حجتالاسلام والمسلمین محمدجعفر طبسی کارشناس تاریخ اسلام و استاد درس خارج حوزه علمیه قم طی یادداشتی که بهمناسبت عید غدیر در اختیار ایکنای قم قرار داد، نوشت: هجدهم ذیالحجه روز تاجگذاری مولای متقیان امیرالمؤمنین(ع) در منطقهای بین مکه و مدینه به نام خم است. غدیر خم نام برکهای است که در تاریخ اسلام از درخشندگی خاصی برخوردار شده است؛ زیرا همان جایی است که رسول مکرم اسلام از طرف خداوند مأموریت یافت تا پس از اتمام مناسک حج، امیرالمؤمنین علی(ع) را بهعنوان خلیفه و وصی و جانشین خود به مردم معرفی کند. در این روز استثنایی و بینظیر رسول خدا(ص) خطبهای ایراد فرمودند و ضمن بیان مطالبی، موضوع وصایت بلافصل ایشان را مطرح کردند.
منابع فریقین خطبه آن حضرت را از لحاظ کمی و کیفی بهطور مختلف نقل کردهاند. منابع کهن و دست اول اهل سنت یا آن خطبه را اصلاً نقل نکردهاند و یا تنها تعداد محدودی از آنها خطبه را نقل کردهاند. بهطور نمونه بخاری متوفی ۲۵۶ اصلاً اشارهای به این روز و وقایع آن نکرده است؛ اما جناب مسلم متوفی ۲۶۱ که معاصر بخاری بوده، چند سطر از خطبه را نقل کرده است.
ابن عساکر دمشقی شافعی مذهب متوفی ۵۷۱ در کتاب تاریخ دمشق جلد ۴۵ صفحه ۱۶۴ میگوید: «وفی رواية زيد بن ارقم ثم قال خطيبا فحمد الله وأثنى عليه وذكر ووعد وقال ما شاء الله ان يقول ثم قال يا ايها الناس انی تارک فيكم امرين لن تضلوا اذا اتبعتهموهما كتاب الله واهل بيتی عترتی» از جمله «وقال ما شاء الله ان يقول» استفاده میشود که آن حضرت سخنان زیادی داشتند. در این نوشتار نیم نگاهی به مهمترین محورهای سخنان آن حضرت که میتواند سرلوحه اقدامات بشریت تا روز قیامت باشد، میاندازیم.
مسلم متوفی ۲۶۱ در صحیح خود جلد چهارم صفحه ۱۸۷۳ با سندی از صحابی معروف رسول خدا(ص) زید بن ارقم روایت نقل کرده که رسول خدا(ص) در منطقهای به نام خم میان مکه و مدینه خطبه خواند و پس از حمد و ثنای خدا و موعظه فرمود: «الا ايها الناس وانا تارک فيكم ثقلين اولهما كتاب الله فيه الهدى والنور واهل بيتی اذكركم الله فی اهل بيتی اذكركم الله فی اهل بيتی اذكركم الله فی اهل بيتی» حضرت در این گفتارشان بر قرآن و اهل بیت(ع) تأکید کردند و سه مرتبه نام اهل بیت(ع) را بردند. این تکرار بیانگر اهمیت اهل بیت(ع) است و اینکه ایشان همردیف قرآن هستند، بنابراین عصمت و مرجعیت علمی، پس از رسول خدا برای اهل بیت(ع) ایشان نیز ثابت میشود.
روایات فراوانی وجود دارد که چه بسا از تواتر هم عبور کرده باشد که رسول خدا(ص) فرمودند: «من کنت مولاه فعلی مولاه»؛ ابن عساکر دمشقی شافعی مذهب متوفی ۵۷۱ در تاریخ دمشق جلد ۴۵ صفحه ۱۵۹ با سندی از عمیرة بن سعد نقل میکند: «شاهد بودم علی بر روی منبر، اصحاب رسول خدا را مناشده کرد که هر کدام از شما سخنان رسول خدا(ص) در روز غدیر خم را شنیده است برخیزد و شهادت دهد.» ۱۲ نفر از جمله ابوهریره و ابوسعید و انس بن مالک شهادت دادند که از رسول خدا شنیدهاند که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والا و عاد من عاداه.»
در روایت دیگر ۱۳ نفر شهادت دادند که رسول خدا فرموده است: «ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم قالوا بلى يا رسول الله فأخذ بيد علي فقال: من كنت مولاه فهذا مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه واحبب من احبه وابغض من ابغضه وانصر من نصره واخذل من خذله» (مجمع الزوائد، جلد ۱۹، صفحه ۱۰۷؛ خصائص نسایی صفحه ۱۰۲)
واژه مولا معانی متعددی دارد، اما تنها معنایی که مناسب برای آن روز گرم و سرنوشتساز با انبوه جمعیت است، همان مولا به معنی «اولی» در تصرف است و نه «مولا» به معنای دوست که دیگران معتقدند. این معنای صحیح با امامت و خلافت بلافصل آن حضرت میسازد. نکته قابل تأمل و کلیدی این است که حضرت قبل از آنکه به ولایت علی(ع) اشاره کند به ولایت خود بر مردم اشاره کرده و فرموده است: «ألست أولى بالمؤمنين منكم بأنفسكم قالوا بلى يا رسول الله» سپس ایشان بلافاصله به ولایت امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرده و این به معنای ایجاد رابطه و پل میان دو ولایت است: ولایت خود و ولایت وصی خود.
ابن عساکر شافعی در تاریخ دمشق جلد ۴۵ صفحه ۱۵۸ با سندی از عبدالرحمان بن ابی لیلی نقل کرده که امیرالمؤمنین(ع) در کوفه خطبه خواند و فرمود: «از شما میپرسم کدام یک از شما در روز غدیر خم، آن هنگام که رسول خدا دست مرا گرفت، فرمود: «ألست أولى بكم يا معشر المسلمين من أنفسكم قالوا بلى يا رسول الله قال من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله الا قام فقام بضعة عشر رجلا فشهدوا وكتم قوم فما فنوا من الدنيا حتى عموا وبرصوا.»
در این روایت حضرت در روز غدیر ابتدا به ولایت خود بر مسلمانان اشاره کرده است و این به این معناست که ولایت وصی او همان ولایت اوست. افرادی که شهادت دادند شهادتشان به همین دو ولایت بود. ولایت رسول خدا همان است که قرآن درباره آن میفرماید: «النبی اولى بالمؤمنين من انفسهم» چنین ولایت مطلقهای به امیرالمؤمنین(ع) تفویض شد و نکته دقیق در این روایت این است که عدهای از صحابه حاضر به شهادت دادن نشدند و حقیقت را کتمان کردند.
حال آیا آنها ولایت به معنای دوست را کتمان کردند و یا ولایت به معنی اولی در تصرف را؟ پاسخ روشن است. در این روایت از کتمانکنندگان با تعبیر قوم یاد شده است. اما روایاتی وجود دارد که نام این اشخاص را فاش کرده است: آنها جریر بن عبدالله بجلی، زید بن ارقم، انس بن مالک و براء بن عازب بودند.
بلاذری متوفی ۲۷۰ در کتاب انساب الاشراف جلد ۱ صفحه ۲۸۱ نقل میکند که امیرالمؤمنین(ع) در کوفه منبر رفت و فرمود: هر کدام از شما از رسول خدا شنیده که در روز غدیر خم فرموده باشد: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» الان شهادت دهد. در این حال کنار منبر علی، انس بن مالک و براء بن عازب و جریر بن عبدالله بجلی حاضر بودند، اما سخنی نگفتند؛ حضرت برای بار دوم درخواست خود را تکرار فرمود اما احدی از آنها جواب نداد. در اینجا حضرت فرمود: «اللهم من كتم هذه الشهاده وهو يعرفنا فلا تخرجه من الدنيا حتى تجعل به آیة یعرف بها قال فبرص انس عمى البراء ورجع جرير اعرابيا بعد هجرته» یعنی با این نفرین حضرت، هر یک از این سه شخص گرفتار بلایی شد که به آن شناخته میشد، چراکه انس دچار برص شد، براء گرفتار کوری شد و جریر به جاهلیت عربی خود برگشت. آیا غیر از این است که این افراد که به چنین بدبختی در دنیا گرفتار شدند، از کتمانکنندگان ولایت به معنای اولی در تصرف بودند؟
بدون تردید قبول ولایت امیرالمؤمنین(ع) به معنای پیروی از رسول خدا بوده است. ثعلب به این حقیقت تلخ اشاره کرده است. ابن عساکر دمشقی شافعی در کتاب تاریخ دمشق جلد ۴۵ صفحه ۱۸۰ تصریح کرده که ثعلب گفته: «المولى: الولی، ومنه قول النبی(ص): من كنت مولاه فعلی مولاه، معناه من تولانی فليتولّ عليّاً» ثعلب که یکی از بزرگان اهل ادب اهل سنت است مولا را به معنای دوست ندانسته بلکه به معنای متابعت و پیروی دانسته است.
رسول خدا(ص) در خطبه غدیر در بیانی کوتاه به مقام امیرالمؤمنین(ع) اشاره کردند. ابن عساکر دمشقی در کتاب تاریخ دمشق، جلد ۴۵، صفحه ۱۷۱ با سندی از صحابی جلیلالقدر جابر بن عبدالله انصاری نقل کرده که رسول خدا در خم حضور پیدا کرد ولی مردم اطراف حضرت را خالی کردند، این عمل موجب ناراحتی حضرت شد و وقتی جمع شدند فرمود: «لكن علي بن أبی طالب أنزله الله منّی بمنزلتی منه» یعنی مقام و منزلت علی نزد من همانند مقام و منزلت من نزد اوست. برای رسیدن به جوهره این بیان دقیق و نورانی، باید دید که مقام و منزلت رسول خدا نزد خداوند چیست. برای فهم این مهم شایسته است که به آیاتی از قرآن مراجعه کنیم:
١- «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا * وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجًا مُنِيرًا؛ اى پيامبر ما تو را بهعنوان گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم * و دعوتكننده به سوى خدا به فرمان او و چراغى تابناک.» (سوره احزاب/ آیات 45 و 46)
٢- «وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ؛ و یقیناً تو بر بلندای سجایای اخلاقی عظیمی قرار داری.» (سوره قلم/ آیه 4)
٣- «إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا...؛ یقیناً ما تو را در حالی که مژدهدهنده و هشداردهندهای، به حق و راستی فرستادیم.» (سوره فاطر/ آیه 24)
٤- «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ؛ و ای رسول ما تو را نفرستادیم مگر آنکه رحمت برای اهل عالم باشی.» (سوره انبیا/ آیه 107)
بنا به فرموده رسول خدا، عظمت امیرالمؤمنین(ع) نیز چنین عظمتی است که قرآن کریم در آیات متعدد فوق به آن اشاره کرده است.
در نقل دیگری که ابن عساکر دمشقی در تاریخ دمشق جلد ۴۵ صفحه ۱۷۹ با سندی از جریر بن عبدالله بجلی نقل کرده، رسول خدا در روز غدیر دست حضرت علی(ع) را گرفت و فرمود: «اللهم من أحبّه من الناس فكن له حبيبا ومن أبغضه فكن له مبغضا» مخاطب رسول خدا در این روز، خداست و از او میخواهد که هر کس از مردم که حضرت علی(ع) را دوست دارد، خدا هم او را دوست بدارد و هر کس او را مبغوض بدارد خدا هم او را مبغوض بدارد. نکتهای که در اینجا وجود دارد آن است که این بیان یک شاخص است یعنی حب و بغض دو امر باطنی است که اگر بروز پیدا نکند و اظهار نشود ارزشی ندارد.
باید دید آیا جامعه اسلامی پس از رحلت جانسوز معلم بشریت رسول خدا، چنین اظهار حبّی داشته است یا نه. معالأسف باید گفت: بیمهریها، ظلم و ستمها و دشنامهایی نسبت به آن حضرت روا داشته شد که بیان و بنان از اظهار آن خجل میشود.
ابن عساکر دمشقی شافعی مذهب در تاریخ دمشق، جلد ۴۵، صفحه ۱۴۶ روایتی را مسند از صحابی رسول خدا زید بن ارقم نقل کرده که حضرت در روز غدیر به مردم فرمود: «يا أيها الناس إنی تارک فيكم أمرين لن تضلّوا إذا اتبعتموهما كتاب الله واهل بيتی عترتی»؛ نکته ظریف در این روایت، مسئله پیروی از اهل بیت(ع) است یعنی روشن میشود که دوست داشتن کفایت نمیکند و دوستی منهای تبعیت، ارزشی ندارد و تبعیت از قرآن و اهل بیت(ع)، مستند به فرمایش رسول خداست. چون به این فرمایش رسول خدا در تبعیت از اهل بیت(ع) عمل نشد، عدم گمراهی (لن تضلّوا) نیز محقق نشد و چنانکه روشن است، گمراهی در سقیفه بنی ساعده جلوهگر شد.
باید دانست که تعبیر «یا ایها الناس» در بیان آن حضرت بسیار مهم است. مرحوم ابن جبر متوفی قرن هفتم در کتاب نهجالایمان، خطبه غدیر را به شکل مفصل نقل کرده و تعبیر «یا أیها الناس» بیش از ۳۰ مرتبه در آن خطبه تکرار شده است.
این میزان از تکرار بیانگر این است که خطاب برای شخص یا گروه خاصی نیست بلکه فراگیر و عام است، از اینرو باید گفت که غدیر اختصاص به شیعیان ندارد، نه تنها برای اهل سنت نیز است، بلکه مربوط به بشریت و انسانیت است؛ پس پیام غدیر عمومی است و پیروی از اهل بیت(ع) وظیفهای همگانی است.
انتهای پیام