کد خبر: 4353413
تاریخ انتشار : ۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۳

از نقد مقالات «ارتقامحور» تا ورود هوش مصنوعی به قلمرو علوم قرآن و حدیث

در ادامه نشست استادان علوم قرآن و حدیث، متخصصان بر ضرورت تحول در ابزارهای پژوهشی تأکید کردند. در این پنل، ضمن نقد فقدان نقشه راه علمی در فعالیت‌های اساتید، موضوعات نوآورانه‌ای همچون قرآن‌کاوی رایانشی و چالش‌های معرفت‌شناختی هوش مصنوعی در مطالعات دینی مورد بررسی قرار گرفت. اساتید معتقدند بدون دستیابی به روش‌های گفت‌وگوی مشارکتی میان دین و دانش‌های مدرن و پیوند با آکادمی‌های بین‌المللی، خطر عقب‌ماندگی از تحولات علمی جهان جدی خواهد بود.

ف

به گزارش ایکنا، دومین پنل از نخستین نشست استادان علوم قرآن و حدیث سراسر کشور با محور «پژوهش و ارائه مقالات علمی» برگزار شد؛ نشستی که در آن جمعی از استادان و اعضای هیئت علمی دانشگاه‌های کشور، از زوایای مختلف به بررسی وضعیت پژوهش‌های علوم قرآن و حدیث، آسیب‌های موجود، ضرورت تحول در رویکردهای علمی و همچنین نسبت میان علوم دینی و دانش‌های نوین پرداختند.

در آغاز این پنل، حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا مؤدب، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و دبیر این نشست، با اشاره به وضعیت مجلات علمی کشور، بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های نشر علمی تأکید کرد و گفت: برخی آمارها نشان می‌دهد حدود دو هزار مجله علمی در کشور فعالیت دارند که به صورت میانگین سالانه نزدیک به ده هزار مقاله منتشر می‌کنند و بیش از نیمی از این حجم تولید علمی مربوط به حوزه علوم انسانی است. در این میان، علوم قرآن و حدیث سهمی حدود پنجاه مجله علمی را به خود اختصاص داده است.

ف

وی با بیان اینکه تعداد مقالات علمی می‌تواند شاخصی برای رشد کمی و کیفی علم باشد، اظهار کرد: مقالات پژوهشی در سال‌های اخیر بی‌تردید در رشد علمی کشور اثرگذار بوده‌اند، اما آنچه امروز به‌عنوان یک آسیب جدی خودنمایی می‌کند، کاهش سهم این مقالات در حل مسائل واقعی و عینی کشور است.

مؤدب ادامه داد: بخش قابل توجهی از مقالات علمی موجود، بیش از آنکه برای پاسخ به مسائل علمی و اجتماعی کشور نوشته شوند، در راستای حل مسائل اداری و شغلی نویسندگان، همچون ارتقا و تبدیل وضعیت، تولید می‌شوند. گرچه این مسئله نیز در جای خود قابل فهم است، اما نباید هدف اصلی پژوهش و تولید مقاله صرفاً به حل مسائل فردی و اداری تقلیل یابد؛ زیرا در چنین شرایطی طبیعی است که این آثار کمتر مورد مراجعه و استفاده قرار گیرند.

وی تصریح کرد: مقالاتی که با صرف هزینه‌های فراوان تولید می‌شوند، هنوز نتوانسته‌اند در منظومه مسائل علمی رشته‌ها تأثیر جدی و ماندگار داشته باشند. از همین رو لازم است پیوند میان نشر مقالات و مسائل اداری و شغلی مورد بازنگری قرار گیرد و نظام ارزیابی علمی کشور به‌گونه‌ای طراحی شود که حل مسائل واقعی کشور، معیار اصلی ارزش‌گذاری پژوهش‌ها باشد. اگر چنین اتفاقی رخ دهد، در آینده شاهد جهت‌گیری جدی‌تر پژوهش‌ها به سوی مسائل حقیقی جامعه و تولید آثار علمی اثرگذارتر خواهیم بود.

در ادامه این نشست، حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالهادی مسعودی، عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث، با اشاره به تحولات جدید در عرصه پژوهش‌های دینی گفت: امروز پژوهش‌ها از حالت خام و موضوع‌محور به سمت پژوهش‌های مسئله‌محور و مرتبط با زندگی حرکت کرده‌اند و این تغییر پارادایم، مسئله‌ای است که باید با دقت مورد توجه قرار گیرد.

ف

وی افزود: در این پارادایم جدید، نیازمند روشی هستیم که بتواند این نوع پژوهش‌ها را سامان دهد و این مسئله بدون توجه به مطالعات میان‌رشته‌ای ممکن نخواهد بود. پیشنهاد من این است که برای تعامل میان متون دینی و دانش‌های بشری، روش‌های جدیدی طراحی و ارائه شود؛ زیرا تجربه‌های گذشته از گفت‌وگوی ناقص میان این دو حوزه، تجربه‌های موفق و پایداری نبوده‌اند.

مسعودی با ذکر مثالی از تجربه کلیسا در اروپا اظهار کرد: زمانی که کشیش‌های اروپایی متوجه ظرفیت علم روان‌شناسی شدند، آن را وارد منبرهای کلیسا کردند. چنین اتفاقی اگر در علوم قرآن و حدیث نیز رخ دهد، در ابتدا می‌تواند نوعی بالندگی ایجاد کند، اما به‌تدریج فروکش خواهد کرد؛ چراکه نسل جدید با پرسش‌های عمیق‌تر و بنیادین‌تری وارد میدان می‌شود و پاسخ‌های سطحی برای او قانع‌کننده نخواهد بود.

وی تأکید کرد: باید روش‌های تعامل میان متون دینی و پرسش‌های بشری را احصا و آسیب‌شناسی کنیم و براساس آن، روش‌های نوینی ارائه دهیم؛ در غیر این صورت، در آینده دست ما خالی خواهد بود.

این استاد دانشگاه در ادامه، سه الگوی تعامل میان دین و دانش را تشریح کرد و گفت: روش نخست، «روش تأیید» بود که بیشتر در سال‌های ابتدایی انقلاب دیده می‌شد؛ در این روش، افراد با تکیه بر دانسته‌های علمی خود، دستاوردهای نهایی علوم را با متون دینی تطبیق می‌دادند.

وی افزود: روش دوم که پس از انقلاب شکل گرفت، روشی بود که آن را «گزاره‌سازی متناظر» می‌نامم؛ در این شیوه، موضوعات دینی به مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها و عناصر شکل‌دهنده تقسیم می‌شد. این روش هرچند بخشی از اشکالات روش نخست را نداشت، اما گرفتار آسیبی دیگر شد و آن، برهم زدن پیکره سازوار و منسجم دین بود.

مسعودی در ادامه از روشی سخن گفت که بیش از یک دهه و نیم روی آن کار شده و نتایج موفقی نیز داشته است. وی این روش را «گفت‌وگوی گام‌به‌گام مشارکتی» نامید و تصریح کرد: مشارکتی بودن این روش به آن معناست که هیچ فردی به تنهایی نمی‌تواند نماینده کامل دو حوزه باشد؛ برای مثال، یک روان‌شناس لزوماً متخصص حدیث نیست و متخصص حدیث نیز الزاماً روان‌شناس نیست، بنابراین باید میان صاحبان این دانش‌ها گفت‌وگویی واقعی و انسانی شکل بگیرد.

وی ادامه داد: این گفت‌وگو باید از مرحله فرضیه تا نظریه، و از پرسش تا آزمون و پاسخ، به صورت مستمر و مرحله‌به‌مرحله ادامه یابد. ما در تدوین دانشنامه طب این شیوه را تجربه کرده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم که می‌توان از دانش برای فهم حدیث و از حدیث برای تکمیل دانش بهره گرفت.

مسعودی بیان کرد: اگر نتوانیم هرچه سریع‌تر به یک روش صحیح و کارآمد برای گفت‌وگوی میان علم و دین و نیز میان متون قرآنی و حدیثی با مسائل زندگی دست پیدا کنیم، از تحولات علمی جهان عقب خواهیم ماند.

در بخش دیگری از این پنل، قاسم درزی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، ضمن معرفی پژوهشکده مطالعات میان‌رشته‌ای گفت: این پژوهشکده بیش از دو دهه است که بر مطالعات میان‌رشته‌ای تمرکز دارد و در دو رشته تخصصی فعالیت می‌کند. یکی از این رشته‌ها «قرآن‌کاوی رایانشی» است. همچنین این پژوهشکده برای دو رشته نیز مقطع دکتری تعریف کرده و در دست اقدام است.

ف

وی سپس به موضوع آسیب‌شناسی مطالعات معاصر قرآن و حدیث در ایران پرداخت و اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین آسیب‌های موجود، نبود برنامه پژوهشی مدون در میان استادان است. بسیاری از اعضای هیئت علمی مسیر مشخص و بلندمدتی برای فعالیت علمی خود ندارند و معلوم نیست که قرار است در چند سال آینده در چه حوزه‌ای متمرکز شوند و به چه عنوانی شناخته شوند.

درزی افزود: ما در علوم قرآن و حدیث کمتر شاهد شکل‌گیری کرسی‌های علمی پایدار هستیم و این مسئله به فضای علمی کشور آسیب زده است. از سوی دیگر، فقدان سنت آموزشی منسجم نیز از دیگر مشکلات جدی این حوزه به شمار می‌رود. به این معنا که کمتر می‌توان زنجیره‌ای پیوسته از استادان و شاگردان را مشاهده کرد که یک جریان علمی مستمر را شکل دهند.

وی قطع ارتباط با آکادمی‌های بین‌المللی را از دیگر آسیب‌ها دانست و گفت: اختلاف غیرروشمند و کم‌ثمر میان فضای سنتی و فضای آکادمیک نیز مانع مهمی در مسیر پیشرفت این حوزه است. همچنین روی‌گردانی از مطالعات نوین و میان‌رشته‌ای، یکی دیگر از چالش‌های جدی مطالعات قرآن و حدیث در کشور محسوب می‌شود.

در ادامه این نشست، فاطمه حاجی‌اکبری، عضو هیئت علمی دانشگاه کوثر بجنورد، مقاله خود را با موضوع «شبکه‌های پویای انتقال تجربه در مطالعات دینی» ارائه کرد.

سپس الهه هادیان، عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث، مقاله‌ای با موضوع «هوش مصنوعی؛ فرصت‌ها، مخاطرات و چالش‌های معرفت‌شناختی در علوم قرآن و حدیث» ارائه داد و به بررسی ابعاد مختلف ورود فناوری‌های نوین و هوش مصنوعی به عرصه مطالعات دینی پرداخت.

در ادامه نیز میثم کهن‌ترابی، عضو هیئت علمی دانشگاه بزرگمهر قائنات، به ارائه مقاله خود پرداخت و در پایان پنل صبح، زینب حاجی‌محمدی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، مقاله‌ای با موضوع هوش مصنوعی ارائه کرد.

انتهای پیام
خبرنگار:
تیمور کاکایی
دبیر:
سلما آرام
captcha