
آنگاه که شامگاهِ بیستوچهارم خرداد ماه 1405، سپهر فرهنگ و هنر این سرزمین، سیاهیِ سوگ درگذشتی تلخ را بر تن کرد، گویی یکی از ستارگان فروزان آسمان گویندگی و آواز دینی، در واپسین شعاعهای زرین هستی خاکی خود، افق را وداع گفت؛ اما نه خاموشی، که درخششی ابدیتر یافت.
استاد زندهنام «بهروز رضوی»، آن پیر طریقت صوت و قافلهسالار کاروان روایت عشق، از قالب تنگ جسم رَست و به خیلِ نیاکان آسمانی هنر ایرانی پیوست، اما صدایش - آن نفسهایی که با نغمههای فرشتگان و کلامالله همآوا شده بود - چون افسون سحرآمیزی در حافظه نسلها ماندگار شد.
این مرد بزرگ، نه یک گوینده صرف، که خسروِ راویان شعر عرفان، حافظ گنجینههای نهجالبلاغه و مرشد دلهایی بود که با طنین صدا، رهسپار حریم حضرت دوست میشدند. او تجسمِ زندهای از آن حقیقت دیرینه بود که «هنر متعهد» نه در شعار، که در جان شیفته و نوای مخلصانه معنا مییابد؛ هنری که ریشه در زمزمههای عاشورایی، غزلهای فرهنگ رضوی و خطبههای شورانگیز مولیالموحدین دارد.
زندهنام بهروز رضوی با آن لحن شفاف، موقر و نافذ که گویی از افلاک اشراق بر حنجره او ثبت شده بود، مهمترین فصلهای ادبیات هنر انقلاب اسلامی را در قالب برنامهها و آثار صوتی بازنویسی کرد. او که دلدادگیاش به نهجالبلاغه - این استادنامه سخن و سلوک علوی - به درجهای از شیفتگی رسیده بود که هر واژه از آن را چونان نگینی بر تارک روایت مینشاند و عشق سوزانش به حضرت علیبن موسیالرضا(ع) چنان در نفسهایش جاری بود که هر زمان نام طوس و ضریح جانان میبرد، صدایش رنگ غبار صحنِ رضوی میگرفت.
از برنامههای ماندگار رادیویی و تلویزیونی چون «سروشِ آسمانی»، «آوای وحی»، «چراغ راه هدایت» و «آینه عرفان» گرفته تا همکاری با مؤسساتِ نشرِ کتابهای صوتی فاخر در حوزه معارفِ قرآنی، نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و ادعیه، همگی یادگارهایی از آن قامت استوار معنویت هستند. او با نفسهایی آمیخته با عطر معنویت و عرفان، چنان حلاوتی به واژههای مقدس میبخشید که گویی خودِ آیات، مشتاقانه بر زبانِ او جاری میشدند و در روایت خطبههای نهجالبلاغه چنان شور و خشوعی به کار میگرفت که مستمع بیاختیار خود را در برابر منبرِ امیرالمؤمنین(ع) مییافت. این ویژگیِ نادر؛ او را به چهرهای بیمانند و جاودان در عرصه هنر قرآنی و دینی بدل کرد؛ چهرهای که میکروفون و استودیو، صحن عبادت او و خلوتگاه انس او با ملکوت بود.
اگر بخواهیم از زوایهای دیگر به قلههای رفیع حضور بهروز رضوی بنگریم، ناگزیر از «جریانسازی»، «مکتبسازی» و «شاگردپروری» سخن خواهیم گفت؛ همان نقشی که او را از مرتبه یک هنرمندِ توانا، به مرتبه یک استادِ بیبدیل و یک پدیده فرهنگی اثرگذار ارتقا داد. او نه تنها با هنر گویندگی خود، طوفانی از احساس دینی و معرفت عاطفی در دلها برمیانگیخت، بلکه با تأسیس حلقههای آموزشی، کارگاههای تخصصی گویندگی و دوبله و مجالس روایتخوانی متون مقدس، توانست نسلهایی از شاگردان را تربیت کند که هر یک امروز چون شمعهایی فروزان، راه آن استاد به تمام معنی استاد را ادامه میدهند. بهروز رضوی با این کار بزرگ، خود به یک «مکتب» تبدیل شد؛ مکتبی که در آن صدا نه ابزار، که امانت است و گوینده نه هنرمند خودبین، که خادم کلام آسمانی.
حال برای ارائه گزارشی دقیق و رسانهای که بخواهد ابعادِ این شخصیتِ بیهمتا را بازگوید، باید از چند منظر به تحلیل نشست: از یک سو، راز آن زیباییشناسی صوتی که در آن آهنگ حزن و خشوع با شکوه حماسی نهجالبلاغه آمیخته شده بود؛ از سوی دیگر، کارنامه پربار بیش از نیم قرن فعالیت در رادیو، تلویزیون و نشر صوتی که گنجینهای از آثار مرجع را پدید آورد.
در نهایت، تأثیر عینی صدای او بر مخاطبان خاص و عام - از کودکانی که با صوتِ او الفبای قرآن را آموختند تا پژوهشگرانی که نهجالبلاغه را با روایت او از بر شدهاند - در گزارش پیشرو تحلیل خواهد شد.

در آستانه فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان، خبر درگذشت پیشکسوت برجسته گویندگی و صداپیشگی کشورمان، استاد بهروز رضوی، جامعه هنری و رسانهای را در اندوهی عمیق فرو برد؛ اندوهی که اینبار با بوی محرم و زمزمههای «هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرُنی» آمیخته شده است.
شاید این همزمانیِ تأملبرانگیز، خود فرصتی باشد برای بازخوانی یک حقیقت همیشگی در عرصه تولیدات دینی و آیینی؛ اینکه هیچ آیینهای نمیتواند حماسه عاشورا را چنانکه هست بازتاب دهد مگر آنکه «شور» و «شعور» را توأمان در جان خود داشته باشد.
استادِ زندهنام بهروز رضوی از آن دست نادر هنرمندانی بود که این دو ویژگی را نه به مثابه دو مقوله جدا، که چون دو بالِ یک پرواز درهم تنیده بود؛ صدای او در روایت مصائب سیدالشهدا(ع) نه تنها یک نوای حزنانگیز که روایتی عالمانه، مستدل و به عمق معنا شعورمند از فلسفه قیام عاشورا بود. او با لحنی که گاه آتشین و گاه اشکبار میشد، شنونده را نه به سطحی از احساس زودگذر، که به تأملی تاریخی، معرفتی و معنوی دعوت میکرد.
در این میان، نگاهی به کارنامه تولیدات عاشورایی صدا و سیما در طول سالهای گذشته، نشان میدهد که برخی برنامهها – علیرغم حسن نیت سازندگان – به دلیل غلبه کلیشهها و تکیه صرف بر عناصر احساسیِ سطحی، از ژرفای حقیقت عاشورا فاصله گرفتهاند. فقدان تحلیلِ عمیق از ابعاد سیاسی، اجتماعی و اخلاقی قیام حسینی، یا بسنده کردن به مرثیههایی که تنها بر غم و اندوه تأکید دارند و از «شعور حسینی» غافل میمانند، آفتی است که گریبانگیر بخشی از این آثار شده است.
اما زندهنام بهروز رضوی، چه در برنامههای رادیویی دهه محرم، چه در روایتهای صوتی ماندگار از «زیارت عاشورا» و «مقاتل معتبر»، الگویی بدیع از تلفیق هنرمندانه شور و شعور را به نمایش گذاشت. او ثابت کرد که میتوان سوزناکترین لحظات کربلا را چنان روایت کرد که هم اشک جاری شود و هم اندیشه به تکاپو افتد؛ هم دل بلرزد و هم عزم برای «امر به معروف و نهی از منکر» جوانه زند.
بدون تردید، میراث بهروز رضوی برای هنر رسانهای کشور، تنها مجموعه آثار صوتی او نیست؛ مهمتر از آن، یادآوری این اصلِ فراموش شده است که عاشورا را نمیتوان با تکیه بر شورِ بیپشتوانه یا شعورِ سرد و خشک روایت کرد. او به شنوندگان و چهار نسل تربیت شده گویندگان جوان رادیو که جمگلی شاگرد او بودند، آموخت که هر روایت حسینی باید آیینهای باشد که در آن، هم سوزِ دلِ زینب کبری(س) را بشنوی و هم منطقِ آتشینِ حضرت سجاد(ع) در شام غریبان.
امروز با فقدان این هنرمندِ اندیشمند، جای خالی صدایی که توانست میان هیاهوی کلیشهها، راه میانبُر حقیقت را پیدا کند، بیش از پیش حس میشود.
به بهانه درگذشت این چهره فرهیخته، هنرمند و دلداده به «مکتب سرخ حسینی»، در ادامه به مرور گفتوگوی ایکنا در تاریخ 12 مرداد 1402 خورشیدی با استاد رضوی با عنوان «عاشورا همه زندگی امام حسین(ع) نیست» میپردازیم که در ادامه از خاطر شما میگذرد.
رضوی درباره برنامههای متفاوتی که در ایام محرم در رادیو و تلویزیون روی آنتن میروند و بازتاب «شور و شعور حسینی» در این برنامهها گفت: در برنامههایی که محوریت آن عاشورا است به خودیخود شور و شعور با هم عجین شده است چون در بحث عاشقی حسین(ع) این دو ویژگی به هم گره خورده است. عاشقان اباعبدالله(ع) شور و شعور را به صورت دو بازو همیشه با خود به همراه دارند؛ برای همین باید بسیار کجسلیقه بود تا نتوانست در برنامههای تولیدی صداوسیما به این مهم دست نیافت. اگر شور یا شعور را در برنامههای عاشورایی از یکدیگر جدا کنیم مطمئن باشید بحث ابتر خواهد ماند، هر چند که پیشتر هم گفتم وقتی در مسیر عشقورزی به ابا عبدالله(ع) قدم برمیدارید، ناخودآگاه هر دو خصیصه را خواهید داشت.
وی در ادامه درباره چرایی و چگونگی رسیدن به نقطه مطلوب در برنامههای مناسبتی مانند برنامههای ایام ماه محرم و صفر با اتکا به تجربه شخصی خود یادآور شد: در برنامههایی که در آنها حضور دارم، انتخاب با خودم است. در این عرصه (عاشورا) هر آنچه انجام میدهم از روی اعتقاد و باور قلبی است که اخلاص هم با آن همراه شده؛ برای همین تلاش کردهام در آثارم حتماً بحث شور و شعور را همزمان با هم داشته باشم. این امر را حمل بر خودستایی نگذارید بلکه چون درباره برنامههایم سؤال کردید جوابی که به آن باور داشتم را بیان کردم.
زندهنام رضوی بیان کرده بود: یکی از مسیرهایی که میتواند ما را به بینش و شعور صحیحی از عاشورا برساند، مطالعه پیرامون عاشوراست. این امر نیز میتواند هم درباره اتفاقات صدر اسلام باشد هم کتبی که در آنها به بحث فلسفه عاشورا پرداخته شده است.

این گوینده و صداپیشه پیشکسوت درباره لزوم پرداختن به وجوه مختلف و متعدد اباعبدالله(ع) در ویژه برنامههای ایام ماه محرم و صفر اظهار کرده است: امام حسین(ع) ۵۷ سال زندگی پربرکت داشتند که هر بخش آن درس زندگی است، حتی نظر به کودکی ایشان هم انتظار میرود درسهای بسیار خوبی به همراه داشته باشد به شرطی که با نگاه عمیق به بخشهای مختلف زندگی اباعبدالله(ع) نظر شود. برای همین لازم است در برنامههای تولیدی سیما به همه زندگی امام حسین(ع) نظر شود؛ البته نحوه شهادت امام بهاندازهای مظلومانه و دردآور است که ناخودآگاه بخشی از توجهات به آن معطوف میشود اما این امر نباید بهانهای برای فراموشی دیگر بخشهای زندگی ایشان باشد.
زندهنام رضوی که فصلی از زیست هنرمندانه او به شاعری و تولید کتابهای صوتی اختصاص داشت، یکی از مهمترین شیوههای برنامهسازی برای انتقال مبانی عاشورایی را تأکید بر روایتسازی و بهره بردن از حوزه ادبیات عاشورایی دانسته و یادآور شده است: در تاریخ ادبیات این سرزمین به وفور توجهات عاشورایی وجود دارد. این ویژگی در اشعار بزرگانی چون مولانا به خوبی قابل لمس است، اما در میان نویسندگان معاصر من جلال آل احمد را در پرداختن به آموزههای عاشورایی بسیار دقیق و صاحبنظر میدانم. این مسئله نیز فقط در یک کار وی وجود ندارد بلکه در مجموعه آثار وی میتوان چنین رویکردی را مشاهده کرد.
وی بیان کرده است: در برنامههای تولیدی رادیو، اغلب تمامی شخصیتهای عاشورا مدنظر قرار گرفتهاند حتی افرادی که بعد از عاشورا در این مسیر قدم برداشتند. برای مثال قیام توابین یا مختار ثقفی از جمله این موارد هستند. در همین رابطه سریال «مختارنامه» اتفاق بسیار خوبی بود که بخشی از فلسفه عاشورا در آن مورد توجه قرار گرفت. یکی از شخصیتهایی که در کنار امام حسین(ع) جنگید و به شهادت رسید، «هانی بن عروه» است. وی امام خود را تنها نگذاشت. پیرامون وی در رادیو کارهای بسیاری تولید شد و در تلویزیون هم میتوان بیشتر به ایشان یا دیگر صحابی توجه کرد.

یکی از وجوهی که ماندگاری و مانایی صدای گرم زندهنام رضوی را برای عموم مردم در حافظه تاریخی و سرزمینیشان تثبیت کرد، به عرض ارادت او به کلامالله مجید، مبانی قرآنی، معارف انسانساز و مکتبساز کتاب آسمانی مسلمانان در زندگی باز میگردد.
نزدیک به چهار دهه حضور بهروز رضوی در برنامههای ماه صیام به ویژه برنامههای سحرگاهی صدا و سیمای جمهوری اسلامی، فصل مهمی از حلاوت روزهداران در ایام ماه مبارک رمضان را به کام و جان شنوندگان و بینندگان آن ویژه برنامهها خوشنشین کرد. سبب این خوشنشینی صدای گرم، بینش دقیق، لحن ادب، فاخرانه و عارفانه رضوی در برنامههای ماه مبارک رمضان و توجه به جامعیت عموم مخاطبان بود. همراهان بیننده و شنوده او همواره در شبکههای تلویزیونی و رادیویی به ویژه در اوقات سحر و افطار، همگی سهمی از روایت او در دریافت مبانی و معارف دین هدایتگر و انسانساز اسلام و آیات نور داشتند.
زندهنام رضوی با وجود آنکه اغلب شهرت خود را مدیون تلویزیون بود؛ اما خود را همیشه فرزند رادیو معرفی میکرد. وی در این اواخر که وضع جسمانی گاه توان همراهی با برنامههای رسانه ملی را از او سلب میکرد، کمتر پیش میآمد تا برنامههای رادیویی را رد کند.
استاد رضوی در نپذیرفتن برنامههای تلویزیونی چندان دریغی نداشت. خود دلیل این مهم را گرمای رسانه رادیو، عمق تأثیرگذاری کلام در قالب صدا و جامعیت همراهی عموم مردم با این رسانه گرم میدانست.
بهروز رضوی در تاریخ چهارم اردیبهشت ماه 1402 خورشیدی و همزمان با هشتاد و سومین سالروز تأسیس رادیو در گفتوگو با ایکنا از جایگاه رفیع و بیبدیل رادیو در انس مردم با قرآن و مباحث دینی سخن گفت که حال به سبب درگذشت این چهره فرهیخته رسانه در ادامه بار دیگر مروری بر گفتوگوی او با ایکنا را از خاطر میگذرانیم.
بهروز رضوی؛ گوینده پیشکسوت و نامآشنای رادیو که از نخستین تجربه حضورش پشت میکروفون این رسانه ۵۵ سال میگذرد، همزمان با چهار اردیبهشت مصادف با هشتادوسومین سالروز تأسیس رادیو در ایران درباره دلایل محبوبیت این رسانه با وجود تعدد، تکثر و تنوع دنیای رسانهای در زمانه حاضر به ایکنا گفت: افتادگی، در دسترس و سهلالوصول بودن، نزدیکی آن به مردم، رسوخ کردنش در عمق تاروپود زندگی مردم و عمق جامعه؛ همه اینها علت زنده و جریاندار بودن رادیو در همه زمانهاست.
وی ادامه داد: رادیو رسانهای بسیار صمیمی و گرم است. رسانهای است که با مردم تبادل و تعامل دارد.

رضوی در پاسخ به این پرسش که نخستین تجربه حضورش پشت میکروفون رادیو چه سالی بود با اشاره به آنکه آذر ماه ۱۳۴۷ کار گویندگی را آغاز کرده و از آن زمان تا به امروز ۵۵ سال میگذرد گفت: اینطور نبود که به محض نخستین تجربه شاهد حضور مستمر و اجرای برنامههای متعدد باشم، خیر! اما رفتهرفته و آرامآرام همکاریها افزایش پیدا کرد و تا به امروز افتخار همکاری با این رسانه و همدمی هموطنان عزیزم را داشتهام.
وی در پاسخ به پرسشی دیگر با این مضمون که طی بیش از پنج دهه تجربه شما، رادیو چه تغییر و تحولاتی را پشت سر گذاشته است یادآور شد: رادیو همواره همراه جامعه و پابهپای آن پیشرفته، قد کشیده و مسائل جدیدی در آن مطرحشده است. مسائل و مواردی طی دهههای اخیر در رادیو مطرح میشود که در گذشته اصلاً امکان طرح آنها وجود نداشت و گمان نمیکردیم که این دست از مسائل قابلیت مطرح شدن در رادیو را داشته باشد.
این گوینده پیشکسوت اظهار کرده بود: اما امروز شاهدیم که تمامی مسائل روز جامعه و جهان در رادیو مطرح است و هیچچیز برای رادیو بیگانه نیست. این خود اثباتکننده این مهم است که رادیو در تک تک لحظات زیست و زندگی انسان حضور دارد و مردم هم از این نزدیکی با رادیو بسیار راضی هستند.
رضوی با بیان آنکه با توجه به آنکه چندان از ماه رمضان فاصله نگرفتیم و فصل مهمی از فعالیت و خاطرات من در رادیو و تلویزیون به ماه رمضان و برنامههای سحرگاهی و افطار بود بازمیگردد اظهار کرد: ایرانیان، مردمان مسلمان و دینداری هستند و سهم و نقش رادیو در انس و همراهی مردم با قرآن و مباحث دینی بسیار بسیار مهم است.
وی افزود: رادیو امروزه جزء لاینفک زندگی مردمان، در همه زمینهها رشد پیدا و در زمینههای دینی و مذهبی شاید بیشترین رشد را تجربه کرده است. به هرحال مردم ما مردم مذهبی هستند و نقش و تأثیر دین در زندگی مردم بسیار بالاست. رادیو نیز با این تغییر و تحولات همدل بوده و همپای خواست مردم، توقع و انتظار آنها رشد کرده است.

رضوی با بیان آنکه طی دههها فعالیتم در رادیو این شانس و افتخار را داشتم تمامی ترجمه آیات قرآن را از ابتدا تا انتها اجرا کرده، خواندهام و به تناوب از شبکههای رادیویی پخش شده است یادآور شد: این یکی از یادگارهای حرفهای من به شمار میرود که امیدوارم مورد قبول مردم نیز قرار گرفته باشد.
وی درباره یکی از بهترین خاطرات دوران ۵۵ سال فعالیت مستنمر در رادیو به عنوان گوینده با بیان آنکه هر گوشه و کنار زندگی من در رادیو خاطره است تصریح کرد: شاید خواندن چندباره آیات قرآنی، خواندن همه ادعیه دینی از ادعیه امام سجاد(ع) گرفته تا ابوحمزه ثمالی، افتخار همراهی سالها در سحر ماه رمضان جزو بهترین خاطرات من به شمار میرود.
این گوینده پیشکسوت درباره بخش دیگری از افتخارات و سوابق ماندگارش در رادیو به اجرای ۲۵ سال برنامه «کتاب شب» رادیو تهران که طی هر هفته یک کتاب را برای مخاطبان خوانش و صوتی میکند گفت: طی این مدت از تمام نویسندگان دنیا از چخوف تا نویسندگان امروز و مدرن آثارشان را خواندهام. در حال حاضر بیش از ۱۲۵۰ کتاب طی ۲۵ سال فعالیت با صدای من صوتی و برای مخاطبان رادیویی خوانش شده است.
رضوی در پایان گفت: ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان، همکاران و شنوندگان عزیز این مناسبت را و همچنین روز بزرگ عید فطر، عید بزرگ ما مسلمانان را به همه عزیزان تبریک عرض میکنم و امیدوارم که برکات این روز دامنگیر همه ما شود.

بهروز رضوی، متولد دهم دی ماه ۱۳۲۶، فعالیت حرفهای خود را با رادیو از سال ۱۳۴۷ به عنوان گوینده آغاز کرد. او طی دههها فعالیت، با صدای گرم و رسای خود در برنامههای متنوع رادیویی، بهویژه در حوزههای ادبیات و شعر، همراه همیشگی مخاطبان بود. حضور طولانیمدت او در برنامه «کتاب شب» به سردبیری محمدباقر رضایی، یکی از نقاط درخشان کارنامه هنری این پیشکسوت به شمار میرود.
این چهره فرهنگ معاصر ایران، علاوه بر گویندگی در رادیو، در آثار سینمایی، تلویزیونی و شبکه نمایش خانگی نیز به عنوان بازیگر حضور داشت. گویندگی در مجموعه «مستند ایران» به کارگردانی زندهیاد حمید مجتهدی و همکاری در آلبوم موسیقی «گل هزار بهار» با آهنگسازی کامبیز روشنروان و خوانندگی علیرضا افتخاری که شامل دکلمههایی از آثار علی شریعتی بود، از دیگر فعالیتهای وی است.
بهروز رضوی که در زمینه شعر و ترانهسرایی نیز فعال بود، به اذعان بسیاری از هنرمندان از جمله محمد حسینی باغسنگانی، تهیهکننده و پژوهشگر، چهرهای فراتر از یک گوینده و به تعبیری «شاعری در لباس گوینده» بود که یاد او با صدای خاطرهانگیزش در حافظه شنیداری جامعه باقی خواهد ماند.
انتهای پیام