
به قلم مسلم خانی، کارشناس حوزه کسب و کار
تحولات اقتصادی جهان دیگر با سرعت دهههای گذشته رخ نمیدهد؛ امروز تغییرات با شتابی اتفاق میافتد که بسیاری از کسبوکارها پیش از آنکه فرصت تطبیق پیدا کنند، از چرخه رقابت حذف میشوند. در چنین شرایطی، آیندهپژوهی دیگر یک مفهوم دانشگاهی یا لوکس مدیریتی نیست، بلکه به ضرورتی حیاتی برای بقا و رشد کسبوکارها تبدیل شده است؛ ضرورتی که تشکلهای کارگری و کارفرمایی نیز ناگزیرند آن را در کانون سیاستگذاریها و برنامههای خود قرار دهند.
واقعیت این است که کسبوکارها موجوداتی زندهاند؛ متولد میشوند، رشد میکنند، به بلوغ میرسند و اگر خود را با تحولات زمانه تطبیق ندهند، دچار افول خواهند شد. تاریخ اقتصاد جهان نیز گواه همین مسئله است. از عصر شکار و کشاورزی گرفته تا انقلاب صنعتی و اکنون عصر فناوریهای نوین، هر دوره اقتصادی با تغییر در الگوهای تولید، نوع مشاغل، سبک زندگی و حتی مناسبات اجتماعی همراه بوده است. در هر مرحله، آن دسته از فعالان اقتصادی که زودتر از دیگران تغییرات را درک کردهاند، توانستهاند در بازار باقی بمانند و حتی نقشآفرین اصلی اقتصاد آینده شوند.
در عصر کشاورزی، زمین و دام معیار قدرت بود و «کدخدا» کسی محسوب میشد که مالک منابع بیشتری باشد. با ورود به عصر صنعت، کارخانه، انرژی، مدیریت و نیروی کار اهمیت یافت و جهان شاهد شکلگیری نظامهای پیچیده تولید و مکاتب مدیریتی شد. اما امروز جهان وارد مرحلهای شده که در آن «دانش» و «اطلاعات» مهمترین سرمایه محسوب میشوند. ارزشآفرینی دیگر صرفاً از طریق نیروی فیزیکی یا سرمایه صنعتی اتفاق نمیافتد؛ اکنون ایده، خلاقیت، فناوری و نوآوری تعیینکننده جایگاه کشورها و بنگاههای اقتصادی هستند.
در چنین فضایی، تشکلهای کارگری و کارفرمایی دیگر نمیتوانند صرفاً در چارچوب مطالبات سنتی فعالیت کنند. این تشکلها باید به بازیگران فعال عرصه آیندهنگری تبدیل شوند؛ چرا که بازار کار آینده با بازار کار امروز تفاوتهای بنیادین خواهد داشت. هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، چاپ سهبعدی، اقتصاد دیجیتال و اتوماسیون، نهتنها شیوه تولید بلکه ماهیت بسیاری از مشاغل را تغییر خواهند داد. برخی مشاغل بهتدریج حذف میشوند و در مقابل، فرصتهای جدیدی شکل میگیرد که نیازمند مهارتها و تخصصهای متفاوت است.
از سوی دیگر، تغییرات جمعیتی نیز یکی از مهمترین ابرروندهای اثرگذار بر آینده اقتصاد است. ایران نیز همانند بسیاری از کشورهای جهان به سمت سالمندی جمعیت حرکت میکند. برآوردها نشان میدهد طی دو دهه آینده سهم جمعیت سالمند کشور به شکل قابلتوجهی افزایش خواهد یافت. این تحول، الگوی مصرف، خدمات، بیمه، درمان، حملونقل و حتی بازار اشتغال را دگرگون میکند. بنابراین کسبوکارهایی که از امروز خود را با نیازهای جامعه آینده تطبیق ندهند، در سالهای پیشرو با بحران مواجه خواهند شد.
همزمان، تحولات ژئوپلیتیک و جابهجایی قدرتهای اقتصادی نیز در حال تغییر نقشه اقتصاد جهان است. اگر تا دیروز اقتصاد جهانی عمدتاً در اختیار کشورهای غربی بود، اکنون قدرتهای نوظهوری مانند چین، هند، برزیل و اندونزی در حال تبدیل شدن به بازیگران اصلی اقتصاد بینالملل هستند. این تغییر موازنه اقتصادی، مسیر تجارت، سرمایهگذاری و بازارهای هدف را دگرگون خواهد کرد و طبیعتاً کشورها و بنگاههایی موفقتر خواهند بود که زودتر خود را با این تغییرات هماهنگ کنند.
در کنار همه این موارد، مسئله محیط زیست و توسعه پایدار نیز به یکی از مهمترین مؤلفههای آینده کسبوکار تبدیل شده است. امروز دیگر تولید بدون توجه به الزامات زیستمحیطی نهتنها مزیت محسوب نمیشود بلکه میتواند به تهدیدی جدی برای بقا و اعتبار بنگاههای اقتصادی تبدیل شود. جهان به سمت اقتصاد سبز حرکت میکند و کسبوکارهایی که خود را با استانداردهای محیطزیستی تطبیق ندهند، بهتدریج از بازارهای جهانی حذف خواهند شد.
بر همین اساس، نقش تشکلهای کارگری و کارفرمایی در دوران جدید باید فراتر از چانهزنیهای مرسوم صنفی تعریف شود. این تشکلها باید به مراکز تولید فکر، رصد روندهای جهانی، آموزش مهارتهای آینده و هدایت کسبوکارها به سمت فناوریهای نوین تبدیل شوند. بدون چنین رویکردی، فاصله اقتصاد ایران با تحولات جهانی هر روز بیشتر خواهد شد.
آینده متعلق به کسانی است که پیش از وقوع تغییرات، آنها را میبینند و برایشان آماده میشوند. در دنیای امروز، بقا تنها برای قویترینها نیست؛ بلکه برای سازگارترینهاست.
انتهای پیام