
به قلم نادیا دواری، دبیر بازنشسته و معاون سابق آموزشوپرورش شهر تهران
برخی از اتفاقها، تاریخها و نامگذاریهای تقویمی؛ بسیار بیشتر از یک روز، یک تاریخ یا یک رخداد را نمایندگی میکنند. مانند 12 اردیبهشت در تقویم فرهنگی ایران که مصادف با سالروز شهادت معلم بزرگ؛ شهید مرتضی مطهری و «روز معلم» است؛ همان که حرفه و پیشهاش، بنا به فرموده بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی؛ «شغل انبیاست.»
درست به سبب جایگاه، منزلت و عظمت کار معلم در تربیت، پرورش و آموزش فرد فرد افراد جامعه و تضمینِ تعالی امروز و فردای هر کشوری، میتوان مدعی شد که نامگذاری روزی در تقویم به نام «روز معلم»، تنها تمرکز بر یک تاریخِ تقویمی نیست! بلکه نمادی از ایستادگی، عشق و فداکاری است که ریشه در عمیقترین لایههای روح این سرزمین دارد.

در شرایطی که ایرانِ امروزمان با چالشهای جنگی تحمیلی (جنگ رمضان) روبهرو شده، نقش معلم از یک انتقالدهنده دانش، به ستونِ فقراتِ امید و پناهگاه امن برای دانشآموزان تبدیل شده است. آنها در کلاسهایی که فضای محدودتر مجازی و دیجیتالی به خود گرفته و در محیطهایی که گاهی صدای انفجار یا پدافند از دور میآید، نه فقط الفبا، بلکه «شجاعت» را به کودکان میآموزند.
معلم در آن روزهای سخت، چراغی بود که حتی در تاریکترین شبهای جنگ هم خاموش نشد. او با صدایی آرام اما محکم، به بچهها یاد داد که ترس، دشمنی است که باید با کتاب و قلم شکستش داد. معلم امروز، کلاسهای درس را به پناهگاههایی بدل کردند برای آرامش مطلق از شرِ جنگ؛ جایی که رویاهای کوچک دوباره جوانه میزنند و امید، مثل گلهای وحشی در میان بیم و امیدها میروید.
عشق معلم، در دوران جنگ تحمیلی سوم - جنگ رمضان- در قالب کلاسهای مجازی؛ مرزهای جغرافیایی و خطرهای فیزیکی را درنوردید. او این بار با صدا و تصویرش در کنار مطالب درسی نه فقط ذهن بچهها که روی دلهای شکسته کودکان معصوم، به یاد شهدای مظلوم مدرسه «شجره طیبه میناب» یا دیگر شهدای دانشآموز «جنگ رمضان»، خطخطیهای امید را میکشید. هر کلمهای که مینوشت، پناهگاهی بود برای روحی که از ترس میلرزید. هر درس، پادزهری بود برای زخمهای ناشی از تلخیهای جنگ بریا کودکان.
معلم در این روزهای پُرالتهاب جنگ تحمیلی، مادر و پدری است که فرزندانش را در آغوش میگرفت و به آنها میگفت: «شما تنها نیستید، ما با هم میایستیم.»
درست در چنین لحظات و بزنگاههایی است که روی دیگر معلمی خود را نشان میدهد. در تمام سایهروشنهای روزهای جنگ و دفاع، معلم با صبر و حوصلهای بیپایان، به بچهها یاد میدهد که حتی اگر خانهشان ویران شده، دانش و فرهنگ آنها هرگز نابود نخواهد شد. این همان فداکاری است که در تقویمها ثبت شده، اما در دلها جاودانه است. این همان ادامه خون سرخ کودکان و دانشآموزان شهید مینابو جنگ تحمیلی سوم است.
امروز در «روز معلم»؛ وقتی به همین روزهای دو ماه اخیر که نگاه میکنیم، میبینیم که معلمها قهرمانان خاموشی بودند که بدون هیچ پاداشی، جان خود را برای آینده این سرزمین گذاشتند. آنها ثابت کردند که دانش، قویترین سلاح در برابر هر موشک و هواپیما و بمبهای آنهاست.
به راستی نام «معلم» در هیچ زمانی به ویژه طی این شصت و چند روز اخیر، تنها یک شغل نبود؛ بلکه یک مأموریت الهی بود. مأموریتی برای زنده نگه داشتن روح یک ملت در میان تمام سختیها و خاطرات جنگ تحمیلی. هر کلاس درس، یک دژ بود و هر معلم، یک نگهبان وفادار.

وقتی صحبت از «جنگ» میشود، ذهنها به سمت سربازان و تجهیزات نظامی میرود؛ اما در واقعیت، یکی از خطهای مقدم نبرد، کلاس درس است. معلم در این شرایط، نه تنها دانش میدهد، بلکه روحیهای که در حال تهاجم و خدشه قرار گرفته است را دوباره میسازد. او در میان صدای پدافندها، موشکها، انفجار و لرزش زمین، سعی میکند دنیایی از آرامش و منطق را برای کودکانی که ترس را در چشمانشان میبینند، خلق کند.
سختیهای این مسیر بیپایان است. گاه؛ نوسانهای برق، یا نبود اینترنت پایدار و ناامنیهای روحی، روانی و جسمی، هر روز چالشهای جدیدی را پیش روی معلم میگذارد. اما معلم ایرانی، با تکیه بر «ایمان» و «عشق» به شاگردانش، به کار خود با امید، تلاش و جدیت بیشتر ادامه میدهد. او تبدیل به نمادی از «مقاومت» میشود و به دانشآموزان میآموزد که حتی در سختی، تلخی و گاه تاریکی لحظات، نور دانش میتواند راه را روشن کند.
تجلیل از مقامِ «معلم» در این شرایط، نیازمند نگاهی فراتر از هدیه، گل و تشکر است. نیازمند درکِ عمیقِ رنجها و فداکاریهای اوست. معلم در جنگ، همزمان با تدریس، نقش یک روانشناس، یک مددکار اجتماعی و حتی یک محافظ را ایفا میکند. او باید با صبر و حوصله، ترسهای کودکان را مدیریت کند و به آنها امید به آیندهای روشن را تزریق نماید.

یکی از مهمترین درسهایی که «جنگ رمضان» برای سیستم آموزشی ایران به ارمغان آورده، لزوم بازنگری در روشهای سنتی تدریس است. در شرایطی که مدارس فیزیکی ممکن است غیرقابل دسترس باشند، آموزش از راه دور نه یک انتخاب ترجیحی، بلکه ضرورتی حیاتی است. این شیوه آموزشی میتواند پُل ارتباطی میان معلم و شاگرد را حتی در دورترین و پُرچالشترین مناطق حفظ کند.
آموزش از راه دور، تنها به معنای ارسال بستههای مکتوب و صوتی درسی نیست. این روش نیازمند یک تغییر پارادایم (الگو) در تفکر آموزشی است. معلم باید یاد بگیرد چگونه در فضای مجازی، نه تنها درس بدهد، بلکه ارتباط عاطفی و انگیزشی خود را با دانشآموزان حفظ کند. این روش میتواند به دانشآموزان کمک کند تا احساس تنهایی نکنند و بدانند که در این مسیر سخت، تنها نیستند.
با این حال، پیادهسازی این روش در شرایط جنگی با چالشهای جدی روبهروست. هر چند پیش از این، ایران نیز مانند تمامی کشورهای جهان در دوران همهگیری بیماری «کووید 19» (کرونا) بخشی از این چالشها را تجربه کرده بود اما هنوز چالشهایی چون زیرساختهای مناسب، کمبود تجهیزات دیجیتال و مشکلات اینترنتی، مانعهای کوچک و بزرگی هستند که باید با خلاقیت و هوشمندی بر آنها غلبه کرد.
معلم در این شرایط، نیازمند مهارتهای جدیدی است تا بتواند در این فضای دیجیتال، کلاس درس خود را به مکانی پویا و جذاب تبدیل کند.

برای موفقیت در آموزش از راه دور در شرایطی مانند جنگ تحمیلی، باید واقعبینانه با چالشها روبهرو شد. این چالشها را میتوان در چند دسته اصلی تقسیمبندی کرد:
- مشکلات زیرساختی و فنی؛ ناپایداری یا قطعی برق و اینترنت، کمبود دستگاههای هوشمند در خانوادهها برای تمامی طبقههای اجتماعی و ناپایداری شبکههای ارتباطی، از مهمترین موانع مشکلات زیرساختی و فنی به شمار میروند.
- چالشهای روانی و عاطفی؛ ترس و اضطراب ناشی از شرایط جنگ، تمرکز دانشآموزان را به شدت کاهش میدهد و اینجاست که نقش معلم به میان میآید و با صبر و حوصله این مسائل را مدیریت کند.
- کمبود مهارتهای دیجیتال؛ بسیاری از معلمها و دانشآموزان هنوز با ابزارهای نوین آموزشی آشنا نیستند و نیاز به آموزشهای تخصصی دارند.
- مشکلات اقتصادی؛ هزینههای اینترنت و خرید تجهیزات فناورانه و دیجیتال برای بسیاری از خانوادهها از طبقه متوسط و فرودست در شرایط جنگی بسیار سنگین است.
- ناامنی فیزیکی؛ در برخی مناطق، حتی دسترسی به یک فضای امن برای تدریس آنلاین (برخط) نیز دشوار است.
این موانع نشان میدهند که آموزش از راه دور در شرایط جنگی، فرآیندی ساده نیست و نیازمند برنامهریزی دقیق، حمایتهای دولتی و مشارکت همگانی است. بدون در نظر گرفتن این چالشها، هر تلاشی برای آموزش از راهِ دور ممکن است اگر نه به شکست اما با شرایط پُرچالشی مواجه شود.
راهکارهای عملی برای غلبه بر مشکلات
تردیدی وجود ندارد که با وجود تمام سختیها؛ همواره راهکارهایی وجود دارد که میتواند سیستم آموزشی را در شرایط بحرانی مانند جنگ تحمیلی یاری رساند و حتی آن را تقویت کند! این راهکارها نیازمند خلاقیت، همکاری و عزم راسخ هستند:
استفاده از پلتفرمهای (سکوهای) سبک و کممصرف
به جای تکیه بر پلتفرمهای (سکوهای) سنگین، میتوان از ابزارهای سادهتری مانند پیامرسانهای داخلی یا فایلهای صوتی و متنی استفاده کرد که نیاز به اینترنت پرسرعت ندارند.
هر چند شبکه «شاد» نیز تجربه مفیدی در ساحت بهره بردن از دانش روز در کشورمان بود؛ اما گاه شاهد بوده و هستیم که به سبب همان آسیب زیرساختی یا نوسانهای اینترنت که پیشتر به آنها اشاره شد، دسترسی فراگیر به این شبکه را طی همین «جنگ رمضان» با آسیبهایی مواجه میکرد.
توزیع محتوای آفلاین (غیربرخط)
معلم میتواند محتوای آموزشی را در قالب بستههایی با قابلیت بارگیری (دانلودی) یا حافظههای کوچک قابل حمل (فلشهای مموری) توزیع کند تا دانشآموزان بدون نیاز به دسترسی به اینترنت، به درسها و مباحث آموزشی کلاس، دسترسی داشته باشند.
ایجاد گروههای حمایتی محلی
تشکیل گروههای کوچک محلی که در آنها دانشآموزان میتوانند با هم تعامل کنند و از تجربیات یکدیگر بهرهمند شوند، میتواند حس تنهایی را کاهش دهد.
آموزش مهارتهای دیجیتال به معلمان
برگزاری دورههای فشرده و عملی برای معلمها جهت تسلط بر ابزارهای نوین آموزشی، یک ضرورت انکارناپذیر است.
اتفاقی که با وجود مطالبه و بیان آن طی چند سال اخیر از سوی جامعه فرهنگیان و کارشناسان امر آموزش و پرورش، آنطور که باید و شاید مورد توجه قرار نگرفته است.
حمایتهای دولتی و مردمی
دولت و سازمانهای مردمی باید با تأمین تجهیزات دیجیتال و اینترنت رایگان برای مناطق محروم و یا درگیر شرایط جنگی، از معلمها و دانشآموزان حمایتهای لازم و کافی را انجام دهند و ایجاد کنند.
این راهکارها اگر با هوشمندی و تعهد اجرا شوند، میتوانند سیستم آموزشی را در شرایط سخت جنگی زنده نگه دارند و حتی به آن رونق بخشند.
اقدامها و مولفههایی که طی «جنگ رمضان» از سوی مسئولان و متولیان امر آموزش و نهاد دولت تا سر حد امکان به وقوع پیوست و کارنامهای اگر نه ایدهآل؛ اما با نمره قبولی برای دستاندرکاران امر را با خود به همراه داشت.

تجلیل از مقام «معلم» در شرایط بحرانها، التهابهای اجتماعی یا جنگ تحمیلی، باید فراتر از مراسم رسمی یا روزِ خاص تقویمی باشد. این تجلیل باید در عمل و در تمام روزهای سال دیده شود.
جامعه باید به معلمها به عنوان قهرمانان واقعی این دوران نگاه کنند و از آنها حمایتهای مادی و معنوی لازم را به عمل آورد. در این میان برای این آگاهیبخشی، اطلاعرسانی و فراگیری اهمیت این موضوع در نگاه آحاد افراد جامعه، رسانهها نقشی بیبدیل و بسیار اثرگذاری را دارا هستند.
پاسداشت مقامِ «معلم» در این شرایط، به معنای شنیدن صدای آنها، درک دغدغهها و تلاش برای رفع مشکلات آنها است. باید به معلمها اطمینان داد که در این مسیر سخت، تنها نیستند و جامعه پشت آنها ایستاده است. این حمایتها میتواند به صورت افزایش حقوق، ارائه تسهیلات، یا حتی قدردانیهای عمومی و رسانهای باشد.
علاوه بر این، باید فرهنگ قدردانی از «معلم» را در بین نسلهای جدید تقویت کرد. کودکان و نوجوانان باید یاد بگیرند که «معلم»، نه تنها یک معلم، بلکه یک راهنما، یک دوست و یک قهرمان است که در سختترین شرایط، برای آینده آنها میجنگد. این فرهنگسازی، تضمینکننده تداوم و رشد نظام آموزشی در هر شرایطی خواهد بود.
کیست که نداند در تحقق این مهم نیز، باز نقش پُرنگ رسانه است که بسیار خودنمایی میکند!

در پایان، باید گفت که معلم در شرایط جنگی، نماد امید و مقاومت است. او با وجود تمام سختیها، همچنان به کار خود ادامه میدهد و به دانشآموزان میآموزد که حتی در تاریکترین لحظات، نور دانش میتواند راه را روشن کند. آموزش از راه دور، اگرچه با چالشهای زیادی روبهرو است، اما میتواند به عنوان راهکاری حیاتی، پل ارتباطی میان معلم و شاگرد را در شرایط جنگ تحمیلی حفظ کند.
تجلیل از مقامِ «معلم» در این شرایط، نیازمند درک عمیق رنجها و فداکاریهای اوست. جامعه باید به معلمها به عنوان قهرمانان واقعی این دوران نگاه کند و از آنها حمایتهای مادی و معنوی لازم را به عمل آورد.
فراموش نکنیم که آیندهای روشن، با نور معلم و با تلاشهای بیوقفه او، در انتظار ماست.
انتهای پیام