به گزارش ایکنا از خوزستان، خرمشهر یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین صحنههای دفاع مقدس بود؛ شهری که در آغاز جنگ تحمیلی با مقاومت جانانه رزمندگان و مردم، روزها در برابر حملات دشمن ایستاد و بعدها نیز به نمادی از ایثار، پایداری و حماسه ملی تبدیل شد. بررسی روند اشغال خرمشهر و سپس عملیات آزادسازی آن، بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب این نبرد بزرگ را روایت میکند.
در هفت روز ابتدایی جنگ، ارتش عراق با وجود توقف در پشت دیوارهای خرمشهر، بهدلیل مقاومت نیروهای مردمی و ترس از درگیری شدید شهری، نتوانست شهر را اشغال کند و تنها به اجرای آتش و محاصره اکتفا کرد. اما از روز هفتم مهرماه 59، استراتژی خود را تغییر داد و با تمرکز نیرو در جاده شلمچه، از طریق پلنو به سمت خرمشهر حمله کرد.
این حمله اولیه با مقاومت رزمندگان اسلام در حوالی پلنو دفع شد. فرماندهی عراق سپس جبههای در حاشیه اروندرود گشود تا با حرکت به سمت بندر، وارد شهر شود. طی روزهای ۹ و ۱۰ مهر، با تقویت شدید نیروها و آتش سنگین توپخانه، دشمن توانست تنها ۵۰۰ متر پیشروی کرده و ساختمان مرکزی بندر را به اشغال درآورد.
در ادامه، تا 16 مهرماه، درگیریهای پراکنده ادامه داشت و عراقیها تلاش زیادی برای ورود به شهر میکردند. سرانجام در 16 مهرماه، دشمن با طراحی جدید، تقویت مضاعف نیروها و اجرای شدید آتش توپخانه و ادوات، هجوم گستردهای را آغاز کرد. این حمله در حالی صورت میگرفت که نیروهای مدافع خرمشهر بهدلیل خستگی مفرط ناشی از ۱۶ روز مبارزه، شهادت و جراحت تدریجی نیروها و عدم جایگزینی، با کمبود شدید نفرات مواجه بودند. در 17 مهرماه، هجوم دشمن از محورهای مختلف آغاز شد و شهر زیر آتش سنگین قرار گرفت.
با وجود مقاومت شگفتانگیز نیروهای خودی در محور بندر، بهدلیل مشکلات ذکر شده (کمبود نیرو و خستگی)، دشمن در اکثر محورهای هجوم پیشروی کرده و این امر منجر به سقوط کامل شهر در نهایت شد.
با طولانی شدن مقاومت در خرمشهر، لشکر ۳ عراق در ۱۹ مهر ۱۳۵۹ از رود کارون عبور کرد تا با محاصره آبادان، راه پشتیبانی و کمکرسانی به جبهه خرمشهر را قطع کند. پس از این عبور، حملات عراقیها در خرمشهر تشدید شد. دو روز بعد، در ۲۱ مهر، عراقیها با استفاده از تاریکی شب و غافلگیری، خود را به ساختمانهای کوی طالقانی رساندند و آن را اشغال کردند. این ساختمانها از نظر موقعیت نظامی برای مدافعان اهمیت حیاتی داشت. با این اقدام، دشمن جای پایی در مدخل شهر بهدست آورد و محاصره پادگان دژ را نیز تکمیل کرد. با عبور از کارون و این پیشرویها، خرمشهر در آستانه سقوط کامل قرار گرفت. ۲۴ مهرماه، خونینترین روز نبرد بود. دشمن حملهای سنگین را از چند محور آغاز کرد: محور اول؛ از پادگان دژ و کشتارگاه و خیابان چهلمتری به سمت قلب شهر و محور دوم؛ به سمت پل خرمشهر.
عراقیها چنان مصمم بودند که حتی شبها نیز دستور درگیری میدادند تا مقاومت را تضعیف کنند. تهاجم چند روزه، نیروهای مدافع را به شدت خسته و کمتعداد کرده بود. با پیشروی یگانهای عراقی، مدافعان بیمحابا با اسلحه سبک و کوکتل مولوتف به مصاف تانکها و نیروهای دشمن میرفتند. شدت خونریزی و حماسه شهادت در این روز چنان بود که به آن «خونینشهر» لقب دادند. از این تاریخ، سقوط شهر قطعی به نظر میرسید، اما رزمندگان اسلام حاضر به ترک شهر نشدند، حتی با وجود فشار برخی مسئولان برای تخلیه.
درگیری ۲۴ مهرماه به قدری به عراقیها تلفات سنگین وارد کرد که سازمان یگانهای آنان از هم پاشید و برای ادامه نیاز به فرصت داشتند تا نیروهای خود را بازسازی کنند. در این فاصله، تیپ ۱۱۲ و گارد مرزی به کمک عراق آمدند و جبهه آنان را تقویت کردند. سرانجام با شروع آبانماه ۱۳۵۹، یورش نهایی عراقیها به سمت دو هدف اصلی یعنی پل خرمشهر و مسجد جامع آغاز شد. پس از دو روز از شدیدترین درگیریها، عراقیها توانستند پل خرمشهر را ببندند و به مسجد جامع دست یابند و به این ترتیب اشغال کامل خرمشهر رقم خورد.
اشغال خرمشهر هرچند با بهایی گزاف برای فرماندهی نظامی عراق همراه بود، اما مقاومت حماسی مدافعان آن به یکی از برجستهترین و افتخارآمیزترین فصلهای تاریخ جنگ تحمیلی تبدیل شد.
پس از اشغال خرمشهر توسط نیروهای بعثی تا سوم خرداد سال ۶۱، صدام حسین تلاش کرد این شهر را به عراق الحاق کند. همان زمانی که رژیم بعث عراق، نقشه تصرف خوزستان را در سر میپروراندند رزمندگان ایرانی عملیات بیتالمقدس را در ساعات اولیه بامداد 10 اردیبهشتماه61 با هدف آزادسازی خرمشهر آغاز کردند؛ عملیاتی که به گفته خبرگزاریهای خارجی، بزرگترین شکست را برای رژیم بعث در طول جنگ به ارمغان آورد.
این عملیات در چهار مرحله انجام شد. در مرحله اول این عملیات، منطقه سر پل به مساحت 800 کیلومتر تصرف شد. در مرحله دوم که در 16 اردیبهشت 61 صورت گرفت، نیروهای ایرانی در شمال خرمشهر مستقر شده، جاده اهواز ـ خرمشهر و نیز مناطق دیگری را آزاد کردند. مرحله سوم عملیات در 19 اردیبهشت 61 آغاز و تلفات و خسارات سنگینی به دشمن وارد کرد و سبب شد تا بالاخره نیروهای خودی در دروازههای شهر مستقر شوند.
در نهایت مرحله چهارم عملیات در اول خردادماه 61 آغاز و پس از درگیری شدید و محاصره بیامان دشمن، روز سوم خردادماه 61 انبوه نیروهای دشمن از مقاومت دست برداشته و با شعارهای «الموت لصدام و دخیل الخمینی» تسلیم نیروهای ایرانی شدند.
رهبر شهید انقلاب، عملیات بیتالمقدس را کار پیچیدهای توصیف میکنند و درباره عوامل آن فرمودند: «عملیات عظیمی که در آن روزها اتفاق افتاد، کار پیچیده عظیمی بود که از دو عامل ترکیب شده بود: عامل اول، دانش نظامی و قوت فرماندهی و هوشیاری و استعداد جوانان مؤمن ما بود...، عامل دوم که از عامل اول مهمتر است، نیروی ایمان و شجاعت ناشی از قوت ایمان رزمندگان و مردم و جوانان بود؛ یعنی عشق ایمانی -نه عشق حیوانی، نه عشق مادی، نه عشق به چیزهای خُرد و حقیر- عشق به ارزشها؛ عشق به آرمانهای الهی و اسلامی. همان چیزی که کشته شدن در راه خدا را برای کسی که چنین عشقی را دارد، شیرین میکند.»
سردار فتحالله جعفری یکی از فرماندهان عمليات بيتالمقدس نیز در مورد حضور نیروهای مردمی در فتح خرمشهر میگوید: «اولين مسئله مهم نقش و حضور فعال مردم در پشتيبانی و صحنه نبرد بود، بهطوری که ما در اين عمليات 70 هزار نيروی بسيجی و مردمی داشتيم که از امتيازات بسيار ارزشمندی محسوب میشد و عامل ديگر خستگیناپذيری فرماندهان جوان و مخلصی همچون سردار سرلشکر پاسدار حسن باقری، غلامعلی رشيد، عزيز جعفری و ديگران بودند که همگی از بين همين مردم برخاسته بودند در اجرای اين عمليات بزرگ نقش داشتند.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس سقوط خرمشهر را شکستی توهینآمیز و واقعی برای دولت صدام در جنگ 20 ماهه ارزیابی کرد و رادیو لندن نیز به نقل از کارشناسان، پیروزی در خرمشهر را بهعنوان یکی از بزرگترین پیروزیهای ایران برشمرد.
منبع:
مرکز اسناد، تحقیقات و معارف دفاع مقدس (روزشمار جنگ ایران و عراق)
مرکز اسناد انقلاب اسلامی
پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی خامنهای(ره)
انتهای پیام