کد خبر: 4356049
تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۱
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

غدیر و امامت؛ پاسخ الهی به مسئله استمرار هدایت در جامعه اسلامی

غدیر در اندیشه اسلامی نقطه عطفی در تبیین استمرار هدایت الهی پس از پیامبر اسلام(ص) است. رخدادی که در آن مسئله رهبری و مرجعیت دینی و اجتماعی امت، در چارچوبی الهی صورت‌بندی شد. در این نگاه امامت امتداد طبیعی غدیر و سازوکاری برای تداوم هدایت، حفظ انسجام جامعه و تحقق عدالت در بستر تاریخ تلقی می‌شود.

غدیر و امامت
غدیر لحظه‌ای است که در آن پرسش ادامه هدایت پس از پیامبر(ص) چگونه ممکن می‌شود به یک پاسخ اجتماعی و عینی پیوند می‌خورد. حجت‌الاسلام قاسم‌علی محمدی معاون آموزشی و پژوهشی بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) استان البرز در گفت‌وگو با ایکنا از البرز تأکید می‌کند که اگر غدیر در چارچوب یک واقعه تاریخی محصور بماند بخش مهمی از دلالت‌های آن در نسبت با عدالت، امامت و نظم اجتماعی نادیده گرفته می‌شود؛ دلالت‌هایی که به باور او از دل همان واقعه آغاز شده و در امتداد خود به منظومه‌ای فکری تا مرز مهدویت در اندیشه شیعی می‌رسند.
 

ایکنا- غدیر را چگونه می‌توان از یک واقعه تاریخی به یک منظومه فکری تبدیل کرد؟

 
اگر غدیر را در یک رویداد تاریخی محدود کنیم، بخش مهمی از پیام آن را از دست داده‌ایم. غدیر در حقیقت بیان استمرار هدایت الهی پس از پیامبر(ص) است. قرآن کریم در آیه ۵۵ سوره مبارکه «مائده» می‌فرماید: «إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا»؛ این آیه، ساختار ولایت را در امت اسلامی ترسیم می‌کند؛ ساختاری که در غدیر به‌صورت عینی و اجتماعی تفسیر شد. یعنی دین نظامی برای هدایت جامعه است. غدیر درواقع پاسخ به این پرسش بنیادین است پس از پیامبر مرجع تفسیر دین و هدایت جامعه کیست.
 

ایکنا- برخی معتقدند امامت، بیشتر یک بحث کلامی است تا اجتماعی؛ این نگاه تا چه حد قابل دفاع است؟

 
این تفکیک محصول نگاه مدرن به دین است که میان امر فردی و اجتماعی دیوار می‌کشد، در حالی‌که در اندیشه اسلامی امامت همزمان یک حقیقت کلامی، اخلاقی و اجتماعی است. امام نه فقط مفسر دین، بلکه مدیر مسیر تحقق عدالت است. در روایتی از امام رضا(ع) در کتاب عیون اخبارالرضا آمده است که «الإمامة زمام الدین و نظام المسلمین» یعنی امامت رشته پیوند دین و سامان‌بخش جامعه اسلامی است، بنابراین نمی‌توان امامت را در سطح اعتقاد فردی محدود کرد. جامعه بدون امام دچار تشتت در فهم دین و پراکندگی در عمل اجتماعی می‌شود.
 

ایکنا- نسبت غدیر با مسئله عدالت اجتماعی چیست؟

 
غدیر در حقیقت نظریه عدالت در امتداد نبوت است. اگر پیامبر(ص) عدالت را در سطح تبیین و آغاز کرد، غدیر استمرار این مسیر را تضمین می‌کند. در نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «اللهم إنك تعلم أنه لم يكن الذي كان منا منافسة في سلطان… ولكن لنرد المعالم من دینك ونظهر الإصلاح فی بلادك»؛ این یعنی فلسفه حکومت در نگاه علوی قدرت نیست؛ بلکه اصلاح و بازگرداندن نشانه‌های دین است. از همین‌جا می‌توان فهمید که غدیر تعیین مسیر عدالت‌محور برای جامعه است.
 

ایکنا- در ادبیات شیعه غدیر چگونه به مهدویت پیوند می‌خورد؟

 
این پیوند یک پیوند ساختاری است. غدیر آغاز ولایت الهی در جامعه است و مهدویت تحقق نهایی آن. اگر در غدیر ولایت معرفی شد در عصر ظهور ولایت به گستره جهانی می‌رسد. در دعای ندبه می‌خوانیم: «أین بقیة الله التی لا تخلو من العترة الهادیه»؛ این دعا نشان می‌دهد که جامعه شیعی، استمرار هدایت را در وجود امام معصوم می‌بیند. بنابراین، غدیر بدون مهدویت ناقص است و مهدویت بدون غدیر بدون ریشه تاریخی و الهی قابل فهم نیست.
 

ایکنا- آیا می‌توان گفت غدیر نوعی نظام معرفتی در اسلام ارائه می‌دهد؟

 
دقیقاً. غدیر یک نظام معرفت دینی است. در این نظام حقیقت دین از مسیر انسان‌های معصوم تبیین می‌شود. اگر این حلقه حذف شود دین در معرض قرائت‌های متکثر و گاه متناقض قرار می‌گیرد. امام باقر(ع) می‌فرماید: «بنا عُرِفَ الله، وبنا عُبِدَ الله» یعنی شناخت خدا و عبادتش از مسیر اهل‌ بیت(ع) ممکن می‌شود. این جمله نشان می‌دهد که امامت، صرفاً یک جایگاه سیاسی نیست، بلکه یک مسیر معرفتی است.
 

ایکنا- نسبت غدیر و جامعه امروز چیست؟ آیا این مفاهیم هنوز کارکرد دارند؟

 
اگر دین را یک امر تاریخی بدانیم، طبیعی است که غدیر نیز به گذشته تعلق پیدا می‌کند، اما اگر دین را یک نظام هدایت مستمر بدانیم غدیر کاملا معاصر است. مسئله امروز بشر بحران معنا، بحران عدالت و بحران اعتماد است. غدیر با ارائه الگوی رهبری الهی مبتنی بر علم، عدالت و اخلاق می‌تواند پاسخ‌گو باشد. درواقع غدیر دعوت به بازاندیشی در مفهوم قدرت است اینکه قدرت باید در خدمت عدالت باشد نه بالعکس.
 

ایکنا- برخی تحلیل‌ها انتظار را به یک حالت ذهنی تقلیل می‌دهند. نگاه شما چیست؟

 
این یکی از خطاهای رایج در فهم مهدویت است. انتظار در اندیشه شیعه یک کنش فعال اجتماعی است. در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «أفضل أعمال أمتی انتظار الفرج»؛ اما این انتظار به معنای آماده‌سازی فرد و جامعه برای تحقق عدالت است. امام صادق(ع) نیز در تفسیر انتظار فرج می‌فرماید: «من سره أن يكون من أصحاب القائم فلينتظر وليعمل بالورع ومحاسن الأخلاق» یعنی انتظار همراه با عمل اخلاقی و اجتماعی معنا پیدا می‌کند. بنابراین، منتظر واقعی کسی است که در برابر فساد، بی‌عدالتی و جهل بی‌تفاوت نیست.
 

ایکنا- در صحبت‌هایتان اشاره‌ای به نقش انتخاب الهی امام شد. این مسئله در جهان امروز چگونه قابل فهم است؟

 
در نگاه دینی مسئله امامت از جنس انتخاب تخصصی است نه انتخاب عمومی. در کتاب کمال‌الدین شیخ صدوق، در روایتی از امام عصر(عج) به همین نکته اشاره می‌شود که انسان‌ها در تشخیص مصلحت نهایی جامعه معصوم نیستند. اگر بخواهیم این مسئله را با زبان امروز بیان کنیم، باید بگوییم همان‌طور که در علوم پیچیده، انتخاب متخصص بر عهده عموم مردم نیست در هدایت معنوی و اجتماعی نیز انتخاب امام باید از سوی خداوند صورت گیرد که علم مطلق دارد. قرآن نیز در آیه 75 سوره مبارکه «حج» در این زمینه می‌فرماید: «اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ» اصطفاء یعنی انتخاب الهی نه انتخاب جمعی.
 

ایکنا- در پایان اگر بخواهیم از سطح مفاهیم انتزاعی فاصله بگیریم، مفاهیم غدیر، امامت و مهدویت در عمل چه نسبتی با زندگی اجتماعی انسان معاصر پیدا می‌کنند؟

 
اگر از سطح نظری عبور کنیم، این سه مفهوم در واقع یک نظام زیست دینی را شکل می‌دهند. غدیر در این منظومه لحظه‌ای است که در آن معیار هدایت اجتماعی معرفی می‌شود؛ یعنی جامعه می‌فهمد که اداره زندگی جمعی نمی‌تواند بر تجربه انسانی یا مصلحت‌های مقطعی تکیه کند بلکه نیازمند اتصال به علم الهی است.
 
امامت در ادامه همین منطق، تبدیل به سازوکار استمرار هدایت در متن تاریخ می‌شود؛ یعنی دین از حالت یک پیام مقطعی خارج و به یک جریان زنده در بستر جامعه تبدیل می‌شود و مهدویت نقطه‌ای است که این جریان به افق نهایی خود یعنی عدالت فراگیر و عقلانیت کامل انسانی می‌رسد. اگر بخواهم این نسبت را در زبان امروز ترجمه کنم باید بگویم غدیر صورت‌بندی معیارهاست؛ امامت، استمرار کاربست آن معیارها در طول تاریخ است و مهدویت تحقق جهانی همان معیارها در مقیاس تمدنی است. در این چارچوب، انسان معاصر دیگر با یک سلسله مفاهیم تاریخی مواجه نیست بلکه با یک نقشه راه برای زیست عادلانه روبه‌روست. به همین دلیل است که انتظار در این نگاه نوعی آمادگی تمدنی برای پذیرش نظم عادلانه جهانی است و شاید دقیق‌تر اگر بخواهیم بگوییم این سه مفهوم در کنار هم یک پیام مشترک دارند اینکه تاریخ بشر بی‌هدف رها نشده و عدالت مقصد قابل تحقق در مسیر هدایت الهی است.
 
انتهای پیام
خبرنگار:
مریم اصغرپور
دبیر:
الناز دادمهر
captcha