به گزارش ایکنا از همدان، در پی عمل به فرمایش امام شهید که فرمودند: «فعالان فرهنگی به مطالعه و آموزش نهجالبلاغه برخی توجه ویژهای داشته باشند.» ایکنای همدان بازخوانی و بیان برخی از نکات حکمتها، نامهها و خطبهها را دنبال میکند؛ محمدرضا فریدونی، مدیر کانون دعاپژوهی صادقین و عضو هيئت علمی گروه الهیات دانشگاه بوعلی سینا همدان در ادامه شرح و تفسیر حکمتهای نهجالبلاغه در این نوشتار به تفسیر حکمت 83 تا 90 این کتاب پرداخته است که با هم میخوانیم:
حکمت 83 میفرماید «لِرَجُلٍ أَفْرَطَ فِي الثَّنَاءِ عَلَيْهِ وَ كَانَ لَهُ مُتَّهِماً: أَنَا دُونَ مَا تَقُولُ، وَ فَوْقَ مَا فِي نَفْسِكَ. (به شخصى كه در ستايش امام افراط كرد، و آنچه در دل داشت نگفت) من كمتر از آنم كه بر زبان آوردى، و برتر از آنم كه در دل دارى.»
خداوند در منظر امام علی(ع) آنقدر بزرگ است که وقتی شخصی از امام علی(ع) تعریف میکند، حضرت(ع) با نگاه به آن عظمت خداوند با تواضع خاصی میفرماید از آنچه میگویی کمتر هستم. در معنای دیگر این حکمت هم میتوان به خطبه 216 نیز اشاره کرد، اینکه اگر انسان منتظر باشد که دیگران از او تعریف و تمجید کنند، این صفت نکوهیده است، حضرت میفرماید اگر افرادی تو را بیش از آنچه هستی بزرگ خواندند از آنها بترس چراکه این افراد روزی تو را به چیزی که در تو وجود ندارد متهم میکنند.
این حکمت همچنین بیانگر یکی از کرامات حضرت است که میدانند آنچه در زبان آن فرد منافق است با آنچه در دل دارد انطباق ندارد و یکی نیست، در تعریف منافق هم باید بگوییم قول و فعل او با هم انطباق ندارد.
بیشتر بخوانید:
حکمت 84 میفرماید «بَقِيَّةُ السَّيْفِ [أَنْمَى] أَبْقَى عَدَداً وَ أَكْثَرُ وَلَداً. باقىماندگان شمشير و جنگ، شمارهشان با دوامتر، و فرزندانشان بيشتر است.» منظور از «بَقِيَّةُ السَّيْفِ» بازماندگان جنگ است.
اینکه تعداد باقیماندگان جنگ بیشتر است، این عنایت خداست که وقتی مظلوم کشته میشود فرزندان آنها بیشتر میشود و خدا خود پشت و پناه مظلوم است. لذا در جای دیگر میفرماید از ظلم کردن به کسی که یاوری جز خدا ندارد بترسید، در مورد مسئله فلسطین و ظلم صهیونیستها نیز این اصل حکم میکند.
حکمت 85 میفرماید «مَنْ تَرَكَ قَوْلَ لَا أَدْرِي، أُصِيبَتْ مَقَاتِلُهُ. كسى كه از گفتن «نمىدانم» روى گردان است، به هلاكت و نابودى مىرسد.»
پیام این حکمت این است که انسان نمیدانم را نباید فراموش کند و اگر در جایی که واقعا نمیداند، اظهار نظر کند در اصل خود را به هلاکت میاندازد، حتی در مواردی که یقین قطعی نداریم هم نباید اظهار نظر کنیم.
حکمت 86 میفرماید «رَأْيُ الشَّيْخِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ. وَ [يُرْوَى] رُوِيَ مِنْ مَشْهَدِ الْغُلَامِ. انديشه پير در نزد من از تلاش جوان خوشايندتر است.» «غلام» به کسی میگویند که در اوج جوانی است. فرد سالخورده و پیر سریع وارد عمل نمیشود اما تجربیات ارزشمندی دارد، البته این سخن امام منظور نه هر شیخ و نه هر جوانی است.
اما در مورد برتری اندیشه پیر نسبت به تلاش جوان، به طور مثال در جنگ خندق جوانی پیشنهاد حمله و یورش را داد اما در کنار او پیشنهاد حفر خندق بود که چارهساز شد و در نتیجه یک فکر و اندیشه پخته بسیار کارسازتر از تلاش بود. در کشور ما هم این مسائل وجود دارد به ویژه در دوران انقلاب برخی از جوانان به سمت مبارزات مسلحانه میرفتند، اما این نوع نگاه امام خمینی(ره) و آیتالله بروجردی بود که موجب ریشه کنی رژیم ستمگر در کشور شد.
حکمت 87 نهجالبلاغه میفرماید «عَجِبْتُ لِمَنْ يَقْنَطُ، وَ مَعَهُ الِاسْتِغْفَارُ. در شگفتم از كسى كه مىتواند استغفار كند و نااميد است.» حدیثی از اهل بیت علیهمالسلام به نقل از لقمان حکیم وجود دارد که «فرزندم اگر تمام خوبیهای عالم را انجام دادی از اینکه به جهنم بروی ایمن نخواهی بود و اگر تمام گناهان عالم را انجام داده باشی باز هم از رحمت خدا نا امید نباش.» اساس دین دعوت کردن به خداست، هرچیزی که انسان را از رحمت خدا ناامید کند و یا نسبت به او مغرور کند، مردود است.
انسان نه باید مغرور شود و نه مأیوس. در مسئله تربیتی نیز از مسئله بشارت و ترساندن و تنبیه استفاده میشود. سه نوع استغفار و عذرخواهی وجود دارد؛ پوزش خواستن بدون تعهد و قول برای عدم تکرار آن اشتباه، پوزش و عذرخواهی همراه با پشیمانی و سوم توبه که هم پشیمانی هم با عدم تکرار آن عمل همراه است.
عذرخواهی همراه با پافشاری روی اشتباه، استغفار محسوب نمیشود. استغفار در این حکمت نیز منظور همان توبه است که فرد به اشتباه خود بازنگردد. در مورد این حکمت نکته دیگری هم باید بیان شود که شیطان هم در قیامت به رحمت خدا امید دارد و این رحمت بسیار گسترده است.
حکمت 88 میفرماید «وَ حَكَى عَنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ (علیه السلام) أَنَّهُ (علیه السلام) قَالَ: كَانَ فِي الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا، فَدُونَكُمُ الْآخَرَ، فَتَمَسَّكُوا بِهِ؛ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِي رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِي فَالاسْتِغْفَارُ؛ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ. و درود خدا بر او، فرمود: (امام باقر(ع) از حضرت امير المؤمنين(ع) نقل فرمود) دو چيز در زمين مايه امان از عذاب خدا بود: يكى از آن دو برداشته شد، پس ديگرى را دريابيد و بدان چنگ زنيد، اما امانى كه برداشته شد رسول خدا(ص) بود، و امان باقى مانده، استغفار كردن است، كه خداى بزرگ به رسول خدا فرمود: «خدا آنان را عذاب نمىكند در حالى كه تو در ميان آنانى، و عذابشان نمى كند تا آن هنگام كه استغفار مىكنند».
تا وقتی وجود مبارک پیامبر(ص) در بین مردم بود در مکه عذابی نازل نشد؛ بعد از ایشان نیز آنچه مایه در امان ماندن از عذاب است، استغفار است. امام علی(ع) در حکمت خودمیفرماید این نکته بر اساس آیه 33 سوره انفال است، و این استنباط لطیف ایشان از آیات قرآن است که با استغفار بسیاری از مشکلات حل میشود.
حکمت 89 میفرماید «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ، أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ؛ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ، أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ؛ وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ، كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ. كسى كه ميان خود و خدا اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح خواهد كرد، و كسى كه امور آخرت را اصلاح كند، خدا امور دنياى او را اصلاح خواهد كرد، و كسى كه از درون جان واعظى دارد، خدا را بر او حافظى است.»
اغلب ریشه مشکلات ما به رابطه ما با خدا باز میگردد. قرآن کریم میفرماید «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ [ای امت این] حق از سوی پروردگار توست؛ بنابراین از تردید کنندگان نسبت به حق مباش.» (بقره / آیه 147) و یا میفرماید «وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ و مالکیّت و فرمانروایی آسمان ها و زمین فقط در سیطره خداست، و خدا بر هر کاری تواناست.» (آل عمران / آیه 189)
رابطه انسان با خدا با عبودیت درست میشود و این عبودیت در مقام عمل همان تقواست. اگر رابطه ما با مردم خوب نیست و اصطکاکی وجود دارد، ریشه آن به رابطه ما با خدا بر میگردد اگر میخواهیم این مشکلات رفع شود و در نزد مردم محبوب باشیم اول باید رابطه خود را با خدا اصلاح کنیم و در گام دوم سعی کنیم به مردم نفع و سود برسانیم البته این مسئله هم باید همراه با ضابطه و حکمت باشد. و دیگر اینکه یقین بدانیم جواب خوبیهای خود را از مردم نمیگیریم و از این رو در خوبی کردن با خدا معامله کنیم. نکته دیگر در مورد این حکمت اینکه عبادت در جان انسان مینشیند و بسیاری از امور دنیایی او حل میشود به ویژه اگر این عبادت در دل شب باشد.
حکمت 90 میفرماید «الْفَقِيهُ كُلُّ الْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُقَنِّطِ النَّاسَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْيِسْهُمْ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ، وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اللَّهِ. فقيه كامل كسى است كه مردم را از آمرزش خدا مأيوس، و از مهربانى او نوميد نكند، و از عذاب ناگهانى خدا ايمن نسازد.»
فقیه در اصطلاح قرآن و روایت به عالم دینی میگویند که احکام فقهی، اخلاق و حقایق میداند. این فرد باید کسی باشد که مردم را از خدا ناامید نکند، فلسفه بعثت تمام انبیا این است تا مردم را به خدا وصل کرده و به رفاقت او سوق دهند. اینکه این مسئله در حکمت دوبار بیان شده یک مورد این رحمت به عالم دنیا و دیگری به عالم آخرت مربوط است.
انتهای پیام