
به گزارش ایکنا؛ بهمن 1357 و پیروزی انقلاب اسلامی در کنار تحقق مسئله «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری اسلامی» -قدرت مردم سالاری دینی در ساحت نظام جمهوری و اسلامی؛ سبب شد تا یکی از اصلیترین و البته اولین مواردی که به شیوه مراودات و ارتباطهای سیاسی کشورمان با جهان مربوط میشد را دستخوش تغییر قرار دهد و آن قرار گرفتن بر همان دو بال حرکتی «استقلال» و «آزادی» با اتکا به نیروی مردمی و عدم تابع و مطیع بودن نسبت به قدرتهای جهانی شرق و غرب بود.
در حقیقت هر آنچه که رژیم پهلوی در ساحت تبدیل کردن کشور ایران به مطیعی بی چون و چرا نسبت به اوامر سیاسی ایالات متحده آمریکا گام برداشته بود؛ بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در نخستین سخنان خود به محض ورود به ایران انقلابی - در بهشت زهرا(س) - و در ادامه، بارها بر مسئله عدم فرمانپذیری بیچون و چرا از دُوَل غربی و شرقی به ویژه ایالات متحده آمریکا تأکید فرموده بودند بود.
همین کوتاه شدن دست ایالات متحده آمریکا از تمام منابع و منافعی که در قامت رژیم پهلوی در ساحت چپاول این کشور به سبب انقلاب مردمی و اسلامی ایرانیان از آن محروم شده بود؛ سبب شد تا در قامت یک «خطای محاسباتی»، زمینه یورش رژیم بعث به کشورمان را فراهم آورد. آغاز حماسه هشت ساله دفاع مقدس، بازتاب دهنده دومینوی استمرار خطاهای محاسباتی قدرتهای استعماری و استکباری در مواجهه با کشورهایی چون ایران شد که «استقلال» خود را با هیچ متاع و بهایی حاضر به معامله نیستند!

همین نگاه محوری (دکترین) بود که باعث شد از همان روزها و ماههای نخست پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه درست بعد از واقعه تسخیر «لانه جاسوسی»؛ سپس دفاع مقدس هشت ساله؛ در ادامه، سیل تحریمها به ویژه از دوران سازندگی؛ سپس، مدافعان حرم و در نهایت طی یک سال اخیر «جنگ 12 روزه» و «جنگ 40 روزه رمضان»؛ دشمن شماره یک ایران یعنی آمریکا، به بهانه پروندهای که بیش از 20 سال در دوران ریاست جمهوریهای مختلف کشورمان؛ در ساحت همان دومینوی استمرار خطای محاسباتی ایالات متحده آمریکا، یعنی مسئله هستهای - حتی با وجود فتوای رهبر شهید و عظمالشأن کشورمان - رو در روی ملت ایران بایستد و کار را از تحریمهای همه جانبه فراتر ببرد و در نهایت در قالب ائتلافی با رژیم صهیونی به خاک ایران زمین تعدی کند.
در تمام فراز و فرود تاریخ یاد شده؛ یک واژه همواره حضوری مستمر در تمام معادلات سیاسی و بینالمللی کشورمان داشته است. «مذاکره»! از تسخیر لانه جاسوسی و مذاکره ایران و آمریکا در الجزایر گرفته تا رسیدن به قطعنامه 598 و پایان حماسه هشت سال دفاع مقدس در قامت شناخته شدن رژیم بعث به عنوان رژیم مهاجم و متجاوز به کشورمان، واژه «مذاکره» در تمامی معادلات سیاسی ایران نقشی جدی و حضوری پُررنگ داشته است.
بعد از پایان دفاع مقدس هشت ساله و با وجود متهم بودن و مجرم شناخته شدن رژیم بعث به عنوان کشور مهاجم؛ دشمنی آمریکا با ایران مستقل و آزاد تمام نشد! اینبار بهانه دیگری به نام مسئله هستهای به میان آمد که باز هم تدبیر لازم در حوزه مذاکره به معاهده «برجام» ختم شد. سپس خروج یک جانبه ایالات متحده آمریکا در دوره نخست ریاستجمهوری «ترامپ»؛ در ادامه «جنگ 12 روزه» و سپس جنگ تحمیلی سوم، دفاع مقدس 40 روزه، «جنگ رمضان»؛ همه و همه در پیش و پس خود واژه «مذاکره» را نه فقط در قالب تعاملات و گفتوگوهای سیاسی جاری کرد که رَدِ پای این واژه به میان گفتوگوهای عموم مردم نیز کشیده شد.

ساحتها و گونههای مختلف «مذاکره»، امروز برای تمامی مردمان ایران که به گواه قاطبه اندیشمندان، تحلیلگران، اهل سیاست و روزنامهنگاران جهان که مردم ایران را سیاسیترین مردم جهان در سراسر این کره خاکی میدانند؛ با تمام بار تخصصی آنها، بخشها و گونههای شناخته شدهای به شمار میرود.
امروز مفاهیمی چون «مذاکره برای همکاری»، «مذاکره برای حل اختلاف»، «مذاکره برای مدیریت اختلاف»، «مذاکره برای مقابله با فشارهای داخلی و خارجی»، «مذاکره برای پیشگیری»، «مذاکره برای میانجیگری» و در نهایت «مذاکره برای مذاکره» به بخشی از گفتوگوی روزمره مردم نجیب و شریف ایران طی این تاریخ 48 ساله انقلاب بشکوه اسلامی بدل شده است.
این روزها نیز که در آتشبس دوران جنگ تحمیلی سوم، «جنگ رمضان» به سر میبریم؛ ورودی کشوری میانجی چون پاکستان، تا تمام اتحادیه اروپا و برخی از کشورهای همسایه غربی و جنوبی کشورمان، تا کشوری مانند مصر در قاره آفریقا؛ همه در مسیر تلاش برای اثبات خطای محاسباتی ایالات متحده آمریکا و رسیدن به مذاکرهای هستند که مبنای «کرامت»، «عزت» و «حقانیتِ» کشورمان ایران باشد را در بخشی از اصلیترین گفتوگوها و کُنشهای سیاسی خود گنجاندهاند.
اما گستردگی مفهوم مذاکره به ویژه میان عموم مردم، خاصه در طول دوران آتشبس برای رسیدن به همان سه اصل عزت، کرامت و حقانیت کشورمان؛ خبرگزاری ایکنا را بر آن داشت تا انتشار خبری در روزنامه «نیویورک تایمز» که طی سه هفته اخیر کتاب «قدرت مذاکره؛ اصول و قواعد مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک» سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان که طی این سه هفته در رأس کتابهای پرفروش ایالات متحده آمریکا و این نشریه قرار گرفته است؛ این خبرگزاری را بر آن داشت تا نگاهی متفاوت به کتاب وزیر امور خارجه کشورمان داشته باشد.
نگاهی تدقیقی در مسیر معرفی جامع این کتاب و بازنمایی آنچه که عراقچی و تیم مذاکرهکننده ایران به ویژه بعد از آغاز آتشبس و روند مذاکرات میان ایران و آمریکا در پیش گرفتهاند را شفافتر، تحلیلیتر و با رویکرد تبیینی به مخاطبان ارائه دهد.

طی 15 سال اخیر، از آغاز ورود رسمی «شورای عالی امنیت ملی» و سپس دستگاه دیپلماسی کشورمان، یعنی «وزارت امور خارجه» به مذاکرات پرونده هستهای با نگارش کتابهای مختلف و متعددی درباره روابط بینالملل و جنس گفتوگوها مذاکرهکنندگان ارشد کشورمان با دولتهای غربی همراه بوده است.
از جمله مشهورترین و معروف ترین این کتابها میتوان به آثاری چون «امنیت ملی و دیپلماسی هستهای» نوشته حجتالاسلام والمسلمین حسن روحانی «آقای سفیر، گفتوگو با محمدجواد ظریف» نوشته محمدمهدی راجی؛ «پایاب شکیبایی» نوشته محمدجواد ظریف و «راز سر به مُهر» نوشته مشترک محمدجواد ظریف، علیاکبر صالحی، سیدعباس عراقچی و مجید تختروانچی به عنوان دیپلماتهای ارشد ایران در تیم مذاکرهکننده و رسیدن به «برجام» اشاره کرد.
اگر بخواهیم رد پای نخستین این از کتابها را با رویکرد روابط بینالملل و محور آموزشی برای تمامی دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکترای علوم سیاسی با شاخههای مختلف آن در نظر بگیریم، نخستین و مطرحترین این کتابها پیش از ورود کتاب عراقچی به بدنه کتابهای تألیفی حوزه دیپلماسی بینالملل با محوریت مذاکره؛ میتوان به کتاب «آداب دیپلماسی و فنون مذاکره» به قلم سیدداود آقایی که سال 1387 توسط مؤسسه چاپ و انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده است اشاره کنیم.

اما ثمره حضور عراقچی از سال 1367 در وزارت امور خارجه تا به امروز، به ویژه همراهی او با تیم ارشد مذاکرهکننده پرونده «برجام» و در نهایت قرار گرفتن او به عنوان رئیس دستگاه دیپلماسی کشور (وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران) سبب شد تا در سال 1403، همزمان با برگزاری سیوپنجمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، «انتشارات اطلاعات» کتاب «قدرت مذاکره؛ اصول و قواعد مذاکرات سیاسی و دیپلماتیک» به قلم سیدعباس عراقچی را منتشر کند.
این کتاب برخلاف کتابهایی که پیش از این به آن اشاره شد در رأس قدرت روایی، تبیینی، تحلیلی و مملو از تجربیات ملموس عراقچی در تمام روند مذاکراتی حاضر به ویژه در پرونده «برجام» با قدرتهای شش کشور (1+5) برتر سیاسی و نظامی جهان به دست آورده بود، سبب شود تا به فاصله بسیار کوتاهی این کتاب به زبانهای مختلف جهان از جمله انگلیسی، عربی و ارمنی ترجمه و علاوه بر دانشگاههای علوم سیاسی کشورمان در بسیاری از دانشکدههای جهان به عنوان کتابی مرجع برای دانشجویان مقاطع ارشد و دکترای علوم سیاسی و حقوق بینالملل تدریس شود.
هرچند که نام سیدعباس عراقچی برای بسیاری از مخاطبان کشورمان شناخته شده است؛ اما بد نیست نگاهی متفاوت به رئیس دستگاه دیپلماسی و وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در دولت چهاردهم داشته باشیم.
عراقچی از سال 1367 که وارد وزارت امور خارجه شد تا به امروز جز در دوران کوتاهی که با روی کار آمدن دولت سیزدهم از سال 1400 از وزارت خارجه به شورای راهبردی روابط خارجی رفت، همواره یکی از اعضای ارشد، معاون و گاه حتی در نقش سفیر کشورمان در بطن معادلات سیاسی جمهوری اسلامی ایران قرار داشته است.
همین سابقه درخشان و طولانی حضور عراقچی در وزارت امور خارجه، سبب شده او به روایت بسیاری از دولتمردان و اهل سیاست کشورهای جهان به عنوان فردی ممتاز، قدرتمند و صاحب سبک در حوزه روابط خارجی و به ویژه مذاکره رُخنما شود.
دیگر ویژگی که این تجربه و خِبرگی را برای عراقچی با خود به همراه داشته، آن است که از همان سال 1367 تا به امروز؛ وی رشد خود را به شکل گام به گام با مراتب ترقی طی کرده و اینگونه نبوده که به واسطه حضور یک رئیسجمهور یا یک رئیس دستگاه دیپلماسی، تنها به سبب نگاهی متفاوت، پلههای ترقی را در دستگاه دیپلماسی کشور و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران ناگهانی طی کند!
عراقچی از زمان علیاکبر ولایتی در مقام وزیر امور خارجه، با تمامی وزرای امور خارجه و رؤسای دولتهای مختلف در کشورمان تا به امروز همکاری کرده است. در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد؛ وزارت منوچهر متکی و علیاکبر صالحی؛ عراقچی در مقام معاون وزیر امور خارجه؛ سفیر ایران در ژاپن و سخنگوی وزارت امور خارجه مشغول خدمت در دستگاه دیپلماسی کشورمان بود و با روی کار آمدن دولت یازدهم؛ محمدجواد ظریف به عنوان وزیر خارجه آن دولت، عراقچی را که تحصیلات خود را در دانشگاه «کِنت» انگلستان در حوزه حقوق بینالملل سپری کرده بود را به عنوان معاون امور حقوقی و بینالملل وزارت امور خارجه کشورمان منصوب کرد.
همین انتصاب سبب شد که بعد از انتقال پرونده مذاکرات هستهای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه؛ عراقچی به همراه مجید تختروانچی در کنار ظریف، رئیس تیم مذاکره کننده ایران با شش قدرت جهانی شوند. مذاکراتی که بعد از دو سال ارتباط فشرده، انعقاد توافق «برجام» را منتج شد.

اما نکته بعدی درباره چرایی؛ چیستی و ماهیت قدرت عراقچی به زعم بسیاری از اهل سیاست به عنوان فردی ایرانی که معاون وقتِ وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا در طول تاریخ این کشور و تاریخ تمامی مذاکرات بینالمللی جهان یعنی «وندی شرمن» را به گریه انداخت! تا دیگر وزرای امور خارجه یا رؤسای دولت کشورهای «پنج بهعلاوه یک» و یا دیگر کشورهای جهان که طی نزدیک به 15 سال ارتباط مستقیمی با عراقچی داشتند سبب شده تا او را به عنوان فردی خبره؛ قدرتمند و صاحب سبک در حوزه روابط بینالملل؛ امور دیپلماسی و برگ برندهای در تمامی مذاکرات خطاب کنند به دیدگاه متفاوت عراقچی در حوزه مذاکره باز میشود.
عراقچی در بخشی از کتاب «قدرت مذاکره» درباره انتخاب این نام و برتری قدرت دستگاه دیپلماسی کشور و وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران چنین مینویسد: «عنوان کتاب، «قدرت مذاکره» انتخاب شده است که همزمان سه مقوله را دربرمیگیرد.
- قدرتی که مذاکره میتواند برای یک کشور ایجاد کند.
- قدرتی که برای مذاکره نیاز است.
- و قدرت هنری که مذاکره کننده باید داشته باشد.
او این کتاب را در شش گفتار تخصصی تدوین و تنظیم کرده است: «چیستی و ماهیت مذاکره سیاسی»؛ «انواع مذاکره سیاسی»؛ «مذاکره سیاسی و قدرت ملی»؛ «فنون و مراحل مذاکره سیاسی و الزامات آن»؛ «مذاکره کننده دیپلمات» و «چانهزنی شیوه ایرانی مذاکره»؛ اسامی شش بخش گفتاری و تخصصی کتاب «قدرت مذاکره» سیدعباس عراقچی را شامل میشود.
آنچنانکه پیشتر نیز اشاره شد سراسر این کتاب مملو از تجربهها تجربیات ملموس عینی و قائم به فرد سیدعباس عراقچی نزدیک به 15 سالی است که به عنوان مذاکرهکننده ارشد جمهوری اسلامی ایران در حوزه پرونده هستهای مشغول به فعالیت بوده است. جالب آنکه او به عنوان مدرس دانشگاه در حوزه روابط بینالملل در دانشکده «روابط بینالملل وزارت امور خارجه» که مدتی هم ریاست این دانشگاه را برعهده داشت؛ با دانشجویان خود بخشهایی از این کتاب را تدریس کرده است.
همه اینها فارغ از آن است که بسیاری از نشریات جهان اشاره کردهاند که کتاب «قدرت مذاکره» در دانشکدههای کشورهای مختلف و متفاوت به عنوان منبعی برای دانشجویان توسط استادهای مختلف علوم سیاسی؛ روابط بینالملل و حقوق بینالملل تدریس میشود.
ذکر این نکته الزامی است که کتاب «قدرت مذاکره» عراقچی در کنار روایت تبیینی خود، جهت آگاهیبخشی و روشن ساختن زوایای تاریک مفهوم سیاستگذاری، سیاستگذاران و مقامهای سیاسی؛ نگاهی ویژه به ماهیت و چیستی دیپلماسی و لزوم دانشافزایی حتی برای مخاطبان عام را در بطن خود حمل میکند. از همین روست که این کتاب علاوه بر آنکه یک کتاب تخصصی شناخته میشود، میتواند عموم مردم؛ به ویژه ایرانیان که سیاسیترین مردمان جهان به شمار میروند را نیز با بسیاری از فراز و فرودهای شیوه مذاکره و قدرتی که مذاکرات برای جمهوری اسلامی ایران با سه اصل یاد شده (عزت، کرامت و قدرت) توسط عراقچی با خود به همراه داشته را در میان بگذارد.
همچنین بعد از منبع مورد اشاره یعنی کتاب سیدداود آقایی (آداب دیپلماسی و فنون مذاکره) که در سال 1387 به چاپ رسید؛ کتاب «قدرت مذاکره» عراقچی که از 1403 روانه بازار نشر شده، سهمی بسیار بالا در پُر کردن خلأ کتابهای آموزشی در حوزه دیپلماسی و مذاکره به ویژه در حوزه کتابهای تألیفی در کشورمان داشته است.

اگر بخواهیم نمط این گزارش تحلیلی و معرفی کتاب «قدرت مذاکره» سیدعباس عراقچی را بر حوزه عدالت قرار دهیم؛ به این نکته نیز باید اشاره کرد که مفهوم «مذاکره» از بیان لغت تا انجام آن؛ آنچنان که پیش از این نیز اشاره شد با تاریخ جمهوری اسلامی ایران که تحت شدیدترین تحریمها و یا گاه تعدی و تجاوز دشمنانی که «استقلال»، «آزادی» و «جمهوری» این نظام مقدس را بَرنمیتابند؛ سبب شده تا مفهوم «مذاکره» به ویژه در مواجهه با قدرتها و کشورهای خارجی همواره هم مورد تایید کلیت جامعه سیاسی کشورمان نباشد و منتقدان و مخالفانی را نیز در دولتهای مختلف داشته باشد.
هر چند که باید اذعان کرد؛ به ویژه طی مذاکراتی که بعد از جنگ تحمیلی سوم، «دفاع مقدس رمضان» با حضور تیم مذاکره کننده ایرانی شامل محمدباقر قالیباف؛ رئیس مجلس شورای اسلامی، سیدعباس عراقچی؛ وزیر امور خارجه کشورمان و تیم تخصصی همراه آنها بوده؛ کمتر نشانهای از زاویه داشتن و انتقاد نسبت به مفهوم «مذاکره» را شاهد بودهایم.
مهمترین دلیل این اتفاق به حضور این افراد با تأیید رهبری جوان اما فرزانه و خردمند کشورمان، آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای که پرچمدار بر حق رهبر شهید و قائد امت حضرت آیتالله العظمی خامنهای به شمار میرود باز میگردد. همین رهبری قدرتمند آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای است که سبب شده شاهد یک وحدت؛ همدلی و همبستگی ملی میان مجلس شورای اسلامی، دولت، دستگاه قضا و شورای عالی امنیت ملی بیش از هر زمان دیگری باشیم تا آن روی گاه تند نقدها نسبت به چرایی «مذاکره» با دشمنان کشورمان را کمتر شاهد باشیم.

سیدعباس عراقچی در جایجای کتاب «قدرت مذاکره» تلاش کرده با کنار هم نشاندن مفهوم سیاست در قامت محوری همنشین با «مذاکره»، جنبه های مختلف توصیفی در ساحت مذاکره سیاسی را با مخاطبانش در در این اثر میان بگذارد.
به عنوان مثال عراقچی در این کتاب چنین مینویسد: «مذاکره، در حقیقت به معنای بِدهبستان است. باید چیزی بدهید تا چیزی به دست بیاورید. این گونه نیست که در روند مذاکرات، یک طرف تنها امتیاز بدهد و دیگری مدام امتیاز بگیرد. بلکه روندی متقابل است. اگر در مذاکراتی امتیازدهی یک طرفه شکل بگیرد، نام آن دیگر مذاکره نیست؛ بلکه تسلیم یک طرف در مقابل طرف مقابل است. مذاکره سیاسی، گفتوگویی میان دولتها و در واقع نمایندگان رسمی آنها برای رسیدن به اهداف مشخص در فرایندی از بِدهبستانهاست که میتواند موجب حل اختلاف، رفع چالش، برقراری مجدد تعاملات عادی دیپلماتیک، توزیع مسئولیت و هزینه در مقابله با یک بحران و در نهایت تنظیم روابط شود.»
با خواندن این بخش از کتاب «قدرت مذاکره» عراقچی شاید این پرسش در ذهن عموم مخاطبان شکل بگیرد که با توجه به شرایط موجود، تجربههای گذشته، نیز بیاعتمادی شدیدی که میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا وجود دارد چه ضرورتی برای مذاکره کردن وجود دارد؟
پاسخ این پرسش را از زبان خود سیدعباس عراقچی در کتاب «قدرت مذاکره» چنین میخوانیم: مذاکره سیاسی آن گاه ضرورت پیدا میکند که اختلاف و یا مشکلی میان دو یا چند بازیگر، مانع از دستیابی آنها به اهداف مشخص شود و آن گاه مذاکره سیاسی آغاز میشود که هزینه عدم مذاکره از هزینه مذاکره بیشتر باشد. مذاکره سیاسی نیز همچون هر مذاکره دیگری، مسیر سهلالوصولتر؛ کمهزینهتر و کمخطرتر برای رسیدن به اهداف مشخص به شمار میرود. گاهی هم تنها مسیر است و هیچ جایگزینی ندارد.

برای آشنایی بیشتر با بطن و متن این اثر بد نیست تا نگاهی به شش گفتار اصلی که این کتاب بر پایه آنها استوار شده است داشته باشیم تا پله به پله به عنوان مخاطب حتی اگر این اثر را تورق نکرده باشیم بدانیم که بُنمایه نگاه سیدعباس عراقچی در نگارش کتاب «قدرت مذاکره» براساس همان سه اصل عزت، کرامت و قدرت کشورمان چگونه شکل میگیرد.
برای آنکه برداشتی شخصی یا خبطی در خوانش کوتاه شش گفتار کتابِ «قدرت مذاکره» بر قلم راقم این سطور وارد نباشد، معرفی این شش گفتار را به شکل عینی و نعلبهنعل از تارنما (وبسایت) «مرکز مذاکره ایران» با مخاطبان این گزارش قسمت میکنم.
کتاب در شش گفتار تنظیم شده که هر یک بر جنبهای از مذاکرات سیاسی تمرکز دارند. بهطور کلی محتوا و موضوع هر گفتار عبارت است از:
گفتار اول – اصول و ماهیت مذاکره: ماهیت مذاکره سیاسی تشریح شده و مفاهیمی مانند قدرت، نفوذ و انواع استراتژیها معرفی میشود. عراقچی به زبان ساده توضیح میدهد مذاکره چیست و چرا و چگونه کشورهای مختلف وارد مذاکره میشوند.
گفتار دوم – مراحل مذاکره: مراحل مختلف یک فرایند مذاکره از آمادگی و آغاز جلسات تا مدیریت اختلافات و رسیدن به توافق نهایی بررسی میشود. نویسنده با اشاره به مذاکرات هستهای ایران و ۱+۵، چگونگی تدارک و شروع مذاکره و همچنین چگونگی پیشبرد مذاکرات و حل اختلافات را توضیح میدهد.
گفتار سوم – تکنیکها و شیوههای مذاکره: روشها و فنون مذاکره بهتفصیل بیان شده است. مذاکره مبتنی بر منافع (Interest-based)، رقابتی، تعاملی و سایر شیوههای مذاکره معرفی شده و کاربرد هریک در مذاکرات دیپلماتیک تشریح میشود. عراقچی به مثالهای عینی و تاکتیکهای عملی میپردازد تا خواننده با ابزارهای مذاکراتی آشنا شود.
گفتار چهارم – نقش فرهنگ در مذاکره: نقش تفاوتهای فرهنگی میان طرفین مذاکره مورد بحث قرار گرفته است. نویسنده تأکید میکند فرهنگ و بافت اجتماعی مذاکرهکنندگان میتواند چالشهایی ایجاد کند که باید آنها را شناخت و مدیریت کرد. در این قسمت اهمیت آگاهی از بافت فرهنگی طرف مقابل و تطابق سبک مذاکره با بستر فرهنگی توضیح داده میشود.
گفتار پنجم – چالشها و مشکلات مذاکره: مسائلی که ممکن است مذاکرات را دشوار کنند، بررسی میشود؛ مانند فقدان اعتماد متقابل، تفاوتهای زبانی و فرهنگی، فشارهای سیاسی داخلی یا بیرونی. عراقچی با استناد به تجربههای شخصی خود راهحلهایی عملی برای غلبه بر این چالشها ارائه میکند.
گفتار ششم – خاطرات و تجربههای شخصی: در این بخش، خاطرات و تجربههای عراقچی از مذاکرات هستهای ایران بیان شده است. او پرده از جزئیات فرایند مذاکرات میکشد و وقایع مهم پشتصحنه را با خواننده در میان میگذارد. این گفتار با نقل خاطراتی جالب، تصویری زنده از دیپلماسی پشت میز مذاکره فراهم میکند.
مطالعه چنین ساختار جامع و عملی، کمک میکند خواننده هم از اصول نظری مذاکره مطلع شود و هم شیوههای کاربردی اجرا را بشناسد.

عراقچی معتقد است مهارت «مذاکره»، ابزاری استراتژیک برای «قدرتآفرینی ملی» است. او در مقدمه کتاب خود چنین مینویسد: «هیچ دستاورد مهمی بدون گفتوگو نهادینه نمیشود و مؤثرترین راه کاهش هزینهها و افزایش دستاوردها در جهان معاصر، تکیه بر قدرت مذاکره است و مؤثرترین راه کاهش هزینهها و افزایش دستاوردها در جهان معاصر، از طریق مذاکره است.»
در عین حال، عراقچی به محورهایی فراتر از قدرت مادی نیز توجه دارد. او میگوید بنیانهای انگیزشی مذاکرات شامل:
- حمایت مردمی
- عزت و کرامت ملی
- مشروعیت و استقلال کشور
- ارزشهای آرمانی
به بیان دیگر، از نگاه او، شتابزدگی در توافقکردن بدون حفظ کرامت ملی یا اجماع داخلی ممکن است هزینهزا باشد.
عراقچی تلاش میکند نگاه آرمانی و ارزشهای ملی را با رویکرد عملی (عملگرایی) ترکیب کند.
او مثال میزند که «دیپلماسی مکمل قدرت ملی است و حتی در سختترین شرایط امنیتی نیز گفتگو میتواند منافع ملی را حفظ کند.» در عین حال بر این باور است که «هرگاه وقت مذاکره باشد، باید مذاکره کرد، اما وقتی پای دفاع از کیان کشور در میان است، باید مقتدرانه جنگید.» به این ترتیب، هم تأکید بر حفظ عزت و ارزشهای کشور وجود دارد و هم تأکید بر عقلانیت و محاسبه.
انتهای پیام