کد خبر: 4352218
تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۲
قدمعلی سرامی:

شاهنامه کهن‌ترین سند دعوت انسان برای شناخت خود و بعد خداوند است

استاد زبان و ادبیات فارسی در مراسم «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایران‌زمین» گفت: فردوسی، خطاب به مخاطبان شاهنامه می‌گوید که «شما انسان‌ها، قبل از اینکه مباحث متافیزیک و مسائل مربوط به خدا را برای خود حل و فصل کنید، باید درک کنید که خود پاره‌ای از فیزیک و متافیزیک ایران هستید. باید به خود ایمان بیاورید تا بتوانید در ادامه به خداوند جهان ایمان بیاورید.»

به گزارش ایکنا؛ آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه و حماسه‌سرای بزرگ ایران، با عنوان «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایران‌زمین» با هدف پاسداشت مقام علمی، ادبی و فرهنگی حکیم ابوالقاسم فردوسی و بررسی نقش بی‌بدیل شاهنامه در حفظ هویت ملی، زبان فارسی و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی؛ عصر پنجشنبه، 24 اردیبهشت، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزار شد.

در این مراسم که به شکل برخط (آنلاین) برگزار شد، محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ میرجلال‌الدین کزازی، چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی؛ محمدجعفر یاحقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی؛ محمود جعفری‌دهقی، استاد گروه فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران و قدمعلی سرامی، استاد زبان و ادبیات فارسی به سخنرانی پرداختند.

در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر قدمعلی سرامی، استاد زبان و ادبیات فارسی از خاطرتان می‌گذرد.

«شاهنامه» در مواجهه با مخاطبان خود تاکید می‌کند که خود را بازیچه حساب نکنید. خود را باور داشته باشید و به خود ایمان بیاورید. با درنگ در شاهنامه فردوسی با حقیقت‌های بسیار والا، بالا و برجسته‌ای مواجه می‌شویم؛ از جمله آنکه شاهنامه اثری است که دارای عمق بسیار بالایی است و این عمق و ژرفای شاهنامه ما را متوجه وجوه خود می‌کند. این مسئله روشن می‌کند که در شاهنامه، هویت مردم، به تمامی گنجانده شده است.

معنای بزرگ این کتاب (شاهنامه) آن است که خطابش به همه انسان‌هاست؛ از پادشاه گرفته تا درویش؛ به حقیقت همه آحاد و افراد بشر مخاطب این کتاب هستند.

فردوسی، سراینده شاهنامه؛ فردی ایرانی و متعلق به فرهنگ ایرانی، آزادگی ایرانیان و فرهنگ فارسی است؛ از همین روی، می‌شود در «شاهنامه» هویت خاص ایرانی را جستجو کرد. در اینجا وقتی از ایرانی سخن می‌گویم، شامل همه اقوام ایرانی است؛ کُرد، تُرک، لُر، بلوچ، گیلک، مازنی و... که همه اقوام ایرانی را شامل می‌شود.

حقیقت دیگری که در «شاهنامه» وجود دارد؛ فراتر از آنکه هم بازتاب هویت مردمان جهان و هم مردمان ایران از هر قوم، قبیله و تمدن ایران است؛ تاکیدش بر هویت انسانی است.

دیگر حقیقتی که در این کتاب وجود دارد و باید به آن توجه کنیم آن است که دریابیم «شاهنامه»، هویت میانجی‌های انسان‌ها را نیز در خود دارد. خُلق و خَلقِ همه انسان‌ها در این کتاب وجود دارد و می‌توان آن را استخراج کرد. این همان اصلی‌ست که بر اساس آن می‌توان به اندیشه‌ورزی، تفهیم و تفاهم بشری را بر مبنای آن انجام داد.

حقیقت چهارمی که در این اثر عظیم، یعنی «شاهنامه» فردوسی وجود دارد آن است که متن و بطن آن به بازتاب نمودار تمام عیار جایگاه «سخن» باز می‌گردد. «سخن» در اندیشه ایرانی به آفتابی باز می‌گردد که مشرقش، دهان و مغربش، زبان است. یعنی بین گوش و زبان ارتباط برقرار می‌کند.

«شاهنامه»؛ نامه‌ای‌ست که مهر و عشق به آن در دل و دِماغَ همه خداوندگاران جان و خرد راه یافته و هیچ موجودی نیست که در حوزه اندیشه و خرد تعریف شود و از آفتاب خرد و اندیشه سخن در «شاهنامه»، که نمایی از تمدن فرهنگی ایران به شمار می‌رود؛ بهره نبرده باشد.

با چشم خود می‌بینیم که این اثر بی‌مانند، ستاره دنباله‌داری است که ما انسان‌ها، جمادات و گیاهان را به ستاره‌های آسمان وصل می‌کند. همان ویژگی‌هایی که در خورشیدِ بلنداختر، در آسمان‌ها وجود دارد در «شاهنامه حکیم توس» نیز موجود است.

به بیان دیگر، تمام گرمایی که در کیهان و در منظومه شمسی با آن درگیر هستیم؛ تمام گرما و معرفتی که از خورشید نشات می‌گیرد را می‌توانیم در «شاهنامه» ببینیم. چرا که «شاهنامه» نماد روشنی و گرمی است و این همان خصوصیت خورشید است و از زمان پیدایش تا ابد به شکل ازلی خواهد بود.

«شاهنامه» و متن آن به تمام مردمان ثابت می‌کند که «منِ شاهنامه» به عنوان نمادی از خرد هستم و این خرد است که می‌تواند میان انسان با دیگر موجودات و میان خود انسان‌ها با یکدیگر تمیز ایجاد کند. می‌خواهم بگویم شاهنامه یکی از ابزارهایی است که ما در اختیار داریم تا به واسطه آن، ذوق و حرارت ایرانی را به تمام جهان و آسمان‌ها بازگردانیم.

«شاهنامه» می‌خواهد ما را هم متوجه گذشته و اندوهناک‌ترین زمان‌ها و هم متوجه آینده و شیرین‌ترین تقدیرها کند. «شاهنامه» آخرین و بادوام‌‌ترین خرد و اندیشه‌ای است که در کل کیهان وجود دارد.

«فردوسی» می‌گوید: زبان مادری تو، زبان شاهنامه، زبانی است ازلی و ابدی و شیرین که برای تمام جهانیان به ویژه ما ایرانیان روشنی و گرما به ارمغان آورده است»؛ یعنی وظیفه زبان فارسی آن است که گوهر موجودات عالم را و نه فقط هنر آنها را دگرگون کند!

«شاهنامه»، کتابی است که باعث می‌شود ما متوجه خود شویم. تمام عمق وجود بشر در شاهنامه تمامی ناخودآگاهی بشر بلکه ناخودآگاهی تمام موجودات در همین شاهنامه نمود و بروز پیدا کرده است. هرچقدر ما بیشتر با آن درگیر باشیم، آن را بخوانیم و درک کنیم؛ خود را بیشتر خواهیم شناخت.

«شاهنامه»، کتابی است که فقط به شما نمی‌افزاید، بلکه انسان‌ها را به باور کردن و جدی نگریستن به خود دعوت می‌کند. این به آن معناست که «فردوسی»، خطاب به مخاطبان شاهنامه می‌گوید که «شما انسان‌ها، قبل از اینکه مباحث متافیزیک و مسائل مربوط به خدا را برای خود حل و فصل کنید، باید درک کنید که خود پاره‌ای از فیزیک و متافیزیک ایران هستید. باید به خود ایمان بیاورید تا بتوانید در ادامه به خداوند جهان ایمان بیاورید.»

«شاهنامه» تاکید می‌کند و نشان می‌دهد که زبان فارسی هر انسانی را و هر ایرانی را می‌تواند از زمین بلند کند و به آسمان ببرد. یعنی نور و گرمای کیهان را به زمین بیاورد و آن را در زبان همه موجودات زمینی بچرخاند و دوباره به شکل نور؛ برتر از نوری که ما در فیزیک عالم می‌بینیم آن را به آسمان ببرد.

«شاهنامه» ما را با مهربانی و عشق همدل می‌کند و با همین سررشته مهربانی، ما را به مهر آسمان‌ها می‌رساند.

انتهای پیام
خبرنگار:
امین خرمی
captcha