عاشورا، پیش از آنکه یک واقعه تاریخی در جغرافیای سال ۶۱ هجری باشد، یک «نظام معنایی» است. در این نظام، هر روز دهه نخست محرم، گشاینده یکی از ساحتهای زیست ایمانی است. روز نخست که بهنام «مسلمبنعقیل» مزین است، تنها یک سوگواری صرف برای شهادت پیشاهنگ نهضت نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی مفهوم «وفاداری» در شرایط فروپاشی اعتماد اجتماعی است؛ مسئلهای که شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، حلقه مفقوده جوامع مدرن باشد.
وقتی امام حسین(ع) در پاسخ به نامههای پرشمار کوفیان، مسلمبنعقیل را به سمت کوفه گسیل داشت، صرفاً یک اقدام لجستیک یا سیاسی انجام نداد. شیخ مفید در کتاب الارشاد مینویسد که امام در نامه خود خطاب به کوفیان نوشت: «من برادر، پسرعمو و مورد اعتمادترین فرد از خانوادهام، مسلمبنعقیل را به سوی شما فرستادم» (مفید، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۳۸).
این «اعتماد» نشاندهنده یک «نسبت معرفتی» است. مسلم، نماینده امام در میدان «سنجش صداقت جامعه» بود. او به کوفه رفت تا ببیند آیا مدعیان حمایت از حقیقت، تا پای هزینه دادن ایستادهاند یا خیر. نکته کلیدی اینجاست که کوفه، جامعهای «متکثر و ناپایدار» بود. در تاریخ طبری گزارش شده است که در همان ابتدای ورود، هجده هزار نفر (و برخی روایات بیشتر) با مسلم بیعت کردند (طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص۳۵۵). اما همین جامعه در کمتر از چند روز، در پی تهدیدهای عبیداللهبنزیاد، چنان دچار «ترس ساختاری» شد که مسلم را در کوچههای کوفه تنها گذاشت.
تحلیل کنش مسلم در آن لحظات، درسهای عمیقی برای جوامع امروز دارد. وفاداری مسلم، «وفاداری مبتنی بر بازخورد» نبود؛ یعنی او براساس همراهی مردم، وفادار نماند. بلکه او «وفاداری اصولی» را به نمایش گذاشت.
سید بن طاووس در اللهوف گزارش میدهد که مسلم پس از آنکه دید مردم بیعت شکسته و او را رها کردهاند، حتی در اوج غربت، بهدنبال راهی برای نجات جریان اصلی (حرکت امام) بود (ابن طاووس، ۱۳۷۸ش، ص۳۴).
این یعنی او مسئولیت خود را از نتایج کوتاهمدت اجتماعی جدا کرده بود. در روانشناسی سیاسی، به این کنش، «کنشگری آگاهانه و معطوف به هدف» میگویند. مسلم، اسیر «پارادوکس امنیت» نشد؛ او با وجود آگاهی از اینکه حمایتها فرو ریخته، مسیر مأموریت خود را تا نقطه پایان طی کرد.
امروز، در عصری که «بیاعتمادی» به یک شاخصه اجتماعی تبدیل شده و قراردادها و عهدها به سرعت دستخوش تغییرات مصلحتجویانه میشوند، یادکرد مسلمبنعقیل نه یک خاطره، بلکه یک «نقد وضع موجود» است. او الگوی کسی است که در «جامعه سیال»، همچنان «هستهای صلب» از ایمان و وفاداری دارد.
شیخ عباس قمی در نفسالمهموم، صحنههای تنهایی مسلم در خانه طوعه و سپس در کوچههای کوفه را با جزئیاتی بازگو میکند که نشان میدهد «تنهایی در مسیر حق»، رنجآورترین اما متعالیترین وضعیت انسانی است (قمی، ۱۴۲۱ق، ص۲۰۴). پیام مسلم به جامعه امروز این است که: «حقیقت، دموکراتیک نیست»؛ یعنی حقانیت یک مسیر با تعداد همراهان آن در لحظه دشواری سنجیده نمیشود، بلکه با «استقامت بر سر عهد» تعریف میشود.
روز اول محرم، روز تمرین «وفاداری تنهایی» است. مسلم به ما میآموزد که اگر روزی در میانه هیاهوی جامعه، همه بر سر عهدی که بستهاند نماندند، «من» باید بمانم. این همان هسته مرکزی گفتمان تمدنساز کربلاست که از مسلم آغاز میشود و به ظهر عاشورا میرسد. «مسلمبنعقیل»، پیشاهنگ نهضتی است که ثابت کرد «شکست نظامی» در برابر «پیروزی اخلاقی» رنگ میبازد.
انتهای پیام