محمدابراهیم مالمیر، عضو هیئت علمی دانشگاه رازی در یادداشتی که در خصوص تحلیل نشانهشناختی و گفتمانشناختی تصویر منتشرشده از دونالد ترامپ در کنار یک موجود فرازمینی و دلالتهای سیاسی و نمادین آن در فضای رسانهای و گفتمان پساحقیقت در اختیار ایکنای کرمانشاه قرار داد، نوشت: این تصویر که با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده، صرفاً یک شوخی تصویری ساده نیست، بلکه حامل پیامهای سیاسی و نمادین قابل توجهی در چارچوب گفتمان پوپولیسم و نظریههای توطئه است. از منظر نشانهشناسی، تصویر در چند لایه قابل خوانش است و هر عنصر آن در شکلدهی به یک روایت ایدئولوژیک نقش دارد.
در سطح نخست، نماد بیگانه یا موجود فرازمینی بهعنوان نشانه «ناشناخته» و «تهدید خارجی» ظاهر میشود. حضور این موجود در زنجیر و دستبند نشانهای از سلطه و مهار است و در منطق نشانهشناسی میتواند نمایهای از قدرت تلقی شود؛ گویی شخصیتی که در تصویر قرار دارد توانسته بر چیزی مسلط شود که پیشتر پنهان یا خارج از کنترل تلقی میشد.
زنجیر و دستبند در این تصویر نیز دلالت روشنی بر تسخیر و کنترل دارند. پیام ضمنی چنین بازنماییای این است که آنچه دیگران از آن هراس داشتند یا آن را پنهان میکردند، اکنون تحت کنترل قرار گرفته است. در کنار این عناصر، پوشش رسمی با کتوشلوار تیره و کراوات قرمز نیز بهعنوان نشانهای تثبیتشده از هویت بصری ترامپ عمل میکند. رنگ قرمز کراوات در میان فضای خاکستری و نظامی تصویر برجسته شده و به لحاظ نشانهای حامل معانی قدرت، تهاجم و پویایی است.
ترکیببندی بصری تصویر نیز معنای خاصی تولید میکند. زاویه دوربین اندکی از پایین انتخاب شده است؛ زاویهای که معمولاً برای القای عظمت و سلطه سوژه بهکار میرود. در چنین قاببندیای، شخصیت اصلی بزرگتر و مسلطتر به نظر میرسد. قرار گرفتن ترامپ در مرکز تصویر و جلوتر از سایر عناصر، نقش رهبری و هدایتکنندگی او را برجسته میکند.
پسزمینه تصویر که تداعیکننده مناطق نظامی بیابانی و پایگاههایی شبیه منطقه ۵۱ است، لایه دیگری از معنا را میسازد. حضور کامیونهای نظامی و همراهانی با لباس رسمی، صحنهای کاملاً تخیلی را با ظاهری واقعگرایانه ترکیب میکند و به نوعی مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن مخاطب کمرنگ میکند.
در سطح گفتمانی، این تصویر بهطور مستقیم با روایت «دولت پنهان» پیوند میخورد؛ روایتی که در بخشی از فرهنگ سیاسی طرفداران ترامپ رواج دارد و بر این باور استوار است که دولت یا نخبگان حاکم حقایق مهمی را از مردم پنهان کردهاند. در این چارچوب، تصویر ترامپ را در قامت یک قهرمان افشاگر نشان میدهد؛ شخصیتی که به لایههای پنهان قدرت نفوذ کرده و حقیقت را آشکار کرده است.
از سوی دیگر، نمایش یک موجود قدرتمند در زنجیر در کنار یک رهبر سیاسی، بازتولید کهنالگوی «فاتح» یا «شکارچی قدرتمند» است. چنین بازنماییای در سطح نمادین این پیام را منتقل میکند که رهبر حاضر در تصویر توانایی مواجهه با تهدیدهای غیرعادی و ناشناخته را دارد. همچنین بیگانه در این تصویر میتواند استعارهای از هر نوع دیگریِ تهدیدآمیز تلقی شود؛ از دشمنان خارجی گرفته تا رقبای سیاسی یا حتی مهاجران.
از منظر پساحقیقت نیز انتشار چنین تصویری معنای خاصی پیدا میکند. استفاده از تصویری آشکارا ساختگی میتواند نوعی بازی رسانهای باشد که در آن مرز میان جدی و طنز عمداً مبهم میشود. در این وضعیت، اگر منتقدان واکنش جدی نشان دهند، به اغراق یا بیجنبه بودن متهم میشوند و در عین حال هواداران در یک بازی نمادین و مشترک با رهبر سیاسی خود مشارکت میکنند. این روند به تثبیت تصویری از فردی میانجامد که فراتر از قواعد معمول سیاست عمل میکند.
در سطح ساختار بصری نیز میتوان به برخی نشانهها اشاره کرد. طبق نظریه دستور زبان بصری کرس و فنلیوون، ترکیببندی تصویر مبتنی بر مرکزیت و برجستهسازی است. خطوط حرکتی و جهت نگاه شخصیتها نوعی بردار بصری ایجاد میکند که حس پیشروی و قاطعیت را القا میکند. در این میان، کراوات قرمز تنها لکه رنگی گرم در تصویر است و توجه مخاطب را مستقیماً به مرکز قدرت هدایت میکند.
همچنین نوعی جلوه شبهافشاگرانه در تصویر دیده میشود. تاری بخشهایی از لبه تصویر حالتی شبیه عکسهای پاپاراتزی ایجاد کرده است؛ گویی تصویری غیررسمی و ناگهانی ثبت شده که حقیقتی پنهان را آشکار میکند. این تکنیک بصری در واقع نوعی اصالت کاذب میسازد.
از منظر اسطورهشناسی رولان بارت، این تصویر در سطح دلالت ضمنی یک اسطوره سیاسی میآفریند؛ اسطوره «منجی افشاگر». در فرهنگ عامه آمریکا، موجودات خاکستری فرازمینی اغلب نماد رازهای پنهان دولتها هستند. اسارت چنین موجودی در تصویر، بهصورت نمادین به معنای شکست اسرار پنهان و افشای حقیقت تعبیر میشود. حتی بدن عضلانی موجود بیگانه نیز کارکرد معنایی دارد، زیرا نشان میدهد که سوژه اصلی تصویر نه یک موجود ضعیف بلکه یک نیروی قدرتمند را مهار کرده است؛ بازآفرینی مدرن الگوی اسطورهای قهرمان و هیولا.
از منظر نظریه قدرت و دانش در اندیشه فوکو نیز میتوان این تصویر را بازنمایی حاکمیت بر بدنها دانست. زنجیر و دستبند بهعنوان نشانههای حقوقی و قضایی، هنگامی که بر بدن یک موجود فرازمینی قرار میگیرند، این معنا را منتقل میکنند که نظم و قانون انسانی حتی بر موجودی فراتر از انسان نیز اعمال میشود. حضور همزمان نیروهای نظامی و محافظان رسمی نیز نوعی همگرایی تمامی سازوکارهای قدرت را در اطراف شخصیت مرکزی تصویر نشان میدهد.
در نهایت، این تصویر را میتوان نمونهای از واقعگرایی جادویی سیاسی دانست؛ تصویری که هدف اصلی آن اطلاعرسانی نیست، بلکه تثبیت نوعی اقتدار بصری است. در این روایت تصویری، رهبر سیاسی کسی معرفی میشود که قادر است حتی ناممکنترین پدیدهها را نیز مهار کند و بر ناشناختهها تسلط یابد؛ روایتی که در خدمت ساختن چهرهای ابرقهرمانگونه در فضای رسانهای معاصر قرار میگیرد.
انتهای پیام