انتشار این پیام رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، واکنشها و تحلیلهای متعددی را در فضای سیاسی کشور به دنبال داشته است.
در همین زمینه، ایکنا برای بررسی ابعاد و پیامدهای این پیام و نیز ارزیابی چشمانداز تفاهمنامه میان ایران و آمریکا، با محمدکاظم انبارلویی، عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی، گفتوگو کرده است که در ادامه میخوانیم:
ایکنا ـ رهبر انقلاب در پیام خود درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا فرمودند که «علیالاصول نظر دیگری داشتم» اما با توجه به تعهدات ارائهشده از سوی رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی، اجازه انجام این توافق را صادر کردند. این بخش از پیام تا چه اندازه نشاندهنده اعتماد ایشان به مسئولان و اهمیت سازوکارهای قانونی در تصمیمگیریهای کلان کشور است؟
پیام رهبر انقلاب حاوی نکات مهم و راهبردی متعددی است که هر کدام میتواند مورد تحلیل قرار گیرد. نخستین نکتهای که از این پیام برداشت میشود، نحوه اداره کشور بر پایه عقل جمعی، تدبیر جمعی و سازوکارهای قانونی است. رهبر انقلاب در این پیام نشان دادند که تصمیمات کلان کشور در چارچوب قانون اساسی، نهادهای رسمی و فرآیندهای قانونی اتخاذ میشود و ایشان نیز در همین چارچوب عمل میکنند. این موضوع از مهمترین پیامهای این بیانیه به شمار میرود.
نکته دوم آن است که مسئولان کشور با انگیزه خدمت، دلسوزی و حسن نیت وارد این مسیر شدهاند. همانگونه که در پیام نیز مورد اشاره قرار گرفته، مسئولان امر با هدف تأمین منافع ملی و دفاع از حقوق ملت ایران تلاشهای خود را برای رسیدن به این مرحله به کار بستهاند.
سومین نکته به ارزیابی جایگاه طرف آمریکایی در این توافق بازمیگردد. به اعتقاد من، از متن پیام میتوان دریافت که این رئیسجمهور آمریکا بوده که بیش از هر طرف دیگری به حصول این توافق نیاز داشته و برای رسیدن به آن از ابزارها و اهرمهای مختلف استفاده کرده است. این مسئله نشاندهنده شرایطی است که طرف آمریکایی خود را در آن قرار داده و به نوعی بیانگر نیاز و استیصال واشنگتن در این مقطع است.
نکته چهارم مربوط به موضوع تعهدات است. تجربه تاریخی نشان داده که آمریکا در بسیاری از توافقات به تعهدات خود پایبند نبوده است و به همین دلیل نیز نمیتوان با اطمینان کامل نسبت به اجرای تعهدات این کشور سخن گفت. اما آنچه در این پیام اهمیت دارد، تأکید بر تعهد مسئولان جمهوری اسلامی ایران است. رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی متعهد شدهاند که از حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت صیانت کنند، مطالبات کشور را پیگیری کنند و در برابر هرگونه زیادهخواهی آمریکا عقبنشینی نکنند. رهبر انقلاب نیز بر اساس همین تعهدات، مجوز انجام این تفاهم را صادر کردهاند.
در بخش دیگری از پیام نیز تصریح شده است که ملت ایران و رهبر انقلاب منتظر تحقق شروط و تعهدات مطرحشده در این تفاهمنامه خواهند بود. همچنین تأکید شده که مذاکرات حضوری احتمالی در آینده به هیچ عنوان به معنای پذیرش دیدگاهها و خواستههای دشمن نیست. این بخش از پیام نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران ضمن بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماتیک، همچنان بر اصول و مواضع اساسی خود پایبند خواهد بود.
به نظر میرسد لحن محتاطانه پیام نیز ناشی از همین واقعیت است که سابقه عملکرد آمریکا، اعتماد کامل به تعهدات این کشور را دشوار میکند. البته در برخی موارد، آمریکا نخستین گامهایی را برای اجرای تعهدات خود برداشته که از جمله آن میتوان به رفع برخی محدودیتهای دریایی اشاره کرد و این موضوع را میتوان یک دستاورد برای جمهوری اسلامی ایران دانست.
با این حال، یکی از مهمترین محورهای تفاهمنامه، موضوع آتشبس و توقف تجاوزات علیه محور مقاومت، بهویژه در لبنان، بوده است؛ مسئلهای که هنوز بهطور کامل محقق نشده است. از این منظر میتوان گفت که توافق در همان مراحل ابتدایی با چالش پایبندی طرف مقابل به تعهدات مواجه شده است.
در مجموع، این تفاهمنامه ظرفیتهایی را در جهت تأمین منافع جمهوری اسلامی ایران در خود دارد، اما مسئله اصلی، میزان پایبندی طرف مقابل به تعهداتش است. به عنوان نمونه، اگر قرار باشد مفاد مربوط به توقف تجاوزات اجرایی شود، رژیم صهیونیستی باید از مناطق اشغالی لبنان عقبنشینی کند و تجاوزات خود علیه مردم فلسطین را متوقف سازد. در حالی که تجربه نشان داده این رژیم معمولاً تنها در برابر فشارهای میدانی و تحمیل هزینههای سنگین عقبنشینی میکند، نه صرفاً در نتیجه توافقات سیاسی. از این رو، بخش مهمی از موفقیت یا ناکامی این تفاهمنامه به نحوه مواجهه آمریکا با این مسئله و میزان توانایی آن در وادار کردن رژیم صهیونیستی به اجرای تعهدات بستگی خواهد داشت.
ایکنا ـ شما به برخی مفاد تفاهمنامه اشاره کردید. با توجه به محتوای این توافق، تا چه اندازه میتوان آن را نشانهای از ناکامی آمریکا در دستیابی به اهداف اعلامی خود در قبال ایران دانست؟
اگر مفاد این تفاهمنامه را بهدقت بررسی کنیم، تقریباً هر بند آن به نوعی بیانگر شکست سیاستهای آمریکا و شخص ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران است. آمریکا و متحدانش با اهداف مشخصی وارد این تقابل شدند؛ از جمله تضعیف و نابودی توان ملی ایران، تجزیه کشور، از بین بردن ظرفیتهای هستهای و در نهایت به حاشیه راندن ایران از معادلات منطقهای و بینالمللی. حتی در مقاطعی ادبیاتی به کار بردند که از حذف ایران از معادلات تاریخی و تمدنی سخن میگفت.
اما امروز مشاهده میکنیم که هیچیک از این اهداف محقق نشده است. نه تنها جمهوری اسلامی ایران به حیات و اقتدار خود ادامه داده، بلکه طرف مقابل نیز در منطقه و سرزمینهای اشغالی متحمل خسارتها و ضربات سنگینی شده است؛ ضرباتی که به اعتقاد من جبران آنها به سالها زمان نیاز خواهد داشت.
از این منظر، برخی از بندهای تفاهمنامه که متضمن کاهش حضور و عقبنشینی آمریکا از برخی عرصههای منطقهای است، بیش از هر چیز نشاندهنده عقبنشینی و شکست سیاستهای واشنگتن در قبال ایران است. البته همانگونه که رهبر انقلاب نیز در پیام خود تأکید کردهاند، هنوز نمیتوان با اطمینان درباره اجرای کامل مفاد این توافق سخن گفت و باید منتظر عملکرد عملی طرف آمریکایی بود.
ایکنا ـ یکی از نکات مهم پیام رهبر انقلاب، اشاره به نظر متفاوت اولیه ایشان و در عین حال پذیرش نظر مسئولان و سازوکارهای قانونی بود. این موضوع تا چه اندازه میتواند پاسخی به ادعاهایی باشد که ساختار تصمیمگیری در جمهوری اسلامی را غیرمشارکتی یا دیکتاتورمآبانه معرفی میکنند؟
به نظر من این پیام یکی از روشنترین پاسخها به چنین ادعاهایی است. رهبر انقلاب بر اساس اختیارات قانونی خود میتوانستند نظر شورای عالی امنیت ملی یا پیشنهاد رئیسجمهور را نپذیرند و مجوزی برای اجرای این تفاهم صادر نکنند. چنین اقدامی نیز کاملاً در چارچوب قانون قرار میگرفت. اما آنچه رخ داد، نشاندهنده احترام به فرآیندهای قانونی، عقل جمعی و تدبیر جمعی در اداره کشور است.
این پیام در واقع نوعی آموزش عملی کشورداری نیز محسوب میشود؛ اینکه اداره کشور تنها بر اساس نظر یک فرد صورت نمیگیرد، بلکه مجموعهای از نهادهای قانونی، کارشناسیها و ارزیابیهای مختلف در تصمیمسازی و تصمیمگیری نقش دارند. جمهوری اسلامی ایران سازوکارهای قانونی مشخص خود را دارد و در این چارچوب، دیدگاههای مختلف مورد توجه قرار میگیرد و در نهایت تصمیمی اتخاذ میشود که منافع ملی را تأمین کند.
ایکنا ـ برخی جریانها مدعی هستند که رهبر انقلاب یا تحت فشار با این تفاهمنامه موافقت کردهاند یا اینکه با تمامی مفاد آن موافق بودهاند. پیام اخیر تا چه اندازه این دوگانهسازیها را رد میکند؟
اساساً این نوع تحلیلها با واقعیتهای موجود در نظام جمهوری اسلامی سازگار نیست. کسانی که چنین ادعاهایی را مطرح میکنند باید توضیح دهند که در کشوری که ساختارهای قانونی مشخصی وجود دارد، دولت خود را ملتزم به رهنمودهای رهبری میداند و نیروهای مسلح نیز در چارچوب قانون اساسی تحت فرماندهی فرمانده کل قوا فعالیت میکنند، اساساً مفهوم «تحمیل» چه جایگاهی میتواند داشته باشد؟
رهبر انقلاب در پیام خود بهصراحت بیان کردهاند که در ابتدا نظر دیگری داشتهاند، اما پس از دریافت تعهدات لازم از رئیسجمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی، با اجرای این تفاهم موافقت کردهاند. این موضوع نه نشانه تحمیل است و نه به معنای موافقت مطلق با همه ابعاد توافق؛ بلکه بیانگر یک فرآیند قانونی، عقلانی و مبتنی بر مسئولیتپذیری در نظام تصمیمگیری کشور است.
در واقع، پیام رهبر انقلاب نشان میدهد که تصمیمگیری در جمهوری اسلامی بر پایه تعامل میان نهادهای قانونی، بررسیهای کارشناسی و توجه به منافع ملی انجام میشود و طرح ادعاهایی نظیر اعمال فشار یا تحمیل اراده بر رهبری، فاقد پشتوانه منطقی و واقعی است.
ایکنا ـ در سؤال پایانی، برخی ممکن است از بخشهایی از پیام رهبر انقلاب، بهویژه آنجا که فرمودند «علیالاصول نظر دیگری داشتم»، برای ایجاد فشار بر دولت یا خدشهدار کردن فضای همدلی و انسجام ملی استفاده کنند. با توجه به وحدتی که طی ماههای اخیر در کشور شکل گرفته، چه توصیهای به این افراد دارید و مردم چگونه باید نسبت به این فضاسازیها هوشیار باشند؟
باید میان نقد، ابهام و اختلافنظر با دوقطبیسازی تفاوت قائل شد. جمهوری اسلامی ایران کشوری است که در آن افراد میتوانند دیدگاههای خود را مطرح کنند و حتی ممکن است کسانی بهطور کامل با چنین تفاهمنامهای موافق نباشند. بیان نقد و طرح پرسش، امری طبیعی و پذیرفتهشده است؛ اما آنچه میتواند آسیبزا باشد، تلاش برای ایجاد دوقطبیهای کاذب در جامعه است.
برخی ممکن است بخواهند اینگونه القا کنند که کشور به دو جبهه موافق و مخالف توافق تقسیم شده است، در حالی که چنین تصویری با واقعیت فاصله دارد. آنچه امروز در کشور وجود دارد، محوریت رهبری و انسجام ملی حول منافع کشور است. رهبر انقلاب بر روند امور اشراف کامل دارند و پیام اخیر ایشان نیز نشاندهنده همین تسلط و مدیریت حکیمانه است.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که ارزیابی هر توافقی در نهایت به میزان تحقق مفاد آن وابسته است. من معتقدم اجرای کامل این تفاهمنامه با موانع جدی روبهرو خواهد بود، زیرا بخش مهمی از آن مستلزم تغییر رفتار و رویکرد آمریکا در منطقه است؛ موضوعی که تحقق آن با توجه به سوابق و سیاستهای این کشور محل تردید است.
با این حال، آنچه امروز اهمیت بیشتری دارد، حفظ انسجام داخلی و جلوگیری از ایجاد شکافهای سیاسی و اجتماعی است. مردم باید هوشیار باشند که برخی جریانها ممکن است از بخشی از یک جمله یا یک موضعگیری برای ایجاد اختلاف و تضعیف وحدت ملی بهرهبرداری کنند. در حالی که متن کامل پیام رهبر انقلاب نشان میدهد که ایشان ضمن بیان نظر اولیه خود، در نهایت از فرآیند قانونی تصمیمگیری و تعهدات ارائهشده از سوی مسئولان حمایت کردهاند.
به اعتقاد من، کشور در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به همدلی و همگرایی نیازمند است. اگرچه رقابتهای سیاسی، نقدها و دیدگاههای متفاوت وجود دارد، اما نباید اجازه داد این اختلافنظرها به شکافهای ساختگی و دوقطبیهای فرسایشی تبدیل شود. آنچه باید محور قضاوت قرار گیرد، منافع ملی، اقتدار کشور و میزان تحقق تعهداتی است که در این تفاهمنامه پیشبینی شده است.
در نهایت، باید توجه داشت که تحولات پیشرو همچنان نیازمند رصد و ارزیابی دقیق است و قضاوت نهایی درباره این تفاهمنامه را باید بر اساس عملکرد عملی طرفها و میزان پایبندی آنان به تعهداتشان انجام داد. از این رو، حفظ وحدت ملی، پرهیز از فضاسازیهای تفرقهافکنانه و توجه به مصالح کلان کشور، مهمترین ضرورتی است که در این مقطع باید مورد توجه همگان قرار گیرد.
انتهای پیام