به گزارش ایکنا، حوزه نشر و ادبیات در هفته گذشته شاهد انتشار اثری قابل تأمل با عنوان «تو را وطن دیدم» بود. این کتاب که توسط انتشارات راهیار روانه بازار نشر شده، شامل روایتهایی خواندنی و متفاوت از مهاجران ۱۲ کشور جهان درباره دلبستگی به انقلاب اسلامی و شخصیت برجسته جبهه مقاومت، شهید حاج قاسم سلیمانی است.
این کتاب در حقیقت مجموعهای از روایتهای مستند است که از زبان راویانی با ملیتها و مذاهب گوناگون بازگو میشود. راویان این کتاب که از کشورهایی چون افغانستان، پاکستان، هند، سیرالئون، کومور، نیجریه، ترکیه، لبنان، سوریه، عراق، یمن و فلسطین به ایران مهاجرت کردهاند، ترکیبی از پیروان مذاهب اهل سنت و شیعه هستند که نقطه اشتراک همه آنها، نگاهی عمیق و متفاوت به مفهوم وطن، آرمانهای انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت است.
کتاب در هر بخش، با ظرافتی خاص به پیشینه زندگی راویان میپردازد؛ از فراز و نشیبهای شخصی و تحولات روحی آنان گرفته تا تجربه زیسته ایشان در بستر جنگها و بحرانهای منطقهای. اما نقطه ثقل و همگرایی تمامی این سرگذشتها، پیوند خوردن سرنوشت آنها با ایران و آرمانهای بلند انقلاب اسلامی است. نکته جالب توجه آن است که بسیاری از این راویان، حتی پیش از هجرت به ایران برای کار یا تحصیل، با شخصیتهای کلیدی انقلاب همچون امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب آشنایی و دلبستگی عمیقی داشتهاند؛ پیوندی که هجرت به ایران آن را مستحکمتر و معنادارتر کرده است. «تو را وطن دیدم» در واقع تلاشی است برای نشان دادن بُعد فراملی و آرمانی انقلابی که توانسته قلبهایی از سراسر جهان را با خود همراه سازد.

مرز بین واقعیت و روایت کجاست؟
ایکنا در دهه نخست محرم ۱۴۰۵، با درس گفتارهای «ایران در آینه روایت حماسی»، در پی پاسخ به پرسشهای بنیادین زمانه و روشن کردن راهی برای نسلی تشنه معناست؛ چراکه حماسه تداومبخش هویت است و هویت، ضامن بقای تمدنی ماندگار.
در نخستین بخش از این مجموعه درسگفتارهای «ایران در آینه روایت حماسی»، بهمن نامورمطلق به تعریف تبیینی عنصر «روایت» پرداخت. وی با انتقاد از استفاده بیرویه از این واژه در عصر حاضر اظهار کرد: متاسفانه از بعضی واژهها به صورت افراطی استفاده میشود. این استفاده افراطی به ضرر آن واژه و مفهوم است. «روایت» هم در زمانه ما متأسفانه دچار چنین کاربرد افراطی شده است. یعنی از یک «توییت» که یک رئیسجمهور یا یک شخصیت سلبریتی در اندازه یک نیمجمله مینویسد، «روایت» نامیده میشود تا اینکه به عنوان نمونه اثر بزرگی مانند «کلیدر» که چندین جلد است را نیز روایت میدانند.
وی برای ارائه تعریفی دقیقتر افزود: «روایت» به بیان خیلی ساده، بازنمایی رویدادی (تخیلی یا واقعی) است. این سادهترین شکل تعریف «روایت» به شمار میرود. در این تعریف چند عنصر مهم وجود دارد. یکی از آن عناصر؛ «بازنمایی» است. یعنی روایت در درون خود به حتم باید دارای بازنمایی باشد. اگر اتفاقی در خیابان بیفتد و من شاهد آن باشم، آن اتفاق خودِ «واقعیت» است و روایت نیست. اما اگر بعد از آن رخداد، آن اتفاق را برای شما تعریف کنم، در حال بازنمایی آن اتفاق هستم. بنابراین آن تعریف میتواند روایت باشد. پس روایت در غیاب یک چیز صورت میگیرد. آن اتفاق و حادثهای که بوده است، اگر غایب باشد و من آن را مجدداً حاضر کنم، این کار روایت میشود. به شرط اینکه، چیزی که غایب بوده و دارد حاضر میشود، یک رویداد باشد.
ادامه این درسگفتار را اینجا بخوانید
انسان را روایت از غیرانسان متمایز میکند
در دومین قسمت از این درسگفتار، نامورمطلق بر نقش محوری روایت در شکلگیری هویت انسانی تأکید کرد. وی با بیان اینکه «انسان یک موجود روایی است»، تصریح کرد: به معنای دقیق آن چیزی که انسان را از غیر انسان تمیز میدهد، «روایت» است. همچنین بر این موضوع تأکید کردیم که روایتمندترین فرهنگها، فرهنگیترین فرهنگها هستند. یعنی هر فرهنگی که روایتهای بهتر و روایتهای بیشتری داشته باشد، در درجه بالای اعتلا و تعالی فرهنگی قرار دارد. انسان با روایت خود را شناخت و با روایت است که انسانیتِ انسان شکل گرفت.
این استاد دانشگاه در ادامه به کارکردهای بنیادین روایت پرداخت و گفت: اوج خردمندی انسان، روایتمندی اوست. وقتی «هوموساپیَن» (انسان خردمند) ایجاد شد، این مولفه خردمندی با «روایت» شکل گرفت. «روایت» سودمندیهای زیادی دارد. از جمله اینکه «روایت» میتواند فهمِ جهان را برای ما ممکن سازد. یکی از سودمندیهای مهم «روایت»، سودمندیهای شناختی است. اگر روایت نبود، نسبت ما با جهان به شیوه دیگری تعریف میشد. به همین خاطر است که تمام «اسطورهها» و تمام «قصههای دینی»، وقتی میخواهند درباره جهان و آفرینش صحبت کنند، با قصه صحبت میکنند و سعی میکنند با قصه منتقل کنند.
ادامه این درسگفتار را اینجا بخوانید

بدون قهرمان، حماسه معنا ندارد!
سومین قسمت از درسگفتار «ایران در آینه روایت حماسی» به تبیین مفهوم «حماسه» به عنوان یکی از مهمترین انواع روایت اختصاص یافت. بهمن نامورمطلق در این بخش توضیح داد: «حماسه» نوعی از «روایت» است؛ همانطور که پیشتر اشاره داشتیم، ما (انسانها) نمیتوانیم هیچ چیز بدون «روایت» را درک و دریافت کنیم. یکی از انواع «روایت»، «روایتهای حماسی» است که در واقع روایتهای تجلیل از کُنشهای قهرمان هستند. با این نگاه، «حماسه» به معنای تبیین و تجلیل کُنشهای یک قهرمان تعریف میشود.
وی بر دو ویژگی کلیدی حماسه، یعنی وجود قهرمان و هویت جمعی، تأکید کرد و افزود: در «حماسه» همیشه قهرمان داریم. حالا این قهرمان میتواند فردی باشد یا میتواند جمعی باشد؛ اما در نهایت باید قهرمان وجود داشته باشد چراکه «حماسه» با قهرمان تعریف میشود. «حماسه» اغلب دارای یک «روایت» بلند است. نکته حائز اهمیت دیگر آنکه؛ حماسهها به «هویت جمعی» مربوط میشوند و فردی نیستند. نمیتوانیم حماسه فردی داشته باشیم؛ چراکه آن قهرمان باید نماد و نماینده جمع باشد تا حماسه شکل گیرد. قهرمان نمیتواند فقط نماینده خودش باشد.
ادامه این درسگفتار را اینجا بخوانید
سینمای دینی فراتر از روایت زندگی پیامبران است
مفهوم «سینمای دینی» همواره یکی از موضوعات چالشبرانگیز در میان منتقدان و اهالی فرهنگ بوده است. رضا منتظری، منتقد و کارشناس سینما و تلویزیون در گفتوگو با ایکنا، با بیان اینکه این مفهوم بسیار گستردهتر از تصور رایج است، اظهار کرد: متاسفانه در سالهای اخیر این تصور به وجود آمده که هر فیلمی درباره زندگی پیامبران، ائمه یا شخصیتهای برجسته مذهبی ساخته شود، در زمره آثار دینی قرار میگیرد، در حالی که چنین تعریفی بسیار محدود و تقلیلگرایانه است. سینمای دینی صرفا به روایت زندگی بزرگان دین اختصاص ندارد، بلکه هر اثری که بتواند ارزشهای اخلاقی، انسانی و معنوی را در جامعه ترویج کند، در این حوزه جای میگیرد.
وی با تأکید بر جوهره اخلاقی دین، ادامه داد: اگر به آموزههای ادیان الهی به ویژه دین اسلام نگاه کنیم، میبینیم که بخش بزرگی از آن به مسائل اخلاقی و اجتماعی مربوط میشود. احترام به والدین، تکریم سالمندان، مهربانی با همسایگان، کمک به نیازمندان و حفظ کرامت انسانی از جمله موضوعاتی هستند که بارها در متون دینی مورد تأکید قرار گرفتهاند. بنابراین اگر یک فیلم بتواند این مفاهیم را به شکلی هنرمندانه و باورپذیر به مخاطب منتقل کند، بدون تردید در حوزه سینمای دینی قرار میگیرد، حتی اگر هیچ شخصیت مذهبی یا واقعه تاریخی دینی در آن وجود نداشته باشد.
ادامه این مصاحبه را اینجا بخوانید

همذاتپنداری با قهرمانان؛ راهی برای آموزش اخلاق به کودکان
مهدی فقیه، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، در گفتوگویی دیگر با ایکنا، بر نقش بنیادین هنر نمایش در تربیت نسل آینده تأکید کرد. وی اظهار داشت: توجه به مقوله کودک در کارهای نمایشی، فقط یک انتخاب هنری نیست، بلکه یک ضرورت راهبردی برای ساختار اجتماعی یک ملت است. وقتی از مخاطب کودک سخن میگوییم، با لایهای از جامعه مواجه هستیم که ذهن و ضمیرش همچون زمینی بکر، آماده پذیرش بذر است. سینما و تلویزیون امروز، وظیفه دارند که این زمین را با مفاهیم اصیل اخلاقی و انسانی آبیاری کنند.
بازیگر فیلم «ملک سلیمان» با اشاره به لزوم بهرهگیری از تکنیک همذاتپنداری فعال، گفت: «رای اینکه بتوانیم اخلاقیات را در کودک نهادینه کنیم، کودک نباید صرفاً یک تماشاگر منفعل باشد که نصیحتها را میشنود، بلکه باید قهرمان داستان را به عنوان الگویی برای تجربه کردن زندگی بشناسد. وقتی در یک نمایش، یک موقعیت اخلاقی را طراحی میکنیم که در آن قهرمان داستان در دوراهی انتخاب میان خودخواهی و ایثار قرار میگیرد، کودک در حال تمرین تصمیمگیری است. این همان نقطهای است که اخلاق از یک تئوری خشک خارج شده و به یک رفتار آزموده شده در ذهن کودک تبدیل میشود.
ادامه این مصاحبه را اینجا بخوانید

سینما میتواند پیام عاشورا را به مخاطب امروز منتقل کند
جعفر دهقان، بازیگر شناختهشده سینما و تلویزیون، نیز در گفتوگو با ایکنا به واکاوی ظرفیتهای سینما در بازتاب فرهنگ عاشورا پرداخت. وی با بیان اینکه عاشورا یک جریان ماندگار در تاریخ اندیشه بشری است، اظهار کرد: این واقعه بزرگ، صرفاً یک رویداد سوگوارانه نیست، بلکه مدرسهای است برای شناخت حق، باطل، ایستادگی و کرامت انسانی. سینما به دلیل زبان تصویری و توانایی تأثیرگذاری گسترده بر مخاطب، میتواند یکی از مهمترین ابزارها برای بازتاب پیام عاشورا باشد، مشروط بر آنکه از سطح ظواهر عبور کرده و به عمق استراتژیک واقعه نفوذ کند.
وی افزود: اگر عاشورا را فقط در سطح مصیبت و اندوه ببینیم، از بخش بزرگی از حقیقت آن غافل ماندهایم. عاشورا در ذات خود، حرکت، آگاهی، انتخاب و مسئولیت است. یک فیلم عاشورایی الزاماً نباید به بازسازی صحنههای کربلا محدود باشد، بلکه میتواند در روایت شخصیتها، در نوع مواجهه آنان با ظلم و در انتخابهای اخلاقی، روح عاشورا را منتقل کند. بسیاری از کارگردانان ما تلاش کردهاند تا با بهرهگیری از نمادپردازیهای هنری، مفاهیم عاشورایی را به بطن زندگی مدرن پیوند بزنند؛ این تلاشها ستودنی است اما هنوز با نقطه مطلوب فاصله داریم.
مشروح این گفتوگو را اینجا بخوانید.

«اشاره»؛ تداوم گفتوگوی سیاسی-اجتماعی با نوجوانان
برنامه تلویزیونی «اشاره»، به عنوان تنها برنامه سیاسی ـ اجتماعی ویژه نوجوانان در رسانه ملی، پس از پخش بیش از ۱۰۰ قسمت برنامه زنده، وارد فصل جدیدی از تولیدات خود شده است. این برنامه که با اجرای محمد میرزازاده و تهیهکنندگی محمد درویشی روی آنتن شبکه امید میرود، از دیماه سال گذشته تاکنون به موضوعات سیاسی، اجتماعی، هویتی و مسائل روز مرتبط با نوجوانان پرداخته است. «اشاره» در مقطع فعلی و تا زمان برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید، در قالب برنامهای تولیدی و با محوریت کتاب «از ایرانمان دفاع میکنیم» منتشر میشود و پس از آن مجدداً در قالب برنامه زنده به بررسی و تحلیل مسائل روز از منظر نوجوانان خواهد پرداخت.
ویژهبرنامههای محرم در شبکههای سیما روی آنتن میرود
با فرارسیدن ماه محرم، شبکههای سیما با تدارکی ویژه به استقبال این ایام رفتهاند. «سیمای محرم» امسال تنها بازتابی از آیینهای سوگواری و حسینیههای تلویزیونی نیست روایتی از پیوند جاودان عاشورا با حماسههای معاصر ملت ایران نیز به شمار میآید؛ حماسههایی که در روزهای جنگ، با ایستادگی مردم و ایثار رزمندگان، و با خون شهدای راه مقاومت، معنا و جلوهای تازه یافت. شبکههای سیما در این ایام با تولید و پخش برنامههای گوناگون در ساختارهای مختلف، تلاش کردهاند تا ضمن پرداختن به آیینهای عزاداری سیدالشهدا(ع)، بازتابی از فرهنگ ایثار، مقاومت و شهادت را نیز به مخاطبان ارائه کنند؛ فرهنگی که ریشه در عاشورا دارد و در روزگار امروز تداوم یافته است.
در این گزارش، برنامههای تلویزیونی به تفکیک هر شبکه معرفی شدهاند را بخوانید.
«شاخهای روی آب» روایت زندگی شهید طهرانچی روی آنتن رفت
در حوزه سینمای مستند نیز، شبکه مستند سیما میزبان پخش مستند «شاخهای روی آب» به کارگردانی محسن اسلامزاده و محمدمهدی حبیبی بود. این مستند که محصول مرکز مستند سوره است، همزمان با اولین سالگرد جنگ ۱۲ روزه و شهادت دانشمند شهید دکتر محمدمهدی طهرانچی روی آنتن رفت.
«شاخهای روی آب» روایتی جامع از زندگی، فعالیتهای علمی و فرهنگی و ابعاد شخصیتی شهید محمدمهدی طهرانچی است. این اثر با بهرهگیری از تصاویر آرشیوی، گفتوگو با نزدیکان و همراهان و مرور مقاطع مختلف زندگی این شهید، تلاش میکند تصویری کامل از مسیر زندگی و نقشآفرینی او در عرصههای علمی، آموزشی و مدیریتی ارائه دهد و الگویی درخشان را به نسل جوان معرفی کند.

«تکیه چارسوق»؛ بازخوانی هنری عاشورا با نوای تعزیه
در حوزه رسانه شنیداری نیز، شبکه رادیویی فرهنگ با تدارک ویژهبرنامه «تکیه چارسوق»، به بازخوانی هنری و مذهبی وقایع عاشورا از طریق آیین دیرینه «تعزیهخوانی» میپردازد. این برنامه که به همت گروه تأمین رادیو فرهنگ تولید شده است، فرصتی است تا مخاطبان در ایام دهه اول محرم، هر روز ساعت ۱۸:۳۰ با نوای تعزیهخوانان برجسته کشور، به زیارت کلامی و شنیداری مجالس سوگ آلالله بنشینند. اهمیت این برنامه در حفظ و ترویج یکی از میراثهای ناملموس فرهنگ ایرانی یعنی «تعزیه» نهفته است؛ هنری که با ترکیب شعر، موسیقی و درام مذهبی، نقش مهمی در انتقال پیام عاشورا به نسلهای مختلف ایفا کرده است.
تأکید بر نقشآفرینی جهاددانشگاهی در عرصه فرهنگ دانشجویی
در هفتهای که گذشت، نشست مشترک علی منتظری، رئیس جهاددانشگاهی با مهدی شفیعی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیران ارشد دو مجموعه، در دفتر مرکزی جهاددانشگاهی برگزار شد. منتظری در ابتدای این نشست با تشریح روند شکلگیری جهاددانشگاهی به عنوان بازوی اجرایی ستاد انقلاب فرهنگی، به نقش این نهاد در تحقق اهداف فرهنگی انقلاب اشاره کرد.
رئیس جهاددانشگاهی با بیان فعالیتهای گسترده فرهنگی این نهاد در دهههای گذشته، اظهار کرد: تا پیش از دهه ۱۳۷۰ بخش قابل توجهی از فعالیتهای فرهنگی دانشگاهها توسط جهاددانشگاهی انجام میشد و بیش از ۱۵ جشنواره سراسری در حوزههایی همچون تئاتر، موسیقی، شعر و قرآن توسط این نهاد برگزار شد که بسیاری از چهرههای شاخص فرهنگی و هنری کشور از دل همین برنامهها معرفی شدند.
وی افزود که هماکنون نیز جهاددانشگاهی با اجرای برنامههایی همچون «پایاننامه سال دانشجویی» و «کتاب سال دانشجویی» نقش مؤثری در توسعه فعالیتهای فرهنگی دانشگاهها و جامعه دانشجویی ایفا میکند.
ادامه این نشست را اینجا بخوانید
