
فیلم سینمایی «آنتیک» به کارگردانی هادی نائیجی، یکی از فیلمهایی است که با هدف نقد یک موضوع اجتماعی - فرهنگی مهم یعنی خرافات به
سینما آمده، اما متأسفانه به جای اینکه به نقد منطقی و عمیق این مسئله بپردازد، به نوعی هجمه کلی و ناپخته علیه برخی باورها و اعتقادات عمومی و مذهبی این جامعه بدل شده است. این فیلم از ابتدا با استفاده از شوخیهای تکراری و اغلب نامناسب شروع میشود که نه تنها باعث دلزدگی مخاطب میشود، بلکه فضای فیلم را چنان ملتهب و ناسازگار با مخاطب خانواده خلق میکند که نمیتوان از آن به عنوان یک اثر خانوادگی و سالم یاد کرد. شوخیهایی که حتی گاه به ارزشهای دینی و انقلابی جامعه به شکلی نابهجا پرداختهاند.
مسئله شوخی با
ارزشهای دینی و انقلابی در «آنتیک» گسترده و واضح است، اما متاسفانه برخی منتقدان و مخاطبان آن را نادیده میگیرند، در حالیکه این موضوع بخشی از فیلم را تحت تأثیر قرار داده است. پرداختن فیلم به شکل طنز و هجو به عقاید و باورهایی که برای بسیاری از مردم مهم و مقدس شناخته میشود، میتواند به حس بیاحترامی و بیتوجهی منتهی شود. از سوی دیگر عنوان فیلم برای نقد خرافات، زمینهای بوده برای ایجاد حملهای کلیشهای و سطحی به باورهایی که بخشهایی از جامعه آنها را به عنوان اعتقادات مذهبی یا سنتهای فرهنگی پذیرفتهاند، در حالی که این نقد میتوانست با رویکرد سنجیدهتر، هدفمندتر و بدون تخریب یکجانبه ارائه شود.
از منظر روایت تاریخی، فیلم در پرداخت اتفاقات ابتدای
انقلاب به شدت شکلی هجوآمیز و اغراقآمیز دارد که این رویکرد موجب میشود تا مخاطب تصویری سطحی و غیرواقعی از فضای آن دوران در ذهن خود بسازد. به گونهای که گویا اکثریت مردم آن سالها نسبت به مسائل روز جامعه بیاطلاع و غافل بودهاند. این نوع نمایش سادهانگارانه که بیشتر حالتی تمسخرآمیز دارد، واقعیتهای اجتماعی پیچیده و متنوع دوران انقلاب را نادیده میگیرد و به نوعی باعث کاهش ارزش تاریخی آن مقطع میشود. این مسئله، نه تنها از نظر تاریخی اشتباه است، بلکه خط بطلانی است بر تلاشهای سینمایی و فرهنگی که برای بازنمایی بهتر و دقیقتر آن دوران انجام گرفتهاند.
یکی از بزرگترین نقاط ضعف فیلم «آنتیک» شخصیتپردازی کاملاً سطحی و تیپیکال آن است. شخصیتها در این فیلم فاقد هرگونه عمق و پیچیدگی هستند و هیچ نشانی از پردازش درست روانشناختی و رفتاری در آنها دیده نمیشود. شخصیتها بیشتر به قالبهای کلیشهای و ثابت پایبندند و هیچ تغییری یا تحول در روند داستان ندارند؛ به عبارتی، شخصیتها صرفاً نمادهایی هستند برای گفتن شوخی و جملات کنایهآمیز که بسیار محدود و تکراری شده است. بازیگران شناخته شده و پرآوازهای چون پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه در این اثر، عملاً تنها به اجرای شوخیهای کلامی اکتفا کردهاند و نتوانستهاند بیشتر از این برای خلق شخصیتهای کاراکترهایشان تلاش کنند. در نتیجه، نقشی جذاب یا قابل تأمل در طول فیلم شکل نمیگیرد و همه چیز صرفاً به بیان جملات طنزگونه محدود میشود.

جالب اینکه حتی نقشهای مثبت فیلم نیز آنقدر نامأنوس و غیر قابل باور هستند که در مخاطب حس واقعی بودن آنها شکل نمیگیرد. این خلأ در شخصیتپردازی باعث شده تا فیلم در انتقال پیام اصلی خود (که به نظر میرسد نقد خرافات و باورهای ناپخته است) به شدت ناکام بماند، چون نمیتواند ارتباط عمیق و انسانی میان مخاطب و شخصیتها برقرار کند.
از جنبه فنی، فیلم «آنتیک» هیچ نقطه قوتی ندارد که بتواند ضعفهای محتوایی آن را پوشش دهد. کارگردانی اثر بسیار ضعیف است و فیلم فاقد انسجام در روایت و ساختار دراماتیک است. گریم شخصیتها به شدت غیرحرفهای و سطحی است، به گونهای که باعث کاهش محسوس کیفیت بصری فیلم شده و مخاطب را از فضای داستان دور میکند. بازیها نیز اغراق شده و غیرطبیعی است و بسیاری از حرکتهای بازیگران تکراری و کلیشهای است که بیشتر شبیه یک تقلید ناشیانه از فیلمهای طنز پیشین است تا خلق بازیهای تازه و ویژه.
فیلمبرداری نیز یکی دیگر از معضلات «آنتیک» به شمار میرود، چون نه تنها فاقد خلاقیت و زیبایی شناسانه است، بلکه گاهی اوقات به شدت نامطلوب و خستهکننده به نظر میرسد. نماهای برداشت شده، چه از لحاظ زاویه و چه از لحاظ رنگبندی و نورپردازی، هیچگونه هماهنگی و جذابیتی ندارند و به هیچ وجه قادر به جذب مخاطب و انتقال حس داستانی نیستند.
نکته قابل تأمل این است که فیلم «آنتیک»، جدا از همه این ضعفها، به نظر میرسد صرفاً با هدف رونق بخشیدن به بازار سینما و پر کردن سالنهای نمایش که در ماههای اخیر با افت شدید مواجه شدهاند، ساخته و روانه پرده شده است. این موضوع ایجاد سوالات جدی در مورد سیاستهای اکران و مسئولیتهای فرهنگی نهادهای مرتبط به وجود میآورد. آیا به صرف روشن نگه داشتن چراغ سالنهای سینما، باید فرصت نمایش چنین آثاری را فراهم کرد؟ فیلمهایی که نه تنها کمکی به ارتقاء سطح کیفی سینمای ایران نمیکنند، بلکه با ضعفهای متعدد خود، سطح اعتماد مخاطبان را نسبت به سینمای داخلی کاهش میدهند.

لازم به ذکر است در چنین شرایطی که سینما محلی برای اکران آثاری چون «آنتیک» شده است، برخی آثار بسیار باارزش و قابل اعتنایی در گروه هنر و تجربه وجود دارند که سالهاست چشم انتظار فرصتی برای اکران محدود و دیده شدن هستند. فیلمهایی که به رغم برخورداری از ساختار محکم، بازیهای مطلوب، و محتوای غنی، نتوانستهاند به دلایل مختلف از جمله سیاستگذاریهای نادرست اجرایی، مجالی برای عرضه عمومی داشته باشند. این موضوع باعث میشود که سینمای ایران در حوزه فیلمهای هنری و مستقل درجا بزند و مخاطبان جدی خود را از دست بدهد.
در نهایت «آنتیک» را میتوان نمونه بارزی از فیلمهایی دانست که تلاششان در نقد اجتماعی - فرهنگی به دلیل ضعفهای جدی در ساختار روایی، شخصیتپردازی، بازیگری و کارگردانی به تأثیرگذاری لازم نرسیده و برعکس، موجب تضعیف جایگاه سینمای اجتماعی شدهاند. فیلمی که به جای ارائه نقدهای منطقی و سنجیده، با شوخیهای سطحی و کلیشهای، حملهای غیرمنصفانه به برخی از ارزشها و باورهای جامعه وارد میکند و در پرداخت تاریخی هم بدون حساسیت و دقت لازم، تصویری تحریف شده و هجوی از دورهای مهم ارائه میدهد.
در چنین شرایطی لازم است مسئولین فرهنگ و سینما با دقت و وسواس بیشتر در انتخاب آثار اکران شده عمل کنند و اجازه ندهند فقط به خاطر رونق موقت و گذرا سالنها، چراغ کسانی روشن شود که در ازای کیفیت پایین کاری ارائه میدهند. در واقع، حمایت از آثار خوب و قابل توجه، آن هم بهویژه در حوزه هنر و تجربه، باید اولویت اصلی باشد تا فرهنگ بصری و هنری جامعه ایران بیش از این دچار آسیب نشود و مخاطب نیز بتواند به سینمای ایرانی اعتماد کند و از تماشای آثار آن لذت ببرد.
انتهای پیام