کد خبر: 4354222
تاریخ انتشار : ۰۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۹

البرز در آستانه بازتعریف؛ وقتی مسیر قرار است مقصد شود

در ذهن عمومی، البرز هنوز بیشتر یک مسیر عبوری است تا مقصد؛ اما آنچه در سیاست‌گذاری‌های اخیر و پروژه‌های گردشگری این استان دیده می‌شود، تلاشی برای تغییر همین تصویر آشناست. امروز البرز در نقطه‌ای ایستاده که میان عبور و تجربه به‌تدریج دومی را انتخاب می‌کند؛ تغییری که اگرچه هنوز کامل نشده، اما نشانه‌هایش در توسعه گردشگری روستایی، احیای میراث تاریخی و بازتعریف ظرفیت‌های محلی به‌روشنی قابل مشاهده است.

گردشگری البرزدر ادبیات توسعه گردشگری ایران برخی استان‌ها به‌واسطه تاریخ طولانی یا زیرساخت‌های تثبیت‌شده، جایگاه روشن و مشخصی دارند، اما در سوی دیگر استان‌هایی قرار دارند که با وجود ظرفیت‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی قابل‌توجه هنوز در مرحله شناخته شدن قرار دارند. استان البرز در این دسته دوم جای می‌گیرد؛ استانی که در فاصله‌ای کمتر از یک ساعت از پایتخت، هم‌زمان کوهستان، رودخانه، روستاهای بکر، میراث تاریخی و تنوع فرهنگی را در خود جای داده، اما هنوز در نقشه ذهنی گردشگر ایرانی بیشتر به‌عنوان مسیر تعریف می‌شود تا مقصد.

در این گفت‌وگو با نادر زینالی، مدیرکل میراث‌ فرهنگی، گردشگری و صنایع‌ دستی استان البرز تلاش کرده‌ایم از سطح کلیات عبور کنیم و به این پرسش برسیم که آیا البرز واقعاً می‌تواند از یک گذرگاه به یک مقصد گردشگری تبدیل شود یا نه و اگر پاسخ مثبت است این مسیر چه پیچیدگی‌هایی دارد.

ایکنا- سال‌هاست البرز در ذهن بسیاری از مردم یک استان عبوری بین تهران و شمال است. شما این تصویر را چگونه تحلیل می‌کنید؟ آیا این نگاه هنوز معتبر است یا نیاز به بازتعریف دارد؟

اگر بخواهم بدون تعارف صحبت کنم باید بگویم این تصویر محصول یک عادت ذهنی تاریخی است. البرز به‌دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش همیشه در مسیر حرکت بوده نه در مقصد توقف؛ اما مسئله اینجاست که این نگاه امروز دیگر با واقعیت‌های میدانی استان همخوانی ندارد. البرز در مقیاس جغرافیایی کوچک یکی از متنوع‌ترین اقلیم‌های کشور را دارد. شما در یک بازه زمانی کوتاه می‌توانید از ارتفاعات برفی به باغات نیمه‌گرمسیری و سپس به روستاهای کوهپایه‌ای برسید.

مناطقی مثل برغان، طالقان، آسارا و مسیرهای منتهی به جاده چالوس هرکدام ظرفیت تبدیل شدن به مقصد مستقل گردشگری را دارند. اما مشکل اصلی این است که ما هنوز نتوانسته‌ایم این ظرفیت‌ها را به روایت گردشگری تبدیل کنیم.

ایکنا- از البرز به‌عنوان ایران کوچک یاد می‌شود این مفهوم چه نسبتی با سیاست‌گذاری گردشگری دارد؟

وقتی می‌گوییم ایران کوچک، منظور صرفاً تنوع قومی یا فرهنگی نیست. مسئله این است که البرز یک فشردگی از تمام الگوهای زیست ایرانی را در خود دارد. از یک‌سو بافت روستایی سنتی را داریم، از سوی دیگر شهرهای صنعتی مدرن. از یک طرف طبیعت بکر و دست‌نخورده، از طرف دیگر میراث تاریخی چند هزار ساله.

این ترکیب، اگر درست مدیریت شود، می‌تواند به یک مزیت رقابتی تبدیل شود. اما اگر مدیریت نشود به پراکندگی هویتی منجر می‌شود. یعنی گردشگر نمی‌داند دقیقاً با چه تصویری از البرز مواجه است. امروز استان‌ها و شهرها برند دارند. ما هنوز در مرحله ساخت برند البرز هستیم.

ایکنا- طی مدت خدمتتان در این استان یعنی ۱۶ ماه گذشته مهم‌ترین تغییر رویکرد مدیریتی شما چه بوده است؟

ما تلاش کردیم از مدیریت نقطه‌ای به مدیریت شبکه‌ای حرکت کنیم. در گذشته پروژه‌ها به‌صورت جزیره‌ای تعریف می‌شدند یعنی هر اثر یا هر منطقه به‌صورت مستقل دیده می‌شد، اما امروز گردشگری یک زنجیره است. شما نمی‌توانید یک اثر تاریخی را بدون اتصال به مسیر، اقامت، خدمات و تجربه گردشگر توسعه دهید. در همین چارچوب یک طرح جامع توسعه گردشگری برای استان تدوین شد که براساس برنامه هفتم توسعه و اسناد بالادستی کشور طراحی شده است. در این طرح استان به پهنه‌های گردشگری تقسیم شده تا هر منطقه نقش مشخصی در اکوسیستم گردشگری ایفا کند.

ایکنا- یکی از محورهای جدی توجه شما توسعه بوم‌گردی‌ها بوده است. این سیاست چه هدفی را دنبال می‌کند؟

بوم‌گردی یک ابزار توسعه محلی است. ما در استان البرز نقاط مستعد برای بوم‌گردی شناسایی کردیم. بیش از 35 مورد آن به بهره‌برداری رسیده است. اما اهمیت این موضوع در عدد نیست؛ در اثر اجتماعی آن است. بوم‌گردی یعنی بازگشت اقتصاد به روستا. یعنی گردشگر به جای اینکه فقط مصرف‌کننده طبیعت باشد وارد زندگی محلی شود، با فرهنگ بومی مواجه شود و اقتصاد محلی را فعال کند. در واقع ما با یک مدل توسعه مواجهیم که همزمان سه هدف را دنبال می‌کند: اشتغال، حفظ فرهنگ بومی و جلوگیری از مهاجرت.

ایکنا- یکی از پروژه‌های مورد توجه مرمت خانه آیت‌الله طالقانی است چرا این پروژه تا این حد مهم شده است؟

چون این پروژه بازسازی حافظه تاریخی است. آیت‌الله طالقانی یکی از چهره‌های تأثیرگذار تاریخ معاصر ایران است و خانه‌اش در طالقان بخشی از حافظه اجتماعی و سیاسی ایران است. هدف ما این است که این فضا از یک بنای خاموش به یک مرکز زنده فرهنگی تبدیل شود. یعنی جایی که پژوهش، روایت، گردشگری و آموزش در کنار هم قرار بگیرند. این نوع پروژه‌ها در جهان امروز همان چیزی هستند که به آن میراث زندهمی‌گویند؛ میراثی که تجربه می‌شود.

ایکنا- نگاه شما به گردشگری مذهبی در البرز چیست؟

گردشگری مذهبی در ایران معمولا در سطح زیارت تعریف شده؛ اما امروز این حوزه به یک تجربه فرهنگی تبدیل شده است. در البرز امامزاده‌ها و اماکن مذهبی متعددی داریم که ظرفیت تبدیل شدن به فضاهای فرهنگی ـ اجتماعی را دارند. با همکاری اداره‌کل اوقاف البرز تلاش کردیم این اماکن را از حالت صرفاً زیارتی خارج کنیم و به فضاهای چندمنظوره تبدیل کنیم؛ فضاهایی که هم معنویت را حفظ کنند و هم خدمات گردشگری ارائه دهند.

ایکنا- یکی از نکات مهم صحبت‌های شما موضوع سرمایه‌گذاری در حوضه‌های آبریز بود. این سیاست چه تغییری ایجاد می‌کند؟

در گذشته مناطق حساس مانند اطراف سد طالقان یا جاده چالوس، بیشتر با نگاه محدودیت دیده می‌شدند، اما امروز نگاه تغییر کرده است. براساس مصوبه جدید دولت این مناطق فقط برای سرمایه‌گذاری گردشگری تعریف شده‌اند؛ یعنی گردشگری به‌عنوان یک سرمایه‌گذاری سازگار با محیط زیست. این یک تغییر پارادایم مهم است. چون نشان می‌دهد توسعه و حفاظت در تضاد نیستند بلکه می‌توانند هم‌افزا باشند.

ایکنا- مهم‌ترین پروژه‌های میراثی استان کدام‌اند؟

در حوزه میراث تاریخی چند پروژه کلیدی داریم. پل شاه‌عباسی مرمت شده و آماده بهره‌برداری است. کاخ سلیمانیه نیز در حال احیاست، اما مهم‌ترین پروژه تپه ازبکی در نظرآباد است؛ اثری با قدمت حدود ۹ هزار سال. این محوطه در مسیر ثبت جهانی قرار دارد و هدف ما تبدیل آن به یک سایت‌موزه ملی است. اگر این پروژه به ثبت جهانی برسد البرز از یک استان عبوری به یک استان مرجع در باستان‌شناسی تبدیل می‌شود.

ایکنا-  بزرگ‌ترین چالش شما در این مسیر چه بوده است؟

چالش اصلی فاصله میان داشتن ظرفیت و بهره‌برداری از ظرفیت است. ما استانی هستیم با ظرفیت‌های بسیار بالا اما تبدیل این ظرفیت‌ها به محصول گردشگری نیازمند زمان، سرمایه‌گذاری و هماهنگی نهادی است. از سوی دیگر، گردشگری حوزه‌ای چندبخشی است. یعنی یک دستگاه به‌تنهایی نمی‌تواند آن را پیش ببرد. اینجا هماهنگی بین شهرداری، استانداری، بخش خصوصی و دولت اهمیت پیدا می‌کند.

ایکنا- وضعیت کاروانسرای شاه‌عباسی چگونه است؟

این مجموعه با مشارکت بخش خصوصی و صندوق احیا در حال مرمت است و حدود ۸۵ درصد پیشرفت دارد. هدف این است که این کاروانسرا به یک فضای زنده شهری تبدیل شود؛ جایی که مردم بتوانند تاریخ را تجربه کنند، نه فقط درباره آن بخوانند.

ایکنا- اگر امروز بخواهید بعد از این مدت مسئولیت یک جمع‌بندی از وضعیت گردشگری البرز ارائه دهید مهم‌ترین تغییری که رخ داده چیست؟

اگر بخواهم صادقانه و بدون اغراق پاسخ بدهم مهم‌ترین اتفاقی که در این مدت افتاده، تغییر نگاه به البرز است. ما سال‌ها با استانی مواجه بودیم که در ذهن عمومی بیشتر یک مسیر بود تا یک مقصد. اما امروز، حداقل در سطح برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری، این نگاه در حال تغییر است. البرز از نظر ظرفیت چیزی کم ندارد؛ مشکل ما همیشه ندیدن ظرفیت به‌صورت یکپارچه بوده است. یعنی هر بخش از استان جدا دیده می‌شد یک جا طبیعت، یک جا میراث، یک جا روستا. اما گردشگری امروز این تفکیک را نمی‌پذیرد. گردشگر یک تجربه یکپارچه می‌خواهد، نه قطعه‌قطعه. در این مدت تلاش کردیم همین نگاه یکپارچه را تقویت کنیم؛ اینکه البرز یک سیستم گردشگری است نه مجموعه‌ای از نقاط پراکنده.

ایکنا- با این نگاه آیا می‌توان گفت البرز از مرحله ظرفیت عبور کرده و وارد مرحله بهره‌برداری شده است؟

هنوز نه به‌طور کامل. ما در یک نقطه گذار هستیم. یعنی از یک‌سو ظرفیت‌ها کاملا واقعی و قابل لمس‌اند اما از سوی دیگر تبدیل این ظرفیت‌ها به محصول گردشگری هنوز در حال شکل‌گیری است. مثلا شما وقتی درباره طالقان یا برغان صحبت می‌کنید با یک مقصد بالقوه کامل مواجه هستید اما این مقصد هنوز نیاز دارد زیرساخت، روایت، برندینگ و خدمات حرفه‌ای گردشگری در آن تکمیل شود به همین دلیل می‌گویم ما در مرحله گذار هستیم، نه در مرحله تکمیل.

ایکنا- بزرگ‌ترین مانعی که اجازه نداده این ظرفیت‌ها سریع‌تر بالفعل شوند چیست؟

اگر بخواهم دقیق بگویم سه مانع اصلی داریم. اول پراکندگی تصمیم‌گیری‌ها میان دستگاه‌های مختلف. گردشگری ذاتاً یک حوزه بین‌بخشی است، اما سال‌ها هر بخش به‌صورت جداگانه عمل کرده است. دوم کمبود سرمایه‌گذاری هدفمند در زیرساخت‌های تجربه گردشگر. ما جاذبه داریم اما تجربه کامل نداریم؛ یعنی گردشگر می‌آید، اما آن‌طور که باید درگیر فضا نمی‌شود. سوم مسئله روایت. ما هنوز نتوانسته‌ایم داستان البرز را درست تعریف کنیم. گردشگری بدون روایت، فقط بازدید است نه تجربه.

ایکنا- اگر بخواهید آینده البرز را در یک تصویر توصیف کنید، آن تصویر چیست؟

آینده البرز را در قالب یک اکوسیستم گردشگری پیوسته می‌بینم؛ جایی که گردشگر بتواند از لحظه ورود تا خروج، یک مسیر تجربه منسجم داشته باشد. تصور کنید گردشگر وارد البرز می‌شود؛ از یک مسیر طبیعی شروع می‌کند، وارد یک روستای بوم‌گردی می‌شود، با تاریخ مواجه می‌شود، از یک اثر میراثی بازدید می‌کند و در نهایت یک تجربه فرهنگی کامل از استان به دست می‌آورد. اگر این زنجیره شکل بگیرد البرز دیگر فقط یک استان نخواهد بود؛ یک تجربه قابل تکرار می‌شود.

ایکنا- در این مسیر نقش مردم محلی را چگونه می‌بینید؟

نقش مردم نقش اصلی است نه مکمل. اگر مردم محلی در گردشگری حضور نداشته باشند، هیچ طرحی پایدار نمی‌ماند. ما در بوم‌گردی‌ها دقیقاً این را دیده‌ایم؛ جایی که مردم خودشان میزبان شده‌اند کیفیت تجربه گردشگر چند برابر شده است. درواقع گردشگری موفق آن است که مردم احساس کنند این توسعه برای آن‌هاست نه در کنار آن‌ها.

ایکنا- و در نهایت اگر بخواهید یک جمله خطاب به آینده بگویید؟

البرز اگر بخواهد به جایگاه واقعی خود برسد، باید از استان عبوری به استان تجربه تبدیل شود و این فقط با ساخت جاده یا هتل اتفاق نمی‌افتد بلکه با تغییر نگاه اتفاق می‌افتد. ما تازه در ابتدای این مسیر هستیم اما مهم این است که این مسیر آغاز شده و قابل بازگشت نیست.

انتهای پیام
دبیر:
الناز دادمهر
خبرنگار:
مریم اصغرپور
captcha