبینیم که با تقدیم هشت شهید، با صلابت و پرچم ایران بر دوش به استقبال ایشان میرود.
و زنان دیگری که سایه به سایه نه، بلکه شانه به شانه مردان این زمین مقدس برای حراست و نگهبانی از آن، زنانه جنگیدند.
و چون امروزی که زمان سکوت آتش رسیده، مجدد این آتش از خانه و خیابان به میدان نبرد شعله میکشد تا زبانههایش بسوزاند دامن هرزه رقاصههای رسانهای صهیونی و آمریکایی را که تا قیام قیامت دامن زن ایرانی پرورش دهنده رستم و آرش و پوریای ولی و میرزاکوچک خان و سیدعلی و قاسمهاست.
و با پایان این جنگ تحمیلی نیز، مادران و زنان این سرزمین، مانند گذشته با داستان و قصه و لالاییهای حماسی، شعلهای هم در ذهن و قلب سربازان آینده ایران روشن میکنند تا راه حق را هیچ گاه گم نکرده و به سمت ظلمت و تاریکی کشیده نشوند، آری آتش جهاد زنان هیچگاه بس نمیشود.
انتهای پیام