صباح زنگنه، کارشناس و تحلیلگر مسائل منطقه، در گفتوگو با ایکنا درباره تفاهم میان ایران و آمریکا و عوامل مؤثر در پذیرش آن از سوی واشنگتن، اظهار کرد: امتیازاتی که در این تفاهم به دست آمده قابل توجه است اما آنچه برای مسئولان اهمیت اساسی دارد، تشخیص زمان مناسب برای دریافت امتیازات است. اگر شرایط فعلی رها شود و تصور کنیم که در آینده و پس از گذشت زمان میتوان همین امتیازات را به دست آورد، دچار اشتباه شدهایم؛ زیرا هر شرایطی زمانی به بلوغ و پختگی میرسد و در همان زمان باید از فرصت ایجادشده بهرهبرداری کرد.
وی با اشاره به شرایط حاکم بر منطقه و اقدامات آمریکا در ماههای گذشته افزود: آمریکا برای تحقق اهداف خود تمام توانش را به کار گرفت. اگر نقشه راههای منطقه، دریای عمان، اقیانوس هند، دریای سرخ و دریای مدیترانه را بررسی کنیم، مشاهده میشود که واشنگتن همه امکانات نظامی خود از جمله ناوها، ناوشکنها، هواپیماهای پیشرفته و تجهیزات مختلف را به منطقه آورد و به کار گرفت، اما در نهایت نتوانست به نتیجه مورد نظر خود دست یابد.
زنگنه ادامه داد: آمریکاییها مدعی شدند که با استفاده از هواپیماهای پیشرفته و حملات نظامی، مراکز و تأسیسات هستهای ایران را نابود کردهاند اما این ادعاها در عمل هیچ نتیجهای برای آنها به همراه نداشت. در کنار اقدامات نظامی، آمریکا از تمامی ظرفیتهای رسانهای و تبلیغاتی خود نیز بهره برد. شخص دونالد ترامپ عملاً به یک رسانه ۲۴ ساعته برای تبلیغ آنچه «پیروزی آمریکا» مینامید تبدیل شده بود و به طور مداوم ادعا میکرد که ایران شکست خورده و آمریکا پیروز میدان بوده است.
این تحلیلگر مسائل منطقه تصریح کرد: گستردهترین و قدرتمندترین ظرفیتهای رسانهای جهان معاصر برای القای موفقیت آمریکا به کار گرفته شد اما در نهایت مراکز تحقیقاتی، نهادهای کارشناسی و کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدند که این ادعاها از واقعیت برخوردار نیست و عمق و پشتوانه واقعی ندارد.
وی با اشاره به پیامدهای اقتصادی تنشها و اقدامات نظامی آمریکا علیه ایران گفت: وضعیت اقتصاد جهانی به شدت دچار اختلال شد. بخشی از این وضعیت ناشی از حمله آمریکا به ایران بود و از سوی دیگر ایران نیز دست بسته نبود و پاسخهای خود را ارائه کرد. همچنین مدیریت تردد در تنگه هرمز و تحولات مرتبط با آن موجب شد بازارهای جهانی انرژی با شوک جدی مواجه شوند.
زنگنه افزود: بازار انرژی جهان به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و آثار فوری آن در افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و سایر سوختها، حتی در داخل آمریکا، آشکار شد؛ موضوعی که برای شهروندان آمریکایی قابل تحمل نبود. علاوه بر این، بسیاری از کشورهای غربی نیز حاضر نشدند با سیاستهای ترامپ همراهی کنند، زیرا معتقد بودند اقدام آمریکا فاقد محاسبه دقیق بوده و پیامدهای سنگین و غیرقابل پیشبینی برای جهان به همراه خواهد داشت.
وی بیان کرد: طراحان آمریکایی تصور میکردند با یک پیروزی سریع و در مدت چند روز به اهداف خود خواهند رسید، اما این تصور ابتدا به چند هفته و سپس به چند ماه کشیده شد و عملاً با واقعیتهای میدان سازگار نبود. از سوی دیگر، هزینههای نظامی آمریکا و مخارج مربوط به ارتش و تجهیزات نظامی به شکل بیسابقهای افزایش یافت و حتی درخواست بودجههای جدید نیز مطرح شد.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: مجموعه این عوامل، نهادهای تصمیمگیر و مدیریتی آمریکا را با این واقعیت مواجه کرد که در حال ورود به یک چرخه پرهزینه و بیپایان هستند. به همین دلیل، پذیرش واقعیتهای موجود برای آمریکاییها اجتنابناپذیر شد. در واقع، واشنگتن به هیچیک از امتیازات و اهداف اصلی که به دنبال آن بود، دست پیدا نکرد.
زنگنه در پاسخ به سؤالی درباره نقش وحدت ملی در کنار اقدامات نیروهای مسلح و میزان تأثیر آن در تقویت قدرت چانهزنی تیم مذاکرهکننده برای رسیدن به این تفاهم، اظهار کرد: عواملی که تاکنون درباره آن صحبت کردیم، بیشتر عواملی بود که مستقیماً در داخل آمریکا قابلیت محاسبه و ارزیابی داشت اما عوامل دیگری نیز وجود داشت که فراتر از محاسبات روزمره، مادی و فیزیکی بود.
وی افزود: یکی از این عوامل، نحوه عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران در شرایط بسیار دشوار بود. آمریکا مشاهده کرد که با وجود از دست رفتن تعدادی از فرماندهان نظامی، امنیتی و سیاسی و همچنین شماری از دانشمندان هستهای کشور، در کمتر از یک روز همه این ساختارها دوباره ساماندهی شد و مسئولیتها تعیین شد، فرماندهان جدید انتخاب و معرفی شدند و حتی با شهادت رهبری، پس از سپری شدن مدت معین، ایشان نیز از سوی خبرگان مشخص شد و نظام بهراحتی و با انسجام کامل به کار خود ادامه داد.
این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: از سوی دیگر، حمایت و آمادگی مردم اهمیت ویژهای داشت. مردم به این درک رسیده بودند که آمریکا و اسرائیل صرفاً یک حمله معمولی انجام ندادهاند، بلکه به دنبال هویت ملی ایران، تغییر مدیریت کشور و تحمیل ابزارها و الگوهای سیاسی خاص خود هستند. در اینجا بود که غیرت مردم ایران به میدان آمد و نقش خود را ایفا کرد.
وی گفت: مردم در صحنه حضور داشتند؛ حتی در روزهایی که شهر تهران و برخی مناطق دیگر بمباران میشد، مردم نه تنها صحنه را ترک نمیکردند، بلکه به سمت مناطقی که هدف حمله قرار گرفته بود حرکت میکردند. این صحنهها بسیار تکاندهنده و تأثیرگذار بود.
زنگنه تصریح کرد: البته ما در تبیین و انتقال سریع این واقعیتها به افکار عمومی جهان ضعفهایی داریم و در تعریف و توصیف این وضعیت چندان موفق عمل نکردهایم اما مردم دنیا، مراکز سیاسی، فرهنگی و تحقیقاتی این صحنهها را میدیدند و آنچه مشاهده میکردند واقعاً اعجابآور بود.
وی درباره نحوه اجرای تفاهم و میزان استحکام آن و اهمیت گام به گام بودن اجرای تعهدات، افزود: بسیاری از مردم، مخالفان و حتی دشمنان این سؤال را مطرح میکنند که آمریکا اصولاً به هیچ تعهدی پایبند نیست. پاسخ این است که مگر پیش از این آمریکا به تعهدات خود عمل میکرد؟ اصولاً قدرتهای بزرگ خود را ماورای پاسخگویی میدانستند و همچنان نیز میدانند.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: بالاترین جایگاه ضمانتهای بینالمللی شورای امنیت سازمان ملل است اما همین شورای امنیت نیز بارها تحت تأثیر دخالتهای آمریکا قرار گرفته است. آمریکا در موارد متعدد مانع اجرای بسیاری از قطعنامهها علیه اسرائیل یا علیه برخی کشورهای دیگر شده است.
زنگنه گفت: ایران نیز چندین بار موضوعات مختلف را در شورای امنیت مطرح، پیگیری و اقدام کرد و با وجود اینکه اکثریت اعضای شورا به نفع ایران رأی میدادند، در نهایت با استفاده آمریکا از حق وتو، همه آن قطعنامهها منتفی میشد.
وی تأکید کرد: بنابراین رفتن به دنبال تضمینهای کلاسیک و متعارف در سطح نظام بینالملل و جهان، نتیجهبخش نخواهد بود. ممکن است بتوان از طریق رسانهها، فضایی برای محکومیت طرف مقابل در افکار عمومی جهان ایجاد کرد اما در واقعیت و در صحنه عمل، هیچیک از دولتها و نظامهای سیاسی حاضر نیستند آنچه ایران مطالبه میکند را اجرا کنند یا در میدان عمل مدافع حقوق ایران باشند.
این تحلیلگر مسائل منطقه اظهار کرد: به همین دلیل باید به فکر راهکار دیگری بود؛ یعنی خارج از روالهای متعارف و کلاسیک بینالمللی اندیشید تا بتوانیم خود ضامن حقوق خویش باشیم.
وی افزود: این روش جدید مبتنی بر حمایت مردم است. اگر مردم حامی نظام باشند، هیچ قدرتی نمیتواند سیاستی را بر کشور تحمیل کند. مردم و دولت در طول سالهای پس از انقلاب تجربه کردهاند که آمریکا در همه این دورهها برخلاف تعهدات و وعدههای خود رفتار کرده است.
زنگنه ادامه داد: بنابراین باید ابزاری پیدا میشد که کارآمد باشد و بتواند نقش بازدارنده ایفا کند؛ ابزاری که تا حدودی با ابزارهای قدرت آمریکا برابری کند. یکی از این ابزارها تنگه هرمز است.
وی گفت: همین اندازه که گفته شود تنگه هرمز مدیریت و محدود خواهد شد یا حتی احتمال بسته شدن آن وجود دارد، برای برهم زدن بازار جهانی کافی است. طبیعی است که ایران نیز از چنین وضعیتی متأثر میشود اما میزان فشاری که بر آمریکا و سایر قدرتهای بزرگ وارد میشود، قابل مقایسه با فشار واردشده بر ایران نیست.
این کارشناس مسائل منطقه تصریح کرد: ارزش این رویکرد در آن است که آمریکا و رژیم صهیونیستی متوجه شوند ایران به راحتی کوتاه نخواهد آمد و تعهدات صوری، غیرواقعی و فریبنده را نمیپذیرد. هر توافقی باید بر پایه تعهدات ملموس، عملیاتی، اجرایی و گامبهگام استوار باشد تا امکان راستیآزمایی و اجرای متقابل آن وجود داشته باشد.
زنگنه در پاسخ به سؤالی درباره احتمال خرابکاری و کارشکنی رژیم صهیونیستی در مسیر اجرای تفاهم و اینکه آیا آمریکا توان مهار اسرائیل برای برهم زدن این روند را دارد یا خیر؟ اظهار کرد: اسرائیل همواره به دنبال برهم زدن روندها و ایجاد اختلال در هر مسیری بوده که با منافع و اهداف آن سازگار نباشد. بنابراین نباید انتظار داشت که از چنین اقداماتی دست بردارد یا نگرانی از این جهت به طور کامل برطرف شود.
وی افزود: با این حال، آمریکا نیز به تدریج در حال رسیدن به این درک است که چرا باید برای راضی نگه داشتن اسرائیل هزینههای سنگینی بپردازد. اگر این هزینهها بیش از اندازه افزایش پیدا کند، آمریکا میتواند بر اسرائیل فشار وارد کند و این رژیم را به پذیرش شرایط جدید ملزم یا دستکم مجاب کند.
این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: آمریکا باید به تدریج متوجه شود که اگر منافع ملی خود را در اولویت قرار میدهد، نباید منافع اسرائیل را بالاتر از منافع آمریکا قرار دهد. این مسئلهای اساسی است. از سوی دیگر، ما نیز نمیخواهیم سخنی غیرمعقول یا خارج از منطق مطرح کنیم. مواضع ایران از منطق مشخص و قابل دفاع برخوردار است و باید همین مسیر منطقی ادامه پیدا کند.
وی در ادامه درباره ضرورت حفظ انسجام داخلی با توجه به آغاز مرحله مذاکرات هستهای و روند ۶۰ روزه پیشرو گفت: همراهی هر ملت با حاکمیت خود قطعا مانع ورود و سلطه قدرتهای خارجی بر کشورش میشود که این یک امر طبیعی است. با توجه به اینکه این تفاهم آغاز ورود به مرحله جدید مذاکرات و فرآیندی پیچیده است، حفظ انسجام و وحدت داخلی اهمیت بسیار زیادی دارد.
زنگنه افزود: حکومت و نظام باید شفاف عمل کنند. البته شفافیت به این معنا نیست که اسرار، برنامهها و طرحهای خود را افشا کرده و در اختیار طرف مقابل قرار دهند یا ناخواسته به او کمک کنند. مقصود از شفافیت، تبیین منطقی مسیری است که نظام در حال دنبال کردن آن است. بیان روشن این موضوع برای افکار عمومی بسیار اساسی و ضروری است.
وی تصریح کرد: از سوی دیگر، مردم باید در تصمیمات مهم شریک شوند. این امر میتواند از طریق بهرهگیری از نخبگان، دانشمندان، کارشناسان و شخصیتهای اثرگذار جامعه محقق شود. باید این ظرفیتها را وارد فرآیند تصمیمسازی و تصمیمگیری کرد تا جامعه احساس مشارکت و همراهی بیشتری داشته باشد.
این کارشناس مسائل منطقه ادامه داد: همچنین باید به میزانی که امکانپذیر است، آزادی بیان و آزادی عمل در چارچوب منافع ملی برای مردم فراهم باشد و مسئولان نیز پاسخگوی عملکرد خود باشند. اگر پاسخگویی وجود داشته باشد، طبیعتاً همراهی مردم نیز افزایش پیدا خواهد کرد.
وی در پایان تأکید کرد: در کنار این مسائل، نباید از موضوعات معیشتی و اقتصادی غفلت کرد. لازم است مراقبت شود که دشمنان یا افراد مغرض نتوانند از شرایط موجود سوءاستفاده کنند. هم باید وضعیت واقعی کشور برای مردم تبیین شود و هم از نیروهای متخصص، ارزشمند و خبره در برنامهریزیهای اقتصادی بهره گرفته شود تا کشور بتواند این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارد.
انتهای پیام