
در این میان، دونالد ترامپ با ادبیات تهاجمی و سیاستهای مبتنی بر فشار، چهره بیپرده آمریکا را به نمایش گذاشت؛ آمریکایی که همواره میکوشید خود را قدرت بلامنازع جهان معرفی کند، اما در میدان واقعی، شکاف میان ادعا و تواناییهایش بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. یک سال کوبیدن بر طبل جنگ، تهدید و فشار، سرانجام حقیقتی را آشکار کرد که شاید بسیاری در جهان کمتر آن را دیده بودند؛ اینکه قدرت واقعی، الزاماً در ناوها، پایگاهها و هیاهوی رسانهای خلاصه نمیشود و گاه یک ملت، با پشتوانه تاریخی، انسجام داخلی، ایستادگی و توان داخلی، میتواند معادلاتی را برهم بزند که قدرتهای بزرگ سالها برای آن طراحی کردهاند.
امروز، پس از عبور از پیچیدهترین و دشوارترین مقاطع تاریخ معاصر، ایران نه تنها از میدان خارج نشده، بلکه با حفظ انسجام ملی و صیانت از مؤلفههای قدرت خود، جایگاه متفاوتی را به نمایش گذاشته است و همان قدرتی که سالها از نگاه بسیاری پنهان مانده بود و اکنون بیش از گذشته در برابر دیدگان جهان قرار گرفته است. امام خمینی(ره) سالها پیش، در توصیف ماهیت آمریکا، تعبیر قابل تأملی داشتند؛ اینکه آمریکا همچون حیوانی است که اگر از آن بگریزی، به تعقیب ادامه میدهد، اما اگر در برابرش بایستی، از هیبت ظاهریاش فرو میریزد و تجربه یک سال گذشته، بار دیگر این واقعیت را برای افکار عمومی یادآور شد.
ملت ایران، در کنار سپاه پاسداران و ارتش قهرمان، نشان دادند که این سرزمین تنها یک جغرافیا نیست؛ ایران، تاریخی سرشار از مقاومت، ایستادگی و عبور از بحرانهای بزرگ است؛ ملتی که بارها در برابر طوفانها ایستاده و هر بار، استوارتر از گذشته از دل حوادث بیرون آمده است. در سوی مقابل، کشوری که دههها با تصویرسازی از قدرت خود، دیگران را مرعوب میکرد، اکنون با واقعیتی متفاوت روبهرو شده است و ترامپ و همفکرانش که تصور میکردند میتوانند با تهدید و فشار، ایران را وادار به تسلیم کنند، ناخواسته پرده از ضعفها و محدودیتهای همان قدرتی برداشتند که سالها آن را شکستناپذیر معرفی میکردند.
شاید مهمترین دستاورد این یک سال، نه صرفاً ناکامی دشمن در تحقق اهدافش، بلکه فروریختن تصویری بود که از «ابرقدرتی آمریکا» ساخته شده بود؛ تصویری که سالها برخی در داخل و خارج، آن را حقیقتی غیرقابل انکار میدانستند. اکنون پرسش مهمی که در برابر افکار عمومی جهان قرار گرفته، این است که ابرقدرت واقعی کدام است؟ قدرتی که موجودیت خود را بر تهدید، تصرف، جنگ، کشتار و ارعاب بنا کرده، یا ملتی که با وجود همه فشارها، بر پای خود ایستاده و اجازه نداده سرنوشتش در پایتختهای دیگر نوشته شود؟
شاید پاسخ این پرسش، امروز روشنتر از هر زمان دیگری باشد؛ ابرقدرت واقعی، صرفاً آن کشوری نیست که زرادخانههای بزرگتر و ناوهای بیشتری در اختیار دارد، بلکه قدرت حقیقی در اراده، استقلال و ایستادگی معنا پیدا میکند و ایران در سالهای اخیر نشان داده است که در کنار دفاع از منافع و امنیت ملی خود، در برابر رنج ملتهای مظلوم منطقه نیز بیتفاوت نبوده است.
در روزگاری که بسیاری از قدرتهای مدعی، در برابر جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین و تجاوزات مکرر به لبنان، سکوت یا همراهی را برگزیدند، جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری بود که آشکارا و با اتکا به قدرت خود، در برابر این جنایتها ایستاد و شاید به همین دلیل است که امروز، بیش از گذشته این پرسش در برابر افکار عمومی جهان مطرح شده است؛ حالا دیگر دیدید ابرقدرت واقعی کیست؟
و بیتردید، عزت و اقتدار امروز ایران، وامدار بزرگمردی است که مفهوم ایستادگی و مقاومت را از ایران به جهان مخابره کرد؛ بزرگمردی که نه در پناهگاهها، بلکه در میان مردم و در مسیر دفاع از آرمانهای والای انسانی به شهادت رسید و با خون خود، معنای عزت را برای این سرزمین ماندگار ساخت و در کنار او، فرماندهان شهید و ملت مقاومی که در سختترین آزمونها پای کشور ایستادند، ایران را به جایگاهی رساندند که امروز در کنار دفاع از خود، پرچمدار حمایت از ملتهای مظلوم نیز باشد. آری، ایران همواره در میدان ایستادگی پیروز بوده است و امروز جهان بهتر از همیشه دریافته است که ابرقدرت واقعی کیست.
انتهای پیام