
به گزارش ایکنا از خوزستان، محمدرضا سنگری، عاشورا پژوه شامگاه 28 خردادماه در مؤسسه فرهنگی هنری فرهنگ عاشورا شهرستان دزفول، در سلسله نشستهای «خانه و خانواده آرمانی در فرهنگ عاشورا» طی سخنانی مطالبی را بیان کرد که در ادامه میخوانیم.
براساس آنچه که محاسبه شده در حدود سه هزار و پانصد سال تاریخ گذشته، چهارده هزار و پانصد جنگ اتفاق افتاده و پنج میلیارد و سیصد میلیون انسان قربانی شده است.
فقط در فاصله سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۱ جهان ما در نزدیک به شصت و نه کشور، حدود ۲۶۸ جنگ را تجربه کرده که آتش دویست و یک جنگ را آمریکا برافروخته است. در روزگار خودمان هم اکنون نزدیک به سی و یک کشور درگیر جنگند که یکی از آنها ما هستیم که دائم شاهدیم در شرایطی شبیه مهادنه به سر میبریم. مهادنه یعنی شرایط نه جنگ نه صلح. موقعیتی که گاهی وقتها درگیری است گاهی وقتها ممکن است آرام باشد.
فاصله بین امروز، سوم کربلا که عمربن سعد وارد آن میشود تا روز عاشورا را ایام مهادنه میگویند. این ایام ایامی بوده که نه جنگ بوده و نه صلح. گاهی درگیریهایی هم بوده است. حتی ما در شب هشتم درگیری داریم و یکی دو نفر از سپاه عمر بن سعد در کنار فرات کشته میشوند اما جنگ اصلی همان روز عاشوراست.
به هر حال گفتیم که وقتی حوادث اتفاق میافتند، در بیان حضرت علی(ع) تقلب احوال نامیده شده یعنی شرایط عادی و معمولی زندگی بههم میریزد و وارد یک فضای تازه میشویم. این فضای تازه معمولاً برای ما تلخ است و بیشتر وجه تراژیک دارد، رنجآور است. معمولاً یک بعد مثبت هم دارد که انسان خودش را پیدا میکند، ضعفهای خودمان را میفهمیم، دشمن را بهتر میشناسیم و اینکه درمییابیم برای آینده باید چیکار کنیم. همه اینا رهآورد فضاهای سخت و دشوار است که یکی از آنها جنگ است.
اشاره کردم که برای نمونه زلزله، سیل، بیماری همه اینها از جنس همین جنگها هستند که در زندگی ما وجود دارند. کرونا که اتفاق افتاد، شاهد بودید جهان را درگیر کرد و ما هم درگیر شدیم و چقدر ابتکارها، خلاقیتها و چقدر راهها فرا روی ما باز شد.
تنگناها انسانها را میسازند گرچه گفتند که آنچه شیران را کند روبه مزاج احتیاج است، احتیاج است، احتیاج. اما من میگویم که آنچه روبه را کند شیرینمزاج باز احتیاج است، احتیاج است، احتیاج.
در تقلب احوال گفتیم به نوعی بههم ریختگی روانی، فروپاشی روانی یا بحرانهای روانی پیامدهای آن است. بعضی از پیامدهای جنگ هشت ساله را به درستی احصا نکردیم. هنوز بعضی از فضاهای روانی که در محیطهایی که کاملاً با جنگ مواجه بودند درست بررسی نشدند.
راهکارهای برونرفت از چنین شرایطی ورزشکردن است. در چنین موقعیتی ترک فضاهای استرسآفرین، فضاهایی که تنش برای انسان ایجاد میکند، مفید است. در بیان قرآن داریم که اگر کسانی بحران داشتند و محیط خودشان را ترک نکردند، خداوند از آنها بازخواست میکند و میفرماید آیا برای شما ارض من واسعه نبود آیا زمین من باز نبود؟
چند سال پیش هم اشاره کردم گاهی اوقات اگر در خانه در اتاقی که میخوابید احساس کردید اینجا دائم مسائلی برای شما اتفاق میافتد رها کنید و جابهجا شوید، جاییکه نماز میخوانید را تغییر دهید. این تغییر دادنهای مکانی تأثیرگذار است.
نظامی شاعر معروف قرن ششم و هفتم قصهای را مطرح میکند و در این قصهاش میخواهد برساند که مکان تأثیرگذار است. یعنی اکنون شما اینجا هستید یک احساس دارید، در فضای بیرون قرار میگیرید احساس شما تغییر میکند. بستگی به این دارد که در آن فضا چه نفسی جاری است، چه روحی در آنجا حضور دارد، چه اتفاقی پیشتر در آنجا افتاده. براساس انگاره و باور ما چیزی در جهان گم نمیشود صدای من هست، تصویر من در این جهان است، دوربین تصویربردار خدا دائم لحظه به لحظه ما را رصد میکند و این تصویرها باقی میمانند و روزی به ما برمیگردند. «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا؛ آن روز است که زمین اخبار خود را میگوید».
یک جایی آدم عبادتی کرده اثرش در آنجا مانده و شما آنجا قرار میگیرید حستان عوض میشود. اینکه توصیه شده که در خانه محراب داشته باشید عجیب است. قرآن میفرماید وقتی میخواهید خانه بسازید به اولین چیزی که فکر میکنید قبله باشد. امیرالمؤمنین علی(ع) مکانهای مختلفی را برای عبادت انتخاب میکرد. درباره حضرت زهرا(س) داریم که در خانهاش محراب داشته یعنی جاییکه مسجدگونه بوده در خانه برای خودش تعبیه کرده. وقتی مدتی در این محیطها عبادت اتفاق بیفتد نور میگیرند، پرتو میگیرند و بعد بر هر کسی که در آنجا قرار بگیرد، تأثیر میگذارد.
قصه نظامی این است که سلطانی وارد حمام شد و کیسهکش او را آرام آرام کیسه کشید و در همان حال گفت سلطان من میدانم که دخترت به شرایطی رسیده که وقت ازدواجش است من قصد دارم دخترت را خواستگاری کنم. این فرد هم هیچ موقعیتی ندارد. سلطان چیزی نگفت خشمگین شد اما خشمش را فرو خورد و خودش را نگه داشت و گفت بعداً تنبیهش میکنم. وقتی از آنجا بلند شد، سلطان به این شخص گفت که حواست بود با من صحبت کردی چه گفتی؟ گفت: من چه گفتم؟ گفتی که میخواهم دخترت را خواستگاری کنم. گفت من غلط میکنم من که باشم که به خواستگاری دختر شما بیایم. سلطان تعجب کرد که چگونه این آدم تغییر کرد. سلطان با وزیرش صحبت کرد و وزیر گفت: نقطهای که دختر سلطان را خواستگاری کرد بشکافید. شکافتند دیدند آن پایین یک گنج بزرگ است. وزیر گفت چون او روی گنج بود دختر سلطان را خواستگاری کرد.
میخواهیم بگوییم که محیط تأثیرگذار است.
عناصر استرسآور، عناصر اضطراب آور و تنش زا را یک مدت از خودمان دور کنیم. برای نمونه شهامت و شجاعت داشته باشم که یک یا دو روز گوشی را کنار بگذارم و ببینم دو روز بدون گوشی چه اتفاقی برای من میافتد. ما کسی که کراک و هروئین مصرف میکند معتاد میدانیم در حالیکه عمده ما معتادیم و اکنون یکی از کلینیکهایی که در غرب دایر است، کلینیک رفع اعتیاد گوشی است.
بهترین تفریح در نگاه امیرالمؤمنین(ع) کار است. آقایان در کارهای منزل کمک کنند، تجربه خوبی است. در خانه مسئولیت جارو زدن با امام علی(ع) بوده است.
برای شکست افسردگیها و کاهش بحرانها روابطتتان را زیاد کنید. جوشیدن با آدمهای بزرگ، رفتن خدمت بزرگان و نشستن حتی هیچی نگفتن و تماشا کردن هم خوب است. تعبیر امروزی ما شارژ شدن است. گاهی وقتها لازم داریم در زمانی که تهی شدیم، خالی شدیم خودمان را پر کنیم. نشستن و نگاه کردن به چهرههای بزرگان این زمینه را برای انسان فراهم میآورد.
در صحنه جنگ کربلا بارها این اتفاق افتاده است؛ امام حسین برادری به اسم عون دارد. عون در کربلا دو بار میجنگد. وقتی از جنگ اولش خدمت اباعبدالله برمیگردد سر تا پا خونین است. حضرت اباعبدالله با دیدن او میگوید چقدر زخم برداشتی و شروع به گریه کردن میکند. او میگوید من نیامدم اینجا زخمهایم را نشانت دهم آمدم نگاهت کنم و توان بگیرم و دوباره برگردم.
به تعبیر امروز انرژیهای مثبت برای خودمان پیدا کنیم. این از آموزههای مکتب و دین ماست و گفتند که اصلاً دیدار انسانهای بزرگ نوعی عبادت است.
ما وجود مرحوم آیتالله قاضی و علامه مخبر را درک کردیم. در زمانیکه به تعبیر قرآن چشم گرد میشد به اینها نگاه که میکردی یک دفعه تمام التهاب و اضطراب در وجود انسان شکسته میشد.
امام سجاد(ع) میفرماید: در آخرین لحظه وداع پدرم اباعبدالله وقتی مرا در آغوش گرفت و با نفسهایش خون از زره میجوشید این دعا را در گوش من خواند: بِحَقِّ يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ، وَبِحَقِّ طهٰ وَالْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَىٰ حَوائِجِ السَّائِلِينَ، يَا مَنْ يَعْلَمُ ما فِي الضَّمِيرِ، يَا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومِينَ، يَا راحِمَ الشَّيخِ الْكَبِيرِ، يَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَا مَنْ لَا يَحْتاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. این دعا را حفظ کنید.
یکی دیگر از تکنیکهای کسب آرامش این است که سمت چپ قلب را ضربه بزنید. من خودم این کار را میکنم. هر وقت احساس اینجوری دارم یکی دو دقیقه سینه میزنم. یکی از چیزهایی که به انسان آرامش میبخشد سینه زدن است. همه هم دیدید وقتی سینهزنی تمام میشود، بیرون از مجلس قهقههها بلند میشود و شوخیها شروع میشود.
آیه چهل و دو سوره مائده را رعایت کنید. عنصر یا سازههای اضطرابآفرین را از خودتان دور کنید. ببینید چه چیزی معمولاً در شما اضطراب ایجاد میکند یا فروپاشی روانی برای شما ایجاد میکند. ضعفهای خودت را نبین به نقطه قوتهای وجودت تکیه کن ببین چه داری نه چه نداری. داشتههایت را ببین و بعد از داشتههایت برای حل آن بحرانها و مشکلات استفاده کن. ما معمولاً تا دچار بحران میشویم نداشتههایمان یادمان میآید و این کار شیطان است.
سالهای پیش در این باب صحبت کردیم که طعنهزدن، متلک، زخم زبانزدن خود باعث میشود دچار پریشانی شویم. چنین نیست آنهایی که به دیگران بد میگویند تأثیر روی خودشان نداشته باشد.
فردی که اهانت میکند واقعاً به خود اهانت میکند و در حقیقت تصویر درون خود را برای دیگران به نمایش میگذارد.
از جمله کسانیکه نقاط قوت دیگران را نادیده میگیرند، نباشیم. یک اینکه اگر ضعفی دیدیم مطرح نکنیم. دو بزرگنمایی نکنیم، تحقیر نکنیم، پشت سرش توهین نکنیم و تمسخر نکنیم.
در فضای جنگ امیرالمؤمنین(ع) اجازه نمیداد یک کسی دشنام دهد، مقابله و برخورد میکرد. حتی برخوردهای خود حضرت در زمانیکه دشنام میشنید واقعاً قابل مطالعه است.
از علامه جعفری سؤال کردند هُمَزَةٍ و لُمَزَةٍ چیست؟ فرمود همزه یعنی شکستن دیگران و لمزه یعنی تیکه انداختن و بیان کردن ضعفها. به تعبیر اباعبدالله به همه چی گیر ندهیم. چرا اینجوری رفتی؟ چرا اینجوری گفتی؟ چرا اینجوری نشستی؟ به سلیقهها اجازه دهید. به برخی از عادتهای شکل گرفته اجازه دهید. چراها بحرانها را در زندگیهای ما رقم میزند.
چرا آدمها عیبجویی میکنند علتش این است که میخواهند خودشان را پنهان کنند یعنی پشت عیبجویی آدمهایی که عیب میجویند این است که سر تا پای خودشان مشکل است. اینها بحرانهای درونی دارند بنابراین عیب جویی نشان دهنده ضعف است نشان دهنده قوت نیست. هنر، عیب پوشی است. عیب پوشی هنر است.
از حضرت علی(ع) پرسیدند به چه کسانی اشرار میگویند: اشرار آنهایی هستند که در به در دنبال این هستند که از کسی اشکال بگیرند یا ضعفی پیدا کنند.
از کارها طفره نرویم و شانه خالی کن نباشیم. مسلم بن عقیل را همین شکست داد. هجده هزار نفر همراهش آمدند، نزدیک بعد از ظهر پانصد نفر و بعد سی نفر ماندند. نمازش را که خواند و وقتی از در مسجد بیرون آمد فقط سه نفر بودند و وقتی آمد به کوچه رسید فقط یکی با او بود.
محکمکاری صفت بارز حضرت ابوالفضل العباس(ع) است. در وصف حضرت داریم غایت المجهود بود یعنی سنگ تمام میگذاشت. هیچ کاری را ناقص انجام نمیداد. وقتی مشکلی بود نفر اولی که شما میدیدید ابوالفضل بود. به همین دلیل حامی الظُّعَینة یکی از صفاتی است که برای حضرت ابوالفضل(ع) بهکار میرود یعنی عباس همه را خوب سوار میکرد، کار همه را انجام میداد حالا نوبت خودش میشد. من یک بار گفتم بعضی از ما سوار ماشین که میشویم بوق میزنیم که دیگران بیایند. اگر قرار باشد ابوالفضلی عمل کنی یعنی همه سوار شوند بعد خودت. خدا انشاالله به همه ما کمک کند این معارف، درسها و آموزهها را فرا بگیریم و در متن زندگی پیدا کنیم».
انتهای پیام