امام علی(ع) تنها فردی است كه از ميان همه گذشتگان كه سخنی از آنها بهجا مانده، به آخرين مرحله فصاحت و بلاغت رسيده و گفتار او اقيانوس بيكرانهای است كه سخن هيچ مبلغی به پای آن نخواهد رسيد.
سخنانی که در قالب خطبهها، نامهها و حکمتها گردآوری شده و مفسران دینی تفسیرهایی در رابطه با آنها داشتهاند که هرکدام از یک دید و سلیقه به این موضوعات پرداختهاند، بر این منوال ما در ایکنا بر این شدیم که ابتدا تفسیری از خطبهها و حکمتهای امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه در اختیار مخاطبان قرار دهیم که برای رسیدن به این هدف از منابع مختلفی مانند مصادر نهجالبلاغه، کشف الغمه، اصول کافی استفاده میشود که در ادامه آن را با موضوع «فتنههای آینده» میخوانید.
امام علی(ع) در بخش اول خطبه 187 آورده است: «من خطبة له (علیه السلام) و هي في ذكر المَلاحم: أَلَا بِأَبِي وَ أُمِّي هُمْ مِنْ عِدَّةٍ أَسْمَاؤُهُمْ فِي السَّمَاءِ مَعْرُوفَةٌ وَ فِي الْأَرْضِ مَجْهُولَةٌ. أَلَا فَتَوَقَّعُوا مَا يَكُونُ مِنْ إِدْبَارِ أُمُورِكُمْ وَ انْقِطَاعِ وُصَلِكُمْ وَ اسْتِعْمَالِ صِغَارِكُمْ، ذَاكَ حَيْثُ تَكُونُ ضَرْبَةُ السَّيْفِ عَلَى الْمُؤْمِنِ أَهْوَنَ مِنَ الدِّرْهَمِ مِنْ حِلِّهِ، ذَاكَ حَيْثُ يَكُونُ الْمُعْطَى أَعْظَمَ أَجْراً مِنَ الْمُعْطِي، ذَاكَ حَيْثُ تَسْكَرُونَ مِنْ غَيْرِ شَرَابٍ بَلْ مِنَ النِّعْمَةِ وَ النَّعِيمِ وَ تَحْلِفُونَ مِنْ غَيْرِ اضْطِرَارٍ وَ تَكْذِبُونَ مِنْ غَيْرِ إِحْرَاجٍ، ذَاكَ إِذَا عَضَّكُمُ الْبَلَاءُ كَمَا يَعَضُّ الْقَتَبُ غَارِبَ الْبَعِيرِ؛ مَا أَطْوَلَ هَذَا الْعَنَاءَ وَ أَبْعَدَ هَذَا الرَّجَاءَ؛ خطبهاى از آن حضرت(ع) در آن اشارت است به پيشامدهاى ناگوار آينده: بدانيد. پدر و مادرم فداى كسانى باد كه در آسمان مشهورند و در زمين مجهول. چشم به راه حوادث آينده باشيد. حوادثى، چون پشت كردن كارهايتان و گسستن پيوندهايتان و روى كار آوردن خردسالان. در آن هنگام، زخم شمشير آسانتر است از به دست آوردن يک درهم از راه حلال. در آن هنگام آنكه چيزى مىستاند، پاداشش از آنكه چيزى عطا مىكند، بيشتر است. در آن هنگام، مستيتان از شراب نيست كه از نعمت است و لذت جويى است. سوگند مىخوريد نه از روى ناچارى و ضرورت، دروغ مىگوييد، بى آنكه به تنگنا افتاده باشيد. در آن هنگام بلا شما را مى آزارد، آنسان، كه پالان كوهان شتر را مىآزارد. چه دراز است رنج و محنت شما و چه دور است آستان اميد شما.»
اين خطبه در واقع دو بخش دارد، در بخش اول، امام علی(ع) سخن از گروهى به ميان آورده كه در آينده براى دفاع از حق، و نشر عدل و داد قيام مىكنند، در زمانى كه انواع مفاسد جهان را پر كرده و مردم سخت در فشار و گرفتارى هستند كه تناسب با ظهور حضرت مهدى(عج) و ياران او دارد.
در بخش دوم، اصحاب و ياران و مردم زمان خويش را نصيحت مىكند كه از فتنهها بپرهيزند و از گرد پيشواى خود پراكنده نشوند و مراقب فتنههاى شديدترى باشند كه در پیش روى آنهاست.
امام علی(ع) در آغاز اين خطبه گروهى از خاصان درگاه پروردگار را نام مىبرد که اجمالاً مأموريت مهمى بر دوش دارند و مىگويد: «هان! پدر و مادرم فدايشان باد! همان گروهى که نامشان در آسمان معروف است و در زمين مجهول» در اينکه اين گروه چه کسانی هستند و مأموريتشان چيست؟ در متن خطبه، به اجمال اشاره شده، بنابراین در ميان شارحان نهجالبلاغه اختلاف است؛ بعضى معتقدند آنها يازده امام معصوم(ع) از نسل امام على(ع) هستند که نامهاى آنها در ميان فرشتگان آسمان معروف است، اما زمينيان تنها گروه خاصى، آنها و موقعيتشان را مىشناسند.
بعضى ديگر از ميان اهل سنت گفتهاند: اشاره به جمعى از مؤمنان خاص و اولياست که در تعبير آنها بهعنوان قطب و ابدال ذکر شده است، تعبيراتى که معمولاً صوفيان در کلمات خود بهکار مىبرند؛ ولى قرائن و شواهد متعدد نشان مىدهد که منظور از آن، حضرت مهدى(عج) و ياران خاص اوست، زيرا امام بعد از اين جمله از حوادث سخت و دردناکى خبر مىدهد که انسان را به ياد علائم آخرالزمان و ظهور حضرت مهدى(عج) مىاندازد. افزون بر اين، در بخشى از خطبه که مدائنى در کتاب صفين آورده است،(1) اشاره بهخسف در بيداء» شده است؛ يعنى شکافتن بيابان و فرو رفتن گروهى در آن و مى دانيم که «خسف بيداء» جزو علائم ظهور حضرت مهدى(عج) است که در روايات به آن اشاره شده است(2)
از اينجا روشن مىشود که مأموريت آنها همان مأموريتى است که در روايات فراوان در منابع شيعه و اهل سنت درباره حضرت مهدى(عج) آمده است که «يَمْلاَُ الأرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً کَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً». بعضى در ذيل اين جمله سؤالى را مطرح کردهاند که چگونه امام علی(ع) مىگويد: پدر و مادرم فداى آنها باد در حالىکه يک نفر آنها حضرت مهدى(عج) است بقيه از ياران و اصحاب او هستند؟
پاسخ اين سؤال اين است که اينگونه تعبيرات از زبان امامان درباره غير امامان که برنامه بسيار مهمى را اجرا کردهاند، ديده مىشود؛ مانند آنچه در ذيل زيارت وارث آمده است: «بِأبى أنْتُم وَ أُمّي طِبْتُمْ وَ طابَتِ الاْرْضُ الَّتي فيها دُفِنْتُمْ» که معروف است بعضى از امامان(ع) نيز اين زيارت را در برابر قبور شهداى کربلا خواندهاند.
سپس امام علی(ع) پيش گويیهايى از حوادث آينده دردناکى دارد که در انتظار مردم است؛ حوادثى که شبيه علاماتى است که براى ظهور حضرت مهدى(عج) ذکر شده است، مىفرمايد: «بدانيد شما بايد منتظر عقب گرد در امور خويش و گسيختگى پيوندها و روى کارآمدن خردسالان و بىکفايتان باشيد»، بديهى است هنگامى که افراد کم تجربه و خام و نالايق در اجتماعى بر سر کار آيند عقب گردها شروع مىشود و پيوندهاى اجتماعى مىگسلد! سؤال این است که چرا گروهى از زمامداران براى مديريتها به سراغ صغار و کم تجربهها مىروند؟ فقط براى آن است که آنها بندگانى هستند «جان و دل بر کف، چشم بر امر و گوش بر فرمان» و اين بزرگترين عامل بدبختى آنهاست.
سپس امام(ع) به شرح مبسوطى درباره اين حوادث دردناک پرداخته، چنين مىفرمايد: «و اين وضع در زمانى است که ضربه شمشير بر مؤمن آسانتر است از يافتن يک درهم حلال و اين در زمانى است که اجر و پاداش گيرنده از دهنده بيشتر است!».
امام علی(ع) در اين بخش از خطبه، قبل از هر چيز مسئله حلال و حرام اموال را يادآور مىشود، زيرا سرنوشت مادى و معنوى جامعهها به آن بستگى دارد، مىفرمايد: به قدرى اموال آلوده و حرام و غصب و رشوه و تقلب در جامعه زياد مىشود که به دست آوردن يک درهم حلال از تحمل ضربه شمشير در يک جنگ مشکلتر مىشود و به همين دليل آنهايى که انفاق در راه خدا مىکنند کمتر مشمول اجر و پاداش الهى مىشوند، چون مىدانند که اموالشان پاک نيست؛ ولى گيرندگان که از اين معنا باخبر نيستند يا مىدانند ولى به حکم اضطرار، آن مال مشکوک يا حرام را مىگيرند، مسئوليتى در پيشگاه خدا ندارند و اجر و پاداششان بيشتر است در حالى که در يک جامعه سالم مطابق حديث معروف: «اِنَّ الْيَدَ الْعُلْيا خَيْرُ مِنَ الْيَدِ السُّفْلى؛ دست بالا (دهنده) بهتر از دست پايين (گيرنده) است»(3) قضيه بر عکس است يعنى معطى (دهنده) اجرش بيشتر از معطى (گيرنده) است.
در هر حال آنچه درباره فزونى اموال حرام در آخرالزمان در اين بيان امام علی(ع) آمده، در روايات ديگر نيز به وضوح به چشم مى خورد. از جمله در حديثى از رسول خدا(ص) مىخوانيم: «أَقلُّ ما يَکُونُ في آخِرِ الزَّمانِ أَخٌ يُوثَقُ بِهِ اَوْ دِرْهَمٌ مِنْ حَلال؛ کمترين چيزى که در آخرالزمان پيدا مىشود برادر مورد اعتماد و درهمى از حلال است».(4)
امیرالمؤمنین(ع) سپس به مشکلات ديگر آن جامعه فاسد که مردم بايد به حکم اجبار در انتظار آن باشند، پرداخته و مىفرمايد: «اين امر هنگامى رخ مىدهد که مست مىشويد بى آنکه شراب خورده باشيد، بلکه مست نعمت و فزونى امکانات هستيد و سوگند ياد مىکنيد بى آنکه مجبور باشيد و دروغ مىگوييد در حالىکه ناچار نيستند»؛ اين بلاهاى سهگانه در هر جامعهاى باشد آن را به ويرانى مىکشد، ثروتمندان، مست ثروت شوند و خدا و خلق او را به فراموشى بسپارند که مستى نعمت از مستى شراب خطرناکتر است. مستى شراب ممکن است با گذشتن يک شب پايان يابد ولى مستى نعمت ممکن است يک عمر باقى بماند همچنين قسم خوردن بىجهت، ارزش نام خدا را پايين مىآورد و دروغ گفتن بدون اجبار پايههاى اعتماد را لرزان مىکند و زندگى در چنين جامعهاى بسيار مشکل و طاقت فرساست.
و در پايان اين پيشگويى، چنين مىفرمايد: «و اين هنگامى خواهد بود که بلاها شما را مىگزد و مجروح مىسازد آن گونه که جهاز نامناسب شتر، پشت او را مىآزارد (و مجروح مىکند، آه) اين رنج و سختى چه طولانى است و اين اميد رهايى چه دور!».
بسيارى از شارحان معتقدند اين جمله از جملههاى ما قبل جداست و سيد رضى ـ آن گونه که معمول اوست ـ به هنگام گزينش عبارات دلنشين مولا، جملههايى را رها کرده است. اين سخن بعيد نيست، زيرا «ذاکَ» ظاهراً اشاره به نجات و فرجى است که براى اهل ايمان پس از آن همه بلاها حاصل مىشود و جمله «ما أَطْوَلَ هذَا الْعَنَاءَ وَ أَبْعَدَ هذَا الرَّجاءَ» شاهد خوبى بر اين معناست که امام(ع) مىفرمايد: «اميد نجاتى بعد از اين همه رنج و سختى وجود دارد».
جمله «ألا بِأَبى وَ أُمّى» نيز نشان مىدهد که امام(ع) با اين سخن در انتظار گروهى است که جامعه اسلامى را از شر و فساد نجات مىدهند و به هر حال مناسبترين تفسير براى مجموع اين بحث همان است که در بالا اشاره شد و گفتيم ناظر به حوادث سخت و دردناک آخر الزمان و نجات جامعه بشرى از آنها به وسيله ظهور حضرت مهدى(عج) است.
منابع
1. مصادر نهج البلاغه، جلد 2، صفحه 478
2. بحارالانوار، جلد 2، صفحات 119 و 181 به بعد
3. ميزان الحکمة، جلد 1، صفحه 43
4. بحارالانوار، جلد 74، صفحه 157