به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی ادارهکل آموزش و پرورش استان لرستان، در روستای گل گل علیا از توابع شهرستان پلدختر استان لرستان، دبستان کوچکی قرار دارد به نام شهید فلاحی. مدرسهای چندپایه و مختلط که همه مسئولیتهایش بر دوش یک بانوی معلم است؛ ناهید نظری، مدیرآموزگاری که سالهاست مسیر شهر تا این روستا را طی میکند تا چراغ آموزش را برای بچههای منطقه روشن نگه دارد.
با توجه به شرایط جنگی تحمیلی و ناامنیهای ناشی از آن در کشور، مدارس غیرحضوری شدند و آموزش به بستر مجازی منتقل گشت. خانم نظری هم مانند سایر همکارانش، تدریس از راه دور را آغاز کرد. اما در روستایی که شغل اصلی اهالی آن دامداری و کشاورزی است، واقعیت زندگی با برنامههای آموزشی مجازی هماهنگ نبود. با شروع فصل بهار و اوجگرفتن کار در صحرا و مزرعه، گوشیهای همراه که تنها وسیلهٔ ارتباطی دانشآموزان با معلم بود، همراه والدین راهی محل کار میشد. کمکم صفحه آموزش آنلاین برای بچهها خاموش شد و کلاسهای مجازی به حاشیه رفت.
اینجا بود که حس ایثار و فداکاری خانم نظری به میدان آمد. خودش در این باره میگوید: «وقتی دیدم بچهها دیگر دسترسی به گوشی ندارند و نمیتوانند کلاسها را به شکل مجازی دنبال کنند، نتوانستم بیتفاوت بمانم. بدون اینکه اداره یا اولیا چیزی بگویند، خودم تصمیم گرفتم راهی پیدا کنم.» او هر روز مسیر شهر تا روستا را طی میکرد و در حاشیه روستا، در دل طبیعت، جایی سرسبز و آرام را انتخاب کرد و همانجا کلاس درس را دوباره برقرار ساخت. این اقدام خودخواسته، مصداقی از فداکاری و دلسوزی معلمی بود که راضی نشد شاگردانش از تحصیل باز بمانند.
دانشآموزان با دیدن معلمشان و شنیدن خبر برگزاری کلاس در طبیعت، بسیار خوشحال شدند. این بار اما خوشحالی آنها فقط به خاطر شروع دوباره درس نبود، بلکه فضای تازه و متفاوت کلاس هم برایشان جذابیت زیادی داشت. فاطمه، دانشآموز پایه چهارم، به خانم معلم گفت: «من با برگزاری کلاس در طبیعت، پی به زیبایی آفرینش بردهام.» رضا، دانشآموز پایه پنجم هم گفت: «خانم، من الان قدردان زحمات شما هستم، چون میدانم برای ما چقدر زحمت میکشید و از شهر به روستا میآیید تا به ما درس بدهید.» محمد، دانشآموز پایه اول هم که پیش از این انگیزه چندانی برای درس خواندن نشان نمیداد، با تغییر فضای آموزشی علاقه بیشتری به درس پیدا کرد و حالا تکالیفش را با دقت و حوصله انجام میدهد.
یکی از مزیتهای برگزاری کلاس در طبیعت، آموزش عملی درس علوم است. خانم نظری در این باره میگوید: «اینجا درس علوم را بهتر و به صورت عملی به بچهها یاد میدهم. وقتی موضوعی مثل گیاهان یا جانوران را تدریس میکنیم، خود طبیعت پیش چشم آنهاست و مفاهیم کتاب را لمس میکنند، نه فقط تصویرش را.»
خانم نظری از شنیدن حرفهای دانشآموزانش بسیار خرسند شد و این حس رضایت، شوق و اشتیاقش به تدریس را چند برابر کرد. او با انگیزهای تازه، هر روز مسیر پرپیچ و خم شهر تا روستا را با عشق بیشتری طی میکند، چون میداند آن سوی جاده، چشمهای منتظری هستند که حضورش برایشان فقط به معنای یادگیری درس نیست، بلکه پیامآور امید و پشتکار است.
اینجا کلاس درس، چهار دیواری آجری نیست؛ سقفش آسمان آبی است، کفش سبزهزار و دیوارهایش کوههای سربه فلک کشیده لرستان. اما مهمتر از همه، مهری است که این کلاس را سرپا نگه داشته؛ مهر معلمی که با ایثار و فداکاری، در روزهای سخت جنگ تحمیلی، شاگردانش را تنها نگذاشت و هر روز راه شهر تا روستا را به جان خرید تا هیچ کودکی از درس بازنماند. و این، همان چیزی است که نامش را میگذاریم «روایت مهر.»
انتهای پیام