فیلم قسم میخورم محصول بریتانیایی سال ۲۰۲۵، یک درام زندگینامهای که بر اساس زندگی واقعی «John Davidson»(جان دیویدسون) ساخته شده است؛ فردی که سالها با سندرم تورت (Tourette Syndrome) زندگی کرده و بعدها به یکی از شناختهشدهترین فعالان آگاهیبخشی در این زمینه تبدیل شده است.
فیلم را «Kirk Jones»(کرک جونز)، کارگردانی کرده است و نقش اصلی را «Robert Aramayo»(رابرت آرامایو) بازی میکند.
سندرم تورت یک اختلال عصبی ـ رشدی است که با تیکهای حرکتی و صوتی غیرارادی شناخته میشود. این تیکها معمولاً در کودکی آغاز میشوند و شدت آنها در طول زمان ممکن است تغییر کند.
جان دیویدسون، شخصیت اصلی داستان از وقتی که با علائم بیماری مواجه شد، بیشتر از رنج و تحمل سختی بیماری، با چالش ذهنی دست و پنجه نرم میکرد که چرا من؟ مدام در ذهن نشخوار فکری داشت که در جهان آنقدر مجرم و گناهکار وجود دارند که مستحق این بیماری و رنج باشند ولی چرا برای من این اتفاق افتاده است؟
نقش خانواده و حامی دلسوز برای درک و پذیرش بیماری بسیار مهم است. جان دیویدسون وقتی نشانههای بیماری در وی آشکار شد پدر خانواده زیر بار این حقیقت و مسئولیت نرفت و آنها را ترک کرد. مادر خانواده نیز سعی داشت بیماری فرزند خود را بپذیرد ولی نتوانست به درستی نقش حمایتی خود را ایفا کند.
ولی جان در طول فیلم با کمک مادر همکلاسی قدیمی خود که پرستار سلامت روان بود درک شد و به رشد شخصیت و شناخت درونی رسید و جواب سؤالهای ذهنی خود را پیدا کرد.
در آن سالها سندرم تورت خیلی شناخته شده و رایج نبود و دیگران اطلاعات کافی نداشتند. تبعیض و قضاوتهای نادرستی صورت میگرفت و شخص بیمار درک نمیشد و بسیار آسیب روانی میدید و خانواده آنها اغلب در جامعه شرمسار و سرخورده بودند.
جان کمکم مسیر و نقشه راه خود را پیدا کرد و متوجه شد رسالت او کمک به همنوعان خود است که گرفتار این بیماری هستند.
او در زمینه آموزش، حمایت از بیماران و مبارزه با انگ اجتماعی مرتبط با این بیماری بسیار فعالیت کرد؛ تا جایی که در سال 2019 نشان افتخاری سلطنتی «OBE» را از ملکه بریتانیا به پاس قدردانی دریافت کرد.
آگاهیبخشی درباره سندرم تورت
یکی از ارزشمندترین جنبههای فیلم، نشان دادن واقعیت زندگی افراد مبتلا به تورت و مشکلات مواجه با این بیماری برای شخص بیمار و خانواده اوست.
تعادل میان تلخی و امید
فیلم با وجود پرداختن به تبعیض، سوءبرداشتهای اجتماعی و رنجهای ناشی از بیماری، در دام احساساتگرایی افراطی نمیافتد. لحن آن در بسیاری از لحظات گرم و امیدوارکننده است و مسیر رشد شخصیت اصلی را به شکلی الهامبخش نشان میدهد.
بازی درخشان رابرت آرامایو
تقریباً همه منتقدان روی کیفیت بازی آرامایو اتفاق نظر دارند. او موفق شده تیکهای حرکتی و کلامی شخصیت را بدون اغراق یا تمسخر به تصویر بکشد و در عین حال لایههای احساسی شخصیت را حفظ کند. بسیاری از نقدها بازی او را مهمترین نقطه قوت فیلم دانستهاند.
فیلم بیشتر از آنکه صرفاً درباره یک بیماری باشد، درباره کرامت انسانی، پذیرش تفاوتها و مبارزه با قضاوتهای ناآگاهانه و تبدیل معلولیت به فرصت و رشد تعالی وجود است.
امتیاز IMDb فیلم 8.4 از 10 است و در Metacritic نمره ۷۰ از ۱۰۰ را گرفته است و برچسب «نقدهای عموماً مثبت» دارد؛ ۸۱ درصد نقدها مثبت گزارش شدهاند.
به قلم روحانگیز انوشی
انتهای پیام