کلید ۱۶: اگر معلم یا والد هستید، به نوجوانان در شرف کنکور و سال آخری بگویید احساس خودتان را انکار یا کتمان نکنید. به آنها بگویید میدانید که در شرایط بحرانی، این که هر کسی بترسد و نگران باشد، طبیعی است. به آنها بگویید ترس و نگرانیتان را بروز دهید. با آنها حرف بزنید. بگویید درد دل با دوستانشان را فراموش نکنند و خیلی اخبار را پیگیری نکنند. در شرایط بحرانی، اطلاع داشتن از شرایط موجود خوب است، اما نباید در این کار افراط کرد. این گونه، سلامت روان، به خطر میافتد. برای پیگیری اخبار، در روز اختصاص ۲ نوبت ۲۰ دقیقهای کافی است.
کلید ۱۷: به کنکوریها بگویید در زمان بحران، شرایط عادی زندگی خود را حفظ کنند. عادات به انجام کارها و برنامههای روزمره به فرد حس کنترل و ثبات میدهد که برای مقابله با بحران ضروری است. به آنها بگویید ساعت خواب، غذا خوردن، مطالعه یا هر کار تکرارپذیر سابق را به همان صورت قبلی انجام دهند، این کارها به ذهن، احساس ثبات و کنترل میدهد.
کلید ۱۸: برخی از کنکوریها و کلاس آخرهای دبیرستان، وقتی با شرایط بحرانی مواجه میشوند، میگویند در این شرایط(برای مثال: جنگ، زلزله، رانش زمین، سیل و ...)، که آینده نامعلوم است، مگر میشود درس خواند؟ در پاسخ باید گفت: «بله! میشود... ».
درک میکنیم که شرایط پراسترس حاکم بر محیط زندگی افراد، روی آنها بیتأثیر نیست، اما زندگی همچنان جریان دارد و کسانی که توانایی کنترل احساساتشان را داشته باشند، از این بحران هم به سلامت عبور خواهند کرد.
کلید ۱۹: رواندرمانی حرفهای، یکی از مؤثرترین روشها برای درمان آسیبهای روانی ناشی از بحرانهاست. درمانهای شناختیرفتاری به افراد کمک میکند الگوهای فکری مخرب خود را تغییر دهند. برای مثال به یک نظامی که مدام پس از جنگ فکر میکند: «من نباید زنده میماندم»، میآموزد که این باور را به: «من شانس آوردم و زنده ماندم و حالا میتوانم از این فرصت برای خدمتگزاری بیشتر به میهنم استفاده کنم»، تبدیل کند.
نکته ۲۰: برخی از شایعترین اثرات منفی بحرانها، از جمله جنگ، روی کودکان و نوجوانان، عبارتند از: کابوسهای مکرر، ترس از تنهایی، پرخاشگری یا گوشهگیری شدید، اختلال در رشد کلامی، اجتماعی و جسمانی، پدید آمدن اختلالات جدید یادگیری و... هر کدام از نشانههای این موارد را باید جدی گرفت و با بهرهگیری از مشاورههای روانشناختی، در صدد رفع آنها برآمد، و گرنه در درازمدت به صورت مزمن درخواهند آمد.
کلید ۲۱: در شرایط بحرانی، ذهن انسان به حالت بقا میرود و سیستم عصبی به طور مداوم هشدار دریافت میکند و تمرکز بر روی درس خواندن، برای مغز در اولویت دوم قرار میگیرد. آلارم مداوم ذهنی، قطع شدن زنجیره عادت و احساس گناه دوگانه (در شرایط بحران، نباید درس بخوانم، و از طرف دیگر، اگر نخوانم، عقب میافتم)، سه دلیل اصلی دشوار بودن ثبات ذهن در شرایط بحرانی است. باید به دانشآموزان کنکوری کمک کنیم، این شرایط را مدیریت کنند.
کلید ۲۲: با نوجوانان کنکوری صحبت کنیدو برنامه B(پلن ب) خانواده و خودش یا راهکار فرار را ترسیم کنید. برای مثال، تکرار عباراتی مانند این: «تهش کنار بابام کار میکنم.» یا «مامانم گفته نگران نباش. تهش پیش خودم همیشه جا هست برات».
در این موضوع، مرز باریکی در اطمینانبخشی به دانشآموز وجود دارد. چون باید با شناختی که از دانشآموز وجود دارد، اتفاق بیفتد. بیان برنامه B، ممکن است برای برخی از دانشآموزان، این برداشت را داشته باشد که خانواده از من ناامید شده و با بیان این گزارهها، میخواهند بگویند من نتیجه نخواهم گرفت، بنابراین بیخیال!
کلید ۲۳: اگر فرزندتان خواهر یا برادر بزرگتر از خود دارد و این مرحله را با موفقیت، ولی در شرایط غیربحرانی پشت سر گذاشته است، مواظب تکهها و طعنههای آنها باشید. آنها ممکن است کل ماجرا را خراب کنند.
کلید ۲۴: بحران ممکن است در کنکوریها و سال آخریها، باعث بروز عوامل فیزیولوژیک، مانند تپش قلب یا احساس ضربان شدید، تعریق بیش از حد بدن، تهوع یا درد شکم، خشکی دهان، بیقراری و احساس خستگی مفرط شود. این موارد ضمن این که مهم است، ولی اگر مطمئن باشیم که دلایل بیولوژیکی ندارند، قابل کنترل است. با مراجعه به یک پزشک، کمک کنید فرزندتان این موارد را به فراموشی بسپارد.
کلید ۲۵: در زمان بحران، برخی علائم روانی و رفتاری هم در کنکوریها بروز میکند. مانند: توسعه افکار منفی(مثل شکستباوری)، کاهش تمرکز و دقت، گریههای بیدلیل یا زودرنج شدن، کاهش اعتماد به نفس و... پدران و مادران در این موارد با فرزندان خود صحبت کنند و در صورت لزوم از مشاور دبیرستان یا مشاوران حرفهای یاری گیرند.
کلید ۲۶: کنکوریها و کلاس آخریها، خود نیز میتوانند به صورت بلندمدت، اضطرابهای ایجاد شده در دوران بحران را مدیریت کنند که برنامهریزی واقعبینانه، مرور مثبتنگرانه، مدیریت ذهنی و خودگویی مثبت درباره توانمندیها و بهره گرفتن از مشاوران خبره از جمله این روشهاست.
کلید ۲۷: اگر بحران طولانیتر شد و اضطراب فرزندان از حالت طبیعی فراتر رفت، یعنی باعث اختلال در زندگی روزمره، خواب، تغذیه یا روابط اجتماعی شد، نیاز به کمکهای تخصصیتر احساس میشود. بیخوابی شدید و مداوم، حملات پانیک یا وحشتزدگی، افکار خود آزاردهنده یا احساس ناامیدی کامل، افت شدید عملکرد تحصیلی با وجود تلاش، از جمله این علائم است.
کلید ۲۸: در دوران بحران، کنکوریها و سال آخریها، باید به طور معقول اندکی از درس خواندن فاصله بگیرند. دیدن فیلمهای مناسب، خواندن رمانهای جداب، انجام بازیهای فکری سالم مانند حل جداول سودوکو، مربعهای وفقی و بازی با مکعب روبیک، خواندن شعر، گوش دادن به موسیقیهای ملایم و آرام، از روشهای آرامبخشی به ذهن در دوران بحران است.
کلید ۲۹: به کنکوریها و سال آخریها توصیه کنید بنویسند. نوشتن اتفاقات روزمره زندگی یا چالشهای ذهنی، میتواند به مثابه دارویی شفابخش برای مقابله با بحرانها باشد. این نوشتهها میتوانند به صورت دلنوشته، قطعه ادبی، داستان کوتاه، داستانک، خودنوشت زندگی روزمره، کاریکلماتور، شعر و مواردی از این دست باشد.
کلید ۳۰: هنرهای تجسمی و ساختن کاردستی و صنایع دستی سنتی ایرانی هم میتواند یکی از راهکارهای فردی مقابله با بحران یا کاهش آن باشد. ترسیم نقاشی یا کاریکاتور، خطاطی، کار با ویترای، بافتن کوبلن، منبتکاری، خاتمکاری، میناکاری و سایر هنرهای ظریف و نیز ساختن کاردستیهای ابتکاری، از روشهایی است که هم میتوان بر بیحوصلگی غلبه کرد و هم به مقابله با آسیبهای ناشی از بحران پرداخت.