به گزارش ایکنا، سعید طاووسی مسرور؛ استاد دانشگاه علامه طباطبایی، شامگاه 16 اردیبهشت ماه در نشست علمی«جلوههای اخلاق نبوی در مغازی» که از سوی کنگره بینالمللی 15 قرن تجلی نور نبوی برگزار شد با بیان اینکه کتبی به نام مغازی از واقدی و دیگران نوشته شده است، گفت: مغازی واقدی کتابی سه جلدی است و این مسئله را مطرح میکنند چون این کتب در دوره عباسی نوشته شده است هدف از آن تایید فتوحات بوده است و خواستهاند پیامبر(ص) را فردی جنگطلب نشان دهند تا فتوحات عباسیان به دنبال فتوحات بنی امیه و خلفا توجیه شود. البته خود خلفا از جمله مامون هم به فتوحات اهتمام داشتند ولی امام رضا(ع) به او گفت که تو همین مرزهای مسلمانان را حفظ کن ولی او گوش نکرد و در نهایت هم در اثر همین نبردها کشته شد.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی، بیان کرد: کتاب شرفالنبی خرگوشی از دیگر کتب است که بخشی از آن هم در مورد غزوات و سریهها است. این که خیلی تاکید میشود آن کتب را نوشتند تا پیامبر را خشن جلوه دهند و فتوحات را توجیه کنند حرف خیلی دقیقی نیست. مثلا مغازی واقدی منبع خوبی برای سیره اخلاقی نبوی در مغازی است و در این کتب از جمله تاریخ بیهقی بین فتوحات و کشورگشایی با جنگهای پیامبر(ص) تفاوت قائل شدهاند.
طاووسی مسرور با بیان اینکه تجلی اخلاق نبوی در همین نبردها بیشتر مشخص میشود، اظهار کرد: هدف حضرت از نبردها خشکاندن ریشه دشمن و له کردن او و نابودی نبود برعکس برخی از ما که این گونه فکر میکنیم. رویکرد پیامبر(ص) هدایت انسانها بود و برای آن خون دل میخورد و اگر جنگ هم میکرد برای این بود که بقیه مردم منحرف نشوند. قرآن کریم فرموده است که پیامبر(ص) در امر هدایت افراد حریص است و اگر سختی به مردم برسد او ناراحت میشود و نسبت به مؤمنین هم رئوف و مهربان است.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: موضوع دیگر جلوگیری از جنگ است و اگر هم وارد جنگ میشدند جلوگیری از ظلم بوده است؛ در اثر ظلم دشمنان و کافران است که اذن جنگ داده شده است. بنابراین جلوگیری از جنگ در سیره پیامبر(ص) نمود ویژه دارد. ما شاید به صلحهای آن حضرت توجه نداریم و شاید فقط صلح حدیبیه را در ذهن داشته باشیم ولی ایشان صلحهای متعددی داشتند که آقای حامد منتظری مقدم مفصلا در کتابی به آن پرداخته است. مثلا ایشان با قبایل بدوی اطراف مدینه و با سه قبیله مهم در اطراف مدینه و یهودیان داخل شهر پیمان صلح امضاء کردند.
طاووسی مسرور گفت: معاهده با یهودیان وادی القریی و یهود فدک و صلح بعد از غزوه خیبر هم نمونه دیگری از صلحها است و بعد از فتح خیبر پیامبر(ص) زمینهای آنها را به آنان بخشید و با اینکه میتوانست آنها را بگیرد ولی این کار را نکردند. اساسا فتح مبین قرآن، صلح حدیبیه هست که میتوان بسیار قابل توجه باشد.
استکبارستیزی پیامبر در صلح
وی افزود: حتی اگر بگوییم راهبرد پیامبر(ص) استکبارستیزی بوده است برخی تصور میکنند که این کار فقط با جنگ ایجاد میشده است در حالی که این کار با صلح بیشتر دنبال شده است یعنی استراتژی استکبارستیزی در سایه صلح دنبال شده است. یکی از تابعین گفته است که شهرها با شمشیر فتح شدند و مدینه با قرآن. کنکاشی که بنده در متن اسلامی دارم معتقدم که پیامبر(ص) هیچ جهاد ابتدایی نداشته است.
وی ادامه داد: فقهای شیعه معتقدند که جهاد ابتدایی فقط برای معصومین(ع) است ولی معتقدم پیامبر هیچ وقت از جهاد ابتدایی استفاده نکردند و با زور شمشیر دنبال تسلیم دیگران نبودند. در مورد غزوه بدر هم که ممکن است تصور شود ابتدایی بوده است ولی در این نبرد غارت توسط قریش صورت گرفته بود و مسلمین درصدد پس گرفتن کاروانشان بودند و سپاه مکه زودتر از سپاه مدینه برای جنگ خروج کرده بود که قرآن هم به آن اشاره دارد لذا جهاد دفاعی در برابر تجاوز قریش بود.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: در نبرد خیبر هم توطئه خیبریها بود که باعث این نبرد شد زیرا آنها با نقض پیمان خود را برای مبارزه با پیامبر(ص) آماده کرده بودند یا نبرد حنین اینطور نبود که پیامبر بعد از فتح مکه بخواهند آنان را سرکوب کنند بلکه قبیله هوازن به پیامبر حمله کردند. خیلی از سریهها هم اساسا نبرد نظامی نبود و خیلی از این موارد به صلح انجامید.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب در کتاب انسان 250 ساله فرمودند که غزوات و سریهها جز چند مورد ابتدایی نبود و بعد هم نتیجه گرفتند که همان چند مورد را هم شاید بتوان به تجاوز قبایل نسبت داد. پیامبر(ص) در مسئله جهاد یکی از مهمترین اصولشان عدم استفاده از کودکان در جنگ بود و اجازه نمیدادند افراد تازه بالغ و جوان در میدان حضور داشته باشند و نسبت به کودکان دشمن هم حساسیت زیادی داشتند و فرمودند کودکان و زنان را نکشید و موکدا این موارد مورد تاکید بود.
وی افزود: حتی در گزارشات داریم که زنانی فحاشی میکردند و حتی اقدام میکردند ولی باز با آنان برخورد خشن نداشتند و صبر میکردند. مطلب دیگر مواجهه با اسراست که نحوه رفتار پیامبر(ص) با آنان شگفتآور است مثلا در مورد اسرای بدر نقل است که سپاهیان اسلام از شکم خودشان میزدند ولی به آنها رسیدگی میکردند یا پیامبر(ص) دستور دادند هر کسی بتواند به ده مسلمان سواد بیاموزد آزاد است و یا اگر سواد ندارد مبلغی فدیه بدهد که این مبلغ بالا هم نبود. فقط از ابن عباس که عموی او بود مبلغ زیادی به خاطر پولدار بودن گرفت و اگر کسی هم پول نداشت و هم سواد به بهانههای مختلف آزاد میکردند. واقعا در کجای تاریخ فردی سراغ داریم که با دشمن خود این گونه رفتار کند؟
طاووسی مسرور با بیان اینکه در سال بعد نبرد احد رخ داد، افزود: وقتی مسلمین در نبرد احد شکست خوردند مقرر کردند که در نوبت بعد دوباره با هم جنگ کنند ولی وقتی موعد آن فرارسید مکه گرفتار قحطی شد و اگر شخصیت الهی پیامبر نبودند از این فرصت بهترین استفاده را میکرد تا دشمنان خود را نابود کند ولی پیامبر(ص) مقدار زیادی خرما برای مکیها فرستادند و برای اینکه حس حقارت برای مکیها ایجاد نشود فرمودند به جای آن پوست و مواد دیگر بفرستند و پول آن را هم دادند.
وی افزود: ایشان همچنین وقتی برخی صحابه اسرا را از کنار جسد کشتهشدگانشان مانند شوهر و پدر و ... عبور دادند ایشان به شدت معترض شدند و توبیخ کردند که مگر شما وجدان ندارید؟ در حالی که در جنگهای امروز برای تفریح کردن کودک و زن میکشند. در غزوه بنی المصطلق با اینکه طبق قوانین آن دوره میتوانستند به کنیزی ببرند آزاد کردند و سه نفر از ایشان خواستگاری کردند و آن خانم به درخواست ازدواج پیامبر پاسخ مثبت داد و این قوم وقتی با این برخورد مواجه شدند اسلام آوردند. در حدیبیه هم دختر یکی از اشراف بنی نضیر را آزاد کردند و با خواستگاری و خطبه عقد به خواستگاری ایشان درآمد در حالی که قوم مغلوب بود و باید کنیز میشد.
جنگ روانی پیامبر(ص) برای جلوگری از جنگ نظامی
طاووسی مسرور بیان کرد: در سیره پیامبر(ص) حتی جنگ روانی هم برای جلوگیری از جنگ است نه توسعه نبرد و نابودی دشمن. مثلا در فتح مکه دستور دادند جلوی هر خیمه به جای یک آتش چهار آتش روشن کنند و مکیان تصور کردند سپاه پیامبر(ص) بیش از تصور آنان است لذا ابوسفیان تسلیم شد و اسلام آورد. در فتح مکه هم به بسیاری از دشمنان امان داد با اینکه هنوز اسلام هم نیاورده بودند.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: در غزوه بنی نضیر که نخلهای آنان را سوزاندند برای جلوگیری از جنگ بود زیرا منجر به تسلیم شدن آنان شد و خونریزی رخ نداد. موضوع دیگر هم عدم آب بستن بر روی مشرکین بود و اینکه گفته شده است که پیامبر در غزوه نبرد آب بر روی قریش بست و یزید هم در جبران این اقدام پیامبر(ص) آب را روی لشگر امام حسین(ع) بستند کاملا غلط است.
وی اضافه کرد: در سیره نبوی اگر خسارتی بدون وجه به دشمن وارد میشد باید جبران میشد کما اینکه در ماجرای حمله ولید به خاطر هواهای نفسانی به یک قبیله که به ناحق صورت گرفت پیامبر(ص) حق و حقوق آنان را پرداخت کرد و حضرت علی(ع) که برای جبران خسارت تشریف برده بودند فرمودند حتی اگر ظرف آب سگ آنها هم خسارت دیده بود پرداخت شد چه رسد به دیه انسان. بعد فرمودند بخشی از مالی که اضافی هم بود به خاطر اینکه دل آنان لرزیده بود و ترسیده بودند پرداخت کردم.
استاد دانشگاه علامه طباطبایی بیان کرد: فقه امامیه هم به تبعیت از این سیره جهاد دفاعی را تجویز کرده است و دفاع هم پدیده عقلی است. حتی در آیات شریفه داریم که اگر دشمن میل به صلح دارد شما هم صلح کنید بنابراین مذاکره و صلح لزوما به معنای آن نیست که شمشیر بر روی صورت شما باشد ولی متاسفانه گاهی برخی افراد از سیره اهل بیت(ع) و سیره نبوی سوء استفاده میکنند. وقتی قرار است صلح کنند میگویند پیامبر و امام حسن(ع) هم صلح کردند و وقتی بخواهند بجنگند میگویند امام حسین(ع) هم جنگید. نباید استفاده گزینشی از تاریخ داشته باشیم و مسلم اینکه سیره نبوی مبتنی بر صلح و دفاع در هنگام حمله بوده است.
انتهای پیام