کد خبر: 4348835
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۵
یادداشت

جهانی نا‌آرام‌تر از همیشه

کیومرث یزدان‌پناه، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

به قلم کیومرث یزدان‌پناه، استاد جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

تصور می‌شد بعد از فروپاشی بلوک شرق و پایان جهان دوقطبی، خردگرایی جهانی بر امور جهان مسلط شود. اما اینگونه نشد و برغم تلاش‌های فراوان برای استقرار جهانی مبتنی بر ایمنی، فاز جدیدی از روند‌های خطرناک بر نظام بین الملل چنبره انداخت.

جنگ اخیر میان آمریکا و اسرائیل با ایران هم به طور واضح نشان می‌دهد که جهان در مسیر ناهمواری قرار دارد و روند‌ها به سمت احیای توتالیتاریسم مخوف به جای دموکراسی‌های رایج سیاسی و تکثرگرایی‌های اجتماعی می‌باشد و مهم‌تر از همه اینکه علی رغم همه تحولات و پیشرفت‌های حاصل شده، نظریه‌های امنیت جمعی حاصل از آن مبهم به نظر می‌رسند و جهان نا‌آرام‌تر از قرن بیستم شده است. این جنگ که از تنوع اهداف عمدتاً خطرناکی پیروی می‌کرد، الیگارشی‌هایی مبتنی بر نگرش کالایی به امنیت شدت بخشیده است.

لذا بزرگترین مانع ژئوپلیتیکی بازگشت جهان به ثبات پایدار و امنیت جمعی، همین نگرش است که رادیکال‌های دوگانه (سیاسی ـ ایدئولوژیک) مانع از تحقق صلح عمومی می‌شوند. اما یک نکته در اینجا هنوز اندک روزنه‌ای را برای کنترل حجم زیاد خشونت در سطح جهانی و گسل‌های ایجاد شده باقی میگذارد و آن هم قطعیت پیدا نکردن نظم جدید است که شاید بتواند روزنه‌های خردگرایی جمعی را برای جهان پیش رو باز کند. زیرا جهان دارد هرنوع اقدام خصمانه و خطرناکی را تجربه می‌کند تا بلکه به نظمی برسد. بزرگترین مانع هم اقلیت‌های قدرتمند و حاکم هستند که هم قدرت را در قبضه دارند هم مالکان اختاپوسی ثروت‌های ملی و جهانی هستند و هم متاسفانه قدرت نفوذ ایدئولوژیک را در توده‌ها دارند که هرگونه خوشبینی را از طریق راه‌های دیگر، به ویژه راه‌های دمکراتیک و مشارکت عادلانه از بین می‌برد.

هرچند که پیشرفت‌های علم در این دهه‌های پر التهاب بی نظیر است، اما هدایت صحیح علم و آورده‌های علمی برای زیست شبکه‌ای ناامیدکننده است. زیرا عناصر شکل‌دهنده به نابسامانی‌های جهانی با پیش‌فرض‌های مذهبی جلو می‌روند و با برجسته‌سازی ایدئولوژی از طریق تقدس گرایی‌های مستمر و ممتد، جلوی نفوذ علمی و پیشبرد امورات جهانی از طریق ره‌آورد‌های علمی را سد می‌کنند.

این موضوع بسیار مهم آغاز قرن بیست‌و یکم را با شروع افراط‌گرایی خشونت‌آمیز با چاشنی جنگ مقدس شروع کرد با شعاری تحت عنوان «جنبش جهانی جهاد علیه کفار». این درحالی است که پایان خشونت‌های مرگبار جهانی در نیمه اول قرن بیستم، جهان با درک خطرات ویران‌کننده، با یک خردگرایی متکی بر علم تلاش کرد یک دوره انتقالی به سوی جهان آمیخته به خرد و علم را آغاز کند. به طوری که تمرکز بر عنصر سازنده علم، دستاورد‌های درخشانی را برای بهبود وضع بشر و ارتقای سطح زندگی فراهم کرد.

در پرتوی این پیشرفت‌ها بود که جهان وارد دوره اولیه ژئوپلیتیک عصر فضا شده و جهانی شدن را با چاشنی زیست شبکه‌ای و ارتباطی تجربه کرد اما چه شد که به یکباره، جهان با زیست متمدن به سمت شعار نابودی تمدنی توسط پیشرفته‌ترین و قدرتمندترین کشور دنیا یعنی آمریکا حرکت کرد؟ آیا این تغییر رویه خطرناک و خشونت‌بار، قرنی منفور و خونین را در قرن ۲۱ گوشزد می‌کند؟ قرنی که عقلانیت سیاسی جای خود را به یاوه‌گویی‌های بی‌ثمر و هرزه‌پراکنی‌های سیاسی داده است! (حداقل تا به امروز). قرنی که به جای درک مناسب از تحولات ژئوپلیتیک، با رادیکالیزم مذهبی، پمپاژ مرگ و جنگ و نیستی می‌کند و بدتر از همه نابودی تمدنی را فریاد می‌زند!

جنگ اخیر یک نمونه بارز از شرارت سیاسی و ایدئولوژیک در برابر خرد و اندیشه و تعقل‌گرایی است که در طول تاریخ معاصر چنین وضعیتی را شاهد نبوده‌ایم. جنگ‌های قرن بیست‌ویکم متمرکز بر کشتار‌های خاص شده که پیوست یک اندیشه خطرناک هستند به نام «توجیه جنگ مذهبی». کشتار‌ها و خونریزی‌های بی رحمانه به‌نوعی پاکسازی نژادی را نشانه‌گذاری کرده است. از کشتار مسلمانان در میانمار تا کشتار مسلمانان در غزه نشان می‌دهد که تاریخ جنگ‌ها در حال جابجایی و پوست اندازی متفاوت هستند. زیرا هیچگاه نابودی انسان‌ها با چنین موضوعیتی تا این حد عیان نبوده است. جمله رئیس جمهور آمریکا در جنگ اخیر در خصوص نابودی تمدنی در قلب نقشه جهان یعنی ایران به هیچ‌وجه اتفاقی نیست، بلکه برآمده از اهداف غیرعقلانی و حرص و ولع بدون حد و مرز است.

درست است که در دوره‌هایی از تاریخ، شاهد پاکسازی نژادی هم بوده‌ایم مثل جنگ وحشیانه مغول‌ها یا جنگ‌های قرون وسطی، اما آن جنگ‌ها ماهیتی دفعی نسبت به ترس از دشمن داشتند اما جنگ‌های امروزی به ویژه در نقاط مرکزی خاورمیانه با اهداف بسیار خطرناک به وقوع می‌پیوندند و عمدتاً ریشه مذهبی و ایدئولوژیک دارند و هیچ ترس و ابایی از عواقب آن وجود ندارد که نمایش وحشتناکی از آینده‌ای دردناک است. زیرا فجایع آن به هیچ‌وجه قابل قیاس با جنگ‌های قدیمی نیست.

انتهای پیام
خبرنگار:
سمیرا باباجهد انصاری
captcha