کد خبر: 4351091
تاریخ انتشار : ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۹

فراخوان نخبگان برای بازسازی «تمامیت ذهنی» و مرجعیت رسانه‌ای در دوران پساجنگ

نشست راهبردی «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» در دانشگاه علامه طباطبایی با حضور مقامات دولتی و اساتید برجسته برگزار شد. در این هم‌اندیشی، نخبگان با نقد «شکاف زبانی» میان حاکمیت و جامعه، بر ضرورت بازسازی مرجعیت رسانه‌ای داخلی، پایان دادن به محرمانگی‌های ساختگی در گزارش‌های سیاستی و تعریف اینترنت به عنوان زیرساخت حیاتی قدرت ملی تأکید کردند.

علامه

به گزارش ایکنا به نقل از روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبایی، نشست «الزامات ارتباطی دولت، دانشگاه و رسانه در دوره جنگ و پساجنگ» جمعه ۱۸ اردیبهشت‌ماه با تمرکز بر نسبت میان دانشگاه، رسانه و حاکمیت، از سوی معاونت پژوهشی این دانشگاه در فضایی برگزار شد که از همان ابتدا روشن بود هدف آن صرفاً بازخوانی یک بحران نیست، بلکه یافتن راهی برای بازسازی پیوند میان دانش، تصمیم و افکار عمومی است. 

دانشگاه علامه طباطبایی در دوره مدیریت نوین خود از ۱۴۰۳ تاکنون و با اتخاذ راهبرد حل‌مسئله‌محور، کوشیده است در جهت پیشبرد مصالح عمومی و از رهگذر کمک فکری به حل مسائل کشور حرکت کند.

محور اصلی گفت‌وگوها در این نشست بر این ایده استوار بود که در شرایط جنگ و پساجنگ، اگر دانش دانشگاهی نتواند از مسیر رسانه به زبان جامعه ترجمه شود، نه‌تنها در ساحت سیاست اثرگذار نخواهد بود، بلکه فاصله میان نهاد قدرت و جامعه مدنی نیز عمیق‌تر خواهد شد. برگزارکنندگان نشست بر این نکته تأکید داشتند که رسانه در این میان تنها ابزاری برای انتقال خبر نیست، بلکه واسطه‌ای استراتژیک برای تبدیل گزارش‌های سیاستی، تحلیل‌های دانشگاهی و تجربه‌های کارشناسی به نیرویی برای ترمیم اعتماد عمومی و احیای عقلانیت در تصمیم‌سازی‌های کلان کشور است.

ضرورت شکل‌گیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی

شجاع احمدوند، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی، در آغاز این نشست با تأکید بر هم‌افزایی دانشگاه و رسانه، سه نقش محوری برای دانشگاهیان در مواجهه با بحران‌های نظامی و امنیتی را برشمرد. او نخست از دانشگاهیان به‌ مثابه «مورخان لحظه‌ای» یاد کرد؛ کسانی که باید در شبکه‌های اجتماعی و جمع‌های تخصصی حضور فعال داشته باشند تا رویدادها به‌صورت روشمند ثبت شوند و میدان به شایعه، داده‌های پراکنده و «عقده‌گشایی‌های مجازی» واگذار نشود.

علامه

وی سپس بر ضرورت نقد «روایت‌های بیگانه» در جنگ روایت‌ها تأکید کرد و گفت: دانشگاه باید بتواند لایه‌های پنهان روایت‌سازی‌های هدفمند، به‌ویژه در ادبیات رسانه‌ای چهره‌هایی چون ترامپ را برای جامعه روشن کند. 

سومین کارکردی که احمدوند برای دانشگاه برشمرد، نقش «پل ارتباطی با جهان» بود؛ نقشی که به‌زعم او از راه شبکه‌های بین‌المللی استادان می‌تواند واقعیت‌های داخلی را به مخاطبان جهانی منتقل کند و در برابر تصویرسازی‌های هراس‌افکنانه رسانه‌های خارجی، سازوکار راستی‌آزمایی متقابل را فعال سازد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود، از ضرورت شکل‌گیری یک «اتاق فکر مشترک» میان دانشگاه، رسانه و نهادهای اجرایی سخن گفت؛ سازوکاری که بتواند در شرایط بحران، میان تحلیل دانشگاهی، سیاست‌گذاری و روایت رسانه‌ای هماهنگی ایجاد کند و مانع از چندصدایی‌های فرساینده و واکنش‌های دیرهنگام شود. 

احمدوند همچنین بر آموزش گسترده سواد رسانه‌ای به دانشجویان تأکید کرد و هشدار داد که در دوره جنگ روایت‌ها، حتی بازنشر ناخواسته یک تصویر یا خبر نادرست می‌تواند به بخشی از عملیات روانی علیه جامعه تبدیل شود. از نگاه او، دانشگاه باید نسل جدیدی از کنشگران آگاه تربیت کند که نه‌تنها مصرف‌کننده خبر، بلکه توانا به تشخیص، راستی‌آزمایی و مدیریت مسئولانه اطلاعات باشند.

رئیس دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه، آموزش «گزارش‌نویسی بین‌المللی» را نیز ضروری دانست و تأکید کرد که ایران برای اثرگذاری بر افکار عمومی جهانی، نیازمند تربیت نیروهایی است که بتوانند روایت‌های داخلی را با زبان حرفه‌ای، مستند و قابل فهم برای رسانه‌ها و مخاطبان جهانی بازنویسی کنند.

وی در جمع‌بندی این بخش، با اشاره به پیامدهای روانی جنگ، تصریح کرد که بازسازی روحی و روانی جامعه در دوره پساجنگ، بسا مهمتر از بازسازی ساختمان‌ها و خرابی‌های فیزیکی است؛ زیرا اگر جامعه از درون فرسوده و ناامید شود، بازسازی زیرساخت‌ها به‌تنهایی قادر به احیای سرمایه اجتماعی نخواهد بود.

وجه پیشنهادی سخنان  احمدوند آن بود که دانشگاه، اگر در میدان بحران حضور نداشته باشد، دیر یا زود به ناظری خاموش بدل می‌شود اما اگر حاضر باشد، می‌تواند هم ثبت‌کننده تاریخ باشد، هم میانجی فهم آن و هم بخشی از فرآیند ترمیم اجتماعی پس از بحران.

لزوم گذر از چرخه بسته تولید دانش به چرخه اثرگذاری اجتماعی

در ادامه نشست علی اسمعیلی‌اردکانی، استادیار گروه روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی نیز با اشاره به تدوین بیش از ۳۰ گزارش سیاستی با مشارکت بیش از ۲۵۰ استاد، پژوهشگر، سیاستمدار و تصمیم‌گیر فعلی و پیشین در یک سال گذشته، ضمن برشمردن مهم‌ترین محورهای مورد توجه در این گزارش‌ها یعنی ابرچالش‌های کشور در حوزه اقتصاد، سیاست خارجی، مهاجرت، سالمندی، روان‌شناسی اجتماعی، تحول نسلی، شکاف طبقاتی و مانند این، تأکید داشت که دانشگاه علامه طباطبایی در این گزارش‌ها کوشش کرده است همه ظرفیت‌های ملی را در کنار چالش‌های موجود ببیند و راهبردها و توصیه‌ها را بر همان مبنا تنظیم کند.

علامه

به گفته او، برخی نهادهای کلان سیاست‌گذار و تصمیم‌گیر این توصیه‌ها را به‌خوبی پذیرا بودند و با پیگیری مدیریتی، آن‌ها را به اقدامات سیاستی درست و مؤثری تبدیل کردند؛ اقداماتی که اثرات مثبت آن نیز به دانشگاه گزارش شد اما واقعیت این است که اغلب توصیه‌ها در محور سیاست خارجی، امنیت ملی و اقتصاد، به‌دلیل متولیان متکثر و پرشمار، مورد توجه قرار نگرفت و با تأسف، بسیاری از چالش‌های گفته شده در توصیه‌های سیاستی دانشگاه در یک سال گذشته به وقوع پیوست یا به‌عنوان پیامد همان تحولات در حال رخ‌دادن است.

اسمعیلی‌اردکانی در ادامه بر این پرسش تأکید کرد که پس از فراز و فرودهای این مسیر، آمده‌ایم تا این پرسش را با دولت و رسانه در میان بگذاریم که آیا بهتر نیست به‌جای اصرار دانشگاه برای رساندن توصیه‌هایش به دولت، هم‌زمان این توصیه‌ها با ماهیت به‌واقع تراژیک خود از راه رسانه با جامعه نیز به اشتراک گذاشته شود؟ او گفت: پاسخ اولیه دانشگاه به این پرسش مثبت بوده اما این هم‌اندیشی فرصتی است تا پاسخ دیگران نیز شنیده شود. به نظر او، اگر یافته‌های دانشگاه از مسیر رسانه به جامعه مدنی منتقل شود، مردم به‌واسطه آگاهی‌بخشی، توانمندتر می‌شوند و دولت نیز می‌تواند بار دیگر در جایگاه مجری قانون اساسی و سامان‌دهنده نظم عمومی، بازسازی شود؛ و آیا وضعیت، در این صورت، به شکلی مثبت‌تر قابل تنظیم نیست؟

وی افزود: رسانه این قابلیت را دارد که یافته‌های دانشگاه را به زبان عمومی ترجمه کرده و در اختیار جامعه قرار دهد؛ فرآیندی که می‌تواند زمینه رشد اجتماعی و شکل‌گیری یک دولت ـ ملت قوی‌تر را فراهم کند. به باور او، این مسیر نه‌تنها به احیای امر سیاسی و تقویت ملزومات جامعه مدنی کمک می‌کند، بلکه در نهایت به قوی‌تر شدن دولت مدنی نیز خواهد انجامید.

در نگاه اسمعیلی اردکانی، اگر این پیوند میان دانش و جامعه برقرار نشود، امید به احیای دولت مدنی به‌تدریج رنگ می‌بازد. پیشنهاد اصلی او در این بخش، گذر از چرخه بسته تولید دانش و رسیدن به چرخه عمومی اثرگذاری بود؛ چرخه‌ای که در آن دانشگاه فقط تولیدکننده متن نباشد، بلکه سازنده فهم عمومی از بحران نیز باشد.

ضرورت میانجی‌گری دانشگاه در مواجهه با «قلدری سایبری»

هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی نیز در بخش دیگری از این نشست با تحلیل جنگ در چهار میدان «نظامی»، «مردم»، «دیپلماسی» و «رسانه»، بر این نکته انگشت گذاشت که در میان این چهار عرصه، میدان رسانه ضعیف‌ترین و هم‌زمان تعیین‌کننده‌ترین میدان است.

او با اشاره به افزایش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح، از ضرورت میانجی‌گری دانشگاه برای رویارویی با «قلدری سایبری» و بازگرداندن عقلانیت به فضای دوقطبی جامعه سخن گفت.

علامه

در روایت خانیکی، جنگ تنها در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ بلکه در ذهن‌ها، در زبان‌ها و در شیوه‌های فهم واقعیت نیز جریان دارد.

وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از عقلانیت ارتباطی بود؛ این‌که دانشگاه می‌تواند زبان خشونت‌زده و قطبی‌شده را به سوی گفت‌وگو، توازن و فهم متقابل سوق دهد.

بازسازی مرجعیت رسانه‌ای؛ شرط جلوگیری از گرایش به منابع نامطمئن

محمدمهدی فرقانی، استاد پیشکسوت علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با طرح مفهوم «فئودالیسم فناورانه» به وضعیتی اشاره کرد که در آن غول‌های فناوری بر حاکمیت‌های سنتی سایه می‌اندازند و اکوسیستم رسانه‌ای ایران، به‌دلیل ضعف ساختاری، نبود قوانین حمایتی و نظارت‌های شدید، مرجعیت خود را از دست می‌دهد. او تصریح کرد تا زمانی که «تقاضای واقعی» از سوی حاکمیت برای بهره‌گیری از دانش دانشگاهی وجود نداشته باشد، تولیدات دانشگاهی در حاشیه خواهند ماند و به متن تصمیم‌سازی راه پیدا نخواهند کرد.

فرقانی در این میان بر یک نکته کلیدی تأکید کرد: مسئله فقط تولید محتوا نیست، بلکه بازسازی مرجعیت است؛ مرجعیتی که اگر از دست برود، جامعه ناگزیر به سوی منابع بیرونی و نامطمئن فهم واقعیت رانده می‌شود. پیشنهاد او این بود: بدون بازتعریف رابطه قدرت، فناوری و رسانه، هیچ برنامه ارتباطی پایداری شکل نخواهد گرفت.

عنصری برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه

علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور نیز درسخنانی هشدار داد که در کنار خطر تهدید تمامیت ارضی، جامعه با خطر واگذاری «تمامیت ذهنی» روبه‌روست. او با بازخوانی یک استعاره تاریخی، نسبت به دوقطبی‌سازی‌های حذفی هشدار داد و رسانه را نه ابزاری برای پروپاگاندا، بلکه عنصری از قدرت ملی دانست که باید در برابر «از جاکندگی ذهنی» ایرانیان ایستادگی کند. در سخنان او، رسانه بخشی از زیرساخت امنیت ملی معرفی شد؛ نه رسانه‌ای برای تحمیل معنا، بلکه رسانه‌ای برای حفظ انسجام روانی و اجتماعی جامعه.

علامه

وجه پیشنهادی سخنان ربیعی آن بود که اگر ذهن جامعه از درون فرسوده شود، حتی حفظ مرزهای جغرافیایی نیز به‌تنهایی ضامن پایداری ملی نخواهد بود.

دانشگاهیان شاخص‌های مشترکی برای هم‌زبانی با حاکمیت تعریف کنند

فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت در بخش دیگری از این نشست از وجود یک «شکاف زبانی» میان دولت و دانشگاه سخن گفت و از دانشگاهیان خواست شاخص‌های مشترکی برای هم‌زبانی با حاکمیت تعریف کنند.

او با اشاره به رویکرد دولت نسبت به بازگشایی اینترنت، از دانشگاه خواست در «ترجمه اجتماعی» دغدغه‌های امنیتی به دولت کمک کند تا زبان سیاست از زبان جامعه دور نماند. در این بخش، نگاه مهاجرانی ناظر بر یک ضرورت کاربردی بود: اینکه سیاست‌گذاری بدون فهم اجتماعی، به تصمیمی ناتمام تبدیل می‌شود.

علامه

پیشنهاد محوری مهاجرانی، ایجاد زبان مشترک میان دولت، دانشگاه و جامعه بود؛ زبانی که بتواند هم نگرانی‌های امنیتی را توضیح دهد و هم حساسیت‌های اجتماعی را به رسمیت بشناسد.

اینترنت؛ مؤلفه‌ای از امنیت ملی

محمد رهبری، مشاور وزیر ارتباطات، نیز از دیگر سخنرانان این نشست بود که قطع اینترنت را اقدامی ضد امنیتی توصیف کرد و پیامدهای آن را فراتر از یک مسئله اجتماعی دانست. او سقوط «حاکمیت سایبری» را معادل از دست دادن یک سرمایه ملی خواند و آن را به از دست دادن کنترل بر تنگه هرمز تشبیه کرد.

به باور او، ادامه محدودیت‌ها به رواج ابزارهای موازی مانند استارلینک می‌انجامد و در نهایت، مدیریت فضای ارتباطی را از دست حاکمیت خارج می‌کند.

رهبری همچنین هشدار داد که قطع ارتباطات، صداهای میانه‌رو و عقلانی را خفه می‌کند و در عمل، رادیکالیسم را در هر دو سوی دوقطبی تقویت می‌کند.

وجه پیشنهادی سخنان او، دفاع از اینترنت نه به‌عنوان یک امتیاز رفاهی، بلکه به‌مثابه بخشی از امنیت ملی و اقتدار حکمرانی بود.

رسانه‌ها و ضرورت «آشتی ملی»

غلامعلی چگنی‌زاده، استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی، نیز با تأکید بر ضرورت عبور از اطلاع‌رسانی صرف در دوران پساجنگ، چهار وظیفه اساسی برای رسانه‌ها برشمرد. او نخست از «آشتی ملی» سخن گفت و تأکید کرد رسانه‌ها باید با تکیه بر منافع ملی و تمامیت ارضی، از تشدید شکاف‌ها جلوگیری کنند. دوم، بازسازی روایت تاریخی را ضروری دانست تا جایگاه قهرمان و متجاوز در حافظه جمعی به‌درستی تثبیت شود و تاریخ قربانی تحریف نگردد. سوم، او بر مطالبه پاسخگویی از نهادها در برابر آسیب‌های واردشده به معیشت و سلامت روان جامعه تأکید کرد. چهارم نیز به نقد و جراحی روایت‌های افراطی پرداخت و گفت: دیدگاه‌های رادیکال، مانع از بازسازی پیوندهای اجتماعی می‌شوند.

پیشنهاد اصلی چگنی‌زاده آن بود که رسانه در دوره پساجنگ نباید صرفاً راوی بحران باشد، بلکه باید به معمار بازسازی اجتماعی بدل شود.

تأکید بر نقش دانشگاه در همراهی با جامعه

بهمن نامور‌مطلق، استاد دانشگاه شهید بهشتی و احمد غلامی، سردبیر پیشین روزنامه شرق، رفتار مسئولان دولتی در میانه نشست، به‌ ویژه سخنرانی و ترک جلسه را نشانه‌ای از «نقص در کنش ارتباطی» و رفتاری «برخورنده» توصیف کردند. این واکنش، در واقع نارضایتی نخبگان از شکل‌گیری نوعی «تک‌گویی دولت» را آشکار می‌کرد؛ وضعیتی که در آن گفت‌وگو جای خود را به انتقال یک‌سویه پیام می‌دهد.

نامور مطلق در ادامه، با اشاره به نمایشنامه «چرخ‌دنده» اثر ژان پل سارتر، این پرسش را مطرح کرد که «این دولت چه تفاوتی با دولت‌های پیشین دارد؟» او با لحنی انتقادی گفت: دانشگاه پیش‌تر هشدار داده بود که «اول پدافند، بعد آفند» اما این توصیه‌ها شنیده نشد و اکنون نمی‌توان بدون توجه به آن نقدها، صرفاً انتظار حمایت از دانشگاه داشت.

وی همچنین با اشاره به پیامدهای قطعی اینترنت بر زندگی روزمره مردم، تأکید کرد که دانشگاه در چنین شرایطی باید در کنار جامعه بایستد و صدای مسائل و رنج‌های عمومی باشد.

نامور مطلق در عین حال، بر ضرورت اقدامات عملی و نمادین برای ترمیم سرمایه اجتماعی تأکید کرد و گفت: دولت می‌تواند با اقداماتی ملموس، مانند تجلیل ملی از پرستاری که جان سه نوزاد را نجات داده است، بخشی از اعتماد و همدلی عمومی را بازسازی کند.

انتقاد از «محرمانگی‌های ساختگی» گزارش‌های دانشگاهی

در همین بخش، محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاع‌رسانی دولت، با انتقاد از «محرمانگی‌های ساختگی»، خواستار انتشار عمومی گزارش‌های دانشگاهی شد تا جامعه بتواند بر روندها نظارت کند و دانشگاه در نقش توجیه‌گر اقدامات حاکمیت فروکاسته نشود.

همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایت‌های دقیق‌تر و منصفانه‌تر

روزبه علمداری، مدیرمسئول سایت جماران نیز با تأکید بر ضرورت ارائه روایت‌های همه‌جانبه‌نگر از وقایع داخلی و رویدادهای پیشا و پساجنگ، بر همکاری مشترک دانشگاه و رسانه برای ساختن روایت‌های دقیق‌تر و منصفانه‌تر تأکید کرد. در مجموع، این بخش از نشست نشان داد که مسئله فقط محتوا نیست؛ بلکه کیفیت رابطه، نحوه شنیدن و امکان واقعی گفت‌وگو نیز در مرکز بحران قرار دارد.

بهه سازوکاری نهادی برای ارتباط میان دولت، دانشگاه و رسانه نیاز داریم 

ماندانا تیشه‌یار، معاون پژوهشی دانشگاه علامه طباطبایی، در جمع‌بندی نشست، بر ضرورت تبدیل این جلسه به یک جریان مستمر تأکید کرد؛ جریانی که بتواند از سطح گفت‌وگوی مقطعی گذر کرده و به سازوکاری نهادی برای ارتباط میان دولت، دانشگاه و رسانه تبدیل شود.

از مهم‌ترین الزامات آینده که در این نشست برجسته شد، می‌توان به تدوین پروتکل ملی رسانه‌ای برای شرایط اضطرار، شکستن محرمانگی‌های ساختگی از راه انتشار گزارش‌های سیاستی دانشگاه، بازگرداندن مرجعیت تحلیل به درون کشور، ترجمه اجتماعی دغدغه‌های امنیتی و فنی، مقابله با قطبی‌سازی و تعریف رسانه به‌عنوان زیرساخت قدرت ملی اشاره کرد. 

جمع‌بندی سخنان همه سخنرانان این بود که ایران در دوره جنگ و پساجنگ، بیش از هر چیز به بازسازی زبان مشترک نیاز دارد؛ زبانی که بتواند میان دولت، دانشگاه، رسانه و جامعه پلی پایدار بسازد و از فرسایش اعتماد، مرجعیت و عقلانیت جلوگیری کند.

انتهای پیام
دبیر:
سلما آرام
captcha