
به گزارش ایکنا؛ با مرور انبوه رویدادهای فرهنگی که هر سال بر سپهر اجتماعی ایرانزمین سایه میافکنند، کمتر رویدادی را میتوان سراغ گرفت که توانسته باشد همزمان بر سه مؤلفه همواره جاری در تاریخِ نشر ایران - «نابرابری جغرافیایی در حوزه تقسیم عادلانه امکانات فرهنگی»، «هزینههای سرسامآور زیرساخت و توسعه فراگیر و پایدار آن» و «شکاف میانِ میلِ ناشر تا ذائقه و نیاز اصلی و مخاطب» - غلبه کند.
از همین روی ایکنا در راستای ذاتِ رسالتِ رسانهای خود به بازنمایی، تحلیل، واکاوی و کاوش در رویکرد گزارشهای تحلیلی و تطبیقی پرداخته است. بخش اول این گزارش با نگاه آماری به مسئله معیشت، تورم، فشار اقتصادی بر بدنه ناشران، نویسندگان و البته مخاطبان اصلی کتاب، یعنی عموم مردم؛ بازمیگشت که در آن بنا به روایت آماری خانه کتاب و ادبیات ایران مشخص شد که بخش مجازی هفتمین گام نمایشگاه کتاب تهران در قیاس با سال گذشته(1404) با کاهش فروش بیش از 50 درصدی مواجه شده است. در گزارش دوم که در ادامه از خاطرتان میگذرد، رویکرد این نوشتار بر مبنای «سیاستگذاری» و «سیاستهای» نهادهای متولی فرهنگ در راستای تقویت بنیانهای حوزه نشر، اقتصاد نشر و ترویج کتاب و کتابخوانی به عنوان یکی از مهمترین رسالتهای دولت چهاردهم در راستای سیاستهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باز میگردد که در ادامه با هم میخوانیم.
نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، چه در شکل آشنای آن یعنی برگزاری حضوری تا نوعِ متاخر ولی معنا یافته آن، یعنی برگزاری مجازی بنا بر دلایل گوناگون از همهگیری «ویروس کرونا» گرفته تا شرایط التهابهای اجتماعی چون جنگ تحمیلی و شرایط ناپایدار آتشبی بعد از آن؛ اما، درست از همان منظر یادداشت شده در بالا یک استثناست؛ استثنایی که اینک در هفتمین ایستگاه برگزاری خود، دیگر نه یک آزمون و خطای موقت، که مسیری آزموده شده و بالغ برای تحقق وعدهای بزرگتر به نام «عدالت فرهنگی» به شمار میرود.
برای درک عمق تأثیرگذاری این سکوی دیجیتال، کافی است یک بار جغرافیای نشر ایران را پیش از تولد آن مرور کنیم. تا همین یک دهه پیش، چرخه توزیع کتاب در ایران از الگویی بهشدت متمرکز پیروی میکرد؛ الگویی که در آن، ویترین اصلی کتاب کشور تنها برای چند هفته در پایتخت برپا میشد و سهم شهروندان ساکن در استانهای دورافتاده، روستاها و شهرهای کوچک از این ضیافت فرهنگی، اغلب تنها تماشای تصاویر آن از دریچه رسانهها بود. هزینههای سفر، اقامت و زمانبر بودن مسیر، به شکل عینی و عملیاتی میلیونها شهروند مشتاق را از لذت قدم زدن در میان قفسههای تازهترین عناوین منتشرشده محروم میکرد.
نمایشگاه مجازی کتاب تهران اما با یک ابتکار ساده و درعینحال تحولآفرین، تمام این معادله را به هم ریخت؛ و آن اینکه به جای آنکه مردم به سمت کتاب بیایند، کتاب را به میان مردم فرستاد. این چرخش نگاه از «تمرکزگرایی» به «توزیعگرایی»، نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی معاصر ایران محسوب میشود که آثار آن به مرور در لایههای مختلف اجتماعی خود را نمایان کرده است.

آنچه این سکوی گسترده مجازی (نمایشگاه کتاب تهران) را از یک فروشگاه اینترنتی صرف متمایز میکند، مأموریت دوگانهای است که بر دوش میکشد:
1) تقویت بنیانهای اقتصادی نشر
2) ترمیم شکافهای فرهنگی میان مرکز و پیرامون.
در وجه نخست، باید اذعان کرد که برپایی یک غرفه در نمایشگاه فیزیکی برای ناشران شهرستانی یا ناشران کوچک و متوسط، همواره با چالشی به نام هزینههای جانبی همراه بوده است. اجاره غرفه، باربری و حملونقل محمولههای سنگین کتاب به تهران، تأمین اسکان نیروی انسانی و هزینههای جاری حضور در پایتخت، در مجموع رقمی را تشکیل میدهند که گاه از کل سرمایه در گردش یک ناشر کوچک فراتر میرود.
نمایشگاه مجازی اما این موانع را یکبهیک از پیش پای ناشر برداشته و زمین بازی را به گونهای طراحی کرده که در آن، ناشر گمنام یک شهرستان مرزی نیز میتواند همعرض با بزرگترین بنگاههای نشر پایتخت، آثار خود را در معرض قضاوت مخاطبان سراسر کشور قرار دهد. این همآوردی بر پایه کیفیت محتوا، نه پهناوری جیب، نویدبخش ظهور نوعی رقابت سالم در صنعت نشر است که میتواند به مرور زمان، استانداردهای کیفی تولید کتاب در کشور را دستخوش ارتقا کند.
در وجه دوم، یعنی ترمیم شکافهای فرهنگی؛ تأثیر نمایشگاه مجازی کتاب تهران را باید در قالبی فراتر از اعداد و ارقام فروش جستجو کرد.
وقتی شهروندی در یکی از روستاهای دورافتاده سیستان و بلوچستان یا مناطق کوهستانی چهارمحال و بختیاری میتواند همزمان با ساکنان پایتخت، تازهترین رمان تحسینشده نویسندهای مطرح را سفارش دهد و درب منزل تحویل بگیرد، در واقع حصارهای نامرئیای که سالها مرکز را از پیرامون جدا میکرد، فرو میریزد.
اینجاست که آن تجربه مشترک فرهنگی، فراتر از یک معامله اقتصادی، نوعی پیوند نامحسوس میان شهروندان یک ملت ایجاد میکند؛ پیوندی که بر مدار کتاب و مطالعه شکل گرفته و میتواند به کاهش احساس محرومیت و انزوای فرهنگی در مناطق کمتربرخوردار بینجامد. به بیان دیگر، نمایشگاه مجازی کتاب تهران در عمل نقش یک «بزرگراه فرهنگی» را ایفا میکند که در آن، کالاهای اندیشهای با سرعت و سهولتی بیسابقه از مبادی تولید به اقصینقاط مقصد میرسند.

اهمیت این رویداد اما در شرایط کنونی جامعه ایران، ابعادی فراتر از اقتصاد و جغرافیا یافته است. فضای عمومی کشور در ماهها و سالهای اخیر با تنشها و التهابهای مختلفی درگیر بوده که هر یک به سهم خود، روح و روان جامعه را با چالشهای مختلف و متعددی -حتی گاه فرساینده- مواجه کردهاند. در چنین بزنگاهی، بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان حوزه فرهنگ، برپایی نمایشگاه مجازی کتاب تهران را نه تنها یک رویداد تجاری، بلکه مصداقی از «تابآوری فرهنگی» میدانند؛ مفهومی که به توانایی یک جامعه برای حفظ هویت، انسجام و سلامت روانی خود در بحبوحه بحرانها اشاره دارد.
کتاب و مطالعه، از دیرباز بهمثابه پناهگاهی برای ذهنهای خسته انسان از هیاهوی روزگار عمل کردهاند و نمایشگاه مجازی کتاب با فراهمآوردن دسترسی آسان و کمهزینه به این پناهگاه، در عمل دریچهای برای تخلیه هیجانها، گسترش افقهای فکری و دمیدن روح امید در کالبد جامعه گشوده است. در روزگاری که اخبار منفی و اضطرابآور از هر سو هجوم میآورند، غرقشدن در صفحات کتابی خوب میتواند حکم تنفسی عمیق در هوایی تازه را داشته باشد و این خدمتی است که شاید نتوان آن را در هیچ ترازنامه مالیای به عدد و رقم نشست.
تجربه هفت دوره برگزاری این نمایشگاه، خود گنجینهای از درسآموختهها و آوردههای استراتژیک را پیشاروی سیاستگذاران فرهنگی نهاده است. شاید یکی از ارزشمندترین این آوردهها، کلاندادههایی باشد که از دل رفتار خرید کاربران در این بستر دیجیتال استخراج میشود. هر اشاره و کلیک، هر جستجو، هر کتابی که به سبد خرید اضافه میشود -چه خریده شود یا نه!- همگی قطعاتی از یک جورچین بزرگتر هستند که تصویر ذائقه مطالعاتی جامعه ایران را ترسیم میکنند. این دادهها، که در نمایشگاههای فیزیکی به دلیل ماهیت برخط (آفلاین) و غیرقابل ردیابی تعاملات، هرگز قابل گردآوری نبودند، در شکل برگزاری مجازی به سرمایهای بیبدیل برای ناشران و برنامهریزان فرهنگی بدل شدهاند.
دانستن اینکه کدام گونههای (ژانرهای) ادبی در کدام استانها طرفدار بیشتری دارد، یا اینکه گروههای سنی مختلف چه ساعتی از شبانهروز را به خرید کتاب اختصاص میدهند، میتواند مبنای تصمیمگیریهای آتی در حوزه تولید، توزیع و ترویج کتاب باشد. این چرخه بازخورد هوشمند، صنعت نشر ایران را که سالها بر پایه حدس، گمان و با تلخی افزون بر مبنای سلیقه شخصی ناشران پیش میرفت، به سمت دادهمحوری و برنامهریزی علمی سوق میدهد.

در این میان، نباید از نقش نسل جوان نیز غافل ماند. نسلی که زیست دیجیتال برای او نه یک انتخاب، که بخش جداییناپذیری از هویت روزمره او است. نمایشگاه مجازی کتاب تهران با طراحی رابط کاربری آشنا و فرایند خریدی مشابه سایر سکوهای تجارت الکترونیک، توانسته است کتاب را به قالبی درآورد که برای این «نسلِ دیجیتالبومی»، ملموس و جذاب باشد.
با تحقق این شرایط، دیگر لازم نیست یک نوجوان یا جوان برای تهیه کتاب مورد علاقهاش مسیر طولانی تا کتابفروشی را طی کند (لطفا طرفداران حضور در کتابفروشیهای محلی دلپریش نشوند!) یا منتظر بماند تا نمایشگاه فیزیکی سال بعد برسد؛ او میتواند در همان لحظهای که درباره کتابی در شبکههای اجتماعی میخواند، آن را بیابد، بررسی و خریداری کند. این همزمانیِ «میل» و «دسترسی» -نظریه «ژان لاکان» -روانکاو و زبانشناس ساختارگراش شهید فرانسوی-؛ یکی از کلیدیترین عوامل در ترویج پایدار فرهنگ مطالعه در میان نسلهای جدید است و نمایشگاه مجازی کتاب تهران توانسته این فرمول را با موفقیت پیادهسازی کند.
در نهایت، باید گفت که نمایشگاه مجازی کتاب تهران، پس از هفت دوره برگزاری، دیگر از مرحله «پروژه آزمایشی» عبور کرده و به «زیرساخت دائمی فرهنگی» کشور بدل شده است. زیرساختی که همزمان به کارِ اقتصاد نشر میآید، عدالت فرهنگی را محقق میکند، تابآوری روانی جامعه را تقویت میسازد، دادههای راهبردی تولید میکند و نسل جدید را با کتاب آشتی میدهد.
شاید اگر سالها پیش کسی از ضرورت ایجاد چنین سکویی سخن میگفت، آن را رؤیایی دور از دسترس میپنداشتند؛ اما امروز، این رؤیا نهتنها محقق شده، بلکه به یکی از اصلیترین ارکان زیستبوم فرهنگی ایران تبدیل شده است؛ رکنی که حالا دیگر تصور تقویم نشر کشور بدون آن، دشوار و شاید ناممکن به نظر برسد.

برای هر گزارش، یادداشت و یا روایتی تحلیلی در قالب فضای رسانه؛ اتکا به آمار و سخن گفتن از آن، امر و اصلی الزامآور است؛ چراکه در غیر این صورت «چرخ کُمیت» آن گزارش برای هر ناقد و خوانندهای «لَنگ» خواهد زد.
سنجش آماری هفتمین گام نمایشگاه مجازی کتاب تهران که از 26 اردیبهشت تا پنجم خرداد برگزار شد؛ روایتگر حجمی قابل تأمل است.
«ابراهیم حیدری» مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران و قائممقام هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران اعلام کرده بود که در ویترین این نمایشگاه، ۴۳۴ هزار و ۴۷ عنوان کتاب اعم از چاپی و الکترونیک به معرض نمایش گذاشته شده بود. این حجم از محتوا، محصول فعالیت ۲ هزار و ۲۲۶ ناشر از اقصی نقاط کشور بود. این ارقام نشان میدهد که این سکوی مبتنی بر دسترسی فراگیرو محقق کننده عدالت فرهنگی تنها ویترینی برای غولهای نشر پایتختنشین نبود، بلکه فرصتی برای عرضاندام ناشران گمنام اما خلاق شهرستانی که پیش از این، شانس حضور در راهروهای شلوغ مصلای تهران را به دلیل هزینههای سرسامآور زیرساختی پیدا نمیکردند؛ فراهم ساخته بود.

الف) رمزگشایی از یارانه فرهنگی 25 درصدی
از حیث تحلیل اقتصادی، مدل حمایتی این رویداد بر پایه یک شراکت دوگانه شکل گرفته است. «مظاهر بابایی» معاون کتاب و فرهنگ خانه کتاب و ادبیات ایران و مدیر اجرایی هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران نیز گفته بود خریداران در ازای هر کد ملی با سبدی به سقف ۲ میلیون تومان مواجهاند که از تخفیف کلی ۲۵ درصدی بهره میبردند.
اما سازوکار این تخفیف چیست؟ دادههای آماری گویای آن است که ۱۵ درصد از این تخفیف به شکل مستقیم از حاشیه سود ناشران کسر میشود؛ به عبارت دیگر، ناشر به نشانه اعتماد و مشارکت در راستای تحقق عدالت فرهنگی، از درآمد خود میکاهد. مابقی این معادله یعنی ۱۰ درصد دیگر، توسط یارانه تخصیصی از محل اعتبارهای معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پوشش داده میشود.
این نقطه تلاقی سرمایه دولتی(معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ) و بخش خصوصی (ناشران)، الگویی از خرید اعتباری خدمت از ناشران توسط حاکمیت را به نمایش میگذارد که در نهایت به نفع مصرفکننده نهایی مصادره میشود.
ب) از جغرافیای محرومیت تا تابآوری اجتماعی
تحلیلگران حوزه فرهنگ معتقدند کارکرد برگزاری نمایشگاه کتاب تهران به شکل مجازی را نمیتوان تنها در تراکنشهای مالی خلاصه کرد.
این نمایشگاه با مرکزیتزدایی از تهران، توانسته شکاف دسترسی میان مناطق برخوردار و کمبرخوردار را با ابزار حذف هزینههای جانبی (حملونقل و اسکان) ترمیم کند. این دستاورد، فراتر از یک فرایندِ فروش، به راهبردی ملی در مسیر تحقق «عدالت فرهنگی» بدل شده است. بهویژه در شرایط کنونی که جامعه با تلاطمهای چندلایه اجتماعی درگیر است، چنین رویدادهایی با ایجاد تمرکز بر نیازهای نرم و روحیه جمعی، پادزهری برای تنشها و مصداقی از تابآوری فرهنگی ارزیابی میشود.

ج) درآمدی بر رفتارشناسی مخاطبان
در نهایت و در ضلع سوم این خوانش تحلیلی، نباید از منظر علم داده وآوردههای این اطلاعات به این رویداد غفلت کرد.
تراکنشها و کلیکهای ثبتشده در این بستر دیجیتال، گنجینهای از کلاندادهها را شکل میدهد. اینکه کدام استانها بیشتر به سراغ کتابهای روانشناسی میروند یا نسل دهه هشتادی چه گونههای (ژانرهای) داستانی را جستجو میکند، همگی ورودیهایی هوشمندانه برای مهندسی آینده نشر و سیاستگذاریهای ترویج کتابخوانی در کشور هستند.
از این رو با همه آسیبها و نقدهای وارد بر این رخداد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت باید بر این مهم تأکید کرد که هفتمین دوره نمایشگاه مجازی کتاب تهران، با این مختصات آماری و تحلیلی، دیگر نه یک جایگزین موقت، بلکه یک ضرورت استراتژیک در زیستبوم فرهنگی ایران به حساب میآید. این به قطع برگ برنده مدیریت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت فرهنگی این وزارتخانه و بازوی اجرایی آنها در امرکتاب، یعنی خانه کتاب و ادبیات ایران است.

اما پیش از پرداختن به نقد عادلانه، منصفانه و موشکافانه گام هفتم نمایشگاه مجازی کتاب تهران؛ بعد از برشمردن اهداف و «سیاستهای اجرایی» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت چهاردم، باید یک گام به عقبتر برداشت و امر «سیاستگذاریهای فرهنگی» این دولت را مورد کاوش و مداقه قرار داد.
برای انجام این مهم، سه محور کلان تأکید شده از زبان «فاطمه مهاجرانی» سخنگوی دولت چهاردهم که در نیمه ایام برگزاری نمایشگاه هفتم مجازی کتاب تهران به این رویداد سر زده بود را با این دیدگاه مورد رصد قرار دهیم که هر آنچه او بیان کرده نه نظر شخصی که آینهبهآینه، بازتابدهنده دغدغهها و نگرشیهای دولت چهاردهم به عنوان رأس هرم «سیاستگذاریهای فرهنگی و هنری» کشور است.
بخش نخست: از کاهش حوصله تا خیزش سکوهای دیجیتال
در این مهم تردیدی وجود ندار که در تقویم فرهنگی کشورمان، نمایشگاه کتاب همواره نقطه عطفی برای اندازهگیری دادوستد اندیشه و نبض سنجش کتابخوانی و اُنس با یار مهربان بوده است. از این منظر، حضور سخنگوی دولت در راهروهای این رویداد، فراتر از یک بازدید تشریفاتی، نشانهای از اولویتیابی «کتاب» در سبد سیاستگذاریهای عمومی ارزیابی میشود. پس پُر بیراه نیست اگر عنوان شود و مدعی باشیم که صحبتها، ارجاعها، نقدها و تاکیدهای بیان شده از زبان فاطمه مهاجرانی و کنشگران نشر در گام هفتم مجازی نمایشگاه کتاب تهران، ترسیم نقشهای از فرصتها و تقویت آنها و رهیافتی به زخمهای کهنه این زیستبومو تلاش بریا بهبود آنها به شمار میرود.
مهاجرانی با تأکید بر این گزاره که ترویج فرهنگ مطالعه یک راهبرد حیاتی برای شکوفایی هر جامعه است، فرایند برگزاری «نمایشگاه کتاب» را همچنان یکی از کارآمدترین ابزارها برای دمیدن روح مشارکت در کالبد کتابخوانی میان آحاد افراد جامعه دانسته اما آن را کامل و کافی ندانسته و تأکید کرده است: «تکیه بر شیوههای سنتی کافی نیست و باید برای زیستِ دیجیتالیشده مخاطبان امروز نسخههای تازهای پیچید. تغییر ذائقه مخاطبان در زمانه حاضر امری محسوس است؛ ذائقهای که اگرچه به سمت موضوعات نوپدید و محتوای بهروز چرخش یافته، اما این نوگرایی بیشتر در عمق مضامین ریشه دوانده تا در قالبهای فناورانه. همزمان، پدیدهای به نام «مطالعه کپسولی» و کوچگزینی مخاطب به سمت متون کمحجم، زنگ خطر را برای ناشران به صدا درآورده است. گویی حوصله عمومی در حال فشرده شدن است و این انقباض، مستقیماً شیوههای تولید و عرضه کتاب را تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین میدانی، سکوهای الکترونیکی نه به عنوان رقیب، که به مثابه شاهرگهای حیاتی جدید برای گردش کتاب در رگهای جامعه معرفی شدند».
شاید براساس همین نگاه به دور از حب و بغض و منطقی سخنگوی دولت چهاردهم است که طی عمر حدود دوساله دولت چهاردهم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهعنوان متولی این عرصه، با درک این چرخش نگرشی در میان آحاد افراد جامعه، تقویت زیرساختهای نشر دیجیتال را در دستور کار قرار داده است. به بیان دیگر، دولت کوشیده با حمایت از این گذار، کتابخوانی را از یک کنش نخبگانی به یک عادت همگانی و در دسترس بدل سازد! اما پرسش اینجاست که آیا در این مهم، توانسته کارنامه قابل دفاعی داشته باشد؟!

بخش دوم: تیتر: از خاکستر جنگ تا شور بهاری کتاب
در حالی که کشور هنوز التیامبخش زخمهای عمیق «جنگ رمضان» و تنشهای امنیتی-اقتصادی پس از آن است، تداوم یک سنت فرهنگی، خود بدل به روایتی از تابآوری ملی شده است.
فاطمه مهاجرانی، با اتکا بر همین مقدمه که البته در کلام او و طی گفتوگو با دستاندکاران گام هفتم نمایشگاه مجازی کتاب تهران کمتر تبلور و بروز عینی داشت یادآور شده بود: «برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب به نوبه خود «پیروزی بزرگ فرهنگی» است! چراکه بهرغم فشارهای مالی بسیار سنگین و دشواریهای زیرساختی، چرخهای نشر از حرکت نایستاده و عطرِ اردیبهشتی کتاب، همچنان در تقویم ایرانیان زنده مانده است. دوران تلخ «کرونا»، نقطه عطفی در بلوغ فناورانه نمایشگاه یاد کرد؛ دورانی که اگرچه تلخ بود، اما نسخه مجازی را از یک پروژه آزمایشی به زیستبومی پایدار برای خرید آسان و ایمن کتاب تبدیل کرد و ایرادهای فنی آن در گذر زمان مرتفع شد. اما شاهبیت این روایت فرهنگی، سیاستگذاری اقتصادی هوشمندانه در دل بحران بود. طراحی بسته حمایتی شامل تخفیف ۲۵ درصدی (با سقف خرید دو میلیون تومان) بهعنوان مشوقی فراگیر، نهتنها باری از دوش معیشت فرهنگی خانوارها برداشت، بلکه مصداقی عینی از تحقق «عدالت فرهنگی» قلمداد شد. یارانهای که بدون نگاه گزینشی، دسترسی عموم شهروندان از اقشار و مناطق مختلف به تازههای نشر را تضمین میکند و میتواند به موتور محرکی برای افزایش سرانه مطالعه بدل شود.»
مهاجرانی در شرایطی اختصاص یارانه 25 درصدی را برگ برنده دولت میداند که از عدم اختصاص یارانه خرید همه ساله به طلاب، دانشجویان، استادهای دانشگاه و اهل قلم که به سبب سخت شدن معیشت، همان مبلغ اندک یاریگر آنها بود، چیزی نگفت.
همچنین وی به این اشاره نکرد که ناشران با وجود تمام هزینههای اضافه شده به روند تولید کتاب از دستمزد کارمندان نشر، کارگران چاپخانهها، حذف یارانه کاغذ و بسیار مولفه دیگر که قیمت پشت جلد کتابها را طی یک سال تا دو برابر افرایش داده و با این حال 15 درصد از آن تخفیف 25 درصدی باز بر عهده و گرده ناشران بوده! چیزی نگفت و تمام بخش مثبت این یارانه 25 درصدی را به نام و پای سیاستگذاری فرهنگی دولت گذاشت و نوشت.
البته در کنار مؤلفههای یاد شده که سخنگوی دولت به آنها اشاره کرد، جای خوشحالی و خوشبختی داشت که وی با وجود اذعان به تلاشهای صورتگرفته در حوزه اطلاعرسانی، بر ناکافی بودن وضعیت موجود هشدار داد و بر بهکارگیری تمام ظرفیتهای مغفولمانده شبکههای اجتماعی و رسانههای محلی برای کشاندن پای مردم به این ضیافت فرهنگی تأکید کرد تا مبادا شهروندی بهصرف ناآگاهی از این فرصت ارزشمند محروم بماند.
بخش سوم: تجلی تابآوری در سایه خرد جمعی
در لایههای پایانی این بازدید، ابعاد فلسفی شعار «بخوانیم برای ایران» در کانون توجه قرار گرفت.
فاطمه مهاجرانی، تابآوری فرهنگی دیرپای ایرانیان را نه محصول اتفاق، که مولود خردورزی و دانایی تاریخی ایرانیان توصیف کرد و یادآور شد: «اگر از این زاویه به موضوع نگاه کنیم، کتابخوانی دیگر یک سرگرمی فردی نیست، بلکه کنشی است برای حفاظت از موجودیت یک تمدن. از همین رو با یادآوری سیره رهبر شهید به عنوان چهرهای که در عرصه عمومی از کتابخوانترین ایرانیان بود و همواره بر موضوع ترویج کتاب تاکید میفرمودند؛ شعار «بخوانیم برای ایران» به عنوان شعار نمایشگاه کتاب تهران را باید دعوتی به آگاهی تاریخی معنا کرد؛ درکی از مسیر پرفرازونشیبی که این سرزمین طی کرده و نقشه راهی که باید برای صیانت از آن ترسیم نمود».
سخنگوی دولت با اشاره به آمارهای امیدبخش فروش کتاب در بستر مجازی، این استقبال را نشانهای از آن دانست که اگر فرهنگ در میانه تنگناهای معیشتی همچنان «به رسمیت شناخته شود». مردم نیز از آن استقبال میکنندو تصریح کرد: «در شرایطی که رشد هزینههای نشر، کتاب را به کالایی لوکس بدل کرده، سازوکارهایی چون تخفیفهای نمایشگاهی نه یک مسکن موقت، که نسخهای حیاتی برای زنده نگاهداشتن نبض صنعت نشر و حفظ کتاب در سبد مصرفی خانوارها است».
درباره این بخش از صحبتها و سخنان خانم مهاجرانی باید گفت که این نگاه آرمانی، امروزه بر بستر واقعیتهای تلخ اقتصادی نشسته است.

نمایشگاه کتاب در جغرافیای تمدنهای پیشرو، نه یک ویترین تجاری فصلی، که دماسنجی دقیق برای سنجش گرمای حیات فکری یک ملت است. در این عرصه، رسالت حاکمیت و دولت در قامت یک «اتاق فرمان تسهیلگر» تعریف میشود که باید جریانهای دانشی را هدایت و هماهنگ کند، بیآنکه خود را بهجای کنشگران اصلی بنشاند.
ایران و تهران، بهمثابه تپشگاه جهان اسلام و گذرگاه کهن تمدن ایرانی-اسلامی، وارث معجزهای به نام «کلمه» و «کتاب» است. همین میراث، انتظار از نمایشگاه کتاب تهران را از سطح یک «دکان اقتصادی-فرهنگی» فراتر میبرد و آن را به آینهای تبدیل میکند که باید زوایای پنهان اندیشه عمومی و رگههای تفکر تمدنساز را در آن به تماشا نشست.
حال با مرور آنچه تا این گام از این گزارش تحلیلی به بهانه پایان گام هفتم نمایشگاه مجازی کتاب تهران رفت و گذشت و مبانی روایی، آماری، تحقیقی و سیاستگذری آن تا این فراز عنوان شد؛ نوبت و وقت و بخت، از آنِ تطبیق واقعیتها و داشتهها با آرزوها و اهداف ایدهآلی است که شاید بیان آنها در کلام ساده باشد اما در تحقق و اجرا، نیازمند بازخوانی آسیبها؛ شنیدن و پذیرفتن؛ سرانجام، برداشتن گامهای اجرایی، عینی و عملیاتی برای برطرف ساختن آنها است.
گشایش این مبحث را با طرح چند پرسش آغاز کرده و پیش ببریم. پرسشهایی از جنس ضرورت، کارآمدی و هویت، که پیشاروی متولیان امر صف کشیدهاند.
پرسش نخست؛ تشکیک در «شرایط برگزاری» در شرایطی است که امواج ناپایدار اینترنت و اختلال در دسترسی به شبکههای بینالمللی، برگزاری یک رویداد دیجیتال را به مخاطره میاندازد.
پرسش دوم؛ «افق دید» برای آفرینشگران تازهنفس در فضایی است که منطق ساختارهای کهن و سنتی بر آن حاکم است.
پرسش سوم؛ کالبدشکافی «آسیبشناسی ساختاری» ادوار گذشته و جستوجوی نسخههای مبتنی بر توفیق برای آنهاست.
در این میان از مؤلفه شعار تکراری نمایشگاه که طی چند رویداد کتابی اخیر در دولت چهاردهم هر بار طی فراخوان و مسابقه برای طراحی آن در رسانهها بازتاب مییابد و سرانجام باز هم همان شعار تکراری با وجود تاکید مسئولان امر بر نوشدن و پیشرفت در هر دوره که از آن سخن میرانند بر پیشانی نمایشگاه کتاب چه فیزیکی و مجازی نقش میبندد! در این مجال و مقال میگذریم.

ماراتن نفسگیر «کرونا» (۱۳۹۹-۱۴۰۰) ثابت کرد «نمایشگاه مجازی کتاب»، اگرچه فرزند ناخواسته «اجبار زمانه» بود، اما هرگز عطر و طعم پرسهزدن در راهروهای شلوغ و لمس فیزیکی کاغذ را بازتولید نکرد.
امسال اما شرایط از آن ایام نیز شکنندهتر بود. سختیها و مشکلات پیش آمده در پس جنگ تحمیلی سوم، دفاع مقدس «جنگ رمضان» و افزایش دامنه تحریمهای ظالمانه بر بستر اقتصاد و فرهنگ از سوی دشمنان حاسد و عاندِ خاک مقدس ایرانزمین و مردمان نجیب، شریف و حریف آن، با اینترنتِ پیشبینیناپذیری گره خورده که به سبب وسعت کشورو عدم توسعهیافتگی زیرساختها در تمامی کشور گاه با نوسان و قطعی مواجه میشود که حتی برگزاری کلاسهای آموزشی دانشآموزان بر بستر سکوی داخلی «شاد» را با اما و اگرها وتعطیلیهای ناخواسته مواجه میکرد. این پرسش را مطرح میکرد که برگزاری این نمایشگاه بر بستر چنین شرایطی در قالب «اینترنت ملی»؛ تنها اصراری برای همگامی اردیبهشت با نمایشگاه کتاب بود یا دلیل دیگر داشت؟!
چراکه بارها از سوی دولتمردان عنوان شده بود که به محض رسیدن به شرایط پایدار، شاهد برقراری ارتباط بر بستر اینترنت جهانی خواهیم بود و مشخص بود که تحقق این مهم، از آسیبهای پُرنوسان اینترنت و سطح دسترسی فراگیر در جایجای کشور برای عموم مردم میکاست و تحقق عدالت دسترسی را برای تمام هموطنان به شکل سادهتر فراهم میساخت.
به عقیده صاحب این قلم؛ پاسخ این پرسش نیازمند تحقق پیششرطی راهبردی دارد. رویداد نمایشگاه کتاب باید از کالبد بیروح یک «فروشگاه اینترنتی» خارج شود و به یک «رسالت عظیم فرهنگی-رسانهای» جهش یابد. در دورانی که دسترسی به سکوهای اجتماعی بینالمللی با مشکلاتی البته موجه روبهرو است، این نمایشگاه میتواند به مثابه یک میدان مغناطیسی، توجه پراکنده جامعه را روی کتاب متمرکز کند. با این حال، اگر پایداری زیرساخت تأمین نشود و تارنمای نمایشگاه مهیای میزبانی نباشد، پاسخی منطقی برای برپایی «ضروری» این رویداد در اردیبهشت ماه نمیتوان پیدا کرد.

در چنین بزنگاهی، استناد و لختی تأمل بر بینشِ قائد امت، رهبر حکیم، فرزانه و شهید انقلاب اسلامی(ره) میتواند بسیار راهگشا باشد. ایشان در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ و در جریان بازدید از سیویکمین دوره نمایشگاه، با اشاره به کارکرد بیهمتای کتاب فرمودند: «نقش کتاب یک نقش بیبدیل است، البته بهترین کتابها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزشهای والا و انقلابی هدایت کند، و امیدواریم کتاب جایگاه حقیقی خود را در جامعه بیابد».
تنها لختی تأمل بر این فرمایش حضرت آیتالله العظمی خامنهای(ره) بازتابی از این نگرش ارزشمند است که اقدام و انتخاب برای «برگزاری» یا «تعطیلی» رویدادی چون نمایشگاه کتاب تهران، نه یک معادله بازرگانی، که یک «تکلیف فرهنگی» در قبال امنیت روانی و فکری آحاد ملت است. پس زمانی بحثِ فعلِ «ضرورت» برای برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب در اردیبهشت ماه به میان میآید که تعهد و ضمانت اجرای آن به شکل فراگیر و عادلانه با توجه به زیرساختهای اینترنت ملی در سراسر کشور یا توسعهیافتگی یکدست مواجه باشد.
یکی از مهمترین ویژگیهای برجسته و غیرقابل انکار برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به شکل حضوری و فیزیکی، فرصت درخشش برای نویسندگان نوقلم، کمتر شناخته شده و ناشران خُرد و کوچک بود. مواجهه اتفاقی مخاطب با کتابی ناشناخته، ورقزدن آن و گپوگفت بیواسطه با خالق اثر، به کشف استعدادهای خام میانجامید.
این در حالی است که در شکل و شمایل برگزاری نمایشگاه کتاب به شیوه مجازی، این شانس به شکل محسوسی رنگ میبازد. شواهد میدانی از دورههای قبل نشان میدهد که موتورهای پیشنهادگر سکوها، اغلب کاربر را به سمت «پرفروشها» و «چهرهها و قلمهای شناخته شده» هدایت میکنند. در چنین شکل برگزاری، نویسندهای که نخستین اثرش را بیهیچ پشتوانه مالی و تبلیغاتی روانه بازار کرده، در میان سیل عظیم دادهها گم میشود. همچنین حذف «لمس فیزیکی کتاب»، فرایند تصمیمگیری برای خرید را کاملاً به پیشفرضهای ذهنی مخاطب گره میزند.

رهبر حکیم، فرزانه و قائد شهید امت، در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۵ و در جمع دانشآموزان، با تصریح بر نقش کتاب در صیانت از سلامت اندیشه تأکید فرمودند: «سلامت فکری را با کتابخوانی تأمین کنید؛ از کتابهای خوب، راهگشا، راهنما که از سوی متفکران و نویسندگان خوب ما تهیه شده و در اختیار ما گذاشته شده استفاده کنید و بخوانید».
حال تنها با اتکا بر همین نگرش و تامل بر این فراز از منویات حضرت آقا، باید پرسید اگر این «کتابهای خوب» در تاریکخانه مجازی دیده نشوند، چگونه مسیر خود را به دست مخاطب باز میکنند؟ بیتردید و به تحقیق راه برونرفت از این آسیب، مهندسی یک ویترین اختصاصی با عنوان «نوقلمها وآیندهسازان ومعماران فکری و اندیشهای جامعه» در تارنما (سایت) نمایشگاه است؛ ویترینی مجهز به تیزرهای ویدئویی کوتاه از نویسنده، امکان بارگیری رایگان طلیعه کتاب، نشستهای پرسش و پاسخ برخط و حمایت تبلیغاتی هدفمند نهادهای متولی. در صورت بیتوجهی به این مهم، نمایشگاه مجازی به یک بازار و فروشگاه بزرگ کلیشهای بدل خواهد شد که تنها آثار تکراری را در ویترین میچیند و نسل نوین نویسندگان و خوانندگان را در دو جهان موازی از یکدیگر دور نگاه میدارد.

بیتردید و به تحقیق برای «کالبدشکافی ساختاری و راههای ترمیم آسیبها» هیچ کلام و پیامی نمیتواند گهربارتر از مرور منویات، تذکارها، زنهارها و توصیههای رهبر عالمیمقام و شهید کشورمان، حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) برای سه راس زنجیره حوزه فرهنگ کتاب و کتابخوانی کشورمان؛ «مسئولان و متولیان»؛ «ناشران و نویسندگان و مترجمان» و صد البته «آحاد جامعه» به عنوان مخاطبان گرانسنگترین کالای فرهنگی کشورمان یعنی «کتاب» باشد.
قائد شهید امت؛ در تأکید، توصیه و تذکاری در ۱ خرداد ۱۳۹۸ خطاب به دانشجویان فرمودند: «مسئله کتابخوانی و نهضت کتابخوانی خیلی در بین مجموعههای دانشجویی رواج مطلوب را نداشته... شما [دانشجویان] احتیاج دارید بخوانید، احتیاج دارید بدانید... شما نهضت کتابخوانی باید راه بیندازید، واقعاً کتاب بخوانید، مطالعه کنید».

در پایان این نوشتار، این قلم خُرد و کوچک تنها به عنوان دغدغهمندی در حوزه فرهنگ کتاب و کتابخوانی، درخواستی را بر مدار تکرار خطاب به تصمیمسازان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قلمی میکنم.
شما در دوران پساجنگ، در سنگری قرار دارید که مردمان نجیب و شریف ایرانزمین با غیرت در آن ایستادهاند. آنها منتظرند «سکوی پرتاب فرهنگی» وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز مانند لانچرهای نیروهای مسلح و مقتدر کشورمان فعال باشد.
متأسفانه برخی رویکردهای مبتنی بر ارائه کارنامه و افزودن قُطرِ زونکن کارنامه؛ انتخاب سیاستهای اجرایی کهنه و بیبازده و غیبتِ توجه به مؤلفه مهم و کاربردی «عرصه نقد»، این دوگانه را به ذهن متبادر میکند که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونت فرهنگی این وزارتخانه قرار است در تمدن نوین ایرانی-اسلامی «قرارگاه فرماندهی فرهنگ» یا تنها «درگاه و بنگاهی برای خرید و فروش کتاب»؟!
این گزارش تحلیلی در جایجای روایت خود تلاش کرد تا برای افزودن ضریب توجه به جنس مطالبههای مطرح شده و بازتاب عینی دغدغهمندی و نه فروکاست این روایت بر نقد بیپشتوانه، از مثالهای عینی و منویات قائد شهید امت برای بخشیدن قوام و عمق بر این نوشتار وام بگیرد.
و در پایان بار دیگر به فصلی دیگر از منویات رهبرِ حکیم، فرزانه و شهید کشورمان اشاره میکنم. ایشان در ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ با ابراز نگرانی از مهجوریت تاریخخوانی فرمودند: «متأسفانه تاریخ معاصر کمتر مورد توجه جامعه کتابخوان ما قرار میگیرد».
حال سوال اینجاست که متولیان و دستاندرکاران امر فرهنگ در کشورمان آیا برای پُر کردن این خلأ -چه به شکل فیزیکی و چه مجازی-، مسیری در نقشه توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی کشور به شکل ویژه طراحی کردهاند؟
انتهای پیام