غدیر خم و اعلام جانشینی حضرت علی بن ابیطالب(ع) از سوی پیامبر رحمت(ص)، برای ما یک باور بدیهی براساس اخبار تاریخی، متواتر است. با وجود این تواتر، چه شد که این پیام بدیهی فراموش شد و در طول تاریخ نادیده گرفته شد؟ کتاب «غربت غدیر» کوششی ارزشمند برای پاسخ به این سؤال است.
حجتالاسلام حسین نائینی در این کتاب 21 دلیل برای این فراموشی ذکر کرده که همه مستند به منابع تاریخی و حدیثی است و به یک سؤال اساسی تاریخی جواب داده است. این نکته را هم باید درنظر گرفت که این تنها یک سؤال نیست، بلکه مخالفان از این سؤال برای القای یک شبهه استفاده میکنند و در سند یا دلالت آن اشکال وارد میکنند و همین امر، ضرورت پرداختن ریشهای به این موضوع را دوچندان میکند. متن زیر گفتوگوی ایکنای خوزستان با مؤلف این کتاب است:
عنوان نخست کتاب «غربت غدیر» است، اما عنوان دوم کتاب دربردارنده توضیح بیشتری است که ابهام عنوان نخست را برطرف میکند. عنوان دوم کتاب این است: «کاوشی پیرامون علل و عواملی که غدیر را به دست فراموشی سپرد» البته گفتنی است ذکر غدیر بهعنوان پررنگترین جایگاه و برههای است که ولایت و جانشینی حضرت امیر(ع) پس از پیامبر اکرم(ص) اعلان شد و به عبارت دیگر شاهفرد تبلیغ ولایت آن حضرت است وگرنه این کتاب اساساً ناظر به عوامل، علل و یا حتی بهانهتراشیهایی است که برای کنار گذاشتن امیرالمؤمنین(ع) بعد از رسول خدا(ص) باید مورد توجه قرار بگیرند و نه در خصوص غدیر.
در این کتاب بالغ بر 20 عامل و بهانه برای کنار گذاشتن حضرت امیر(ع) ارائه شده است. این عوامل اما از حیث اهمیت و تأثیرگذاری یک دست نیستند. برخی از مهمترین این عوامل از این قرارند: جعل روایت برای ادعای نسخ غدیر، تخریب چهره امیرالمؤمنین(ع) و وجاهتپردازی برای دیگران، کینههای ناشی از قتل خویشاوندان به دست امیرالمؤمنین(ع)، حسادت، تهدید و اجبار، تطمیع و تحریم، قریب العهد بودن مردم به اسلام و عدم رسوخ ایمان در دلهایشان و بهانه کمسالی حضرت امیر(ع).
برخی از اموری که در زمره عوامل و بهانههای کنار گذاشتن حضرت امیر(ع) از خلافت ذکر شده میتوانند ریشه در برخی دیگر از آنها داشته باشد، اما هنوز به این بحث نپرداختهام.
به نظرم بارزترین نوآوری کتاب، ارائه بیش از 20 عامل برای کنار گذاشتن امیرالمؤمنین(ع) با مراجعه و ارجاع به منابع متقن و هرچه قدیمیتر است.
کنار گذاشتن امیرالمؤمنین(ع) از جایگاه پیامبر(ص)، زاییده دستهای از عوامل است. همانطور که اشاره شد برخی از امور یاد شده میتوانند ریشه برخی دیگر باشند و یا برخی امور، راهکاری برای کنار زدن غدیر به حساب میآیند.
قریش در زمان حیات پیامبر(ص) تصمیم خود را گرفته بود که پس از رسول خدا(ص) خلافت به خاندان ایشان سپرده نشود. غربت غدیر، 9 ضمیمه به همراه دارد که یکی از آنها به همین مسئله اختصاص دارد که قریشیان میان خود پیمانی نوشته بودند تا بعد از پیامبر(ص) خاندان ایشان را کنار بزنند.
گزارشات بسیاری از این پیماننامه حکایت دارند که در ضمیمه ذکر شدهاند. این تصمیم قریش باید سنگبنای غصب خلافت تلقی شود. آنان تمام تلاش خود را برای تحقق این هدف به کار بستند و به آن نائل شدند. بر همین اساس وقتی در روزهای پایانی زندگانی پیامبر(ص)، آن گرامی خواستند مطلبی را به نگارش درآورند که مصونیت همیشگی امت از گمراهی را به ارمغان میآورد، آنان به خود جرئت دادند و با اتهام آن حضرت به هذیانگویی مانع نگارش این مهم شدند، چراکه به خوبی دریافته بودند مقصود، تأکید دیگر باره بر خلافت حضرت امیر(ع) است.
در ادامه و با درگذشت پیامبر(ص) نیز دیگر هیچ مانعی بر سر راه خود نیافتند و علناً مسیر منتهی به هدف یاد شده را پیش گرفتند. تهدید و اجبار، تطمیع و تحریم و عوامل پرشمار دیگر نیز در این راه برای قریش بسیار کارآمد واقع شد.
به نظرم یکی از مهمترین راهکارهای احیای غدیر، پرداختن به اموری است که درصدد میراندن غدیر و از میان بردن آن بودهاند. اینطور نیست که پس از درگذشت پیامبر(ص) به یکباره ورق برگردد و مردمانی با امیرالمؤمنین(ع) مخالفت کنند و حضرتش را از خلافت کنار بزنند، بلکه انکار غدیر و مسئله خلافت حضرت علی(ع) را باید در دوران پیامبر(ص) ریشهیابی کرد.
امیرالمؤمنین(ع) در حیات رسول خدا(ص) و در کنار آن حضرت، جایگاه ویژه و بیمانندی داشتند. پیامبر(ص) از آغاز دوران دعوت و ماجرای یومالانذار (أنذر عشیرتک الأقربین) تا پایان عمر پربرکت خویش، از جانشینی حضرت امیر(ع) سخن گفتند. غدیر دو ماه و اندی پیش از درگذشت رسول خدا(ص) است. ایشان حتی در آخرین روزهای زندگانی، هنگامی که در بستر بیماری بودند، درخواست کردند قلم و کاغذ بیاورند تا مطلبی را مکتوب کنند که مصونیت امت از گمراهی را تضمین میکند و از سوی برخی حاضران به هذیانگویی متهم شدند؛ حتی در این واقعه نیز ـ بنابر شواهد متعددی از جمله تصریح خود عمر بن الخطاب ـ قصد آن داشتند که دیگرباره خلافت حضرت امیر(ع) را یادآوری کنند.
اینکه حاضران از همان ابتدا چه واکنشهایی در مواجهه با اعلام خلافت حضرت امیر(ع) داشتند، اساساً گونهشناسی صحابه در ارتباط با آن حضرت، بررسی آیات پرشمار نفاق ـ نظر به ارتباط خاص نفاق با مسئله دشمنی با حضرت علی(ع) ـ بررسی آیاتی که در شأن آن حضرت نازل شده و واکنش حاضران، همه و همه در راستای شناخت بهتر غدیر و احیای آن سودمند است؛ زیرا همانطور که گفته شد اینطور نیست که پس از درگذشت پیامبر(ص)، به یکباره گروهی با امیرالمؤمنین(ع) مخالفت کنند؛ بلکه انکار غدیر و مسئله خلافت حضرت علی(ع) را باید در دوران پیامبر(ص) ریشهیابی کرد. باید در نوع نگاه قریشیان به حضرت امیر(ع) در زمان پیامبر(ص) و در مواجهه با فرمایشات آن حضرت درباره امیرالمؤمنین(ع) دقت و تأمل کرد.
این مطلب از روایات و گزارشات بسیاری قابل دستیابی است و به شناخت و درک بهتر غدیر و فضایی که این رخداد عظیم در متن آن قرار گرفته کمک میکند.
انتهای پیام