به گزارش ایکنا از خوزستان، محمدرضا سنگری عاشوراپژوه، شامگاه 30 خردادماه در ادامه سلسلهنشستهای خانواده آرمانی که در مؤسسه علامه مخبر دزفولی برگزار شد با استفاده از آیات قرآن و روایات به ابعاد مختلف چشمپوشی از خطا پرداخت که در ادامه مشروح آنرا میخوانیم:
بحثی را که محضر شما مطرح کردیم براساس خاطرهای از حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود و پرسشهایی که زید بن صوحان کرد و البته توضیحاتی که امیرالمؤمنین(ع) برای پیرمردی که از شام آمده بود مطرح شد و پس از آن به این مسئله پرداختیم که زیست انسان بی بحران نیست و به عناصری که فروپاشی روانی، درهمریختگی زیست انسانی را در پی دارند پرداختیم و راهکارهای برونرفت از یک چنین فضا و شرایطی را مطرح کردیم.
پس از آن رسیدیم به حقوق سیگانهای که هر یک از ما باید عهدهدار باشیم و این حقوق را رعایت کنیم.
امام صادق(ع) میفرماید: رعایت همه این حقوق بسیار سخت و دشوار است و همین است که وقتی برای یارانش تعریف میکرد میفرمود از این 30 تا که البته قبلش فرموده بود 70 تا و از این 70 تا صرفنظر کردم و هفت تا را طرح میکنم و از این هفت تا هم سه تا را فقط اشاره فرمودند.
شب گذشته من به یکی از اینها اشاره کردم و آن هم یَغفر ذلته بود که به معنای گذشت کردن از لغزشهای دیگران است. اگر هم گاهی این لغزش عامدانه و آگاهانه هم بوده و ما میتوانیم گذشت کنیم، گذشت کنیم تا این رفتار را تغییر دهیم.
گاهی وقتها مهندسی شخصیت آدمها چه مهندسی شخصیت خودمان و چه دیگران در پرتو یک گذشت ساده است که میتواند برای خلق ارزشهای بعدی و هدایت آدمها پشتوانه باشد. گفتیم وقتی با ذلت برخورد میکنید این لغزشها را جمع نکنید و سند نکنید، برای برخورد بزرگنمایی نکنیم به دیگران منتقل نکنیم و باز نگران باشیم که اگر سرزنش کردیم خودمان دچار همان اتفاق بشویم و بعد هم گفتم که این موضوع باعث تنهایی در لحظههای مرگ می شود اگر چنین باشد و بعد هم اشاره کردیم که امام صادق می فرماید نشان بی عرضگی این است که وقتی کسی لغزشی داشته باشه شما نتوانید عذری برایش بتراشید.
سعی کنید برای آن عذر بتراشید بهانه بیاورید توجیهش بکنید حتی گاهی وقتها بگویید خیلی خوب شد اینجور شد. اصلا دختر خانم ها و آقا پسرها وقتی در آستانه بلوغ قرار میگیرند از این اشتباهات زیاد برایشان پیش میآید. از این لغزشها فراوان دارند. مثلا به سبب این هیجانها و این گرما و انرژی فشردهای که در وجودشان هست گاهی وقتها پرخاشگری میکنند. در برابر اشتباهات نوجوانان با متلک و تمسخر و طنز برخورد نکنیم.
دومین مسئولیت یا وظیفهای که ما نسبت به همدیگر داریم که اتفاقا در لحظه های بحران این مسئله خیلی مهم است می فرماید: یَرْحَمُ عَبْرَتَهُ؛ عبرت به معنی اشک است. خطاب به امام حسین(ع) میگوییم السلام علی قتیل العبرات. علت اینکه به اشک هم عبرت می.گویند این است که عبور می کند یعنی از یک جایی آغاز می شود درست مثل چشمه ای که از کوه سرازیر می شود از این کوه وجود ما این اشک میجوشد و سرازیر میشود. سه کلمه را باید اینجا توضیح بدهم. یک کلمه مصیبت است. اشک معمولا با مصیبت پیوند نزدیک دارد البته قبلا درباره اشک صحبت کردیم ما انواع اشک داریم. حداقل هفده نوع اشک وجود دارد. برخی اشکها کلا در تقابل با همدیگر هستند. ما اشک شادی داریم وقتی اوج شادی انسان اتفاق می افتد ما اشک میریزیم. قبلا اشاره کردم این اشک تفاوتش با اشک غم این است که اشک شادی خنک است یعنی وقتی از چشم سرازیر می شود کاملا خنکی آن را احساس می کنید.
وقتی اتفاق غمآلودی می افتد این اتفاق غمآلود چند تا واژه با خود دارد. مصیبت به معنای نمای بیرونی حادثه است. نمای بیرونی حادثههای تلخ و سخت و دشوار. زخمها مصیبت هستند که از واژه اصابت است اما هر غمی و دردی که اتفاق میافتد کم کم درونی میشود و درون و عاطفه ما را برمیانگیزد به این می گویند رضیه جمعش می شود رضایا که در زیارت عاشورا واژه رضیه را داریم که یکی از نام های حضرت زینب(س) کعبه الرضای است. به حضرت زینب(س) میگفتند تو کعبه غمها هستی. چرا این تعبیر را به کار بردند چون همه از همه جا به سمت کعبه حرکت می کنند یعنی گویی هر چه غم است فقط یک قلب آشنا می شناسد و آن قلب حضرت زینب(س) است.
پس مصیبت و رضیه با همدیگر عبرت میسازند یعنی اشک میسازند همین اشکی که الان از آن صحبت میکنیم. وقتی شما با اشک کسی مواجه می شوید باید رأفت و رحمت را بهکار بگیرید. پیشنهاد روایات ما این است که دلسوزی و همدردی نشان دهیم. در مراسم سوگواری به آن کسی که داغدار است خودمان را نشان بدهیم، بیایم نزدیک به او تسلیت بگوییم و دلسوزی و همدردی کنیم. به هیچ وجه در مجلس سوگ و عزا و داغ دیگران خنده نکنید حتی برخی سعی می کنند درست در آن موقعیت چیزی بگویند شاید او را بخندانند اما این کار را نکنید. اتفاقا با او همدردی کنید همراهی کنید سعی کنید این غم کاهش پیدا کند. طعنه نزنیم و از ضعفهای میت حرف نزنیم هیچ وقت از درگذشتگانتان بد یاد نکنید و همیشه آنهایی را که از دنیا رفتند با خیر و خوبی یاد کنید.
اشک صاحب عزا را پاک کنید اگر میتوانید دستمال دارید در اختیارش بگذارید یا خودتان اشکش را پاک کنید. اینها را که من میگویم در سیره پیغمبر و در سیره شخص حضرت اباعبدالل(ع)ه دیده میشود.
وقتی عون برادرش میآید و گریه میکند امام خودش اشکش را پاک می.کند. اشک حضرت زهرا(س) را علی(ع) پاک میکرد و اشک علی(ع) را حضرت زهرا(س). این همدلی و همراهیها بسیار خوب است. بچهات وقتی گریه میکند در آغوشش بگیر و اشکش را پاک کن. در آغوشش بگیریم و سرش را روی شانه قرار دهیم. این سیره و روش شخص پیغمبر است. همه به معنای همان رأفت و رحمتی است که ما باید در برخورد با گدازههای درونی انسان به کار بگیریم.
گاهی منزل شهدا بروید. فقط به این هم اکتفا نکنید که حالا بنشینیم و مثلا زیارت عاشورایی می خوانیم. همراهی هم کنید و دو رکعت نماز بخوانید. گاهی اوقات پیغمبر نمازش را در خانه شهید برپا می کرد. در روایت هم داریم که حتی نگاه به دیوار خانه شهدا برای انسان می تواند برکت آور باشد. زیارت شهدا دارالشفاست. این دارالشفا تعبیری است که حضرت امام(ره) برای مزار شهدا به کار گرفتند. من کم ندیدم و نشنیدم که افرادی بر سر مزار شهید میروند و گره خودشان را باز می کنند. خانه شهید هم می تواند محلی بهعنوان دارالشفا باشد.
در ادامه این حدیث آمده است: یَسْتُرُ عَوْرَتَهُ. همه ما با واژه ستر آشنا هستیم. نام حضرت حق ستارالعیوب است یعنی پوشاندن. اما عورت چیست؟ در روایات ما عورت یعنی هر چیزی که شخص از افشای آن رنج می برد یا از اینکه کسی به آن بپردازد ناراحت می شود و سعی می کند پنهان کند است. چون عورت به معنای نقصان و کاستی است. نقص و کاستیهای دیگران را بپوشانیم. حتی ضعفهایی را که شخص دارد خودمان عهده دار شویم.
بعد از اتفاق هواپیمای اوکراین با وجود اینکه خطای خلبان بود و نباید پرواز می کرد اما شهید حاجیزاده با تمام عظمت و بزرگواری در تلویزیون ظاهر شد و گفت که این را من به عهده می گیرم و آماده هرگونه قصاصی هستم. اگر عیب را پوشاندی خدا عیبت را می پوشاند. در همین اتفاقات اخیر فراوان در جاهای مختلف رفتم و دیدم که شخصی میآمد و با من صحبت می کرد و می گفت من علیه رهبری حرف زدم، در هیچ کدام از انتخابات شرکت نکردم اما خون این رهبر من را تغییر داد و من برگشتم. دیگر لازم نیست ما گذشته این فرد را بیان کنیم. ببخشید، بگذرید، صرف نظر کنید و علیه آدمها چیزی که می توانید بعدا آبرویش را ببرید جمع نکنید. کوشش کنید ضعف های افراد را بیان نکنید به خصوص وقتی در جمع قرار می گیرید ماشالله پسرم خیلی خوبه ولی... . از این ولی ها بپرهیزید. همه به بعد از اما و ولی گوش می دهند.
در روایت داریم اگر کسی چند بار عیب افراد را گفت قطعا از چشم مردم می افتد و موقعیت و شخصیتش مخدوش میشود. روایت از امام صادق(ع) بسیار تکاندهنده است: من رَوی عَلی مُؤْمنٍ رِوایةً یریدُ بِها شَینهُ وَهَدْمَ مُروُئَتهِ لِیَسْقُطَ مِنْ اَعْینُ النّاسِ اَخْرَجَهُ اللهُ مِنْ وَلایته اِلی وَلایَة الشّیطانِ فلا یَقْبَلُه الشیطان؛ هر کس بر ضرر مؤمن حکایتی نقل کند و مقصودش این باشد که او را چرکین کند و آبروی او را بریزد، تا از چشم مردم بیافتد؛ خدا او را از بستگی خود براند و به بستگی با شیطان بکشاند و شیطان نیز او را نپذیرد. یعنی این فرد از چشم مردم سقوط خواهد کرد اما بدتر از آن خداوند او را از ولایت خودش بیرون میکند و او دیگر زیر چتر ولایت خدا نیست و زیر چتر شیطان میرود. عیب جویان دوستان صمیمی شیطانند، بردگان شیطانند. حتی شیطان هم تحویلشان نمی گیرد.
هر کس عیب دیگران را بگوید گویی خداوند او را عامل آن عمل قرار خواهد داد یعنی می گوید او نبود تو کردی این را به اسم شما می نویسند. در ادامه آمده یُقِیلُ عَثْرَتَهُ، وَ یَقْبَلُ مَعْذِرَتَهُ. به معنی گذشتن از خطاست. اگر کسی لغزشی داشت از خطایش صرف نظر کنید، بگذرید و ببخشید. تمیم بن قحطبه روز عاشورا مقابل اباعبدالله قرار گرفت و به اباعبدالل(ع)ه و به امیرالمومنین(ع) و به مادر اباعبدالله اهانت کرد. حضرت یک ضربه به او زد افتاد وقتی افتاد دید ضربه دوم اباعبدالله کارش را تمام می کند گفت به همان مادرت که من ناسزا گفتم از من بگذر. امام شمشیر را نگه داشت بالای سرش و صدا زد بیایند و او را ببرند. وقتی تمیم بن قحطبه را می برند بلند بلند گریه می کرد و می گفت ما با چه کسی داریم می جنگیم این حسین کیست؟
حر وقتی برگشت لحظه به لحظه با خودش درگیر بود اگر من الان رفتم چی بگویم، من حسین را اینجا آوردم. اگر هر اتفاقی برای او و بچه هایش بیفتد مقصر منم می توانستم راهش را باز کنم. او در حق من لطف کرد. زهیر گفت با حر بجنگیم. اما امام به ابوالفضل العباس(ع) فرمود تشت ها رو بیاورید به اینها آب بدهید. تشنه هستند. قُرَّة بن قیس می گوید امام دهانه مشک را تنگ کرد تا من بتوانم راحت آب بخورم بعد بازمانده آب ها را به هر اسبی سه جرعه تا هفت جرعه خورانید. امام فرمود دستهایتان را خیس کنید به یال اسب ها بکشید اسب هایشان داغ شده است. امام شخصاً به سم این اسبها که داغ شده بود آب میزد. او این صحنه رو دیده بود و با این حال امام را به کربلا آورد.
انتهای پیام